deltalaw




زمانيکه پرونده از هر جهت تکميل   مي‎شود براي تعيين وقت رسيدگي نزد قاضي دادگاه فرستاده مي‎شود و قاضي دستور   تعيين وقت مي‎دهد. زمان جلسه رسيدگي توسط قاضي دادگاه تعيين مي‎شود.


جلسه دادرسي


جلسه  دادرسي زماني تشکيل مي‎شود که  پرونده از هر جهت تکميل شود و براي تعيين  وقت رسيدگي نزد قاضي دادگاه  فرستاده مي‎شود و قاضي دستور تعيين وقت  مي‎دهد. زمان جلسه رسيدگي توسط قاضي  دادگاه تعيين مي‎شود و معمولا منشي  دادگاه يا مدير دفتر دادگاه مهلتي که  قاضي مشخص کرده را در دفتر تعيين  اوقات دادگاه وارد مي‎کنند. در مجله دلتا تصميم داريم انواع جلسات دادرسي را تعريف کنيم و بررسي کنيم و با توجه به چه شرايطي قاضي جلسات دادرسي را تعيين مي‎کند.


انواع جلسات دادرسي


جلسات دادرسي به شرح زير هستند:



  1. جلسه دادرسي عادي يا معمولي

  2. جلسه دادرسي خارج از نوبت

  3. جلسه دادرسي فوق العاده


جلسه دادرسي


جلسه دادرسي عادي (معمولي) : اين جلسه بر طبق زماني که در دفتر تعيين اوقات دادگاه وجود دارد تعيين   مي‎شود و به طرف هاي دعوا و کلاي آن ها ابلاغ مي‎شود. دادرسي عادي در اولين   زماني که دادگاه دارد معين مي‎شود.


جلسه رسيدگي خارج از نوبت : خارج   از نوبت به جلسه اي گفته مي‎شود که بدون توجه به ترتيب دفتر تعيين اوقات   دادگاه، تعيين شود. قانونگذار به دليل فوريتي که برخي پرونده ها دارند به   دادگاه اين اجازه را داده است که به آن ها خارج از نوبت عادي رسيدگي کند.   بنابراين جلسه خارج از نوبت نزديک تر از وقتي است که در دفتر تعيين اوقات   براي جلسه عادي و معمولي تعيين مي‎شود. در قوانين موارد زيادي وجود دارد  که  بايد وقت رسيدگي خارج از نوبت تعيين شود. به عنوان مثال، اگر نوبت  پرونده  هاي دادگاه شش ماه باشد، و دادگاه نوبت يک ماهه يا دو ماهه جهت  رسيدگي به  پرونده بدهد به نوعي رسيدگي خارج از نوبت است.


معيار تشخيص وقت عادي از وقت خارج از نوبت چيست؟


طبق  قانون ضابطه و معيار خاصي در اين مورد  وجود ندارد. اما بر اساس يک قاعده  کلي مي‎توان گفت که ملاک و معيار تشخيص  وقت عادي از وقت خارج از نوبت به  صورت عرفي است که قاضي دادگاه زمان جلسه  رسيدگي را در بين اوقات رسيدگي  دادگاه به عنوان وقت خارج از نوبت تعيين و  دستور ابلاغ آن را صادر مي‎کند.  به عنوان مثال پرونده اي که مهلت رسيدگي به  آن 6 ماه تعيين شده به طور  قطع و يقين نمي‎توان گفت نسبت به وقت 6 ماهه،  چه زماني خارج از نوبت است.  البته قاضي با توجه به کثرت ارجاعات روزانه و  ظرفيت دفتر تعيين اوقات و  کيفيت پرونده هاي ارجاعي به تعيين جلسه خارج از  نوبت جهت رسيدگي  مي‎پردازد. بايد توجه داشت که جلسه خارج از نوبت نزديک تر  از وقت عادي  است، اما به معني نزديکترين وقت نيست. البته مطابق قانون، در  هر موردي که  تشکيل دادگاه يا جلسه رسيدگي در وقتي که مقرر شده با مانعي  مواجه شود، به  دستور دادگاه بايد نزديکترين وقت رسيدگي ممکن معين شود. در  اين صورت کليه  حقوق و تکاليف اصاحب دعوا که مربوط به جلسه اي که تشکيل نشده  باشد، به  جلسه بعدي موکول مي‎شود. به موجب قانون، اگر تشکيل نشدن جلسه  دادگاه  ارتباطي با طرف هاي دعوا نداشته باشد، حداکثر زماني که بايد براي  رسيدگي  تعيين شود ظرف دو ماه است. تفاوت جلسه خارج از نوبت با جلسه عادي در  اين  است که وقت جلسه خارج از نوبت بدون در نظر گرفتن نوبت تعيين شود.


جلسه دادرسي


جلسه دادرسي فوق العاده : در مواردي که دادگاه طبق قانون در ارتباط با موضوعي موظف است جلسه رسيدگي   تعيين کند يا با تشخيص فوريت در پرونده اي، زماني را تعيين کرده و در آن   وقت به موضوع جلسه رسيدگي ‌کند به اين جلسه، دادرسي فوق العاده مي‎گويند.   بنابراين دادرسي فوق العاده زماني است که دادگاه بدون تعيين وقت قبلي به   موضوع رسيدگي مي‌کند و در اين جلسه بدون حضور طرف هاي دعوا، دادگاه به   پرونده رسيدگي يا رأي آن را صادر مي‌کند. وقت فوق‌العاده را مي‌توان نخستين   زماني دانست که بعد از رسيدگي به پرونده‌هاي نوبتي دادگاه تعيين مي‎شود و   امکان رسيدگي به موضوع را فراهم مي‌سازد.


مواردي که در جلسه دادرسي فوق العاده رسيدگي مي‎شود


برخي از مواردي که دادگاه مي‎تواند خارج از وقت رسيدگي، تصميم‌گيري کند و دستور تشکيل جلسه رسيدگي فوق‎العاده بدهد عبارتند از :



  1. زماني که خواهان دادخواست يا دعواي خود را باز پس بگيرد

  2. طرف هاي دعوا موضوع اختلاف خود را با سازش ختم کرده باشند و تنظيم گزارش اصلاحي را درخواست کنند

  3. يکي از اصحاب دعوا فوت کند

  4. دستور صدور اجراييه صادر شود

  5. قاضي دستور انجام تأمين دليل بدهد


همچنين بخوانيد:


احضاريه دادگاه و عواقب عدم توجه به آن 


حق فسخ اجاره از سوي موجر 


ضرورت هاي‎ انجام يک معامله ملکي 


تدليس يا فريب در ازدواج چه مجازات هايي دارد؟ 


 




به جرم ي در فضاي مجازي  طبق قانون جرايم رايانه‌ اي ، دادسراي جرايم رايانه‌ اي رسيدگي مي‎کند. پس  از طرح شکايت از طرف شخص متضرر، دادسرا پرونده را جهت انجام تحقيقات به  پليس فتا ارجاع مي‎کند.


ي اينترنتي


 


امروزه اينترنت و فضاي مجازي مقوله  ‎اي جدا نشدني از زندگي افراد شده اند. اين در حالي است که سوء استفاده از  امکانات، از بزرگترين مشکلات و بحران‎ هاي عصر حاضر است. به همين دليل  قانون‌ گذار را به اتخاذ تدابيري در حوزه جرائم سايبري، واداشته است. از  جمله جرائمي که با پيشرفت تکنولوژي، در سراسر دنيا و از جمله ايران گسترش  يافته و به اشکال مختلف اموال اشخاص حقيقي و حقوقي را مورد تهاجم قرار داده  است، ي اينترنتي است. يکي از نهادهايي که براي پيشگيري و همچنين  پيگيري پرونده هاي سايبري مسئوليت ويژه اي دارد پليس فتا است. در اين  مقاله  مجله دلتا ، به بررسي جرم ي در فضاي مجازي مي‎پردازد. با ما همراه باشيد.


ي اينترنتي


تعريف ي اينترنتي


ي اينترنتي طبق قانون جرائم  رايانه‌ اي چنين تعريف شده است «استفاده غير مجاز از سامانه ‎هاي رايانه‌  اي يا مخابراتي براي ارتکاب اعمالي از قبيل وارد کردن، تغيير، محو، ايجاد  يا متوقف کردن داده ‎ها، مختل کردن سامانه و تحصيل مال يا منفعت، خدمات يا  امتيازات مالي براي خود يا ديگري » بنابراين ي مجازي به روش هاي  زير انجام مي‎شود.



  • از طريق دادن برنامه، بدون مجوز و مخفيانه در اينترنت

  • تقلب در سيستم هاي رايانه‌ اي و دسترسي به اطلاعات حساب زيان‎ ديده

  • تبليغات گسترده در شبکه ها و کانال‎ هاي مجازي مانند تلگرام و


در ي اينترنتي هم مانند  ي‎ هاي ديگر با توسل يه عمليات متقلبانه مال و يا امتيازي از شخصي  گرفته مي‎شود. در مواردي شخص با تبليغات واهي و دروغين نسبت به امري، در  ابتدا وجه و يا مبلغي را دريافت مي‎کند که در اين صورت هم ي در  فضاي مجازي صورت گرفته است.


مجازات جرم ي در فضاي مجازي


طبق قانون، مجازاتي که براي جرايم رايانه‌  اي در نظر گرفته شده حبس از 91 روز تا يک سال يا جزاي نقدي از پنج ميليون  ريال تا بيست ميليون ريال يا هر دو مجازات با هم است.


دادسراي جرائم رايانه‌ اي و پليس فتا


به جرم ي در فضاي مجازي طبق قانون  ، دادسراي جرايم رايانه‌ اي رسيدگي مي‎کند. پس از طرح شکايت از جانب شخص  متضرر، دادسرا پرونده را براي انجام تحقيقات به پليس فتا ارجاع مي‎دهد.  بايد توجه داشت که پليس فتا در صورتي به جرائم سايبري و خصوصا جرايم مالي  اينترنتي مانند ي رسيدگي مي‎کند که ارجاع توسط مقام قضايي و مجوز  لازم براي شروع به تحقيق و پيگيري موضوع توسط  اين مقام  صادر شده باشد. در  اين صورت  پليس فتا هرگونه دسترسي غير مجاز، سرقت و ي، برداشت  اينترنتي غيرمجاز از حساب هاي بانکي اشخاص، جرائم عليه عفت، هتک حيثيت و  نشر اکاذيب و بسياري امور مجرمانه ديگر را مورد پيگيري قرار مي‎دهد.


ي اينترنتي


نکات مهم براي پيشگيري از ي اينترنتي:


با توجه به استفاده از تکنولوژي پيشرفته تعداد بيشتري از افراد قرباني جرم ي اينترنتي مي‎شوند و همچنين به دليل اينکه قرباني شخص را مستقيما  نمي‎بيند و شايد کلا هيچ  شناختي از نداشته باشد، دستگيري اين  مجرمان دشوار تر و گاه همراه با صرف وقت و هزينه بسيار است.


بنابراين بهترين راه مقابله با جرائم رايانه اي پيشگيري از وقوع آن است.


الف) نکاتي براي تامين امنيت کسب و کار شخصي :


1- امنيت وب سايت و کسب و کار از روش ‎هاي مختلف مانند استفاده از آنتي ويروس ها، فايروال‎ ها، آنتي اسکم‎ ها و تامين شود.


2- به روز رساني مرتب کليه نرم افزار ها


3- بررسي سوابق کارمندان و آموزش نکات ايمني لازم در فضاي سايبري به آن‎ها


4- تهيه نسخه پشتيبان از داده‎ها و کنترل هميشگي وب سايت از نظر ايمني


پليس فتا


ب) موارد تامين امنيت شخصي افراد در اينترنت :


1-   استفاده از نرم افزارهاي محافظت‎کننده مانند نرم افزارهاي ضدجاسوسي و فايروال‎ ها


2- استفاده از ابزار هاي ايمن، به طور مثال  استفاده از نت ‎هاي عمومي و خريد يا پرداخت آنلاين آن‎ها خطرناک است و  مي‎تواند اطلاعات کارت بانکي افراد را در اختيار مجرمان سايبري قرار دهد.


3- از باز کردن ايميل‎هاي ناشناس و کليک کردن  روي فايل‎ ها يا لينک‎ هاي ضميمه اين ايميل ‎ها خودداري شود.


4- افراد بايد دانش و آگاهي خود را نسبت به فناوري‎ هايي مانند اينترنت، شبکه هاي اجتماعي و … افزايش دهند.


5- عدم خريد از سايت‎ هاي ناشناس و نامعتبر


همچنين بخوانيد:


قانون مي گويد نسبت به کودک آزاري بي تفاوت نباشيم 


متهم ؛ مجرم نيست! 


ملک در رهن بانک را چطور معامله کنيم؟ 


احضاريه دادگاه و عواقب عدم توجه به آن 


 




بهترين و مطمئن‎ترين روش تمديد  اجاره نامه، تمديد اجاره در بنگاه معاملات ملکي است. وقتيکه تمديد اجاره در  بنگاه انجام شود. براي قرارداد جديد که بين موجر و مستاجر مجددا منعقد  مي‎شود مي‎توان کد رهگيري املاک دريافت کرد.


اجاره نامه


 


اجاره نامه يکي از رايج‎ترين و  مهمترين قراردادها در حوزه معاملات املاک است که بين موجر و مستاجر منعقد  مي‎شود.  قانونگذار براي اينکه حق و حقوق هر دو طرف رعايت شود قوانين و  مقرراتي را در اين خصوص تعيين کرده است که در صورت آگاهي موجر و مستاجر از  اين قوانين از بسياري اختلافات جلوگيري مي‎شود.


يکي از مواردي که در بخش اجاره ملک مطرح  است تمديد اجاره است. زماني که مهلت قرارداد اجاره تمام مي‎شود دو حالت  متصور است. مستاجر ملک را تخليه مي‎کند و يا با موجر به توافق مي‎رسند مدت  بيشتري در مورد اجاره بماند که به آن تمديد اجاره نامه مي‎گويند. در مجله دلتا قواعد و ضوابط تمديد اجاره را بررسي و همچنين روش‎هاي قانوني و مطمئن تمديد اجاره اشاره شده است.


اجاره نامه و روش‎هاي تمديد آن


1. تمديد اجاره در بنگاه املاک : بهترين و مطمئن‎ترين روش، تمديد اجاره  در بنگاه معاملات ملکي است. وقتيکه تمديد اجاره در بنگاه انجام شود، براي  قرارداد جديد که بين موجر و مستاجر دوباره منعقد مي‎شود مي‎توان کد رهگيري  املاک دريافت کرد. تمديد اجاره در بنگاه به شيوه هاي  زير انجام مي‎شود :



  • تمديد اجاره در سامانه سراسري املاک کشور و دريافت کد رهگيري

  • پشت نويسي اجاره نامه

  • تنظيم اجاره نامه جديد و يا متمم قرارداد اجاره


اجاره نامه


 


2. تمديد شفاهي اجاره نامه : برخلاف تمديد اجاره در بنگاه مشاور املاک  مي‎توان گفت نامناسب‎ترين روش تمديد، تمديد شفاهي و بياني بين مالک و  مستاجر است . زيرا در صورت بروز اختلاف طرف‎هاي قرارداد از نظر اثبات  توافقاتي که بين خود رد و بدل کرده‎اند دچار مشکل مي‎شوند.


3. تمديد اجاره بين طرف‎هاي قرارداد : اين روش که در اصطلاح تمديد اجاره  به صورت دستي گفته مي‎شود در مواردي است که مالک و مستاجر به جاي مراجعه  به بنگاه املاک ، تصميم مي‎گيرند به شکل دستي و پشت نويسي، قرارداد را  تمديد کنند. فقط بايد شهود در پشت قولنامه ملک را امضا کنند و پشت نويسي به  طور دقيق و صحيح انجام شود.


اجاره نامه


نکات قانوني تمديد اجاره نامه ملک :



  • براي تمديد قرارداد بايد شروط يا تغييراتي در آن صورت گيرد و کليه  شرايط و تغييرات جديد به طور دقيق و با جزئيات در اجاره نامه جديد  درج  شود.

  • در زمان تمديد اجاره، افرادي به عنوان شاهد حضور داشته باشند و در  مواردي که لازم است تحت عنوان شاهد قرارداد اجاره را امضا کنند. اين اقدام  به اين جهت است که اگر اختلاف و دعوايي بين موجر و مستاجر رخ داد، شهود در  مراجع قانوني حاضر و شهادت بدهند.

  • افراد براي تنظيم قرارداد اجاره جديد يا تمديد آن از متن‎هاي آماده در  اينترنت استفاده نکنند و اين کار را به مشاور املاک متخصص محول کنند تا با  توجه به شرايط واقعي هر دو طرف قرارداد ، يک قرارداد اجاره اي صحيح را  تنظيم کنند.

  • دريافت کد رهگيري براي کليه معاملات ملکي چه خريد و فروش و چه اجاره  ملک مطابق قانون اجباري است. و اين امر در زمان تمديداجاره نامه نيز بايد  رعايت شود.

  • بنگاه صرفا بايد هزينه کميسيون تمديد اجاره نامه را دريافت کند، و حق دريافت مبالغ بيشتري براي دريافت کد رهگيري و … ندارد.

  • هزينه هاي تمديد اجاره نامه توسط اتحاديه املاک به بنگاه هاي ملکي  ابلاغ مي‎شود. بهتر است که موجر و مستاجر از مبلغي که اتحاديه براي  بنگاه‎هاي معاملات ملکي تعيين مي‎کند آگاه باشند.

  • قراردادهاي ملکي بايد فقط در بنگاه‎هاي داراي جواز کسب از اتحاديه  املاک تنظيم و تمديد تا از مشکلات بعدي پيشگيري شود. اين مجوز بايد در  محدوده ديد همه افراد باشد.


 هزينه تمديد اجاره نامه در بنگاه چقدر مي‎شود؟


حق کميسيون براي کليه قرارادادها اعم از  اجاره و رهن و همين طور تمديد قرارداد اجاره نامه هر سال توسط اتحاديه  املاک براي بنگاه هاي املاک تعيين و ابلاغ مي‎شود. طرف‎هاي قرارداد براي  اطلاع دقيق از مبلغ کميسيون بنگاه املاک مي‎توانند از سايت‎ها و اتحاديه  املاک شهر خود استعلام کنند.


همچنين بخوانيد:


اجاره خانه يا اجاره بها به چه صورت مشخص مي‎شود؟ 


مراحل تحويل ملک به مستاجر 


هزينه هاي ملک اجاره اي بر عهده کيست؟ 


نکات مهم در خريد املاک مسي و تجاري 


 



به ياد داشته باشيد که برخلاف تصور عموم مردم از وکالت بلا عزل، محکم‌ترين وکالت‌ها هم، به معناي سند قطعي خريد مال نيست. 


وکالتي


 


معامله وکالتي چه مشکلاتي دارد و چرا نبايد وکالتي معامله کنيم ؟ البته به رغم برخي تحولات در روابط و  مناسبت‌ هاي اجتماعي، هنوز هم اکثر مردم به قول و قرارهاي خود پايبندند  و  وقتي قراردادي را منعقد مي‎کنند در ابتدا چندان  نگران بد قولي طرف  مقابلشان نيستند، اما برخي افرا که با  مسائل حقوقي آشنايي دارند غالبا با  خوش بيني به اين موارد نگاه نمي‎کنند.


برخورد با ي‌هاي متعدد وحيله  ‌هاي فريبکارانه باعث مي‌شود که اين افراد هنگام قرارداد با وسواس معامله و  جانب احتياط را رعايت کرده و به ديگران نيز نکته هاي  قابل توجه را هنگام  معامله گوشزد کنند. به اين نکته ها توجه کنيد که به نفع شما است. با مجله دلتا همراه باشيد.



  • معامله با يک وکيل يا کارشناس حقوقي معمولا چندان مورد قبول  معامله‌کنندگان نيست، چون نگاه نه چندان خوش بينانه آن ها و وسواس دربررسي  شرايط قرارداد دردسرهايي براي طرف مقابل ايجاد مي‌کند. اما اين دقت و وسواس  بي‌دليل نيست. تجربه پيگيري پرونده‌هاي حقوقي نشان داده است که معامله اي  ساده حتي با يک خويشاوند نزديک مي‌تواند ماه‌ها انسان را با  يک دعواي  حقوقي و رفت‎و‎آمد به دادگاه درگير کند. اين در حالي است که با رعايت چند  نکته ساده مي‌توان اين دردسرها را نداشت. بخشي عمده از پرونده‌هايي که در  دادگستري مطرح مي‌شود مربوط به ناآگاهي مردم از شيوه درست معاملات  و به  خصوص معاملات وکالتي است. بهتر است که براي معاملات اعم از ملک و ساير  موارد و جلوگيري از بسياري مشکلات به دفاتر اسناد رسمي مراجعه کنيد .

  • نوعي از معاملات که مي‌تواند اسباب دردسرهاي مختلف شود، معاملات املاک  است. براي اين که معامله شما به دور از دردسر باشد، بايد به دو نکته مهم  توجه کنيد.


نکته اول، دفاتر مشاوره املاک: مشاوران  املاک، در نقش واسطه ها ، دو طرف قرارداد را به هم نزديک مي‌کنند، اما بايد  حتما، قرارداد را در دفتر اسناد رسمي ثبت کنيد. اگر به بنگاه مي‌رويد و  مبايعه ‌نامه مي‌نويسيد، حتما زمان رفتن به دفتر اسناد رسمي و شماره آن را  تعيين کنيد و به توافق بعدي واگذار نکنيد. بايد توجه کرد که تنظيم  مبايعه‌نامه و حضور در دفتر اسناد رسمي بايد در کوتاه ترين زمان انجام شود.


وکالتي


در بنگاه املاک بايد دقت شود که بعد از  تنظيم مبايعه‌نامه ممکن است معلوم شود که ملک در رهن بانک يا توقيف بوده يا  اين که طرف معامله شما مالک نبوده است. ممکن است اين شرايط هنگامي معلوم  شود که شما مبايعه‌نامه را امضا کرده‌ايد و بخش زيادي از مبلغ را  پرداخته‌ايد.


براي اينکه با اين مشکل روبه‌رو نشويد،  قبل از آنکه مبايعه‌نامه را امضا کنيد، با م يکي ازکارشناسان  دفاتر  اسناد رسمي يا مراجعه به اداره ثبت، از آخرين وضعيت ملک مورد معامله باخبر  شويد. همچنين سعي کنيد بيشتر مبلغ قرارداد را در دفتر اسناد رسمي و هم‌زمان  با تنظيم سند رسمي بپردازيد. در ضمن  توصيه مي‌شود که زمان امضاي  مبايعه‌نامه و مراجعه به دفترخانه طولاني نباشد، چون با کوتاه بودن اين  زمان در صورت نوسان قيمت ملک و گران شدن نرخ‌ها، طرف‎ها به فسخ معامله و يا  خلف وعده وسوسه نمي‌شوند. اما با توجه به نرخ تورم، اگر اين زمان طولاني  باشد، با افزايش قيمت ملک، فروشنده وسوسه مي‌شود که با انتقال ملک با قيمتي  که توافق شده، مخالفت کند و بعد از آن دردسرهايي به وجود خواهد آمد.


توصيه ديگر اينکه، مردم به مشاوران املاک  داراي پروانه کسب مراجعه کنند، کساني که مورد تاييد اتحاديه مشاوران املاک و  وزارت بازرگاني هستند. اين‌گونه مشاوران با برچسب روي شيشه محل کسب خود و  با داشتنن کد رهگيري، شناخته مي‌شوند. در ضمن، کد رهگيري معامله ملک خود را  حتما بگيريد.


نکته دوم: سند رسمي در اداره‌ها و بانک‌ها   ويژگي ‌هاي زيادي براي صاحب سند دارد. بنابراين  براي خريد و فروش ملک  حتما” به دفاتر اسناد رسمي مراجعه کنيد. خوشبختانه در اين مورد مشکلي وجود  ندارد و شهروندان به ضرورت معامله رسمي ملک آگاه هستند.



 موضوع ديگري که بايد به آن توجه کرد،  اعتبار وکالت بلاعزل است که در دفاتر اسناد رسمي منعقد مي‌شود. اين نوع  وکالت خيلي کاربرد دارد، اما شهروندان بايد توجه داشته باشند که نبايد زياد  به اين قرارداد دل ببندند و حتما “هرچه زودتر تکليف قرارداد را روشن کنند.


وکالت ممکن است بر اثر عواملي، باطل يا  ابطال يا فسخ يا منفسخ شود. مثلا وکالت با فوت يکي از طرف‎ها و يا محجور  شدن آنان از بين برود. بنابراين اگر موکل که وکالت داده است، آايمر  بگيرد، در واقع او محجور شده است و وکالت از بين مي‌رود. بنابراين توصيه  مي‌شود که فقط براي امور اداري از وکالت استفاده کنيد و اگر ملکي را وکالتي  خريديد، هر چه زودتر آن را به سند قطعي تبديل کنيد.


به ياد داشته باشيد که برخلاف تصور عموم  مردم از وکالت بلا عزل، محکم‌ترين وکالت‌ها هم، به معناي سند قطعي خريد مال  نيست. بنابراين برخلاف نظر برخي مردم که گمان مي‌کنند، گرفتن وکالت بلاعزل  از فروشنده به معناي انتقال قطعي ملک است، اين را بايد گفت که محکم‌ترين  وکالت‌ها‌ هم عقدي متزل و البته قابل فسخ است.


همچنين بخوانيد:


سند منگوله دار و دلايل تبديل آن به تک برگي 


رد مال در ي( ويدئو) 


تفاوت عقد قرارداد با اشخاص حقيقي و حقوقي 


با همسايه‌ مزاحم چه کنيم؟( ويدئو) 


سوء پيشينه کيفرى چگونه پاک مي شود؟ 


در گذشته مبناي قانوني بر اين  بود که در صورت ازدواج مجدد مادر حق حضانت وي ساقط مي‎شد و به پدر سپرده  مي‎شد. اما در قانون جديد حمايت از خانواده رويه تغيير کرده است. برطبق اين  قانون اگر کودک به مادر نياز اساسي داشته باشد و مادر نيز داراي شايستگي  اخلاقي و رواني باشد حضانت فرزند حتي در صورت ازدواج مجدد، است.


حضانت فرزند


 


گاهي زن و شوهر به دلايلي از يکديگر  جدا مي‎شوند، در چنين شرايطي اگر فرزندي وجود داشته باشد پراهميت‎ترين  مساله اين است که کودک در يک محيط سالم زندگي کند. به همين دليل بحث حضانت  فرزند از مهمترين دغدغه‎ها بعد از جدايي محسوب مي‎شود. در مجله دلتا به بررسي شرايط و چگونگي حضانت فرزند بعد از جدايي مادر و پدر مي‎پردازيم. در ادامه با ما همراه باشيد.


مفهوم حضانت چيست؟


حضانت به معني نگهداري و سرپرستي است و  حقي است که قانون به پدر و مادر و يا حتي شخص ديگري تحت عنوان ولي داده  است. نگهداري و تربيت دو شرط اساسي و مهم در بحث حضانت از کودک هستند. اين  حق بعد از جدايي يا فوت يکي از والدين به ديگري داده مي‎شود. دو اصل  سرپرستي و تربيت پايه و اساس حضانت فرزند دختر يا پسر مي‎با‎شد. بنابراين  ولي موظف است علاوه بر نگهداري از کودک، به مباحث تربيتي او نيز دقت داشته  باشد. در غير اين‎صورت قواعد و ضوابط حضانت از کودک را رعايت نکرده است.


حضانت فرزند


حضانت فرزند بعد از ازدواج مادر


در گذشته مبناي قانوني بر اين بود که در  صورت ازدواج مجدد مادر حق حضانت وي ساقط مي‎شد و به پدر سپرده مي‎شد. اما  در قانون جديد حمايت از خانواده رويه تغيير کرده است. برطبق اين قانون اگر  کودک به مادر نياز اساسي داشته باشد و مادر نيز داراي شايستگي اخلاقي و  رواني باشد حضانت فرزند حتي در صورت ازدواج مجدد، است و نمي‎توان  اين حق قانوني را از مادر سلب کرد مگر اينکه شرايط نگهداري از فرزند بر  خلاف قوانين حضانت باشد. به عنوان مثال شوهر همسر با کودک بد رفتاري کند که  در چنين شرايطي حضانت فرزند از مادر سلب مي‎شود. در مواردي که پدر فوت  کرده باشد، ازدواج دوباره مادر حق حضات را از او سلب نمي‎کند. نکته ديگري  که بايد به آن اشاره کرد اين است که اگر شوهر در زمان طلاق حق حضانت را به  زن واگذار کند، اين حق با ازدواج مجدد زن از او ساقط نمي‎شود، مگر اينکه پس  از ازدواج از نظر قانوني صلاحيت نگهداري از کودک به خاطر شرايطي نظير عدم  امنيت کودک از مادر سلب شود.


بخشيدن مهريه در قبال حضانت فرزند


ممکن است مادر در واقع صلاحيت نگهداري داشته باشد ولي به دلايلي موفق نشود حق حضانت فرزند را بگيرد البته، اگر به عنوان مثال زن و شوهر توافق کرده باشند که بعد از  طلاق حق حضانت و نگهداري از فرزند به پدر داده شود. در چنين شرايطي زن  مي‎تواند با بخشيدن مهريه خود و همچنين موافقت شوهر حق حضانت فرزند را براي  خود بگيرد. اما اگر بعد از اين اقدام زن پشيمان شود و درخواست بازگشت  مهريه را داشته باشد از لحاظ قانوني ديگر مهريه به او تعلق نخواهد گرفت و  فقط در صورت توافق شوهر مبني بر پرداخت مهريه اين اقدام صورت مي‎گيرد.


حضانت فرزند


موارد سالب حضانت فرزند


به موجب قانون از جمله عواملي که مي‎تواند منجر به سلب حضانت فرزند شود عبارتند از :



  • اعتياد به مواد مخدر

  • جنون و مشکلات رواني

  • بد رفتاري کردن و آزار کودک

  • عدم مراقبت مناسب از کودک

  • سوءاستفاده از کودک

  • مشکلات اخلاقي

  • تنبيه کودک بر خلاف عرف


بايد توجه داشت در صورتي اين شرايط مورد  قبول دادگاه است که مدارک مستدل در مورد آن‎ها ارائه شود. از آن‎جاييکه  مصلحت و منافع کودک بر تمامي مقرراتي که در بحث حضانت فرزند مطرح شده الويت  دارد. بر طبق قانون کليه مواردي که مي‎تواند به کودک صدمه بزند بايد در  نظر گرفته شود و فقط به برخي موارد خاص بسنده نشود. براي مثال قانونگذار در  قانون جديد حضور کودکان زير 15 سال در جلسات رسيدگي به اختلافات خانوادگي  را ممنوع اعلام کرده است مگر به قيد ضرورت. بنابراين دادگاه مي‎تواند هر  موردي که با توجه به شرايط خاص کودک باعث صدمه و آسيب به روند نگهداري و  تربيت کودک شود را مصداق سلب حق حضانت فرزند بداند.


بابت حضانت فرزند، نمي‎توان درخواست دستمزد کرد


از آنجايي که حضانت وظيفه و تکليف پدر و  مادر است بنابراين نمي‎توانند براي سرپرستي و تربيت کودک از يکديگر يا  دادگاه يا هر نهاد ديگري تقاضاي دستمزد کنند، اما در صورتيکه دادگاه فرد  ديگري به غير از والدين کودک، براي اين موضوع تعيين کرده باشد آن شخص  مي‎تواند درخواست دستمزد کند.


همچنين بخوانيد:


تفاوت حضانت و قيموميت و دريافت مجوز قيموميت 


110 سکه مهريه ، علت قانوني آن 


اجازه پدر در ازدواج دختر لازم است يا نه؟ 


مهريه فقط سکه طلا نيست! 


حق طلاق زن با وکالت در طلاق فرق دارد 


در مدت زمان بين عقد و انجام  مراسم ازدواج، نفقه اي به زن تعلق نمي‎گيرد مگر در شرايطي که زن براي شروع  به زندگي اعلام آمادگي کرده باشد منتها مرد از بردن همسر به منزل مشترک و  شروع زندگي شويي مشترک خودداري کند.


نفقه


 


نفقه يکي از حقوقي است که قانونگذار  به منظور حفظ حقوق زن براي وي تعيين کرده است که در صورت ازدواج، شوهر  مکلف به رعايت و به جاي آوردن اين تکاليف است. به گزارش مجله دلتا به محض اينکه عقد ازدواج صورت گرفت و زن و مرد زندگي خود را آغاز کردند،  شوهر مکلف به پرداخت نفقه است. نفقه تامين کردن همه نيازهاي متعارف و  متناسب با وضعيت زن است از قبيل مسکن، لباس، هزينه هاي درماني، بهداشتي و  رفع نياز هاي زن هنگام بيماري. براي تعيين ميزان نفقه، بايد بين زن و شوهر  توافق باشد ولي ملاک و معياري را قانونگذار در نظر گرفته است. از آن جمله  مي‎توان به عرف و عادت ساکنان هر منطقه و وضع مالي مرد اشاره کرد ولي در  صورت عدم توافق ميان زن و مرد، دادگاه ميزان نفقه را تعيين مي‎کند.


نفقه


 جرم ترک انفاق در دوران عقد مصداق دارد؟


در مدت زمان بين عقد و انجام مراسم  ازدواج، نفقه اي به زن تعلق نمي‎گيرد مگر در شرايطي که زن براي شروع به  زندگي اعلام آمادگي کرده باشد و مرد از بردن همسر به خانه مشترک و شروع  زندگي شويي مشترک خودداري کند. در اين صورت زن اين حق را خواهد داشت که  نفقه خود را دريافت کند. البته سوالي که مطرح مي‎شود اين است که در دوران  عقد زن احتمالا دوشيزه است. در اين حالت آيا باز هم  مي‎تواند شکايت ترک  انفاق کند؟ در پاسخ مي‎توان گفت در اين شرايط زن مي‎تواند به حق حبس استناد و تمکين را موکول به پرداخت کامل مهريه کند. استناد زن به حق حبس  باعث از بين  رفتن حق وي نمي‎شود و زن مي تواند دادخواست مطالبه نفقه را به  دادگاه بدهد.


نحوه و چگونگي شکايت ترک انفاق در دوران عقد


شکايت ترک انفاق در دوران عقد به دليل استناد به حق حبس ميسر است.(حق حبس، حقي است که زن به موجب آن  مي‎تواند تا وقتي که تمام مهريه پرداخت نشده از وظايفي که نسبت به شوهر  دارد خودداري کند). با توجه به قانون حمايت خانواده که مقرر مي‎دارد: «هرکس  با داشتن استطاعت و توان مالي، نفقه زن خود را در صورت تمکين او ندهد يا  از تأديه نفقه ساير اشخاصي که نفقه به آنها تعلق مي‎گيرد خودداري کند به  حبس تعذيري محکوم مي‎شود. تعقيب کيفري منوط به شکايت شاکي خصوصي است و در  صورت گذشت وي از شکايت در هر زمان تعقيب جزائي يا اجراي مجازات متوقف  مي‎شود.»
با تصويب قانون جديد اين امکان براي زن فراهم شده که هم مطالبه حقوقي کند و  هم در صورت نپرداختن نفقه به دادگاه، شکايت کند. در صورت شکايت زن  مي‎تواند به نزديکترين مجتمع قضايي محل ست خود مراجعه و درخواست خود  مبني بر حق خود را اعلام و يا اينکه چند نفر را به شهادت بگيرد و استشهاديه  اي تنظيم کند.


مجازات قانوني ترک نفقه


مجازات قانوني جرم ترک انفاق در صورت  اثبات و بدون تخفيف از سوي دادگاه 6 ماه تا 2 سال حبس است. اين جرم از  جرائم قابل گذشت است. به اين معني که هر مرحله از دادرسي و حتي بعد از صدور  حکم و يا اجرا، با رضايت زن پرونده متوقف و مختومه خواهد شد.


در صورتي که در دفاع جرم ترک انفاق، مرد  بتواند ثابت کند مقداري از نفقه را پرداخت کرده است به نظر مي‎رسد مقدار و  ميزان نفقه موضوعيت نداشته باشد. و مي‎توان گفت حتي اگر مرد در مواردي کمتر  از ميزان مورد نياز زن نفقه بپردازد، باز هم موجب تبرئه شدن شوهر در دعاوي  کيفري نفقه (ترک انفاق) خواهد شد.


همچنين بخوانيد:


محروم کردن از ارث ؛ قانون چه مي‎گويد؟ 


چگونه طلب خود را از متوفي دريافت کنيم؟ 


اعتياد مرد ؛ دليلي محکم براي طلاق زن ! 


چه نوع خيانتي باعث طلاق مي شود؟ 


چه زماني مرد مي تواند از تحصيل زن جلوگيري کند؟ 


هدف از عقد ضمان اين است که  مشکلات بدهکار برطرف شود و ضامن به منظور کاستن فشار طلبکار به بدهکار تعهد  مي‎کند که به‌جاي او بدهي را بپردازد. يعني هرگاه شخص، ضامن فردي مي‌شود،  در واقع قبول مي‌کند که به‌جاي او مديون باشد و طلبکار نتواند مزاحم او  شود.


عقد ضمان


 


ضمان در لغت به معناي قبول کردن،  پذيرفتن، برعهده گرفتن بدهي و وام ديگري است و در صورتي که شخص به عهد خود  وفا نکند و دين خود را نپردازد ضامن موظف به پرداخت خسارت است . در مجله دلتا به تعريف عقد ضمان مي‎پردازيم و همچنين شرايط و چگونگي استفاده از آن را بررسي خواهيم کرد.


 عقد ضمان چيست؟


عقد ضمان عبارت است از اينکه شخصي مالي را که بر عهده شخص ديگري است به عهده بگيرد.  و متعهد شود که بدهي و دين آن فرد را مي‎پردازد. در اصطلاح حقوقي به شخصي  که متعهد به پرداخت بدهي ديگري شده است ضامن، گفته مي‎شود. بنابراين با  توجه به تعريف ذکر شده براي تحقق عقد ضمان، بايد يک شخص در برابر طلبکار  تعهد کند که بدهي و قرض بدهکار را مي‎پردازد و اين تعهد مورد قبول طلبکار  واقع شود. البته به نکته‎اي که بايد توجه کرد اين است که تعهد ضامن به صورت  يک شرط از قبل تعيين شده نباشد. يعني طوري نباشد که ضامن شرط کرده باشد که  اين تعهد را انجام دهد.


 چه تعهداتي را نميتوان ضمانت کرد؟


تعهدات غير مالي مانند تمکين، حضانت  فرزند، ست مشترک با همسر را نمي‌توان ضمانت کرد، زيرا اين تکاليف قابل  انتقال به عهده شخص ديگري تحت عنوان ضامن نيست. عقد ضمان ميان ضامن و  طلبکار منعقد مي‌شود و بايد هر دو طرف به آن توافق داشته باشند. بنابراين  ضمان متعهد شدن ضامن به مالي است که در ذمه‌ و عهده شخص بدهکار است و  همچنين در عقد ضمان احتياج به ايجاب ضامن دارد و ايجاب به هر لفظي که از  نظر عرفي دلالت بر تعهد کند، مورد قبول است.


ضمان عقدي تبعي است


عقد ضمان تبعي است يعني ضامن در صورتي  متعهد مي‎شود که بدهکار بدهي و ديني به طلبکار داشته باشد. ضمان در صورتي  صحيح است که بدهي که مورد ضمانت است موجود و مشروع بوده هر چند که احتمال  از بين رفتن بدهي باشد. مانند عقد بيع که در اين گونه معاملات وجود بدهي  قطعي نيست و احتمال فسخ معامله وجود دارد ولي اين امر مانع تحقق ضمان نيست و  ضامن مي‎تواند بدهي شخص بدهکار و ضمانت وي را بر عهده بگيرد.


عقد ضمان از عقود مسامحه است


هدف از عقد ضمان اين است که مشکلات بدهکار  برطرف شود و ضامن به منظور کاستن از فشار طلبکار به بدهکار تعهد مي‎کند که  به‌جاي او بدهي را بپردازد. يعني هرگاه شخص، ضامن فردي مي‌شود، در واقع  قبول مي‌کند که به‌جاي او مديون باشد و طلبکار نتواند مزاحم او شود. با  وجود اين، ضمان تعهد است و طرف هاي قرارداد ضمانت بايد معين شوند، و همچنين  موضوع بدهي و طلبکار آن نيز بايد مشخص باشند. در غير اين صورت اين عقد  منعقد نمي‎شود.


ضامن


ضمان از نفقه‌ زوجه‌ به چه معناست؟


قانونگذار در حقوق مدني ايران، براي زن  نفقه قائل شده است البته در صورتي که عقد ازدواج به صورت دائم منعقد شود.  بنابراين در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است و در مواردي که ازدواج به  صورت موقت منعقد مي‎شود، نفقه واجب و لازم دانسته نشده است. طبق اين امر زن  در هر حال مي‌تواند براي نفقه‌ گذشته خود به دادگاه دادخواست بدهد. و به  اين نکته بايد توجه داشت که نفقه و مهريه زن به عنوان طلب ممتاز بوده و در  صورت ناتواني يا ورشکستگي شوهر، زن مقدم بر ساير طلبکاران خواهد بود. با  استناد به قانون مي‎توان گفت که تعهد شوهر به انفاق خانواده همچون دين بر  عهده او باقي مي‌ماند.


شرايط از بين رفتن تعهد ضامن چيست؟


گاهي ضامن در ميانه راه از تعهد خود  پشيمان مي‌شود و قصد دارد که از ضمانت خود صرف‌ نظر کند. در اين مورد بايد  توجه داشت که ضمان عقدي لازم است و هيچ يک از طرف ها نمي‌توانند آن را فسخ  کنند. راه‌هاي انحلال اين عقد عبارتند از :



  • ضامن و طلبکار با توافق مديون اصلي آن را اقاله کنند.

  • اگر در قرارداد اصلي، ضامن حق فسخ را براي خود شرط کرده باشد دليل موجهي براي برهم زدن عقد فراهم کرده است.

  • مي‌توان شرط کرد که در مدت معيني براي ضامن اختيار فسخ وجود داشته باشد. در اين صورت ضامن در مهلت مقرر مي‌تواند آن را فسخ کند.

  • تخلف از شرايط عقد، يعني اگر در عقد ضمانت شرطي به نفع ضامن وجود داشته باشد که طلبکار آن را نقض کند، ضامن حق فسخ خواهد داشت.

  • طلبکار در صورتي که در هنگام انعقاد عقد  ضمان به ناتواني مالي ضامن جاهل باشد مي‌تواند با فسخ قرارداد، جلوي بروز  مشکلات بزرگتر را بگيرد.


همچنين بخوانيد:


حق داوري چيست و کدام دعاوي به داوري ارجاع مي شود؟ 


پلاک ثبتي و پلاک تفکيکي را بشناسيد 


خسارت افت قيمت خودرو را چه کسي بايد بپردازد؟ 


بيمه آتش سوزي ساختمان به عهده چه کسي است؟ 


گواهي انحصار وراثت ، مراحل دريافت آن در سال 98 


داوري به معني رفع اختلافي که  بين دو طرف و يا طرف هاي دعوا ايجاد شده است. به اين صورت که اشخاص با  موافقت يکديگر حکميت شخص يا اشخاصي را انتخاب مي‎کنند. موضوع داوري از زمان  هاي گذشته در ميان مجموعه قوانين کشور داراي اهميت خاصي بوده است.


حق داوري


 


داوري عبارت است از اينکه افراد جامعه، اختلافات بين خود را توسط  يک يا چند نفر معتمد به انتخاب خود حل­ وفصل کنند. حال ممکن است، رسيدگي به  اختلاف و صدور راي توسط فردي باشد که دو طرف دعوي وي را با رضايت يکديگر  انتخاب کرده اند، يا اينکه مراجع قضايي آن­ها را برگزيده اند به اين  ترتيب در داوري و حکميت، طرفين دعوي دادگاه را از مداخله در دعوي خود خارج  کرده­ اند.


موضوع حق داوري از گذشته در ميان مجموعه قوانين کشور داراي اهميت خاصي بوده است. به گزارش مجله دلتا گاهي داور، شخصيت حقيقي است؛ يعني طرف هاي قرارداد فردي را بعنوان داور  انتخاب و در متن قرارداد به آن اشاره مي‌کنند و گاهي به صورت شخصيت حقوقي  است يعني شرکت يا مؤسسه اي را بعنوان داور تعيين مي‎کنند. افراد در هر  مرحله اي مي‎توانند داور را تعيين کنند و محدوديتي براي تعيين داور ندارند.  اين انتخاب مي‎تواند زمان انعقاد قرارداد يا در زمان اجراي آن و حتي پس از  طرح دعوي در دادگاه باشد.


کدام دعاوي قابل ارجاع به داوري نيست؟


طبق قانون، برخي از دعاوي قابل ارجاع به داوري نيست. قانونگذار اين استثنائات را در قانون بيان کرده است که برخي از آنها  عبارتند از ؛ دعاوي مربوط به ازدواج ، طلاق، دعاوي مربوط به ورشکستگي و  همچنين رسيدگي به امور کيفري نيز از صلاحيت داوري خارج و بايد در دادگاه ها  طرح و رسيدگي شود. نکته مهم در ارجاع امر به داوري اين است که در حل و فصل  اختلافات، داوراني انتخاب شوند که از مقررات داوري اطلاع کامل داشته  باشند، در غير اينصورت داوري به مراتب طولاني تر و گران تر از رسيدگي در  دادگاه خواهد بود.


حق داوري


محاسن استناد به حق داوري



  1. براي حل و فصل اختلافات مالي، شراکتي و قراردادي کم هزينه تر از طرح دعوي در دادگستري است.

  2. رعايت تشريفات اداري و آيين دادرسي مدني در آن اامي نيست.

  3. ارتباط طرف هاي دعوا و تعامل آنان با داور يا داوران بهتر صورت مي‎گيرد.

  4. بررسي موضوع از سوي داوران راحت تر و نتيجه آن نيز بهتر بوده و از اطاله دادرسي جلوگيري مي‎شود.


انواع داوري


داوري به دو نوع، داوري اختياري و داوري اجباري تقسيم مي‎شود:



  • داوري اختياري: گاهي ميان افراد قراردادي منعقد مي‎شود و در قرارداد  تعيين مي‎کنند که در صورت بروز اختلاف، آن را از طريق داور يا داوراني حل و  فصل کنند و يا اينکه ضمن يک توافقنامه يا قراردادي جداگانه تحت عنوان  داوري توافق مي‎کنند که در صورت بروز اختلاف، از طريق داوري مشکل را حل و  فصل کنند. در هنگام انعقاد قرارداد ذکر نکاتي مانند مشخصات داور يا داوران و  مواردي که بايد به داوري ارجاع کنند تعيين مي‎شود. نکته اي که بايد توجه  داشت اين است که تعيين تعداد داوران در صورت تعدد داور ااميست، در اين  شرايط مناسب تر است که تعداد آن ها عدد فرد باشد. مثلا 3 داور تعيين شود تا  مشکلي در تصميم گيري بوجود نيايد.


اين شخص ممکن است شخص حقيقي و يا حقوقي  (شرکت يا سازماني) باشد. شخص ثالث که وظيفه اش تعيين داور است بايد تمام  شرايطي را که طرف ها در توافقنامه داوري براي تعيين داور مقرر داشته اند،  رعايت کند و مقررات مربوط به ممنوعيت از داوري مذکور در قانون آئين دادرسي  مدني را مورد توجه قرار دهد.



  • داوري اجباري: در برخي از موارد دادگاه با توجه به اوضاع و احوال، حل  يک مسئله را از طريق داوري به مصلحت مي‎بيند و موضوع را براي حل اختلاف به  داوري ارجاع مي دهد. در اين موارد طرف هاي دعوا در اين امر هيچ  نقشي  ندارند. اين نوع از داوري را که فقط در مواردي است که قانونگذار تعيين  کرده، داوري اجباري مي‎گويند.


حق داوري


 روش هاي تعيين حق داوري


انتخاب داور براي حل اختلاف به سه روش انجام مي‎شود:



  1. انتخاب توسط طرف هاي اختلاف و دعوا

  2. انتخاب داور توسط شخص ثالث

  3. انتخاب داور توسط دادگاه


طبق قانون، طرف هاي اختلاف مي‎توانند يک  يا چند نفر را به عنوان داور انتخاب کنند. حال اگر در قرارداد داوري تعداد  داور به منظور حل اختلاف معين نشده باشد و يا اصحاب دعوا نتوانند در تعيين  داور يا داوران به توافق برسند، قانونگذار به اشخاص اين حق را داده، که هر  يک از آنان يک نفر داور اختصاصي معرفي و يک نفر را به عنوان داور سوم با  توافق يکديگر تعيين کنند. در اين حالت هر يک از طرف‎ ها که متعهد به معرفي  داور شده، مي‎تواند داور خود را انتخاب و از طريق اظهارنامه به طرف مقابل  معرفي و از طرف ديگر تقاضاي تعيين داور کرده و يا رضايت خود را بر داوري  شخص ثالث اعلام کند.


همچنين بخوانيد:


احضاريه دادگاه و عواقب عدم توجه به آن 


دادرسي چيست و چگونه تشکيل مي شود؟ 


آنچه درباره عقد ضمان بايد بدانيم 


طلاق غيابي به همين راحتي نيست ! 


در قرارداد مشارکت در ساخت به اين موارد خوب دقت کنيد 


در برخي موارد موانعي براي انتقال سند وجود دارند و مالک نمي‎تواند انتقال قطعي سند را انجام دهد.  برخي از اين موانع شامل آماده نبودن سند تفکيکي، فرار از ماليات، فقدان سند  رسمي ملک، در رهن بودن سند، عجله فروشنده و طولاني بودن فرآيند انتقال  رسمي ملک است.


سند وکالتي


 


سند ملک يکي از مهمترين و اساسي  ترين مواردي است که در خريد خانه مطرح مي‎شود. بنابراين خريداران بايد دقت و  توجه خاصي به اين امر داشته باشند. به گزارش مجله دلتا خريد و فروش خانه ها با دو نوع سند رايج انجام مي‎شود. خانه هايي که سند قطعي دارند و خانه هايي که با وکالت و قولنامه معامله مي‎شوند. البته سندهاي ملکي انواع مختلف دارند. نظير سند ملکي  تفکيکي يا سند ملکي بنچاق و … که در اين مقاله به بررسي نحوه و شرايط تبديل  سند وکالتي به سند ملکي تک برگ يا به اصطلاح شش دانگ پرداخته شده است.


دو سند متفاوت؛ سند شش دانگ و سند وکالتي


سند تک برگ يا شش دانگ معتبرترين سند ملکي  به شمار مي‎رود. هنگامي که فردي براي يک ملک سند شش دانگ دارد به اين  معناست که مالک تمام آن ملک است و مي‎تواند قانونا آن را به هر شخصي که  مايل است واگذار کند. در مقابل معاملات وکالتي ملکي، به معامله هايي گفته  مي شود که در آن خريدار از سوي فروشنده وکالت دريافت مي‎کند تا سند وکالتي  را به نام خود منتقل کند.


سند وکالتي


امکان تبديل سند وکالتي به قطعي وجود دارد؟


در برخي موارد موانعي براي انتقال سند  وجود دارند و مالک نمي‎تواند انتقال قطعي سند را انجام دهد. برخي از اين  موانع شامل آماده نبودن سند تفکيکي، فرار از ماليات، فقدان سند رسمي ملک،  در رهن بودن سند، عجله فروشنده و طولاني بودن فرآيند انتقال رسمي ملک است.  يا در مواردي هنگام ساخت خانه، خلافي هاي شهرداري صورت گرفته است مانند  ساخت واحد در طبقه همکف يا کمبود پارکينگ و…  که اين دلايل باعث مي‎شوند  مالک ‎نتواند به تفکيک يا انتقال قانوني سند اقدام کند. در چنين شرايطي اگر  کليه واحدهاي ساختمان مورد نظر با هم اقدام به رفع مشکلات بنا کنند و  هزينه هاي سند را بپردازند، مي‎توانند سند وکالتي را به سند قطعي تغيير  دهند. اما بايد به خاطر داشت هزينه هايي که براي اين کار نياز است بسيار  بالاست و معمولا براي اهالي ساختمان مقرون به صرفه نيست.


براي تبديل سند وکالتي به قطعي چه اقداماتي لازم است؟


افراد براي تبديل سند وکالتي به قطعي بايد مدارک لازم را تهيه و سپس به يکي از دفاتر اسناد رسمي مراجعه کنند. در زيربه اين مدارک اشاره شده است ؛



  1. سند مالکيت ملک

  2. مدارکي که نشان مي‌دهد فروشنده مالک آن ملک شده است (مثلا بنچاق انتقال قبلي يا تقسيم‌نامه يا حصر وراثت)

  3. پايان کار ساختمان از شهرداري ( البته پايان کار براي ساختمان‌هايي که قبل از سال 1349 احداث شده ‌اند نياز نيست)

  4. مفاصا حساب دارايي

  5. مفاصا حساب شهرداري (شامل عوارض نوسازي و پسماند)

  6. استعلام ثبت

  7. شناسنامه و کارت ملي

  8. دريافت گواهي اعتبار وکالت‌نامه از دفترخانه تنظيم‌کننده



نکات مهم در خصوص معامله وکالتي


به دلايلي فروشنده ملک خود را به صورت  وکالتي به فروش مي‎رساند که از آن جمله مي‎توان به فرار از ماليات، آماده  نبودن سند، عجله فروشنده براي فروش و يا در مواردي که سند ملک در رهن است  اشاره کرد. و در چنين مواردي معامله به صورت وکالتي انجام مي‎شود اما بايد  توجه داشت که معامله وکالتي در هر حال مشکلات و خطرات خاص خودش را دارد و خريدار حتي در صورت تنظيم  مبايعه‌نامه باز هم ممکن است حين انتقال سند با مشکلاتي مواجه شود.  بنابراين در صورتي که معامله وکالتي صورت مي‎گيرد به موارد زير حتما توجه  شود :



  • حتما مبايعه‌نامه نوشته شود .

  • از اينکه سند توقيف يا در رهن بانک نباشد، اطمينان حاصل شود.

  • بعد از پرداخت مبلغ حتما سند از فروشنده دريافت شود.

  • اطمينان از اينکه خانه بدهي مالياتي خاصي نداشته باشد.

  • در اسرع وقت براي تبديل سند وکالتي به قطعي اقدام شود.


همچنين بخوانيد:


چک در معاملات مسکن ؛ نکاتي که بايد به آن توجه کنيد 


اثبات مالکيت ملک چگونه صورت مي گيرد؟ 


امضا الکترونيک و اعتبار قانوني آن 


يک معامله چطور باطل مي شود؟ 


شناسنامه و نکاتي که بايد درباره آن بدانيم 


ازدواج دختر، حتي اگر به سن بلوغ  رسيده باشد، منوط به اجازه پدر يا جد پدري او است و هرگاه پدر يا جد پدري  بدون دليل موجه از دادن اجازه خودداري کند، اجازه پدر ساقط شده و در اين  صورت دختر مي‎تواند پس از اخذ اجازه از دادگاه به دفتر ازدواج مراجعه و  نسبت به ثبت ازدواج اقدام کند.


ازدواج دختر


 


ازدواج يکي از مقدس‎ترين و زيباترين  رويدادي زندگي هر کسي است. بنابراين اشخاص بايد توجه و دقت نظر ويژه اي به  اين امر و انتخاب شريک زندگي خويش داشته باشند. گاهي ممکن است دختر و پسر  خواهان ازدواج با يکديگر باشند اما پدر با ازدواج دختر به دلايلي مخالفت  کند و اجازه ازدواج را به او ندهد، در چنين مواردي دختر مي‎تواند با مراجعه  به دادگاه اجازه ازدواج خود با ديگري را تحت شرايطي دريافت کند.با  مجله دلتا همراه باشيد.


ازدواج دختر


 ازدواج دختر و اجازه پدر طبق قانون مدني


طبق قانون مدني که مقرر مي‎دارد : «ازدواج  دختر باکره، اگرچه به سن بلوغ رسيده باشد، منوط به اجازه پدر يا جد پدري  اوست و هرگاه پدر يا جد پدري بدون دليل موجه از دادن اجازه خودداري کند،  اجازه پدر ساقط شده و در اين صورت دختر مي‎تواند با معرفي کامل مردي که   قصد ازدواج با او را دارد و شرايط آن نيز فراهم است، پس از گرفتن اجازه از  دادگاه به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام کند.»


بر اين اساس، دختري که به سن بلوغ رسيده  هر چند که ديگر تحت ولايت پدر نيست اما در مقوله ازدواج نمي‎تواند به طور  مستقل اقدام کند. به عبارتي هر چند نظر وي در خصوص ازدواج شرط اساسي است و  عقد نکاح بدون رضايت و اراده او واقع نمي‎شود، اما بايد اجازه پدر يا جد  پدري را نيز براي ازدواج بگيرد. در اين مورد بين ازدواج دائم و موقت تفاوتي  وجود ندارد و در هر دو مورد نياز به اجازه پدر براي ازدواج وجود دارد.  بنابراين اگر پدر در قيد حيات باشد اجازه او براي ازدواج لازم است در غير  اين صورت بايد از پدربزرگ پدري براي ازدواج اجازه گرفت. در صورتي که پدر يا  پدربزرگ پدري دختر فوت کرده باشند، دختر براي ازدواج مکلف به کسب اجازه از  اشخاص ديگر مانند مادر يا بردار يا عمو… نيست. و اجازه اين افراد شرط  ازدواج دختر محسوب نمي‎شود.


چه دختراني باکره محسوب مي‌گردند؟


 اگر بکارت دختر به هر علتي غير از رابطه  جنسي مانند پرش، ورزش، عمل جراحي و… تغيير کرده باشد وصف باکره از وي سلب  نمي‎شود و همچنين هرگاه دختري ازدواج کرده باشد، ولي بکارت وي باقي باشد  همچنان باکره محسوب مي‌شود و ازدواج مجدد او منوط به اجازه پدر يا جد پدري  است. اما اگر بکارت دختري در اثر رابطه جنسي اعم از شرعي يا غير شرعي از  بين برود در اين حالت ولايت پدر يا جد پدري ساقط مي‌شود و براي ازدواج نياز  به اجازه پدر يا جد پدري ندارد.


ازدواج دختر


حدود اختيارات پدر يا جد پدري در ازدواج دختر


ازدواج امري شخصي است و دخالت در ازدواج  کسي که به سن بلوغ و رشد رسيده خلاف اصل است. به همين دليل قانونگذار حدود و  اختيارات پدر و جد پدري در ازدواج دختر بالغ باکره را در قانون مشخص و  معين کرده است که در ذيل به اين اختيارات اشاره شده است :



  1. اگر پدر يا جد پدري فوت کرده باشند دختر مکلف به کسب اجازه از شخص ديگري نيست.

  2. در صورتي که پدر يا پدربزرگ پدري محجور بوده و قيم داشته باشند اجازه قيم آن‌ها براي ازدواج دختر لازم نيست.

  3. پدر يا جد پدري مي‌توانند پيش ازدواج  تصميم خود را تغيير دهند و امري را که اجازه داده اند رد کنند، اما در  صورتي که دختر ازدواج کند ديگر نمي‎توانند از تصميم خود برگردند و اجازه  خود را ساقط کنند. در اين صورت اين اجازه ديگر قابل رجوع نيست .

  4. در صورتي که پدر يا جد پدري با ازدواج  دختر مخالف باشند يا درخواست ابطال ازدواج واقع شده را داشته باشند، موظفند  دلايل مستند و مستدل مخالفت خود را ارائه دهند و نمي‌تواند براي مخالفت  خود فقط به اقتدار پدري استناد کنند.


همچنين بخوانيد:


چه زماني مرد مي تواند از تحصيل زن جلوگيري کند؟ 


مشکلات مردان براي ازدواج مجدد 


آيا بعد از ازدواج امکان افزايش مهريه وجود دارد؟ 


اجرت‎المثل چيست و نحوه مطالبه آن چگونه است؟ 


ازدواج با تدليس پايدار نيست! 


طبق قانون، دادگاه در شرايطي  مي‌تواند براي تقسيط ريالي ديه به صورت قطعي حکم صادر کند(فارغ از زمان  پرداخت ديه)، که طرف هاي دعوا در خصوص اين امر توافق کرده باشند. در غير  اين صورت، در مواردي که در قسط بندي ديه توافق وجود نداشته باشد، بهتر است  دادگاه ميزان اقساط را به صورت درصدي از ديه، قرار دهد تا در محاسبه مشکلي  ايجاد نشود.


ديه


 


ديه از جمله تدابير قانونگذار براي  حفظ حقوق شخص آسيب ديده از جرم در نظر گرفته شده است. به عبارت ديگر جزاي  نقدي است که از مجرم گرفته مي‎شود و به شخص صدمه ديده تعلق مي‎گيرد يا در  صورت فوت به بازماندگان وي پرداخت خواهد شد. به گزارش مجله دلتا مقدار و ميزان ديه توسط دادگاه با توجه به نوع جنايت تعيين مي‎شود.


تقسيط ديه


طبق قانون، دادگاه در شرايطي مي‌تواند  براي تقسيط ريالي ديه به صورت قطعي حکم صادر کند(فارغ از زمان پرداخت ديه)،  که طرف هاي دعوا در خصوص اين امر توافق کرده باشند. در غير اين صورت، در  مواردي که در قسط بندي ديه توافق وجود نداشته باشد، بهتر است دادگاه ميزان  اقساط را به صورت درصدي از ديه، قرار دهد تا در محاسبه مشکلي ايجاد نشود.  بنابراين چنانچه مبلغ اقساط بدون توافق طرف هاي دعوا به صورت ريالي تعيين  شده باشد، دادگاه بايد مبالغ قسط هاي پرداختي را متناسب با نرخ ديه هر سالي که پرداخت مي‎شود محاسبه و از مجموع ديه، به صورت درصدي کسر کند.


ديه


اعسار محکوم به تقسيط


زماني که درخواست اعسار مورد قبول دادگاه  قرار بگيرد، اجراي حکم متوقف مي‎شود و در نهايت منجر به صدور حکم قطعي در  پذيرش ادعاي اعسار مي‎شود. مگر اينکه شخص محکوم(محکوم عليه) ظرف 30 روز از  تاريخ ابلاغ اجرائيه با ارائه صورت کليه اموال خود، دادخواست اعسار خود را  ثبت کرده باشد.


در صورت ثبت دادخواست اعسار خارج از مهلت  تعيين شده، براي بازداشت نشدن محکوم عليه، کفيل يا وثيقه معتبر (به اندازه  مبلغي که دادگاه حکم به پرداخت آن داده است) به تشخيص دادگاه ضرورت خواهد  يافت مگر اينکه شخص متضرر با آزادي او بدون اخذ تأمين موافقت کند. مدعي  اعسار بايد صورت کامل اموال خود را به طور مشروح با ذکر ميزان وجوه نقدي  نزد بانک‌ها و موسسات مالي و اعتباري به همراه مشخصات دقيق حساب‌ هاي مذکور  و کليه اموال و مطالبات که به هر نحو نزد اشخاص ديگر دارد و نيز فهرست نقل  و انتقالات مالي در فاصله يک سال قبل از طرح دعواي اعسار را ضميمه  دادخواست کند.


در مواردي که مدعي اعسار در زمان گذشته  تمکن مالي کافي داشته و اکنون شرايط گذشته را ندارد مکلف است، عدم استطاعت  مالي خود را اثبات کند. در اين موارد، مدعي اعسار معمولا بايد معسر بودن  خود را از طريق شهادت شهود ثابت کند. اما در صورتي که دليلي بر تمکن مالي  کافي مدعي اعسار در سابق وجود نداشته باشد يا در صورتي که متضرر از جرم  نتواند تمکن مالي کنوني يا قبلي مدعي اعسار را ثابت کند يا اين وضعيت نزد  قاضي رسيدگي کننده قابل شناسايي نباشد، ادعاي اعسار با سوگند مديون  (بدهکار) با رعايت قوانين و مقررات پذيرفته خواهد شد.


ديه


نکاتي راجع به دعواي اعسار



  1. طبق قانون، دعواي اعسار جزء دعاوي غيرمالي و رأي صادره در خصوص آن قابل تجديدنظر خواهي است.

  2.  دادگاه خارج از نوبت اقدام به رسيدگي خواهد کرد و مي‎تواند از مراجع ذيربط در خصوص وضعيت مالي مدعي اعسار استعلام کند.

  3. اگر مدعي اعسار دروغ گفته باشد دادگاه ضمن صدور حکم به رد دعواي او، مدعي را به پرداخت خسارات وارده به طرف مقابل محکوم خواهد کرد.

  4. کسي که به منظور فرار از پرداخت بدهي مرتکب تقصير شده تا موجب اعسار وي  شود، اگرچه حکم اعسار در ارتباط با او صادر مي‎شود اما مشمول يک يا چند  مورد از محروميت‌هاي زير براي مدت شش ماه تا دو سال خواهد شد:



  • ممنوعيت خروج از کشور

  • ممنوعيت دريافت دسته چک

  • ممنوعيت تأسيس شرکت تجاري

  • ممنوعيت تصدي مدير عاملي در شرکت هاي تجاري

  • ممنوعيت عضويت در هيئت مديره شرکت هاي تجاري

  • ممنوعيت دريافت اعتبار و هرگونه تسهيلات به هر عنوان از بانک ها و موسسات مالي و اعتباري عمومي و دولتي به جز وام هاي ضروري


همچنين بخوانيد:


اعسار؛ در اصطلاح حقوقي به چه معني است؟ 


قوانين جديد در خصوص  مهريه(+ويدئو)    


پلاک ثبتي و پلاک تفکيکي را بشناسيد 


ملاقات فرزند ؛ حق طبيعي پدر و مادر(+ويدئو) 


مزاحمت و ممانعت از حق طبق قانون چه مجازاتي دارد؟ 


دادگاهي که آخرين محل ست  متوفي در آنجا قرار داشته است مرجع صلاحيت دار براي رسيدگي به دعاوي مربوط  به ترکه و اموال باقي مانده از متوفي است. البته امروزه شوراي حل اختلاف  اين وظيفه را بر عهده دارد.


ارث


 


ارث از جمله مسائل حقوقي است که  انسان ها ممکن است در طول زندگي با آن مواجه شوند. بنابراين هرگاه شخصي از  دنيا مي‎رود بايد تکليف دارايي وي، ميزان حقوق و ارث بردن وراث و حتي  چگونگي اجراي وصيت نامه مشخص شود. به گزارش مجله دلتا يکي از موارد مهم در رابطه با مقوله ارث، صدور گواهي انحصار وراثت است. که در اين مقاله به اين موضوع پرداخته شده است.


براي صدور گواهي انحصار وراثت به کجا بايد مراجعه کرد؟


دادگاهي که آخرين محل ست متوفي در آنجا  قرار داشته است مرجع صلاحيت دار براي رسيدگي به دعاوي مربوط به ترکه و  اموال باقي مانده از متوفي است، البته امروزه شوراي حل اختلاف اين وظيفه را  بر عهده دارد. در صورتي که آخرين اقامتگاه متوفي معلوم نباشد، رسيدگي در  صلاحيت دادگاهي است که آخرين محل ست متوفي در ايران در آن حوزه بوده  است. به طور مثال اگر شخصي در طول  حيات خود در شهرهاي مختلف زندگي کرده  باشد و آخرين محل ست وي شيراز باشد، بعد از فوت، دادگاه شيراز صلاحيت  رسيدگي به دعواي ارث و صدور گواهي انحصار وراثت را خواهد داشت هر چند که  شخص در شهر ديگري فوت کرده يا اموال وي در استان ديگري باشد.


ورثه


چه اشخاصي ميتوانند تقاضاي انحصار وراثت کنند؟


وارثان شخص فوت شده و ساير اشخاص ذينفع  مي‎توانند از دادگاه صدور اين گواهي را درخواست کنند. در صورتيکه وراث يا  اشخاص ذينفع متعدد باشند اقدام يک نفر از آنها براي تقاضا کفايت مي‎کند و  نياز نيست همه آنها اقدام کنند.


مدارک لازم براي تقاضاي گواهي انحصار وراثت



  1. ابطال شناسنامه و گواهي فوت متوفي با تاييد پزشک مربوطه، توسط اداره ثبت احوال، انجام مي‎شود.

  2. استشهاديه محضري؛ اسامي تمام وراث بايد در فرم مخصوصي که دادگاه در  اختيار متقاضيان قرار مي‎دهد نوشته و توسط دو نفر از اشخاصي که وارثان  متوفي را مي‎شناسند امضا شود و امضاي اين افراد نيز مي‎بايست توسط يکي از  دفاتر اسناد رسمي تاييد و گواهي مربوطه به دادگاه ارائه شود.

  3. رسيد گواهي مالياتي (ماليات بر ارث)؛ ورثه بايد پس از فوت متوفي، ليست  کليه اموال و دارايي هاي وي را به اداره دارايي حوزه محل ست او ارائه و  رسيد آن را دريافت کنند.

  4. کپي مصدق شناسنامه وراث؛ متقاضي انحصار وراثت مي‎بايست علاوه بر شناسنامه خود، کپي مصدق شناسنامه وراث ديگر را نيز تهيه و به دادگاه تقديم کند.

  5. وصيتنامه؛ البته در مواردي که وجود داشته باشد.

  6. دادخواست


ارثيه


نکات مهم در تصديق انحصار وراثت



  • به درخواست ورثه، دادگاه سهم هر يک از آن ها را معين مي‎کند.

  • در صورتي که در زمان فوت نطفه اي منعقد شده باشد، جنين نيز جزو وراث محسوب مي‎شود و بايد در دادخواست قيد شود.

  • در مواردي که براي محجور، قيم معين نشده است، دادستان اين حق را دارد  که به نام محجور به درخواست تصديق انحصار وراثت اعتراض کند. (محجور در  اصطلاح حقوقي به کسي گفته مي‌شود که از بخشي از تصرفات و اعمال حقوقي منع  شده‌است.)

  • در صورتي که بها و ارزش اموال باقي مانده از متوفي بيشتر از 20 ميليون  ريال نباشد، دادگاه بدون انتشار آگهي، به دادخواست رسيدگي  و درخواست صدور  گواهي حصر وراثت را بر حسب دلايل، قبول يا رد مي‎کند.

  • راي دادگاه مبني بر تصديق انحصار وراثت قابل تجديدنظر و فرجام است.

  • کليه اموال متوفي به نرخ روز توسط ماموران تشخيص ماليات قيمت گذاري  و  همچنين کليه بدهي ها مانند وام ها، مهريه و غيره از آن کسر مي‎شوند. پس از  آن با توجه به سهم الارث هر يک از وراث ماليات بر ارث محاسبه خواهد شد.


همچنين بخوانيد:


ميزان ارث بردن زن و مرد از يکديگر 


فرزند خوانده بعد از فوت شخص ارث مي برد يا نه؟ 


انحصار وراثت ؛ بايد ها و نبايد ها 


جنين هم ارث مي برد ؛ شک نکنيد! 


ثبت شرکت سهامي خاص بهترين گزينه شماست 



خريد ملک از مهمترين مسائلي است که اشخاص در طول زندگي ممکن است با آن مواجه شوند و اگر در مورد اسناد ملکي و قوانين مرتبط با آن اطلاع نداشته باشند، احتمال اينکه در آينده با مشکلاتي جدي مواجه شوند وجود دارد.

سند ملکي

خريد ملک با سند مالکيت معتبر بسيار حائز اهميت است، و از مشکلاتي که ممکن است خريد خانه هاي بدون سند در آينده براي خريداران به وجود آورد پيشگيري مي‎کند. بنابراين لازم است خريداران ملک در مورد اسناد ملکي و قوانين مرتبط با آن اطلاع داشته باشند و به نکات ضروري که هنگام معامله بايد به آن دقت کنند توجه داشته باشند. در مجله دلتا به بررسي ماهيت چند نمونه از اسناد عادي و رسمي پرداخته و در باره هر يک که داراي مسائل حقوقي مجزايي هستند به طور مفصل توضيح داده شده است. در ادامه همراه ما باشيد.


سند رسمي چيست؟


طبق قانون، سند عبارت است از هر نوشته اي که در صورت اختلاف و دعوا، طرف هاي قرارداد مي‎توانند به آن استنادکنند. حال با توجه به ماده 1287 قانون مدني که مقرر مي‎دارد: اسنادي که در سازمان ثبت اسناد و املاک کشور و يا دفاتر اسناد رسمي يا نزد ساير ماموران رسمي، با توجه به صلاحيت آن ها، طبق مقررات قانوني تنظيم شده باشند، سند رسمي گفته مي‎شود. و در ادامه قانون آمده است که به غير از اسنادي که در ماده 1287 آمده است، ساير اسناد عادي هستند.


سند ملکي


با انواع اسناد ملکي اشنا شويم


اسناد ملکي متفاوتند که در زير به آن ها اشاره ، و در خصوص ماهيت برخي از آن ها توضيحاتي ارائه شده است.



  • سند مشاع

  • سند شش دانگ

  • سند مفروز

  • سند منگوله دار

  • سند تک برگ

  • سند اعيان

  • سند عرصه

  • سند وقفي

  • سند ورثه‌اي

  • سند المثني

  • سند معارض

  • سند شورايي

  • سند وکالتي

  • سند بنچاق

  • سند رهني


 سند ملکي مشاع


سند مشاع از انواع سند رسمي است. زماني که يک ملک، چند مالک داشته باشد و يا بين چند شريک تقسيم شده است به آن سند مشاع گفته مي‎شود. در سند هاي مشاع هر يک از شرکاء مالک بخشي از يک ملک هستند و هر يک سند رسمي در اختيار دارند. با توجه به تعريف ياد شده مي‎توان متوجه شد که در ملک مشاعي همه‌ مالکان در کل آن ملک با هم شريک هستند. و در فرآيند فروش يا خريد خانه مشاع بايد نظر و تصميم همه شرکا اعمال شود.


سند ملکي


سند ملکي شش دانگ ؛


سندي است که به طور تمام و کامل به يک شخص تعلق دارد، اين نوع سند رسمي يکي از مهمترين اسناد رسمي در بين اسناد مالکيت است. طبق قانون کلمه‌ شش دانگ نشان دهنده مالکيت تام صاحب سند نسبت به ملک است.


سند ملکي تک برگ ؛


امروزه به جاي سند هاي قديمي که از چند برگ تشکيل شده و يا به صورت دفترچه اي بودند از سند تک برگ استفاده مي‎شود. اين اسناد بر خلاف سند هاي قديمي به صورت دستي تهيه نمي‎شوند و در آن ها نهايت دقت و توجه صورت مي‎گيرد. هر سند تک برگ براي يک مالک صادر و در صورت فروش خانه‌، سند جديدي براي شخص خريدار تهيه و ارسال مي‎شود. از مزاياي سند تک برگ مي‎توان به اصالت و خوانايي و شفاف بودن آن اشاره کرد.همچنين در اين اسناد کروکي ساختمان و اطلاعات دقيق‌تري از ملک قابل مشاهده است. مزيت ديگر اين سند در مقابل سندهاي قديمي، تک برگ بودن آن است که  باعث مي‎شود نگه‌داري آن نسبت به سندهاي قديمي آسان‌تر باشد.


سند ملکي رهني


گاهي خريداران قصد دارند هنگام خريد خانه از وام و تسهيلات بانکي استفاده کنند. در اين موارد سند براي مدتي زماني که وام پرداخت خواهد شد در رهن بانک قرار مي‎گيرد و البته اين مسئله در خود سند هم قيد مي‌شود. منظور از رهن سند در نزد بانک، گرو ماندن آن نيست؛ بلکه صرفاً در خود سند قيد مي‌شود که اين سند تا تاريخ معين در رهن بانک است. بنابراين اگر وام گيرنده نتواند در موعد مقرر وام خود را پرداخت کند بانکي که سند در رهن آن است، مي‎تواند ملک را تصاحب کند.





در طلاق توافقي مساله باردار بودن زن امري مهم تلقي مي‌شود و بايد مواردي همچون نفقه زن باردار، نحوه نگهداري فرزند، وضع حمل مادر و هزينه‌هاي آن که به طور کامل بر عهده پدر فرزند است مشخص و تعيين شود.

طلاق توافقي دوران بارداري

در قانون طلاق در ايران، موضوع طلاق گرفتن زن باردار هم مطرح شده است و مانعي براي آن وجود ندارد. از نظر قانون امکان طلاق زن باردار وجود دارد و فرقي نمي‌کند که طلاق از چه نوعي باشد. در مجله دلتا موارد طلاق در زمان بارداري و مراحل قانوني طلاق زن باردار و يا طلاق توافقي در دوران بارداري بررسي شده است. با ما همراه باشيد.


 


طلاق توافقي در دوران بارداري


طبق قانون حمايت خانواده، براي ثبت طلاق، سردفتر بايد گواهي باردار نبودن  زن را درخواست کند. در واقع براي تشخيص اينکه زن در هنگام طلاق باردار است  يا خير اين گواهي گرفته مي‎شود. بنابراين مي‎توان متوجه شد که در طلاق توافقي مساله باردار بودن زن امري مهم تلقي مي‌شود و بايد مواردي همچون نفقه زن باردار، نحوه نگهداري فرزند، وضع حمل مادر و هزينه‌هاي آن که به طور کامل بر عهده پدر فرزند است مشخص و تعيين و همچنين معلوم شود پس از طلاق ،سرپرستي و حضانت فرزند بر عهده پدر يا مادر است. در نهايت کليه حقوق مالي زن به صورت کامل مشخص و تعيين شود. اگر فرزندي که از زن باردار متولد مي‎شود پس از طلاق، پدر نداشته باشد يعني پدر او در قيد حيات نباشد يا به دلايلي حضور نداشته نباشد، مسئوليت پرداخت نفقه با پدربزرگ پدري است و جد پدري به موجب قانون مي‎تواند سرپرستي و حضانت فرزند را بر عهده داشته باشد.


بارداري


نفقه و عده زن باردار 


طبق قانون و مطابق با قول و بيان کليه مراجع، عده طلاق زن تا زمان وضع حمل است. به طور مثال اگر طلاق در ماه اول بارداري انجام شود ، عده زن حدود هشت ماه و تا زمان وضع حمل است، يا اينکه اگر طلاق زن باردار در ماه هفتم بارداري انجام شود، عده طلاق حدود دو ماه خواهد بود. بنابراين در هر حال عده طلاق زن باردار تا زمان زايمان است که در اين دوران يعني تا زمان زايمان به وي نفقه تعلق مي‎گيرد. در ضمن بايد  داشت که زن پس از وضع حمل بلافاصله مي‎تواند با فرد ديگري ازدواج کند.


 


نحوه انجام شدن طلاق توافقي در دوران بارداري


در تنظيم دادخواست براي دادگاه، تفاوتي بين دوران بارداري و يا دوره ديگري ندارد. بر اساس قانون حمايت خانواده، براي پذيرش دادخواست طلاق توافقي توسط دادگاه خانواده، زن و مرد لازم است ابتدا به مراکز مشاوره خانواده که قوه قضاييه معرفي مي‎کند مراجعه کنند و در صورتي که پس از حداقل دو جلسه مشاوره، دو طرف حاضر نشوند به زندگي مشترک بازگردند و براي طلاق مصمم باشند، با گواهي عدم انصراف از طلاق، به دادگاه خانواده مراجعه مي‎کنند. پس از ارجاع پرونده طلاق توافقي در دوران بارداري به يکي از شعب دادگاه خانواده، اين دادگاه گواهي عدم امکان سازش را براي اجراي صيغه طلاق صادر مي‎کند.


طلاق توافقي


مدارک لازم براي ارائه  دادخواست در دوران بارداري



  • اصل کارت ملي و شناسنامه زن و مرد

  • اصل سند ازدواج دائم يا رونوشت آن در صورتي که سند ازدواج مفقود شده باشد.

  • گواهي ثبت نام در سامانه سراسري ابلاغ الکترونيک قوه قضاييه.

  • گواهي عدم انصراف از طلاق که توسط مراکز مجاز مشاوره خانواده صادر مي‌شود.

  • توافق نامه طلاق توافقي در دوران بارداري که حقوق مالي زن، وضعيت حضانت فرزند و توافق بر نحوه ملاقات فرزند و پرداخت نفقه وي، تعيين تکليف درباره جهيزيه، مهريه و نفقه معوقه و همچنين ساير حقوق مالي زن را که بايد به دادگاه ارائه شود مشخص مي‎کند.



آثار و نتايج طلاق توافقي در دوران بارداري


از آثار طلاق توافقي در دوران بارداري از نظر حقوقي مي‎توان به موارد زير اشاره کرد :



  • وضعيت حضانت و ملاقات فرزند طبق توافق زن و مرد مشخص مي‎شود.

  • امکان صلح و سازش در حقوق مالي و به دست آوردن حضانت فرزند براي زن وجود دارد.

  • حقوق مالي زن طبق توافق دو طرف تعيين مي‎شود.





طبق قانون کليه اسنادي که در  دفاتر اسناد رسمي‌ ثبت مي شوند معتبر هستند، مگر اين‌ که خلاف آن در دادگاه  ثابت شود، در حاليکه اسنادي که در بنگاه هاي  املاک به ثبت مي‎رسد جزء  اسناد عادي به شمار مي‎روند و نيازمند اثبات اعتبار قانوني‌ در دادگاه صالح  هستند.


اجاره نامه رسمي


 


عقد اجاره يکي از رايج ترين عقود  بين افراد است و بايد با دقت و سواس بسياري منعقد شود تا در صورت اختلاف  ميان موجر و مستاجر طبق قوانين و مقررات تصميم منطقي و قانوني گرفته و از  مشکلات و گرفتاري هاي بعدي جلوگيري شود. اين قرارداد به طور رسمي يا عادي  منعقد مي‎شود. در مجله دلتا انواع اجاره نامه هاي رسمي و عادي تعريف و بررسي شده است. در ادامه همراه ما باشيد.


اجاره نامه رسمي و عادي؛ متفاوت از يکديگر


طبق قانون کليه اسنادي که در دفاتر اسناد  رسمي‌ ثبت مي‎شوند معتبر هستند، مگر اين‌ که خلاف آن در دادگاه ثابت شود،  در حاليکه اسنادي که در مشاورين املاک به ثبت مي‎رسد جزء اسناد عادي به  شمار مي‎روند و نيازمند اثبات اعتبار قانوني‌ در دادگاه صالح هستند. به  همين دليل است که اسناد رسمي، به خودي خود لازم‌الاجرا است و اين، مزيت  حقوقي منحصر به فرد سند رسمي نسبت به سند عادي است. با توجه به اين امر  مي‎توان گفت، مهم‌ ترين کار مشاورين املاک معرفي مؤجر و مستأجر است و در  اين خصوص حق احمه خود را نيز بايد دريافت کنند. براي تنظيم اجاره‌ نامه  بهتر است مالک و مستأ‌جر را براي تنظيم سند ، به دفترخانه اسناد رسمي معرفي  و راهنمايي کرد.


اجاره نامه


انواع اجاره‌نامه


بر طبق قانون اجاره‌نامه‌ هاي معتبر بر سه نوع است که عبارتند از :


1- اجاره محل ست يا منزل


2- اجاره محل کسب يا تجارت


3- اجاره مکان هايي نظير موسسه‌ خيريه يا درمانگاه که در واقع در گروه مکان هاي مسي به‌ شمار مي‌روند.


مزاياي اجاره نامه محضري و رسمي


قانونگذار در قانون به دفاتر اسناد رسمي‌  صلاحيت ثبت، تنظيم و ثبت اسناد رسمي را داده است. به همين دليل مي‎توان گفت  اجاره نامه رسمي‌ که در دفتر اسناد رسمي‌ به ثبت مي‎رسد نسبت به قرارداد  هاي اجاره عادي که در بنگاه هاي املاک نوشته مي‎شود داراي مزاياي قانوني  هستند که در زير به آن ها اشاره شده است :



  • اجاره نامه هاي محضري لازم الاجرا هستند.

  • قاطع و رافع دعوي هستند و تحت تأثير مرور زمان قرار نمي‎گيرند.

  • مي‎توان در دادگاه به آنها استناد و اثبات کرد.

  • اين اسناد قابل استناد و از نظر تاريخ سند رسمي معتبر هستند.

  • احقاق حق مالک در کوتاه ‌ترين مدت با ضريب اطمينان بالا از بزرگترين  مزيت هاي اين اسناد است. زيرا هنگام تنظيم اجاره‌نامه کليه موارد نظير  شرايط دو طرفه، نوع کسب و کار واگذاري به غير، حق کسب و کار و تجارت، مشخص  مي‌‌شود و در نتيجه جايي براي تکذيب يا رد وجود نخواهد داشت.


اجاره خانه


هزينه ثبت اجاره نامه در دفترخانه اسناد رسمي


تعرفه‌هاي دفاتر اسناد رسمي ‌هر 4 سال  يکبار توسط قوه قضائيه تعيين مي‌شود. در واقع هر قدر قيمت مورد معامله  بالاتر باشد حق التحرير به همان ميزان افزايش نمي‌يابد بلکه به نسبت کاهش  پيدا مي‌کند و هزينه حق ثبت هم با همين مبلغ گرفته مي‌شود.


چند نکته در خصوص قرارداد اجاره اعم از عادي يا رسمي


اگر به هر دليل بين دو طرف قرارداد مشکلاتي رخ دهد، قانون راه حل‌هايي براي رفع آن ‌ها مقرر کرده است.



  1. اجاره يک قرارداد موقت است که بين موجر و  مستاجر منعقد مي‎شود که حتما بايد مدت در آن تعيين شود در غير اين صورت  اين قرارداد اعتبار قانوني ندارد.

  2. اگر اجاره‌ نامه به صورت رسمي بسته شده باشد، موجر مي‌تواند با مراجعه به ادار? ثبت اسناد، حکم تخليه مستأجر را بگيرد.

  3. طرف قرارداد مي‎تواند با مراجعه به دفتر اسناد رسمي، که قرارداد اجاره در آن منعقد شده، صدور اجراييه را درخواست کند.


همچنين بخوانيد:


مراحل تحويل ملک به مستاجر 


هزينه هاي ملک اجاره اي بر عهده کيست؟ 


اثبات مالکيت ملک چگونه صورت مي گيرد؟ 


اجاره نامه و موارد حائز اهميت حقوقي 


نکاتي درباره تمديد اجاره نامه 


اطمينان از ساخت و ساز قانوني،  بهره مندي از تسهيلات بانکي، بيمه شدن کليه عوامل  ساخت و ساز در صورت بروز  حوادث ساختماني از جمله دلايلي است که افراد براي ساخت و ساز بايد اقدام  به دريافت پروانه ساخت کنند.


پروانه ساختمان


 


دريافت پروانه ساختمان يکي از اساسي  ترين و مهمترين اقداماتي است که در شروع ساخت و ساز بايد انجام شود.  اطمينان از ساخت و ساز قانوني، بهره مندي از تسهيلات بانکي، بيمه شدن کليه  عوامل ساخت و ساز در صورت بروز حوادث ساختماني از جمله دلايلي هستند که  افراد براي ساختمان سازي بايد اقدام به دريافت پروانه ساخت کنند. به گزارش مجله دلتا دفترچه هايي تحت عنوان «شناسنامه» که شامل پروانه و نداشتن خلاف و پايان  کار مي‎شود به جاي پروانه ساختمان توسط شهرداري در اختيار متقاضيان قرار  داده مي‎شود.


پروانه ساختمان شامل چه اطلاعاتي هستند؟


هويت هر ساختمان و شرايط آن به طور کامل  با ذکر مطالب مربوط به شهرداري صادرکننده، هويت مالک، شماره و تاريخ صدور و  مشخصات زمين، محل احداث ملک، نوع مالکيت، مهندس ناظر، محاسبات و تاسيسات،  ابعاد چهارگانه پلاک، کروکي و مساحت زمين، مشخصات طبقات، وضعيت پارکينگ،  اصلاحات و تغييرات و نحوه تمديد عوارض گوناگون وصول شده، گواهي نداشتن  خلافي و گواهي پايان ساخت از جمله مشخصات و اطلاعاتي هستند که در اين  شناسنامه ها درج شده اند.


ساختمان


دستور نقشه چيست؟


زماني که افراد تصميم به ساخت و ساز مي‎گيرند، بايد با سند و برخي مدارک  ديگر به شهرداري مراجعه و در صورت نبود موانع قانوني، براي آن ملک، دستور  نقشه صادر شود.در واقع مرحله نخست براي ساخت و ساز ملک، گرفتن دستور نقشه  از شهرداري است.


مراحل گرفتن پروانه يا شناسنامه ساختمان :


براي دريافت شناسنامه ساختمان طي مراحل قانوني لازم است. در زير، اين مراحل به ترتيب توضيح داده شده است ؛


1. در مرحله اول، مالک يا وکيل ملک (فردي  که از طرف مالک يا مالکان وکالت دارد) با ارائه مدارک لازم درخواست پروانه  را در دفاتر خدمات الکترونيک شهر ثبت مي‌‎کند. اين مدارک و اقدامات که براي  دريافت شناسنامه ساختماني لازم است عبارتند از : حضور همه مالکان يا يک  نفر داراي وکالت از سايرين، اصل و کپي سند يا سند هاي ملک، کارت شناسايي  (کارت ملي)، برگه تسويه‌ حساب عوارض نوسازي شهرداري سال‌هاي گذشته و سال  جاري. با ارائه اين مدارک پرونده تشکيل مي‎شود.


2. در اين مرحله بازديد صورت مي‎گيرد. در بازديد مواردي مانند ابعاد ملک، عرض خيابان و تعيين و گزارش مي‎شود.


3. دستور نقشه براي ملک موردنظر صادر شده و  اطلاعاتي از قبيل مساحت ملک پس از اصلاحيه هاي موردنظر شهرداري، تعداد  طبقات و سطح اشغال هر طبقه در دستور نقشه ذکر مي‌شود.


4. از مهم‌ ترين مراحل صدور پروانه، نقشه  معماري است که بر اساس ضوابط و مقررات شهرداري و دستور نقشه صادر شده و  براي ملک طراحي مي‌شود. در طراحي نقشه معماري، مواردي همچون ، تعداد  پارکينگ و کيفيت فضاها و حداکثر توانايي طرح به لحاظ متراژ ارائه مي‎شود.


5. درخواست تعيين ناظر در دفاتر خدمات ثبت از ديگر اقداماتي است که بايد صورت بگيرد.


ملک


6. چند مورد از مدارک پيش ‌نويس پروانه که  با توجه به پروژه‌هاي خاص ممکن است لازم باشد و بايد توسط مالک به دفتر  خدمات الکترونيک ارائه شود شامل موارد زير است :



  • نقشه ‌هاي سازه و تأسيسات برق و مکانيک به همراه برگه هاي سهميه خدمات ور به مهر مهندسان محاسب

  • قرارداد مالک و ناظر و برگه سهميه ناظر

  • برگ تعهد رعايت اصلاحي

  • برگ تعهد تائيد نماي ساختمان

  • فايل‌هاي نقشه هاي سازه، برق و مکانيک

  • برگه تعهد مشاور ژئوتکنيک و برگه تأييديه گزارش خاک


9. پس از تائيد نقشه ‌هاي چهار رشته،  پروانه ساختمان چاپ مي‎شود. گاهي ممکن است در مرحله اوليه و پس از صدور  دستور نقشه، به دلايلي نظير تعيين کد صفر ملک، عرض بيشتر درب ورودي و  مواردي از اين قبيل نياز به دريافت نظر شوراي معماري هر منطقه باشد.


زمان اعتبار پروانه ساختمان


زمان اعتبار پروانه ساختمان 2 سال از تاريخ صدور است که تا 2 سال ديگر هم قابل تمديد خواهد بود. مهلت  پايان عمليات ساختماني هم برحسب متراژ و تعداد طبقات است و به ‌عنوان معيار  کلي حدود 4 سال در نظر گرفته مي‎شود. ممکن است در حين ساخت به دلايل مختلف  نقشه معماري اوليه تغيير کند. در اين صورت تحت عنوان پروانه تغيير نقشه،  پروانه جديدي صادر مي‌شود.


همچنين بخوانيد:


نکات مهم در خريد املاک مسي و تجاري 


3 اختلاف دردسرساز موجر و مستاجر 


نکاتي درباره تمديد اجاره نامه 


نحوه تبديل سند وکالتي به قطعي 


سهم مالکان در تقسيم املاک مشاع 


طبق قانون مجرم مکلف است که در  صورت موجود بودن مال، عين آن را که از راه غير قانوني و تخلف به دست آورده  است به صاحبش برگرداند. و در صورتي که آن مال موجود نباشد، موظف است مثل آن  را پرداخت کند و در صورت عدم امکان رد مثل، معادل همان مبلغ را به صاحبش  واگذار کند. 


مصادره اموال


 


مصادره اموال در مواردي رخ مي‎دهد  که شخص مرتکب جرم شده است و در نتيجه ارتکاب جرم طبق قانون مجازات مي‎شود.  از مجازات هايي که در قانون توسط قانونگذار تعيين شده مصادره اموال است.  مصادره در لغت به معناي جريمه کردن و مال کسي را با زور ضبط کردن است. در مجله دلتا به بررسي مفهوم مصادره اموال و چگونگي و نحوه مصادره و تفاوت مصادره با توقيف اموال پرداخته شده است.


 در چه شرايطي مصادره اموال صورت مي‎گيرد؟


با استناد به قانون مجازات اسلامي، براي  برخي جرايم کيفر مصادره تعيين شده است. بر طبق اين قانون مجرم مکلف است که  در صورت موجود بودن مال، عين آن را که از راه غير قانوني و تخلف به دست  آورده است به صاحبش برگرداند. و در صورتي که آن مال موجود نباشد، موظف است  مثل آن را پرداخت کند و در صورت عدم امکان رد مثل، معادل همان مبلغ را به  صاحبش واگذار کند،و در عين حال به جريمه  محکوم مي‎شود و همچنين بايد  خسارات وارده را به شخص متضرر بپردازد.


در مواردي مجرم در ارتکاب جرم از ابزار و  وسايلي استفاده مي‎کند، مانند مهر، اسلحه و استفاده از منزل شخص ديگر و …  در صورتي که استفاده از چنين ادواتي باعث تسهيل در جرم شود و در نتيجه اين  اقدامات اموالي براي مجرم کسب شود، دادگاه پس از رسيدگي به شکايت شاکي،  بدون اينکه نياز به طرح شکايتي جديد باشد به اين موضوع رسيدگي مي‌کند و  براي چنين جرمي مجازات تعزيري در نظر گرفته مي‎شود. بنابراين طبق قانون،  دادگاه ضمن در نظر گرفتن مجازات اصلي، ادوات جرم کشف‌ شده را به نفع دولت  ضبط و مصادره مي‌کند.


مصادره و ضبط اموال


مجازات تعزيري چيست؟ به آن دسته از  مجازاتي است که نوع و ميزان آن با در نظر گرفتن قانون، نظر قاضي و حکم  دادگاه اعلام مي‌شود، مجازات تعزيري گفته مي‎شود.


تفاوت توقيف، ضبط و مصادره  چيست؟


توقيف اموال؛ در اين موارد دارايي هاي فرد  به طور موقت توقيف مي‌شود. براي مثال اگر شخصي بدهکار باشد و براي پرداخت  بدهي هاي خود هيچ‌ گونه اقدامي انجام نداده باشد، مي‌توان با حکم دادگاه  اموال وي را به ‌صورت موقت توقيف کرد. اين اموال بدون اينکه از مالکيت  بدهکار خارج شوند در اختيار قانون قرار مي‌گيرد تا شخص نتواند آنها را به  فرد ديگري منتقل کند. در صورت عدم پرداخت، دادگاه از طريق مزايده اموال را  به فروش مي‌رساند و معادل پول طلبکار را به وي پرداخت مي‌کند و بقيه به  مالک بازگردانده مي‌شود.


ضبط اموال؛ عموما  در مورد پرونده‌هاي  کيفري استفاده مي‌شود. طبق قانون ضبط اموال به 2 صورت دائم و موقت صورت  مي‎گيرد. در ضبط دائم  مال براي هميشه از مالکيت فرد خارج مي‌شود. اما در  ضبط اموال موقت، امکان باز پس گرفتن اموال وجود دارد. بر اساس قانون،  چنانچه متهم که به دادگاه احضار شده، بدون عذر موجه در دادگاه حاضر نشود و  همچنين کفيل يا وثيقه گذار به دادگاه معرفي نکند، مبلغ بدهي وصول  و يا طبق  قانون و مقررات وثيقه ضبط مي‌شود.


مصادره اموال؛  از ديدگاه حقوقي مي‌توان مصادره را همان ضبط اموال دانست با اين تفاوت که  در برخي موارد ضبط اموال به‌ عنوان تأمين به‌کار مي‌رود، اما در مصادره به  عنوان مجازات در نظر گرفته مي‌شود.


در مصادره، اموال به طور دائم از ملکيت  مجرم خارج مي‌شود. در برخي از موارد با توجه به نظر صريح قانونگذار مبني بر  استيلاي دولت بر اموال، مصادره صورت مي‎گيرد. با توجه به اصل 49 قانون  اساسي کشور، دولت بايد ثروت‌ هاي به‌ دست آمده از ربا، قمار، رشوه، غصب،  اختلاس، سوءاستفاده از موقوفات و معاملات اداري، برپايي اماکن فساد و غير  مشروع، فروختن زمين هاي موات و مباحات اصلي و سرقت را بگيرد و به صاحبان  اصلي و به حق برگرداند. در مواردي که صاحبان اين دارايي ها و اموال مشخص  نباشند، اين اموال به بيت‌المال انتقال مي‌يابد. قاچاق و احتکار از ديگر  مواردي هستند که قانونگذار براي آنها مجازات مصادره در نظر گرفته است.


مجازات مصادره اموال


براي مصادره اموال چه شرايطي لازم است؟


با توجه به ماده 215 قانون مجازات اسلامي،  بازپرس و يا دادستان بايد در صورت صدور قرار منع، وضعيت اموال و اشياء  موردنظر را پيگيري و مشخص کنند که اين وسايل و اشياء حين ارتکاب جرم و يا  به سبب آن تهيه‌ شده‌ اند يا خير.


در ادامه، با توجه به بررسي‌ هاي صورت  گرفته اشياء و اموال مورد نظر مسترد، ضبط و يا معدوم خواهد شد. بر اساس حکم  دادگاه اموالي که از جرم حاصل‌ شده باشند به نفع دولت ضبط مي شوند. بر  اساس تبصره ماده 215، مالي که نگهداري از آن براي دولت هزينه‌ هاي  نامتناسبي داشته باشد و يا بها و قيمت آن به بطور فاحش افت پيدا کند و  همچنين اموالي که فاسد مي‎شوند به دستور دادستان با قيمت روز فروخته خواهند  شد. وجوه حاصل‌ از فروش اين اموال نيز تا مشخص شدن تکليف نهايي دادگاه به‌  صورت امانت در صندوق دادگستري باقي خواهد ماند.


همچنين بخوانيد:


شاکي و شرايط شکايت کردن 


مجازات افشاي اطلاعات افراد در شبکه هاي مجازي 


رشوه ؛ چه بدهي چه بگيري مجرمي 


مجازات خوردن مشروب طبق قانون جديد 


قاچاق مشروبات الکلي چه مجازاتي دارد؟ 


خريد و فروش ملک از طريق  وکالتنامه در سال هاي اخير مشکلات و معضلات بسياري را پديد آورده است.  افراد معمولاً به دلايل بسياري مانند سفر، بيماري و . به شخصي که اعتماد  دارند يا وکيل، وکالت فروش ملک خود را واگذار مي‌کنند.


وکالتنامه ملک


 


امروزه به دليل مشغله‌ هاي کاري بحث  وکالتنامه بلاعزل يا سند وکالتي در بين افراد خيلي بيشتر از قبل مطرح  مي‎شود. خريد و فروش ملک از طريق وکالتنامه در سال هاي اخير مشکلات و  معضلات بسياري را پديد آورده است. افراد معمولاً به دلايل بسياري مانند  سفر، بيماري و … به شخصي که اعتماد دارند يا وکيل، وکالت فروش ملک خود را  واگذار مي‌کنند. اين کار به خودي خود عمل صحيحي است، اما بايد تمام موارد  قانوني و اصولي در مورد آن اجرا شود. در غير اين صورت  مشکلات فراواني از  نظر حقوقي به همراه خواهد داشت. در مجله دلتا با معايب و مزاياي خريد و فروش ملک از طريق وکالتنامه بيشتر آشنا مي‎شويم و  همچنين اصول و قوانين حاکم بر معاملات وکالتي را مورد بررسي قرار مي‎دهيم.  با ما همراه باشيد.



موارد مهم در مورد معاملات ملکي به صورت وکالتي



  • وکالت فروش ملک

  • نکاتي که موکل بايد بداند

  • نکاتي که خريدار بايد بداند

  • خطرات معاملات وکالتي


وکالتنامه فروش ملک


وکالت، به عقدي گفته مي‌شود که به ‌موجب  آن‌ يکي از افراد، طرف ديگر را براي انجام امري وکيل خود مي‌کند. وکالتنامه  بايد توسط دفاتر اسناد رسمي معتبر يا سفارت ‌خانه ‌ها ثبت و ور به مهر  برجسته باشد. وکالتنامه‌ اي که توسط خود شخص نوشته ‌شده فاقد اعتبار است.


وکالت بلاعزل جزو وکالت‌ هاي غير قابل  ‌فسخ است و فقط با فوت يا جنون طرف هاي قرارداد باطل مي‌شود. بايد توجه  داشت که پس از اخذ وکالت فروش ملک، در نزديکترين زمان اقدام به انتقال قطعي  و رسمي در دفاتر اسناد رسمي ‌شود. زيرا اگر مالک، وکالت بلاعزل به نام  خريدار تنظيم کند، مالکيت ملک به وي منتقل نمي‌شود. به طور مثال اگر قبل از  انتقال سند قطعي موکل(فروشنده) فوت کند، ديگر آن وکالت ارزشي ندارد و بايد  وراث متوفي براي انتقال و امضاء سند رسمي اقدام کنند. بنابراين شخص  نمي‌تواند با وکالت بلاعزل ادعاي مالکيت کند.


بايد توجه داشت که وکالتنامه ‌هايي که در  خارج از کشور تنظيم مي‌شود و به تائيد دفاتر سياسي (نمايندگان کنسولي خارج  از کشور) مي‌رسد، وکالت رسمي محسوب مي‌شوند و مشخصات آن ( ازجمله محل  تنظيم) بايد در قرارداد فروش ذکر شود. بايد در نظر داشت که افراد مي‎توانند  خريد املاک مورد نظر خود را به شخص ديگري از طريق وکالت خريد ملک واگذار و  اختيارات وکيل را به ‌صورت کلي و جزئي مشخص کنند.


املاک


نکاتي در خصوص وکالتنامه ملکي


احتمال اينکه با امضاء يک وکالتنامه رسمي  بلاعزل، افراد ناخواسته تمام دارايي و اموال خود را از دست بدهند، وجود  دارد. بنابراين موکل (صاحب ملک) بايد همه نکاتي و اصول قانوني را رعايت کند  تا به مشکل بر نخورد. اين موارد حائز اهميت عباتند از :



  1. وکالت بلاعزل در امور جزئي و مشخص داده شود نه کلي.

  2. در وکالت بلاعزل، مورد وکالت توسط طرف هاي قرارداد به طور دقيق مطالعه شود و ملک يا املاک مورد نظر با مشخصات کامل ذکر شود.


موارد مهم که خريدار بايد بداند


نکاتي که خريداران املاک وکالتي بايد به آن توجه داشته باشند در زير شرح داده شده است.



  1. از صحت و قانوني بودن وکالت بلاعزل فروشنده از طريق اسناد رسمي معتبر اطمينان کسب کنند.

  2. در نزديکترين فرصت نسبت به انتقال رسمي سند اقدام کنند.

  3. در صورتي‌که به دليل مشکلاتي نظير بيماري يا سفر انتقال رسمي سند مقدور نيست، حتماً قبل از تنظيم وکالت بلاعزل فروش، مبايعه‌نامه را تنظيم کرده و در فرصت مناسب توسط وکالت فروش بلاعزل بدون حضور موکل، سند رسمي را انتقال دهند.

  4. از مراکز مربوطه از ميزان بدهي‌ها و  وضعيت تسويه‌ حساب ملک اطلاع و اطمينان حاصل و سپس هرگونه وجهي را پرداخت  کنند. بنابراين خريدار قبل از پرداخت کامل وجه ملک خريداري ‌شده بايد از  ميزان بدهي‌هاي مالياتي و بانکي يا تخلفات احتمالي آن مطلع باشد.


همچنين بخوانيد:


وکالت بلاعزل براي خريد و فروش ملک 


استعلام وکالتنامه هاي خارج از کشور در ايران 


10 نکته مهم در تنظيم وکالتنامه خارج از کشور 


چرا نبايد وکالتي معامله کنيم؟ 


نکات حقوقي خريد و فروش ملک مشاع 


بسياري از طلاق ها در دوران عقد  اتفاق مي‎افتد. دوران عقد به زماني گفته مي‎شود که عقد ازدواج بين زن و مرد  منعقد شده ولي آن ها هنوز زندگي مشترک را آغاز نکرده اند. مدت زمان مراحل  طلاق کاملا وابسته به اعتراض و مقاومت زن دارد با اين توضيح که پرونده طلاق  در 3 مرحله رسيدگي مي شود.


طلاق در دوران عقد


 


بسياري از طلاق ها در دوران عقد  اتفاق مي‎افتد. دوران عقد به زماني گفته مي‎شود که عقد ازدواج بين زن و مرد  منعقد شده ولي آن ها هنوز زندگي مشترک را آغاز نکرده اند. به گزارش مجله دلتا از نظر قانونگذار هر زمان که مرد تصميم به جدايي بگيرد مي‎تواند به دادگاه  خانواده مراجعه کند و دادخواست طلاق بدهد. دادگاه خانواده که در محل اقامت  زن است صلاحيت رسيدگي به پرونده را دارد. به عنوان مثال اگر زن در اصفهان  با شوهر زندگي مشترک داشته ولي هم اکنون به خانه پدري در تهران رفته باشد  دادگاه خانواده تهران صلاحيت رسيدگي به پرونده را دارد. دادخواست طلاق از  طريق دفتر خدمات الکترونيک قضايي ثبت خواهد شد و فرقي نمي‎کند که مرد شخصا  اقدام کند و يا وکيل داشته باشد.


طلاق


مدارک لازم براي درخواست طلاق در دوران عقد


عموما عقدنامه نزد زن يا خانواده وي  مي‎ماند. مرد بايد به دفتر ازدواجي که عقد نکاح ثبت شده است، مراجعه و  رونوشت عقدنامه را دريافت کند. زيرا بدون عقدنامه فقط با رونوشت آن، ثبت  دادخواست امکانپذير است. مدارک لازم براي درخواست طلاق عبارتند از :



  • کارت ملي

  • شناسنامه

  • عقد نامه


طلاق از جانب مرد چقدر طول مي کشد؟


مدت زمان مراحل طلاق کاملا وابسته به اعتراض و مقاومت زن دارد با اين توضيح که پرونده طلاق در 3  مرحله رسيدگي مي‎شود. دادگاه خانواده بدوي، دادگاه تجديدنظر استان و ديوان  عالي کشور. بر فرض اگر راي طلاق در دادگاه بدوي صادر شود زن مي‎تواند در  فرصت 20 روزه پس از ابلاغ راي نسبت به آن اعتراض و تجديدنظر خواهي کند و در  ادامه پس از صدور راي دادگاه تجديدنظر در مهلت 20 روزه پس از ابلاغ راي  دادگاه تجديدنظر، دادخواست فرجام خواهي خود را به ديوان عالي کشور بدهد.


بايد توجه داشت که کليه مراحل اعتراض در  دفاتر خدمات الکترونيک قضايي انجام مي‎شود. بنابراين مي‎توان گفت در شرايطي  که زن از حق اعتراض خود استفاده کند، پرونده طلاق ممکن است از 3 ماه تا 1  سال به طول بيانجامد. با توجه به اينکه حق طلاق با مرد است، مي‎توان نتيجه  گرفت هدف قانونگذار از 3 مرحله اي کردن پرونده طلاق، طولاني کردن فرآيند  طلاق و امکان رجوع دوباره زن و شوهر به يکديگر است. اما بايد در نظر داشت  که اصل راي طلاق تا زماني که مرد اصرار داشته باشد نقض نخواهد شد.


مهريه در طلاق


مسايل مالي و غير مالي ناشي از عقد ازدواج چگونه تعيين مي‎شود؟



  • شرط تنصيف دارايي؛ اگر مرد شرط چاپي  تنصيف دارايي و اموال را که در عقدنامه ها موجود است امضا کرده باشد و از  طرفي زن ناشزه نباشد (يعني وظايف و تکاليف قانوني شويي را رعايت کرده  باشد) به تشخيص قاضي رسيدگي کننده و در صورت درخواست زن، شوهر بايد تا نصف  دارايي خود را که موجود بوده و در زمان شويي به دست آمده ، به زن پرداخت  کند.

  • اجرت المثل ايام زندگي با همسر؛ اگر زن  به صراحت در دادگاه اعلام نکند که رايگان در منزل کار کرده است و حکمي هم  قبلا در اين خصوص صادر نشده باشد غالبا قضات دادگاه خانواده زن را مستحق  اجرت المثل ايام زندگي مشترک تشخيص داده و براي تعيين اجرت المثل، موضوع را  به کارشناسي ارجاع مي‎دهند.

  • مهريه ؛ در صورتي که مهريه زن پرداخت  نشده و حکمي نيز قبلا در اين مورد صادر نشده باشد، دادگاه رسيدگي کننده  مي‎بايستي تکليف مهريه در طلاق را ضمن حکم طلاق مشخص کند. و اگر قبلا در  مورد مهريه حکمي صادر شده و يا زن از طريق اداره ثبت اسناد آن را مطالبه  کرده باشد دادگاه در خصوص مهريه با تکليفي مواجه نيست.

  • جهيزيه؛ طبق قانون زن مي‎تواند آنچه را  از جهيزيه خود باقي مانده مسترد کند. در اين خصوص نيز دادگاه ضمن راي طلاق  تعيين تکليف مي‎کند. شوهر نسبت به آنچه از جهيزيه از بين رفته يا تعويض شده  مسئوليتي ندارد.


همچنين بخوانيد:


تقسيط مهريه و نحوه پرداخت آن 


حضانت فرزند بعد از طلاق با کيست؟ 


در چه مواردي مي توان از کار کردن زن جلوگيري کرد؟ 


مشکلات مردان براي ازدواج مجدد 


آيا بعد از ازدواج امکان افزايش مهريه وجود دارد؟ 


هر کدام از زن و مرد که خواهان  طلاق هستند، دلايل مخصوص به خود را دارند. گاهي با مشکلاتي در زندگي  شويي مواجه مي‌شوند که فقط بين زن و شوهر بوده است و مدرکي براي اثبات  آن ندارند. اما دادگاه براي صدور حکم نياز به دليل و مدرک  دارد.


درخواست طلاق توافقي


 


امروزه بسياري از طلاق ها به دليل عدم تفاهم اخلاقي بين زن و شوهر رخ مي‌دهند. به گزارش مجله دلتا منشا و اساس بسياري از پرونده هاي طلاق که در دادگاه هاي خانواده در جريان  رسيدگي هستند به عدم سازگاري و تفاهم زن و شوهر و در مواردي اختلافاتي که  ميان خانواده هاي آن ها به وجود مي‎آيد بر مي‌گردد. هدف از اين نوشتار  بررسي فرآيند درخواست طلاق توافقي در نتيجه عدم تفاهم اخلاقي است.


درخواست طلاق توافقي به دليل نداشتن تفاهم اخلاقي


هرگاه زن يا مرد از خصوصيات و تفاوت‌ هاي  رواني و رفتاري طرف مقابل خود اطلاع و آگاهي نداشته نباشد، احتمال بروز  سوءتفاهم افزايش مي‌يابد. خيلي از متقاضيان طلاق در دادگاه خانواده، دليل  طلاق را نداشتن تفاهم اخلاقي عنوان مي‌کنند. در واقع هر کدام از زن و مرد  که خواهان طلاق هستند، دلايل مخصوص به خود را دارند. گاهي با مشکلاتي در  زندگي شويي مواجه مي‌شوند که فقط بين زن و شوهر بوده است و مدرکي براي  اثبات آن ندارند. اما دادگاه براي صدور حکم نياز به دليل و مدرک دارد.


طلاق توافقي


درخواست طلاق زن و مرد متفاوت است


بايد بين درخواست طلاق از سوي مرد و اين درخواست از طرف زن تفکيک قائل شد.



  • درخواست طلاق از جانب زن باشد؛ درخواست طلاق زن از دادگاه خانواده در  صورت مخالفت شوهر، نيازمند اثبات دليل است. در مواردي که زن از شوهر وکالت  در طلاق يا به عبارتي حق طلاق نداشته باشد بايد براي دادگاه ثابت کند که  زندگي مشترک او با شوهر باعث عسر و حرج است.( عسر و حرج به معني سختي و  مشقت است) بنابراين اينکه صرفا بگويد تفاهم اخلاقي با شوهر ندارم در  دادخواست طلاق مفيد به فايده نخواهد بود.

  • درخواست طلاق از جانب مرد باشد؛ هر چند که بر طبق قانون و فقه شيعه مرد اختيار طلاق را  دارد و اين امر از طرف وي، نيازمند دليل نيست، منتها قاضي قطعا در مورد  دليل طلاق از مرد يا وکيل او جويا خواهد شد. ولي در واقعيت مرد مي‌تواند با  پرداخت حقوق مالي همسر از قبيل مهريه و نفقه حتي در مواردي که دليل موجه  براي اين درخواست نداشته باشد، از دادگاه تقاضاي طلاق کند. به عبارت ديگر  امکان رد کردن دادخواست طلاق وي به دليل نداشتن دليل موجه امکان پذير نيست.  و در صورتي که دادگاه خانواده چنين حکمي صادر کند و درخواست طلاق را رد  کند در دادگاه هاي عالي ( منظور دادگاه تجديد نظر و ديوان است) نقض مي‌شود.


حق طلاق


تاثير مراکز مشاوره دادگاه در کاهش درخواست طلاق توافقي


يک وکيل پايه يک دادگستري در اين خصوص  مي‌گويد : طبق قانون حمايت از خانواده، دادگاه نمي‌تواند زن و شوهر را  وادار به مراجعه به مشاوره کند و اين امر با توجه به نوع اختلاف آنها امري  اختياري است ولي معمولاً در رويه مراجع قضايي عرف است که طرف هاي موضوع  مشاوره شوند. اين وکيل دادگستري درباره اينکه مشاوره چقدر مي‌تواند در کاهش  طلاق مؤثر باشد، معتقد است امکان سازش در مراکز مشاوره دادگاه‌ هاي  خانواده تقريباً وجود ندارد زيرا زن و مرد قبل از مراجعه به دادگاه و تنظيم  دادخواست همه روش ها و راه هاي ممکن را سپري کرده‌اند. و تصميم نهايي در  خصوص جدايي گرفته اند. منتها چون هدف قانونگذار حفظ بنيان خانواده است اين  تدابير در نظر گرفته شده است که تا حد امکان از پاشيده شدن کانون خانواده  جلوگيري شود.


سخن آخر؛ مسؤوليت رسيدن به تفاهم را بپذيريم


فارغ از نظامات حقوقي شايد براي پيشگيري  از جدايي هايي اين چنين، بهتر باشد به جاى هر گونه پيش داورى يا مشاهده  اشکالات و ضعف ها، نقاط مثبت و قوت طرف مقابل ديده شود و همچنين اين در نظر  گرفته شود که هيچ دو نفري پيدا ‌نمي‌شوند که از هر نظر با هم يکسان باشند و  در نهايت، تمام اعضاى خانواده به خصوص زن و شوهر مسؤوليت رسيدن به تفاهم  را پذيرا شوند.


همچنين بخوانيد:


تقسيط مهريه و نحوه پرداخت آن 


با درخواست طلاق مرد در دوران عقد، تکليف مهريه چيست؟ 


اعسار مهريه و تعديل مهريه چه فرقي دارند ؟ 


طلاق توافقي طبق قانون جديد 


آيا بعد از ازدواج امکان افزايش مهريه وجود دارد؟ 


براي رسيدگي به برخي جرايم،  ‌نيازي به شکايت شاکي خصوصي نيست و حتي در صورتي که شاکي اعلام رضايت کند،  مراجع قضايي نمي‌توانند به دليل گذشت شخص زيان ديده، جريان تعقيب و محاکمه و  اجراي حکم را متوقف کنند.


جرايم غير قابل گذشت


 


گاهي افراد بر حسب شرايط ممکن است در  جايگاه مجرم يا زيان ديده در دعوا باشند. در چنين شرايطي آشنايي با قوانين  و مقررات حقوقي اهميت بسياري پيدا مي‌کند. از نظر قانونگذار جرايم به دو  دسته قابل گذشت و غير قابل گذشت تقسيم مي‌شوند. در مجله دلتا جرايم غير قابل گذشت و آثار حقوقي آن و همچنين تاثير گذشت شاکي در اين  گونه جرايم مورد بررسي قرار گرفته شده است. در ادامه با ما همراه باشيد.


جرايم غير قابل گذشت


براي رسيدگي به برخي جرايم، ‌نيازي به  شکايت شاکي خصوصي نيست و حتي در صورتي که شاکي اعلام رضايت کند، مراجع  قضايي نمي‌توانند به دليل گذشت شخص زيان ديده، جريان تعقيب، محاکمه و اجراي  حکم را متوقف کنند. البته بايد در نظر داشت که دادگاه با توجه به رضايت  شاکي مي‌تواند مطابق آن مجازات متهم را تخفيف دهد و در صورتي که بعد از  صدور حکم قطعي شاکي اعلام رضايت کند، دادگاه پس از درخواست محکوم، در  مجازات وي تجديدنظر کرده و آن را کاهش مي‌دهد. از جمله مصاديق بزه‌ هاي غير  قابل گذشت مي‌توان به جرم خيانت در امانت، سرقت، ي و قتل عمدي  اشاره کرد.


جرايم


آيا گذشت شاکي تاثيري در راي دادگاه دارد؟


طبق قانون در اين قبيل جرايم ، گذشت يا  اعلام شکايت شاکي مانع تعقيب يا رسيدگي و اجراي حکم توسط مراجع قضايي نيست  منتها مي‎تواند تا حدودي در پرونده اثر گذار باشد. به عنوان مثال وقتي جرم  سرقت اتفاق مي‎افتد به لحاظ اينکه باعث برهم زدن نظم و امنيت رواني و  اقتصادي جامعه مي‎شود از جمله جرم هاي غير قابل گذشت تلقي مي‎شود و فرقي نمي‎کند فرد متضرر از اين جرم شکايت کند يا خير و يا  اين که بعد از اعلام شکايت از درخواست خود منصرف شود و اعلام رضايت کند. در  اين شرايط متهم به دليل ارتکاب سرقت، تعقيب و به مجازات قانوني خواهد  رسيد. اما بايد در نظر داشت که در هر حال رضايت شاکي در شرايط پرونده در هر  مرحله اي که باشد تاثيراتي خواهد داشت که در ذيل بررسي شده است :



  • قبل از صدور حکم قطعي
    در اين مرحله که از تعقيب متهم تا زمان صدور حکم قطعي ادامه پيدا مي‎کند،  هرگاه متضرر از جرم اعلام گذشت کند در جرايم تعزيري و بازدارنده دادگاه  مي‎تواند در مجازات متهم تخفيف قائل شود و يا مجازات او را از نوعي به نوع  ديگر که مناسب تر به حال متهم است تبديل کند. به عنوان مثال دادگاه به جاي  حبس حکم به جزاي نقدي بدهد.

  • بعد از صدور حکم قطعي
    در اين مرحله هرگاه شاکي خصوصي از شکايت خود صرف نظر کند، محکوم مي‎تواند  با استناد به گذشت شاکي از دادگاه صادر کننده حکم قطعي درخواست کند تا در  ميزان مجازات او تجديدنظر کند. در اين شرايط دادگاه در وقت فوق العاده به  درخواست فرد محکوم رسيدگي مي‎کند و مجازات را در صورت اقتضا در حدود قانون  تخفيف خواهد داد.


جرم هاي غير قابل گذشت


نکات مهم در خصوص جرايم غير قابل گذشت



  1. اگرچه رضايت شاکي خصوصي در اين گونه جرايم مانع رسيدگي به پرونده و  تعقيب نيست منتها رضايت شاکي تأثير بسزايي بر نوع و ميزان مجازات متهم  دارد.

  2. در صورت اعلام رضايت و گذشت زيان ديده، چه قبل از صدور حکم قطعي و چه  بعد از آن دادگاه با توجه به قانون و تا جايي که اقتضا کند در اعمال مجازات  و نوع و ميزان آن تخفيف قائل مي‎شود و بايد در  نظر داشت که اين امر از  سوي دادگاه اامي نيست.

  3. در اين گونه موارد لازم نيست که رضايت، رسمي و محضري باشد. و بنابراين  ضرورتي ندارد که اعلام گذشت حتماً در دفترخانه اسناد رسمي انجام گيرد. طرف  هاي دعوا مي‎توانند به دادگاه مراجعه و مراتب را نزد قاضي مربوطه اعلام  کنند تا توسط وي صورت جلسه شود. در صورتيکه اعلام رضايت در کلانتري انجام  شود، بايد به درستي تنظيم شود و براي قاضي يقين آور باشد.

  4. اعلام رضايت شاکي بايد صريح و بدون شرط باشد. همچنين در مواردي که شاکي  از گذشت خود باز گردد، دادگاه بر مبناي رضايت اعلامي اتخاذ تصميم مي‎کند و  در واقع عدول از گذشت قابل ترتيب اثر نيست.


همچنين بخوانيد:


با همسايه‌ مزاحم چه کنيم؟(+ويدئو) 


فرار از صحنه تصادف چه مجازاتي دارد؟ 


ليزينگ همان اجاره به شرط تمليک است؟ 


پارک ممنوع ، مراقب نصب اين تابلوها باشيد! 


عزل وکيل ؛ چرا و چگونه؟ 


طبق نظر قانونگذار هر گونه  عمليات و اقداماتي که باعث فريب فرد در خصوص ويژگي‌ هاي مورد معامله شود،  چه از طرف فروشنده و چه از طرف خريدار باشد، سبب تحقق تدليس و ايجاد خيار  فسخ براي آن معامله خواهد شدکه اثر فوري دارد و بايد اعمال شود. 


تدليس در معامله


 


تدليس در اصطلاح حقوقي عبارت است از  عملياتي که موجب فريب طرف معامله شود. به عبارت ديگر به معناي پوشاندن  عيبي در مال يا نشان دادن يک صفت يا امتياز غير واقعي در مال است. به گزارش  مجله دلتا به علت جبران ضرر و زيان  ناشي از اين اقدامات فريبنده، شخص فريب خورده و متضرر از حق فسخ بهره‌ مند  است. و مي‌تواند معامله را برهم بزند.


تدليس


تدليس در اصطلاح حقوقي چيست؟


به موجب نظر قانونگذار که مقرر مي‌دارد؛  «تدليس عبارت است از عملياتي که موجب فريب طرف معامله شود». بنابراين تعريف  مي‌توان نتيجه گرفت که، اگر طرف معامله مي‌دانست که به‌ طور مثال مورد  معامله داراي اين مزايا نبوده و يا داراي اين عيب است، اقدام به انجام  معامله نمي‌کرد. در نتيجه براي به وقوع اين امر دو شرط اساسي لازم است:  انجام عمليات (اعم از گفتار يا فعل) و فريب دادن شخص ديگر. همچنين لازم است  که عمليات فريب ‌دهنده بايد پيش از انجام معامله باشد تا طرف ديگر را اغوا  و متمايل به انجام معامله کند. نکته ديگر که حائز اهميت است  طبق قانون،  تدليس علاوه بر معاملات تجاري، در عقد ازدواج نيز ممکن است رخ دهد.(که در  اين خصوص در مقاله تدليس در ازدواج به تفصيل پرداخته شده است)


اثر تدليس در معاملات


وقوع چنين امري باعث ايجاد حق فسخ براي  شخص فريب‌ خورده در قرارداد مي‌شود. به‌ منظور بررسي بيشتر اثر آن در  معاملات، دو نوع از عقود را از هم تفکيک مي‌کنيم: عقد نکاح و معاملات  تجاري.


بايع


تدليس در معامله


طبق نظر قانونگذار هر گونه عمليات و  اقداماتي که باعث فريب فرد در خصوص ويژگي‌ هاي مورد معامله شود، چه از طرف  فروشنده و چه از طرف خريدار باشد، سبب تحقق تدليس و ايجاد خيار فسخ براي آن  معامله خواهد شد که اثر فوري دارد و بايد  اعمال شود.


بنابراين طرف ديگر حق فسخ معامله را دارد.  گاهي افراد در قرارداد شرط مي‌کنند که کليه اختيارات از جمله اختيار فسخ  معامله به موجب فريب کاري طرف مقابل ساقط شود و وجود نداشته باشد (به اين  امر در اصطلاح حقوقي شرط اسقاط کافه خيارات گفته مي‌شود). بايد در نظر داشت  در معامله اي که هر يک از طرف هاي معامله از فريب طرف ديگر اطلاع و آگاهي  ندارد، اين عدم اختيار بر فسخ قرارداد به چند دليل منطقي نيست.


يکي از دلايل آن است که برخي از حقوقدانان  اعتقاد دارند که تا زماني که فردي از موضوع حق خود اطلاع ندارد، نمي‌تواند  آن را اسقاط کند و از بين ببرد، زيرا ممکن است در صورت آگاهي و اطلاع، به  از بين بردن آن رضايت نمي‌داد. از طرفي اختيار فسخ معامله به دليل تدليس (خيار تدليس) قبل از معامله و اطلاع زيان‌ ديده از عمليات متقلبانه قابل  اسقاط نيست. زيرا اگر قرار باشد شخصي ديگري را فريب دهد و با توسل به قانون  و عدم استفاده از حق فسخ از احقاق حق زيان ‌ديده جلوگيري کند؛ مي‌توان  بيان داشت که در واقع از قانون به‌ عنوان وسيله ‌اي براي از بين بردن حقوق  ديگران استفاده کرده است در حاليکه ماهيت و فلسفه قانون حفظ حقوق افراد  جامعه است.


بنابراين شخص در صورت تدليس حق فسخ دارد و  بايد به اين نکته توجه داشت که در هنگام تنظيم قرارداد و اسقاط خيارات،  خيار تدليس را استثناء  و حق فسخ معامله در صورت عمليات فريب کارانه وجود  داشته باشد.


همچنين بخوانيد:


معامله صوري املاک در چه صورتي جرم نيست؟ 


معامله معارض يا فروش يک ملک به چند نفر و مجازات آن 


ضرورت هاي‎ انجام يک معامله ملکي 


از نظر قانون سکوت علامت رضايت است؟ 


اثبات معامله به قصد فرار از دين 


استرداد دعوا فقط از طرف شخصي که   طبق قانون خواهان ناميده مي‎شود پذيرفته خواهد شد. بنابراين علاوه بر  خواهان اصلي، اشخاصي که خواهان دعواي متقابل و وارد ثالث نيز گفته مي‎شوند،  مي‌توانند دعواي خود را مسترد کنند. اما در هيچ شرايطي خوانده نمي‌تواند  دعوا را پس بدهد و به عبارتي مسترد کند. 


استرداد دعوا


 


استرداد دعوا در اصطلاح حقوقي به  معناي پس گرفتن دعوا و شکايت است. گاهي مدعي به دلايلي منافع خود را در باز  پس گرفتن شکايت مي‌بيند و مايل نيست که دادگاه نسبت به موضوع، حکم صادر  کند، اين در شرايطي است که خوانده دعوا بي‌ ترديد، متحمل هزينه هايي براي  دفاع در مقابل ادعاي خواهان شده است. به عنوان مثال در مواردي خواهان با  توجه به جلسات دادرسي تشخيص مي‌دهد که محکوم خواهد شد به همين دليل به  دادگاه اعلام مي‎کند که از دادخواست خود منصرف شده است. دادگاه نيز بر حسب  مورد با توجه به قوانين و مقررات نسبت به موضوع تصميم خواهد گرفت. در مجله دلتا به بررسي شرايط و آثار استرداد دعوا پرداخته شده است.


خواهان


چه شرايطي براي استرداد دعوا لازم است؟


انصراف از شکايت و پس گرفتن دعوا فقط از  طرف شخصي که طبق قانون خواهان ناميده مي‎شود پذيرفته خواهد شد. بنابراين  علاوه بر خواهان اصلي، اشخاصي که خواهان دعواي متقابل و وارد ثالث نيز گفته  مي‎شوند، مي‌توانند دعواي خود را مسترد کنند. اما در هيچ شرايطي خوانده  نمي‌تواند دعوا را پس بدهد و به عبارتي مسترد کند. زيرا دادرسي با درخواست  خواهان و با هدف گرفتن حکم دادگاه شروع شده است و خوانده نمي‌تواند پيش از  کسب نتيجه به آن پايان دهد. وکيل در صورتي مي‌تواند شکايت را مسترد کند که  اين اختيار توسط موکل به او داده شده و در وکالت نامه نيز تصريح شده باشد.  لازم به ذکر است که اگر خواهان محجور باشد و شکايت توسط قيم به دادگاه  ارائه شود و قيم بخواهد دعوا را مسترد کند بايد با اجازه دادستان اقدام  کند.(محجور در اصطلاح حقوقي به کسي گفته مي‌شود که از بخشي از تصرفات و  اعمال حقوقي منع شده است)


آثار استرداد دعوا


• قرار رد دعوا؛


در مواردي که خواهان در مرحله نخستين از  شکايت خود منصرف شود، دادگاه اين قرار را صادر مي‌کند. در صورتي که قرار رد  دعوا صادر شود، خواهان مي‌تواند دوباره همان دادخواست را اقامه کند اما  بايد دادخواست جداگانه ‌اي تنظيم و به دادگاه ارائه دهد. اثر استرداد دعوا و قرار رد دعوا قهقرايي است. به اين معنا که طرف هاي پرونده در موقعيتي که پيش از اقامه دادخواست داشته ‌اند قرار مي‌گيرند.
در صورت تعدد خواندگان در دعاوي قابل تجزيه، ممکن است نسبت به برخي از آنها  مسترد شود، در اين صورت اگر پس از ختم مذاکرات طرف هاي پرونده باشد، فقط  رضايت خوانده يا خواندگاني لازم است که دادخواست نسبت به آنها مسترد گرديده  است و قرار رد دعوا فقط نسبت به آنها صادر مي‌گردد. در دعاوي غير قابل  تجزيه ، استرداد دعوا نسبت به بعضي خواندگان اصولا نبايد شنيده شود.


قرار سقوط دعوا


• قرار سقوط دعوا؛


اين قرار زماني صادر مي‌شود که پس از  اتمام مذاکرات، خواهان از شکايت خود به طور کلي منصرف مي‌شود، در اين شرايط  مدعي ديگر نمي‌تواند مجدداً شکايت خود را مطرح کند زيرا موضوع مختومه  مي‌شود.


• مرور زمان؛


در مواردي که به موجب مرور زمان که در  واقع سپري شدن مدت زماني است که وضعيت حقوقي جديد و مخصوصي را براي فرد  ايجاد کرده ، اين وضعيت و مرور زمان که به دليل دادخواست قطع شده است با  استرداد دعوا، قطع مرور زمان منتفي مي‌شود.
• در برخي دعاوي که طرح آن بايد در مدت محدودي انجام گيرد، استرداد  دادخواست در حکم استرداد دعوا است يعني وقتي که خواهان دادخواست خود را  مسترد مي‌کند، منجر به سقوط دعوا مي‌شود. به طور مثال در مواردي که شخص به  حصر وراثت اعتراض مي‌کند که ديگر تجديد دادخواست ممکن نخواهد بود.


همچنين بخوانيد:


احضاريه دادگاه و عواقب عدم توجه به آن 


دادرسي چيست و چگونه تشکيل مي شود؟ 


حق داوري چيست و کدام دعاوي به داوري ارجاع مي شود؟ 


بعد از سرقت گوشي بلافاصله اين کار قانوني را انجام دهيد 


دختران مجرد هم قانونا مي توانند مادر شوند 


در چک ضمانت بايد مانند چک‌ هاي  عادي اطلاعات و مشخصات کامل درج شود. ماده 3 قانون صدور چک مقرر مي دارد؛  چک‌ ها بايد داراي امضا و تاريخ، عدم وجود قلم‌ خوردگي و يکسان بودن عدد و  حروف باشند.


چک ضمانت


 


چک يکي از اسناد تجاري است که در يک  برگه مخصوص نوشته مي‌شود. در ابتدا چک فقط زماني بايد صادر مي‌شد که صادر  کننده به اندازه وجه چک در حساب خود پول داشت و به جاي دريافت پول از بانک و  پرداخت آن به ديگري ، اقدام به صدور چک مي‌کرد، اما هم اکنون چک به عنوان  يکي از مهمترين اسناد تجاري مورد استفاده مردم به حساب مي‌آيد. در مجله دلتا به بررسي شرايط وصول چک ضمانت و قوانين و ضوابط مربوط به آن و همچنين  مسئوليت‌هاي متقابل صادر کننده و دارنده چک در مقابل يکديگر پرداخته شده  است. در ادامه همراه ما باشيد.


قانون چک ضمانت


چک ضمانت چيست؟


منظور از چک ضمانت، چکي است که بابت تضمين  انجام تعهد صادر مي‌شود، بنابراين در حالتي امکان وصول دارد که متعهد در  انجام معامله يا تعهدي که به عهده گرفته کوتاهي کند. بنابراين اگر اختلافات  بين صادر کننده و دارنده چک بابت عدم انجام تعهد باشد،  چک ضمانت فقط در  شرايطي قابل وصول است که صادر کننده چک به وعده خود عمل نکند و در غير اين  صورت اجراي چک خيانت در امانت محسوب مي‌شود. چک سند تجاري است که در کنار  سفته و برات قرار دارد که پس از صدور بايد در مدت زماني که تعيين شده است  پرداخت شود.


چک


چک ضمانت چطور ارزش قانوني دارد؟


طبق قانون، در چک ضمانت بايد مانند چک‌  هاي عادي اطلاعات و مشخصات کامل درج شود. ماده 3 قانون صدور چک مقرر مي  دارد؛ چک‌ ها بايد داراي امضا و تاريخ، عدم وجود قلم‌ خوردگي و يکسان بودن  عدد و حروف باشند، در صورت عدم وجود هر يک از اين موارد، چک، فاقد ارزش  قانوني بوده و معتبر نيست؛ بنابراين وصول نمي‌شود.


بايد در نظر داشت که صادر کننده چک  نمي‌تواند علت صدور چک را قيد کند و حتي در صورت قيد شدن نيز بانک توجهي به  اين متن ندارد، بنابراين براي وصول چک ‌هاي ضمانت فقط در صورتي مي‌توان از  بانک پول دريافت کرد که شرايط لازم را داشته باشند.


شرايط مطالبه چک ضمانت


افرادي که چک صادر مي‌کنند بايد در تاريخي  که در چک مقرر شده مبالغ لازم و کافي در حساب آن ها وجود داشته باشد. در  صورتي که دارنده چک از بانک استعلام کند و حساب فرد موجودي لازم را نداشته  باشد، بانک گواهي عدم پرداخت را به فرد ارايه مي‌دهد و با اين گواهي  مي‌توان عليه صادر کننده چک اقامه دعوي کرد.


بنابراين اگر فردي چک را بابت ضمانت در  معامله يا انجام تعهد بدهد و آن معامله صورت نگيرد يا فرد به تعهد خود عمل  نکند، در اين شرايط بايد در دادگاه حقوقي اقامه دعوي کرد. دادگاه محل اقامت  صادر کننده چک، صلاحيت رسيدگي به موضوع را دارد و دعوا بايد در آنجا مطرح  شود. به طور مثال اگر محل اقامت فرد‌ صادر کننده چک شيراز است و چک در  اصفهان باشد، بايد در دادگاه شيراز براي اقامه دعواي چک،  اقدام شود.


اگر طرف ها، در مکان ديگري قرارداد را  منعقد کرده باشند و يا در قرارداد خود، محل ديگري را براي انجام تعهد مشخص  کرده باشند يا محل بانک صادر کننده دسته چک جايي متفاوت از محل اقامت صادر  کننده چک باشد، در اين صورت علاوه بر محل اقامت صادر کننده، در اين سه محل  هم مي‌توان اقدام به طرح دعوا کرد.


همچنين بخوانيد:


دادخواست خود را بدون وکيل بنويسيد 


110 سکه مهريه ، علت قانوني آن 


سند مالکيت تک برگ ؛ مزايا و محاسن 


سند منگوله دار و دلايل تبديل آن به تک برگي 


مفيد و مختصر براي آگاهي شما 


مزايده به فرايندي گفته مي‎شود  که به موجب آن اموال دولتي يا خصوصي و يا اموالي که به حکم مراجع قضائي  توقيف شده است، به صورت عمومي به فروش گذاشته مي‌شود و هر کس که قيمت  پيشنهادي بالاتري بدهد ، مالک آن مال خواهد شد.


مزايده


 


مزايده فرايندي است که به موجب آن  اموال دولتي يا خصوصي و يا اموالي که به حکم مراجع قضائي توقيف شده است، به  صورت عمومي به فروش گذاشته مي‌شود و هر کس که قيمت پيشنهادي بالاتري بدهد،  مالک آن مال خواهد شد. مزايده در طي يک فراخوان عمومي و طبق قوانين و  مقررات و با شرايط مشخص و عادلانه انجام مي‎گيرد و مراجع ذي صلاح، نسبت به  کليه امور مربوط به آن نظارت دارند. به گزارش مجله دلتا در صورت عدم پرداخت بدهي ، ملک محکوم و يا اموال وي توقيف مي‎شود، که ممکن  است با نظر کارشناسي و تعيين قيمت، ملک يا مال به مزايده گذاشته شود ولي در  جريان برگزاري مزايده، شرايط و مشکلاتي به وجود آيد که منجر به ابطال  مزايده شود. در اين شرايط درخواست ابطال مزايده و عمليات اجرايي آن در مهلت  معين به دادگاه حقوقي تقديم مي‌شود.


موارد ابطال مزايده و عمليات اجرايي مزايده


موارد ابطال در قانون اجراي احکام مدني قيد  شده است. که در صورت وجود هر يک از اين موارد مزايده باطل و خريد و فروش  اموال مربوطه از نظر قانوني، اعتبار ندارد. اشخاص مي‌توانند با طرح دعواي  ابطال مزايده، توقف عمليات اجرايي را درخواست کنند. دادگاه حقوقي، اين  اختيار را دارد که با تقديم دادخواست ابطال مزايده و عمليات اجرايي مزايده،  در ارتباط با موضوع تصميم گيري کند. در زير به اين موارد اشاره شده است:


موارد ابطال مزايده



  • مزايده در روز و ساعت و محلي غير از محلي که در آگهي درج شده برگزار شود.

  • بدون حضور دادستان و نماينده دادستان انجام شود.

  • بدون دليل قانوني مانع خريد شوند و يا بالاترين قيمتي را که خواسته شده رد کنند.

  • تخلفي که ارکان مزايده را متزل کند مشاهده شود.


طبق قانون، محکوم له (طلبکار) مي‌تواند مثل  اشخاص ديگر در خريد شرکت کند ولي ارزيابان و دادورزها و ساير اشخاصي که  مباشر امر فروش ‌هستند همچنين اقوام نسبي و سببي آنان تا درجه سوم  نمي‌توانند در خريد شرکت کنند. شکايت راجع به تخلف از مقررات ظرف يک هفته  از تاريخ فروش به دادگاه تقديم مي‌شود. و تا قبل از انقضاي مهلت مذکور يا  قبل از ‌اتخاذ تصميم دادگاه (در صورت وصول شکايت) مال به خريدار تسليم  نخواهد شد.


 


مزايده مال مشاع


مال توقيف شده در هر صورت به مزايده گذاشته مي‎شود و فرقي نمي‎کند مال مفروز باشد يا مشاع (مشاع به مالي گفته  مي‎شود که دو يا چند نفر در آن شريک باشند) و منقول يا غير منقول بودن آن  نيز تفاوتي ندارد. البته بايد در نظر داشت که اگر مال توقيف شده مشاع باشد،  در آگهي به اينکه مال مشاع است و نيز سهم مشاعي مال به فروش مي‎رسد بايد  اشاره شود. ماده 141 قانون اجراي احکام مقرر مي‎دارد: « در صورتي که ساير  شريکان، فروش تمام ملک يا مال مشاعي را تقاضا کنند، در اين صورت، تمام مال  به فروش مي‎رسد و سهم شرکا از محل فروش پرداخت مي‎شود».


مزايده مال مشاع


اگر خريدار نباشد


طبق نظر قانونگذار اگر براي مال مورد مزايده خريدار پيدا نشود سه حالت وجود دارد که در ذيل به آن ها اشاره شده است:



  1. محکوم له (طلبکار) مال ديگري معرفي کند و مال موضوع مزايده آزاد شود.

  2. محکوم له تقاضاي تجديد مزايده کند.(در اين صورت بايد هزينه هاي مزايده مجدد را متقبل شود)

  3. محکوم له مال را به قيمت پايه قبول کند.


بر اساس ماده 144 قانون اجراي احکام که  بيان مي‎دارد: «در مواردي که ملک خريدار نداشته و محکوم ‌له (طلبکار) آن را  در مقابل طلب خود قبول نمايد مالک ظرف دو ماه از تاريخ انجام مزايده  مي‎تواند‌ کليه بدهي و خسارات و هزينه‌ هاي اجرا را پرداخته و مانع انتقال  ملک به محکوم ‌له (طلبکار) شود. دادگاه بعد از انقضاي مهلت مزبور دستور  انتقال تمام يا ‌قسمتي از ملک را که معادل طلب محکوم ‌له باشد خواهد داد.


همچنين بخوانيد:


فضولي ملکي موقوف! (بخش سوم) 


چک در معاملات مسکن ؛ نکاتي که بايد به آن توجه کنيد 


خريدار و فروشنده با اختلاف در مساحت ملک چه کنند؟ 


تعديل در اجاره بهاء 


نکته هاي حياتي و قابل توجه درمبايعه نامه 


بر اساس قانون اشخاصي که با  محجور زندگي مي‌کنند وظيفه دارند حجر او را به دادگاه اعلام کنند و در صورت  شناسايي حجر، بايد براي محجور، قيم تعيين شود. البته بايد در نظر داشت که  وظيفه خويشاوندان محجور مقيد به زمان معيني نيست.


قيم


 


گاهي اداره امور برخي کودکان به قيم  آن‌ ها سپرده مي‌شود. در واقع علاوه بر کودکاني که پدر يا جد پدري ندارند،  ممکن است براي محجورين هم قيم تعيين شود. (محجور شخصي است که نمي‌تواند  اموال خود را اداره کند) به همين دليل شخصي که صلاحيت قيموميت داشته باشد  به تقاضاي دادستان از طرف دادگاه به عنوان قيم براي محجور تعيين مي‌شود.  اما بايد ديد اختيارات قيم طبق قانون تا چه حدي است؟ و آيا اصلا در معاملات  محجور مي‌تواند دخالت داشته باشد؟ در مجله دلتا شرايط قيموميت و حدود اختيارات قانوني وي در ارتباط با محجور بررسي شده است.


حدود اختيارات


حدود اختيارات قيم در معاملات محجور


بر اساس قانون اشخاصي که با محجور زندگي  مي‌کنند وظيفه دارند حجر او را به دادگاه اعلام کنند و در صورت شناسايي  حجر، بايد براي محجور، قيم تعيين شود. البته بايد در نظر داشت که وظيفه  خويشاوندان محجور مقيد به زمان معيني نيست. طبق نظر قانونگذار قيم مي‌تواند  به نمايندگي از محجور (صغير، مجنون، سفيه) قرارداد ببندد. به طور مثال به  نمايندگي از او ملکي را بخرد يا بفروشد و يا به عنوان موجر يا مستأجر  قرارداد اجاره ببندد. به طور کلي اقداماتي که وي به نمايندگي از محجور  انجام مي‌دهد دو دسته هستند؛
• اعمال اداري ؛ منظور اعمالي که براي اداره اموال محجور لازم است. مانند قرارداد تعمير خانه
• اعمال ناقله ؛ اين اقدامات موجب نقل و انتقال مال مي‌شود. به عنوان مثال، اجاره يا فروش ملک
در هر حال وي مي‌تواند اقدامات مزبور را به وکالت از محجور انجام دهد، زيرا  در زندگي اجتماعي امروزي محجور نيز ناگزير است قراردادهايي با ديگران  منعقد کند که طبق قانون انعقاد آن ها بر عهده نماينده قانوني محجور، يعني  قيم است.


معامله با خود محجور


طبق قانون قيم اختيار ندارد مال خود را به محجور بفروشد يا مال او را براي خود بخرد.  ممکن است به مصلحت محجور نباشد و منافع وي رعايت نشود. در واقع اين‌ گونه  معاملات خطرناک بوده و از اين رو قيم از انجام دادن آنها منع شده است.  بنابراين نقل و انتقال مالي بين قيم و مولي‌ عليه باشد طبق نظر قانونگذار  ممنوع است. قانون مقرر مي‌دارد: «قيم نمي‌تواند به سمت قيمومت از طرف مولي‌  عليه(محجور) با خود معامله کند، اعم از اينکه مال مولي‌ عليه را به خود  منتقل کند يا مال خود را به او انتقال دهد.»


قيموميت محجور


هبه و اجاره به محجور


طبق قانون قيم نمي‌تواند مال محجور را  اجاره کند يا مال خود را به او اجاره دهد. در واقع عقد اجاره باعث انتقال  منفعت از موجر به مستأجر است و مستأجر مالک منفعت مورد اجاره مي‎شود، به  همين دليل عقد اجاره وي با محجور هم جزو معاملات ممنوع و مشمول ماده 1240  قانون مدني است. اما در خصوص هبه به محجور، مي‌توان گفت چون اين قرارداد،  هر چند که موجب انتقال مال قيم به مولي‌ عليه مي‌شود، منتها چون براي محجور  منفعت دارد، مجاز است و جزو معاملات ممنوع به شمار نمي‌آيد. ولي قيم تحت  هيچ شرايطي حق ندارد اموال محجور را هبه کند چرا که اين امر به ضرر او  خواهد بود. البته با همه تفاصيل به نظر مي‌رسد قيم فقط در حدود متعارف  پاره‌ اي از اموال مولي‌ عليه مميز (کودکي که قوه تشخيص مسائل را دارد) را  به دوستان يا اقوام او، به مناسبت‌ هايي که در عرف پذيرفته شده است، مانند  جشن تولد و روز مادر اهدا کند يا به محجور مميز، اجازه به اهداي آن را  بدهد. اين‌ گونه هدايا در واقع اعمال مضر نيستند؛ چرا که در رشد شخصيت  محجور مؤثرند.


همچنين بخوانيد:


چک در معاملات مسکن ؛ نکاتي که بايد به آن توجه کنيد 


خريدار و فروشنده با اختلاف در مساحت ملک چه کنند؟ 


تعديل در اجاره بهاء 


چه املاکي  قابل  فروش است؟ 


دانستني هاي حقوقي ؛ مختصر و مفيد+(ويدئو) 


براي ثبت شرکت دانش بنيان ابتدا  بايد يک شرکت در اداره ثبت شرکت ها به صورت حقوقي ثبت شود. تفاوتي ندارد که  شرکت تضامني، سهامي عام يا خاص يا حتي تعاوني و يا ساير شرکت هاي حقوقي  باشد، ولي شرکت هاي سهامي به دليل ساختار منسجمي که دارند توصيه مي‌شوند.


دانش بنيان


 


شرکت دانش بنيان بر مبناي نوآوري هاي  علمي و تحقيقاتي بنا ‎مي‎شود. هدف از پايه گذاري اين شرکت ها کمک به توسعه  و بهبود بخش هاي صنعتي ، توليدي، کشاورزي، خدماتي و در کل اقتصاد کشور بر  مبناي علوم و تحقيقات جديد است. در مجله دلتا به بررسي در خصوص شرايط و مراحل ثبت شرکت دانش بنيان پرداخته شده است.


شرايط تشکيل شرکت دانش بنيان


اولين شرط تاسيس اين است که بنيانگذاران  اين شرکت ها افراد تحصيل کرده و با پشتوانه دانشگاهي باشند. براي ثبت شرکت  دانش بنيان ابتدا بايد يک شرکت در اداره ثبت شرکت ها به صورت حقوقي ثبت  شود. تفاوتي ندارد که شرکت تضامني، سهامي عام يا خاص يا حتي تعاوني و يا  ساير شرکت هاي حقوقي باشد، ولي شرکت هاي سهامي به دليل ساختار منسجمي که  دارند توصيه مي‌شوند.


شرکت


ويژگي هاي شرکت دانش بنيان


شرکت ثبت شده بايد ويژگي هاي دانش بنيان را  داشته باشد. اين شاخص ها به دو دسته عمومي و خصوصي تقسيم مي‌شوند که در  ذيل توضيح داده شده است:


الف) شاخص هاي عمومي يا کلي :



  • طبق قانون شرکت هاي دانش بنيان، بايد حداقل دو سوم بنيان گذاران اين شرکت ها دو مورد از شرايط زير را داشته باشند:

  • داشتن مدرک ليسانس يا بالاتر

  • حداقل سه سال سابقه مديريت و يا فعاليت علمي

  • يک اختراع داخلي و يا بين المللي ثبت شده داشته باشند

  • نيمي از درآمد شرکت از دستاوردهاي علمي و پژوهشي شرکت در يک ساله اخير  باشد( اگر شرکت تازه تاسيس و در مرحله تجاري سازي است بايد مشتري تضميني  داشته باشد و يا بازار هدف مشخصي داشته باشد)

  • شرکت بايد حداقل به مدت 6 ماه براي حداقل 3 نفر بيمه رد کرده باشد


ب) شاخص هاي اختصاصي :



  • توليد کننده کالاهايي در حوزه دانش بنياني باشند

  • توليدات شرکت بايد دانش بنيان باشد به اين معنا که توليد با استفاده از  تحقيق و کارهاي علمي باشد. و آن را در قالب کالاي جديد عرضه کرده باشد و  دانش آن بايد کاملا در دست خود شرکت و کسب شده باشد.


مدارک مورد نياز براي ثبت شرکت


مدارکي که متقاضيان ارزيابي شرکت بايد ارائه کنند عبارت است از:



  1.  رزومه شرکت

  2. تصوير آگهي تاسيس به همراه آخرين تغييرات شرکت در رومه رسمي

  3. آخرين اظهارنامه مالياتي ارسال شده به سازمان امور مالياتي کشور

  4.  آخرين ليست بيمه شرکت و خلاصه وضعيت حقوق دستمزد و مزايا

  5.  تصوير مجوزهاي شرکت (مانند پروانه بهره‌برداري و مجوز تاسيس و…)

  6.  نمودار سازماني شرکت

  7.  ارائه طرح دانش بنياني شرکت


شرکت هاي دانش بنبان


پس از ارائه اين مدارک و ثبت درخواست در  سامانه شرکت هاي دانش بنيان، زماني براي ارزيابي توسط کارگروه ارزيابي و  تشخيص صلاحيت اختصاص داده مي شود و در صورت موفقيت در اين ارزيابي مراحل  ثبت انجام خواهد شد. در بررسي موضوع دانش بنيان بودن يک شرکت کليه اطلاعات  کارکنان، مديران و سهامداران شرکت بررسي مي شود تا مجوز لازم صادر شود لذا  لازم است شرکت شرايط خود را به خوبي در نظر داشته باشد. پس از اينکه شرکت دانش بنيان ثبت شد شرکت ها فقط براي مدت يک سال مي‎توانند دانش و تحقيقات خود را در  قالب طرح هاي صنعتي و تجاري ارائه کنند و فقط يک بار اين زمان براي يک سال  ديگر تمديد خواهد شد. لذا شرکت هايي که مي‎خواهند از خدمات شرکت دانش بنيان  بهره مند باشند بايد نهايتا ظرف اين مدت کالاها و خدمات خود را تجاري سازي  و عملياتي کنند.


اقدامات دولت در حمايت از شرکت هاي دانش بنيان


از جمله مهم ترين اقدامات و حمايت هاي دولت از شرکت هاي دانش بنيان مي‎توان به موارد زير اشاره کرد:



  • معافيت از پرداخت ماليات

  • دريافت عوارض حقوق گمرکي

  • بهره مندي از سود بازرگاني

  • بهره مندي از عوارض مالياتي براي 15 سال

  • استفاده از تسهيلات با سود کم و بازپرداخت طولاني مدت و حتي بي بهره


شرکت هايي مي‎توانند ادعاي دانش بنيان بودن  محصولات خود را داشته باشند که علاوه بر مبناي علمي و تحقيقاتي، نياز به  تحقيق و توسعه فراوان داشته باشند و در نهايت توسط تيمي خبره و دانشمند  محصولات آنها توليد شده باشد.


همچنين بخوانيد:


سوء پيشينه يا سابقه کيفري چيست؟ 


ثبت شرکت سهامي خاص بهترين گزينه شماست 


چگونه طلب خود را از متوفي دريافت کنيم؟ 


ثبت ثنا ؛ روش سامانه ثنا پيگيري پرونده قضايي 


بطلان قرارداد و دلايل آن به زبان ساده حقوقي 


مبايعه نامه سند عادي است که به  واسطه آن خريدار و فروشنده در خصوص مال مورد معامله با يکديگر توافق  مي‌کنند. مواردي همچون زمان و مکان تحويل مال و متقابلا نحوه‌ پرداخت مبلغ  در آن ذکر مي‌شود.


مبايعه نامه


 


مبايعه نامه سند عادي است که به  واسطه آن خريدار و فروشنده در خصوص مال مورد معامله با يکديگر توافق  مي‌کنند. مواردي همچون زمان و مکان تحويل مال و متقابلا نحوه‌ پرداخت مبلغ  در آن ذکر مي‌شود. بايد در نظر داشت که مبايعه نامه فقط مخصوص املاک نيست.  بلکه براي خريد و فروش هر مالي مثل خودرو، آهن، لوازم خانگي يا هر مال  ديگري مي‌توان از بيع نامه استفاده کرد. در مجله دلتا نکات مهم در خصوص مبايعه نامه و شرايط فسخ آن مورد بررسي قرار گرفته شده است.


دلايلي که موجب فسخ مبايعه نامه مي‌شوند


در اصطلاح حقوقي به حق فسخ مبايعه نامه «خيار فسخ» گفته مي‌شود. خيار به معني اختيار است و منظور از آن اختياري  است که فرد در فسخ معامله دارد. در زير مواردي که موجب فسخ بيع نامه  مي‌شوند ذکر شده است.


مبايعه نامه


خيار تدليس؛ در معامله اي که يکي از طرف ها عملياتي انجام دهد که باعث فريب طرف ديگر شود، شخص فريب خورده اختيار فسخ دارد.


خيار عيب؛ در مواردي که پس از معامله  معلوم شود کالا معيوب بوده است ، قانونگذار به خريدار اين حق را داده که بر  طبق خيار عيب معامله را برهم بزند. لازم به ذکر است، اين خيار فقط مختص  خريدار نيست و فروشنده هم از اين حق برخوردار است و مي‌تواند معامله را فسخ  کند. بايد توجه داشت طبق قانون اين عيب بايد به گونه اي باشد که از ارزش  کالا يا استفاده متعارف آن کاسته شود.


خيار تخلف از شرط؛ فروشنده يا خريدار شرط  کند کاري که انجام مي‌دهد، يا مالي که مي‌فروشد داراي ويژگي هايي است اما  به آن شرط عمل نکند يا آن مال داراي خصوصيات شرط شده نباشد، در اين صورت  ديگري‌ مي‌تواند با حدود و شرايطي معامله را بر هم بزند.


خيار تاخير ثمن؛ در معاملات نقدي اگر ظرف  سه روز خريدار مبلغ معامله (ثمن ) را نپردازد، فروشنده مي‎تواند از تحويل  کالا به خريدار خودداري کند. بنابراين اين خيار مختص فروشنده است که در اثر  نپرداختن ثمن در ظرف سه روز از تاريخ معامله اختيار فسخ مبايعه نامه را  دارد.


خيار مجلس؛ تا زماني که طرف هاي معامله در  محل توافق يا بنگاه حضور دارند ، اين حق به آن ها داده شده که از معامله  پشيمان شوند و معامله را فسخ کنند. به اين ترتيب خيار مجلس تا زماني که دو  طرف از هم جدا نشده باشند و در کنار هم هستند محقق مي‎شود.


خيار فسخ مبايعه نامه


نحوه فسخ مبايعه نامه


در مواردي که قانون اجازه مي‌دهد ،طرف هاي  قرارداد مي‌توانند عقد را فسخ کنند. البته اصل بر اين است که هيچ کدام از  افراد نمي‌توانند قرارداد را به طور يک جانبه بر هم بزنند. در اين مورد  قانون مقرر کرده است : «عقودي که طبق قانون واقع شده، بين طرف هاي عقد و  نماينده آن ها لازم الاجرا و صحيح است مگر اينکه با رضايت طرف ها يا به علت  قانوني فسخ شود». به اين ترتيب با توجه به نظر قانوگذار اصل بر عدم امکان  برهم زدن اختياري عقود است. شايان ذکر است، اثر فسخ مبايعه نامه نسبت به آينده است. به طور مثال در موردي که شخصي مال خود را به ديگري  مي‌فروشد، با فسخ معامله کليه منافع يا خسارت ناشي از آن مال به خريدار  اوليه بر مي‌گردد.


نکات مهم حقوقي مبايعه نامه:


1.در صورتي‌ که فقط يکي از طرف هاي معامله تعهدات را قبول کند آن سند ديگر بيع ‌نامه نيست.


2.در شرايط تعدد خريداران، مبايعه نامه بايد به امضاي کليه آن ها برسد و همچنين سهم هر يک مشخص شده باشد.


3.چنانچه وکيل خريدار در جلسه حضور دارد و  خريد با وکالت انجام مي‌شود، بايد اصالت وکالتنامه و هويت وکيل و اصيل  بررسي  و نيز يک نسخه رونوشت از وکالتنامه از وکيل گرفته شود.


4.فروشنده مي‌تواند از حق حبس خود استفاده  کند به اين معنا که با توجه به شرايط قرارداد تا زمانيکه مبلغ معامله  پرداخت نشده، از تحويل مال خودداري کند.


همچنين بخوانيد:


قولنامه و مبايعه نامه، دوقلوهاي ناهمسان-1 


قولنامه و مبايعه نامه، دوقلوهاي ناهمسان-2 


چطور يک مبايعه نامه بنويسيد که کمتر ضرر کنيد 


حق داوري چيست و کدام دعاوي به داوري ارجاع مي شود؟ 


آنچه درباره عقد ضمان بايد بدانيم 


عُسر و حَرَج به معناي سختي و  مشقت در زندگي است. و به همين دليل  قانونگذار از طريق اثبات‌ اين امر به  زن اجازه داده است که به زندگي مشترک پايان دهد.اثبات مصاديق عسر و حرج و  احراز آن در دادگاه از موارد مهمي است تا به واسطه آن بتوان قاضي را براي  صدور حکم طلاق به دليل عسر و حرج مجاب کرد.


عسر و حرج چيست


 


طلاق به‌ دليل عسر و حرج يکى از روش  هاي جدايي زن و شوهر است. البته ممکن است اين سؤال در ذهن ايجاد شود که  عسر و حرج چيست و تحت چه شرايطي منجر به  طلاق خواهد شد؟ چرا قانونگذار به  واسطه اين موضوع به زن اجازه‌ طلاق داده است؟ و آيا اين شرايط فقط در خصوص  طلاق کاربرد دارد؟ در مجله دلتا به اين سوالات پاسخ داده شده است. پس در ادامه با ما همراه باشيد.


عسر و حرج به چه معناست؟


عُسر و حَرَج به معناي سختي و مشقت در زندگي است. و به همين دليل  قانونگذار از طريق  اثبات‌ اين امر به زن اجازه داده است که به زندگي مشترک پايان دهد.


طلاق عسر و حرج


مصاديق عسر و حرج


برخي از موارد عسر و حرج به طور تمثيلي در قانون ذکر شده است که با اثبات آن ها در دادگاه، زن مي‌تواند درخواست طلاق کند.



  • اعتياد شوهر به مواد مخدر و يا مشروبات الکلي به طوري که زندگي  خانوادگي را با مشکل مواجه کند و خودداري يا عدم امکان وي به ترک، در مدتي  که پزشک تعيين کرده است. و يا اينکه پس از ترک اعتياد مجددا شروع به مصرف  کند.

  • محکوميت قطعي مرد به حبس 5 سال يا بيشتر.

  • ضرب و شتم و يا هر گونه سوء رفتار مستمر که غير‌ قابل تحمل باشد.

  • ترک زندگي خانوادگي توسط شوهر حداقل به مدت 6 ماه متوالي يا 9 ماه متناوب در مدت يک سال بدون عذر موجه.

  • ابتلاي مرد به بيماري‌ هاي صعب‌ العلاج رواني يا سرايت کننده يا هر عارضه صعب‌ العلاج ديگري که زندگي مشترک را غير ممکن کند.


البته بايد در نظر داشت، موارد مندرج در  اين ماده مانع از آن نيست که در ساير مواردي که مشکلات زن در دادگاه احراز و  شناسايي مي‎شود و دادگاه حکم طلاق صادر مي‎کند. ‌و در هر شرايطي علاوه بر  موارد فوق در صورت تشخيص دادگاه مبني بر وجود سختي و مشقت بسيار که زندگي  شويي را غير ممکن کند، حکم طلاق صادر خواهد شد. به طور مثال مي‌توان به  مواردي از جمله عدم رسيدگي و توجه شوهر به مسائل و امورات خانواده، ازدواج  مجدد، عدم ايفاي وظايف شويي از سوي مرد اشاره کرد که از جمله مواردي است  که در صورت اثبات آن در دادگاه، موجب صدور حکم طلاق ناشي از عسر و حرج  خواهد شد.


عسر و حرج


نحوه اثبات در دادگاه خانواده


اثبات مصاديق و احراز اين امر در دادگاه  از موارد مهمي است تا به واسطه آن بتوان قاضي را براي صدور حکم طلاق به  دليل سختي و مشقت در زندگي مجاب کرد. به طور مثال در شرايطي که زن به دليل  ترک انفاق که موجبت تنگدستي و قرار گرفتن زن در وضعيت سختي و مشقت مي‎شود،  با استناد به دلايل متعدد از جمله حکم قطعي کيفري مبني بر ترک انفاق توسط  شوهر (به موجب ماده‌ 53 قانون حمايت از خانواده) امکان‌ پذير است. يا در  خصوص اثبات عسر و حرج به دليل سوء رفتار مرد، سوابق شکايت از وي توسط زن يا  آراي صادره از مراجع قضايي در خصوص سوء رفتار، احراز و شناسايي اين امر  توسط دادگاه آسان تر خواهد بود. بايد توجه داشت که در طلاق به دليل عسر و  حرج لازم نيست که پول يا مبلغي از طرف زن به مرد پرداخت شود (در طلاق خلع،  به‌ علت کراهت زن از شوهر، مبلغي از طرف زن به مرد پرداخت مي‎شود) و طلاق  به دليل عسر و حرج از جانب مرد نيز قابل رجوع نيست.


همچنين بخوانيد:


تقسيط مهريه و نحوه پرداخت آن 


با درخواست طلاق مرد در دوران عقد، تکليف مهريه چيست؟ 


طلاق به دليل عدم تفاهم اخلاقي 


در چه مواردي مي توان از کار کردن زن جلوگيري کرد؟ 


دانستني هاي حقوقي ؛ مختصر و مفيد+(ويدئو) 


گاهي ممکن است فروشنده خانه را  به چندين نفر بفروشد. براي جلوگيري از اين اتفاق، پس از تنظيم مبايعه نامه،  فروشنده و خريدار، به بنگاه ‌هاي معاملات ملکي رسمي مي‎روند تا مبايعه  نامه خود را در سيستم جامع ثبت کنند.


انتقال سند ملک


 


انتقال سند ملک يکي از مهم ترين چالش  هايي است که اشخاص بعد از پيدا کردن ملک مورد نظر با آن مواجه هستند.  افراد بايد طبق ضوابط و مقرراتي که در قانون مشخص شده عمل کنند تا دچار  مشکلات و دردسر هاي بعدي نشوند. در مجله دلتا به بررسي موارد مهم مراحل انتقال سند ملک و هزينه ‌هاي مربوط به آن پرداخته شده است. در ادامه با ما همراه باشيد.


مراحل انتقال سند ملک


توافق؛


شايد بتوان گفت اولين مرحله از مراحل انتقال سند ملک، توافق بين فروشنده و خريدار است که در قالب قولنامه ثبت مي‌شود. در قولنامه رضايت دو طرف از انجام معامله اعلام مي‎شود و در آخر فروشنده و خريدار آن  را امضا مي‎کنند. در موردي که دو شاهد مرد قولنامه را امضا کرده باشند،  مبايعه نامه گفته مي‎شود.


انتقال سند


شرايط مبايعه نامه


مبايعه نامه سندي غير رسمي است که قرار است به سند رسمي تبديل شود. بايد در نظر داشت  که هر يک از بند هاي ذکر‌ شده در مبايعه‌ نامه، مي‌تواند به نفع يا به ضرر  افراد استفاده شود پس در نوشتن آن‌ بايد خيلي دقت شود. در مبايعه نامه لازم  است شرايطي ذکر شود که در زير به آن ها اشاره شده است:



  • مشخصات شناسنامه ‌اي، آدرس، کد پستي، تلفن همراه و شماره تلفن ثابت فروشنده و خريدار

  • پرداختن به موضوع مورد معامله از جمله مشخصات دقيق جغرافيايي، ثبتي و هندسي

  • قيمت واحد و قيمت کل مورد معامله بر اساس وجه رايج مملکت (ريال يا معادل تومان)

  • زمان حضور در دفترخانه و تنظيم سند و نحوه پرداخت مبلغ


دريافت کد رهگيري در مراحل انتقال سند ملک


گاهي ممکن است فروشنده خانه را به چندين  نفر بفروشد. براي جلوگيري از اين اتفاق، پس از تنظيم مبايعه نامه، فروشنده و  خريدار، به بنگاه ‌هاي معاملات ملکي رسمي مي‎روند تا مبايعه نامه خود را  در سيستم جامع ثبت کنند. مشخصات ملک، و نيز خريدار و فروشنده در سيستم ثبت  شده و کد رهگيري صادر مي‌شود. اين سيستم سراسري است، پس در نتيجه اگر  فروشنده بخواهد هم زمان يک ملک را به چند نفر بفروشد، سيستم خطا مي‌دهد.  سپس فروشنده با شناسنامه و اصل سند، به دفترخانه اسناد رسمي مراجعه مي‌کند و  با ارائه مدارک لازم براي انتقال سند ملک، تشکيل پرونده مي‌دهد. دفاتر ثبت  و استعلام سند با داشتن مدارک مربوطه استعلام‌ گيري مي‌کنند. اين استعلام  حدود دو هفته زمان مي‌برد و گرو بودن سند يا قرارگيري در طرح‌ هاي ساخت ‌و  ساز شهري را بررسي مي‌کند.


قولنامه


فروشنده در سند زدن چه اقداماتي بايد انجام دهد؟


 فروشنده موظف است پس از اخذ نامه‌ اي از دفتر اسناد رسمي، مراحل زير را براي سند زدن ملک طي کند.



  • به شهرداري يا بخشداري مراجعه کند؛ در صورتي که ملک مورد معامله بر طبق  پروانه ساخته نشده باشد، فروشنده موظف به پرداخت جريمه خواهد بود.

  • عوارض نوسازي ساختمان و زمين، هزينه پسماند و جمع آوري زباله‌ ها در زمان انتقال سند بايد پرداخت شود.

  • در زمان انتقال سند، اداره دارايي 4 درصد از قيمت ملک را به عنوان  ماليات دريافت مي‌کند؛ بنابراين فروشنده بايد به اداره دارايي هم مراجعه  کند.

  • در صورتي که ملک فروشي تجاري باشد، فروشنده بايد براي انتقال سند ملک به اداره بيمه هم مراجعه کند.


 انتقال سند ملک


در  آخرين مرحله‌ در انتقال سند، انتقال  قطعي سند است. بعد از انجام همه‌ مراحل دو طرف معامله با داشتن مدارک  شناسايي، مفاصا حساب شهرداري، مفاصا حساب دارايي، سند مالکيت، کپي مبايعه‌  نامه و کد رهگيري، گواهي پايان کار، استعلام ثبتي و کد پستي به دفاتر اسناد  رسمي مراجعه مي‌کنند. در پايان سندي مطابق با شرايط توافق دو طرف معامله  در دفتر اسناد رسمي تنظيم خواهد شد.


همچنين بخوانيد:


اثبات مالکيت ملک چگونه صورت مي گيرد؟ 


نکات حقوقي در خريد و فروش ملک مشاع 


نحوه تبديل سند وکالتي به قطعي 


تفاوت اجاره نامه رسمي و عادي در چيست؟ 


طلاق غيابي به همين راحتي نيست ! 


گاهي رضايت ممکن است به طور  شفاهي باشد و در برخي موارد به صورت کتبي باشد. اگر اعلام گذشت شفاهي است  بايد در صورت جلسه اي نوشته شده و به امضا يا اثر انگشت رضايت دهنده برسد و  نويسنده صورت جلسه، زير آن را امضا کند.


جرائم


 


جرائم از نظر قانون به دو دسته قابل  گذشت و غير قابل گذشت تقسيم مي‎شوند. ارتکاب جرائم موجب مختل شدن امنيت  رواني و اجتماعي مردم و جامعه مي‎شود. لذا در قانون تدابيري براي جلوگيري  از اقدامات مجرمانه در نظر گرفته شده است. به گزارش مجله دلتا اين تدابير قانوني عبارتند از مجازات اصلي، تکميلي و تبعي و يا مجازات هاي  جايگزين حبس که با توجه به اهميت و شدت آثار جرائم و از جهت تاثيري که بر  جامعه و فرد زيان ديده مي‎گذارد، تعيين مي‎شوند.


جرم قابل گذشت به چه جرمي گفته ميشود؟


جرائم قابل گذشت، جرائمي هستند که با شکايت  شاکي آغاز مي‌شود و با رضايت مجني عليه (شخص زيان ديده) يا وراث او در هر  مرحله متوقف مي‎شود. در واقع براي پيگيري و تعقيب جرم و مجرم بايد مجني  عليه (شخص زيان ديده) حتما شکايت کرده باشد تا تعقيب کيفري آغاز شود. زيرا  دادستان در اين گونه جرائم نمي‎تواند خود راسا و بدون شکايت شاکي، متهم را تعقيب کند، حتي اگر خود  دادستان هم ناظر وقوع جرم بوده باشد. در صورت وقوع جرم، زيان ديده تا مدت  يک سال از زمان وقوع جرم مي‌تواند به مراجع کيفري شکايت کند و يا در صورت  فوت زيان ديده قبل از انقضاي مدت مذکور، وراث وي مي‌توانند تعقيب کيفري فرد  را تا شش ماه بعد از فوت او بخواهند، در غير اين صورت حق شکايت کيفري آن‌  ها از بين خواهد رفت.


جرائم غير قابل گذشت


شرايط جرائم قابل گذشت


1.گذشت شاکي بايد بدون هيچ قيد و شرطي  باشد. به طور مثال اگر در جرم ترک نفقه، زن به عنوان شاکي بخواهد چنين  اعلام گذشت کند: «در صورتي که شوهرم متعهد شود رفتار خوبي داشته باشد و هر  ماه نفقه ام را بپردازد حاضر به گذشت متهم هستم» اين رضايت به دليل آن که  مشروط و مقيد «به رفتار خوب مرد  است»، به آن ترتيب اثر داده نمي‎شود.


2.در مواردي که از جرمي چند نفر متضرر شوند  با شکايت هر يک از آنان به تنهايي تعقيب و رسيدگي شروع مي‎شود ولي متوقف  شدن تعقيب يا رسيدگي يا اجراي حکم منوط به گذشت کليه کساني است که شکايت  کرده اند.


3.حق گذشت به ورثه قانوني متضرر از جرم  منتقل مي‎شود. بنابراين در صورت گذشت کليه کساني که ورثه متضرر از جرم  هستند تعقيب و رسيدگي و يا اجراي مجازات متوقف خواهد شد.


4.گذشت بايد صريح، روشن، و قطعي باشد. در غير اين صورت به رضايت ترتيب  اثر داده نخواهد شد. به کار بردن الفاظي مثل گذشت کردم، ديگر شکايتي ندارم  و…، نشان ‌دهنده اراده متضرر از جرم و اعلام گذشت است.


لازم به ذکر که گذشت ممکن است به طور شفاهي  يا کتبي باشد. اگر اعلام گذشت شفاهي است بايد در صورت جلسه اي نوشته شده و  به امضا يا اثر انگشت رضايت دهنده برسد و نويسنده صورت جلسه، زير آن را  امضا کند. گذشت کتبي ممکن است رسمي يا غير رسمي باشد. رضايت نامه زماني  رسمي تلقي مي‎شود که در يکي از دفترخانه هاي اسناد رسمي يا نزد مقامات صالح  در حدود صلاحيت آنان تنظيم شود. اگر رضايت نامه غير رسمي و عادي به مرجع  قضايي ارائه شود براي تشخيص درستي آن بايد دقت بيشتري به عمل بياورند و  حتما احراز شود که اين رضايت نامه از سوي متضرر از جرم صادر شده است.


جرم هاي قابل گذشت


مصاديق جرائم قابل گذشت


در قانون تعداد جرم هاي غير قابل گذشت بيش  از جرائم قابل گذشت است و در صورتي که در مورد قابل گذشت و يا غير قابل  گذشت بودن جرمي در قانون مطلبي ذکر نشده باشد، در اين صورت اصل بر غير قابل  گذشت بودن جرم است. برخي از جرم هاي قابل گذشت که در قانون ذکر شده است  عبارتند از:



  • جرم توهين به اشخاص و افراد

  • تهديد افراد به ضرر جاني مالي

  • جرم گرفتن امضا و يا نوشته از ديگري همراه با تهديد و اکراه و زور و اجبار

  • انتساب و افتراي جرم به شخصي که توسط او انجام نشده است.

  • صدور چک بلامحل؛ در صورتي که شخص چکي را که خالي از اعتبار است را صادر کند، در صورت رضايت دارنده چک، مجازات او موقوف مي‌شود.


همچنين بخوانيد:


قانون جديد: ديه زن و مرد برابر شد 


قرار کفالت ؛ قراري که فقط براي اين افراد پذيرفته مي شود 


قمار و شرط بندي در قانون ايران چه مجازاتي دارد؟ 


قانون مي گويد نسبت به کودک آزاري بي تفاوت نباشيم 


بعد از سرقت گوشي بلافاصله اين کار قانوني را انجام دهيد 


طبق قانون حمايت خانواده، زن  مي‌تواند در دادگاه محل ست خود يا در محل ست خوانده (شوهر) و يا در  محل وقوع عقد دادخواست مطالبه مهريه را تقديم کند. در صورتي که مهريه غير  منقول باشد (اموال غير منقول به اموالي گفته مي‎شود که غير قابل حمل هستند  مثل خانه)، دادگاه محل وجود مال غير منقول صلاحيت رسيدگي دارد.


مهريه زن


 


مهريه زن از حقوقي است که در قانون  براي وي در نظر گرفته شده است و هر زمان که او درخواست کند شوهر بايد  بپردازد. در صورت عدم پرداخت مهر، زن اين حق را دارد که از شوهر در دادگاه  خانواده شکايت کند و درخواست مهريه کند. در مجله دلتا به اين مي‌پردازيم که دادگاه صالح براي درخواست مهريه کجا است و زن بايد در کدام دادگاه دادخواست مهريه را مطالبه کند.


مهريه بايد چه شرايطي داشته باشد؟


مهريه زن بايد داراي شرايط و قوانيني باشد که در زير به آن ها اشاره شده است:


1.ماليت داشتن؛ مهريه بايد جنبه مالي داشته باشد.


2.قابل تملک باشد؛ به اين معني که قابليت تملک داشته باشد. به طور مثال امکان عمومي نمي‎تواند به عنوان مهريه قرار بگيرد.


3.معين باشد؛ يعني مبهم و مجهول نباشد. مثلا نمي‎توان الماسي که در اقيانوس آرام است مهريه قرار داد.


درخواست مهريه


مواردي که مي‎توانند به عنوان مهر قرار بگيرند عبارتند از:


عين ؛ مثل خانه


دين ؛ مثل سفته، برات، چک


منفعت ؛ مثل منفعت باغ


آموزش ؛ مثل آموزش يک زبان خارجي يه آموزش يک حرفه خاص و …


حقوق مالي ؛ مثل سرقفلي يا حق تاليف ترجمه ها


دادگاه صالح براي مطالبه مهريه زن


طبق قانون حمايت خانواده، زن مي‌تواند در دادگاه محل ست خود در محل ست خوانده (شوهر) و يا در محل وقوع عقد دادخواست مطالبه مهريه را تقديم کند. در صورتي که مهريه غير منقول باشد (اموال غير منقول به  اموالي گفته مي‎شود که غير قابل حمل هستند مثل خانه)، دادگاه محل وجود مال  غير منقول صلاحيت رسيدگي دارد. حتي در صورتي که هيچ يک از زن و شوهر نيز  ساکن آن شهر نباشند. به طور مثال اگر زن در تهران و مرد در اصفهان و مال  غير منقول هم در شيراز قرار داشته باشد، محل مطالبه مهريه دادگاه خانواده  شيراز است. قانون حمايت خانواده مقرر مي‌دارد: در دعاوي و امور خانوادگي  مربوط به زوجين (زن و شوهر)، زوجه (زن) مي‌تواند در دادگاه محل اقامت  خوانده (مرد) يا محل ست خود اقامه دعوي کند مگر در موردي که خواسته،  مطالبه مهريه غير منقول باشد.


شوراي حل اختلاف ويژه مطالبه مهريه


طبق قانون، شوراي حل اختلاف ويژه خانواده،  صلاحيت رسيدگي به درخواست مهريه زن تا بيست ميليون تومان را دارد. در اين  موارد دادگاه محل اقامت زن صلاحيت رسيدگي براي مطالبه مهريه است.


تکليف دادگاه در صورت وجود دعاوي متعدد چيست؟


بر اساس قانون حمايت خانواده، هرگاه زن و  شوهر دعاوي را عليه يکديگر در حوزه‌ هاي قضائي متعدد مطرح کرده باشند،  دادگاهي که اولين دادخواست به آن داده شده است صلاحيت رسيدگي به موضوع را  دارد. لازم به ذکر است که چنانچه دو يا چند دادخواست در يک روز تسليم شده  باشد، دادگاهي که صلاحيت رسيدگي به شکايت زن را دارد به کليه دعاوي رسيدگي  مي‌کند.


دادگاه خانواده و مطالبه مهريه


دادگاه صالح جهت مطالبه مهريه زن در خارج از کشور


در مواردي که هر يک از زن يا مرد مقيم خارج  از کشور باشد، دادگاه محل اقامت شخصي که در ايران اقامت دارد براي رسيدگي  صلاحيت دارد. اگر زن و شوهر هر دو مقيم خارج از کشور باشند ولي يکي از آنان  در ايران ست موقت داشته باشد، دادگاه محل ست فرد ساکن در ايران و  اگر هر دو در ايران ست موقت داشته باشند، دادگاه محل ست موقت زن براي  رسيدگي صالح است. هرگاه هيچ کدام در ايران ست نداشته باشند، دادگاه  شهرستان تهران صلاحيت رسيدگي دارد، مگر آن که زن و مرد براي اقامه دعوي در  محل ديگري توافق کنند.


اموال غير قابل توقيف 


برساس قانون در مطالبه مهريه و ساير دعاوي، يک سري از اموال را نمي‎توان از بدهکار توقيف کرد. در زير به اين موارد اشاره شده است :



  1. منزل مسي

  2. اثاثيه مورد نياز زندگي

  3. آذوقه ومواد غذايي

  4. کتب و ابزار علمي و تحقيقاتي

  5. ابزار کار کسبه، پيشه وران

  6. تلفن

  7. وديعه مسکن در عقد اجاره


همچنين بخوانيد:


راه هاي قانوني مطالبه مهريه 


تقسيط مهريه و نحوه پرداخت آن 


قوانين جديد در خصوص  مهريه(+ويدئو)    


دريافت مهريه بيش از 110 سکه چگونه است؟‌ 


طلاق همسر به دليل عسر و حرج! 


مردان با پشت کردن به خانواده اي  که نسبت به آنها مسئوليت دارند، بستر عسر و حرج (سختي و مشقت ) آنها را  ايجاد مي‌کنند. به ويژه ني که منبع درآمد ندارند يا از حمايت خانواده  خود برخوردار نيستند. به همين دلايل است که ن بر اساس قانون حق دارند در  مقابل چنين عملي از حقوق خود دفاع کنند. و با مراجعه به محاکم قضايي  خواستار دريافت حقوق قانوني خود باشند. 


ترک منزل


 


در زندگي شويي هر يک از زن و مرد  وظايف و مسئوليت هاي خاص خود را دارند. اما مردي که به بلوغ کامل فکري و  عقلي نرسيده باشد پذيرش اين مسئوليت برايش دشوار است تاجايي که ممکن است از  زير بار اين مسئوليت شانه خالي کند و همسر و فرزندش را رها و خانه را ترک  کند. ترک خانه و خانواده از سوي مرد کاري ناپسند است و در قانون نيز براي  آن مجازات در نظر گرفته شده است. در مجله دلتا به بررسي عواقب و شرايط دعوا در صورت ترک خانه توسط شوهر پرداخته شده است.


ترک منزل توسط شوهر


مردان با پشت کردن به خانواده اي که نسبت  به آنها مسئوليت دارند، بستر عسر و حرج (سختي و مشقت ) آنها را ايجاد  مي‌کنند. به ويژه ني که منبع درآمد ندارند يا از حمايت خانواده خود  برخوردار نيستند. به همين دلايل است که ن بر اساس قانون حق دارند در  مقابل چنين عملي از حقوق خود دفاع کنند و با مراجعه به محاکم قضايي خواستار  دريافت حقوق قانوني خود باشند. بنابراين ترک منزل از سوي مرد، مجازات هايي  نظير امکان بازداشت، زنداني کردن، اام وي به پرداخت نفقه و مهريه و نيز  ممنوع الخروج شدن را درپي دارد.


طلاق


ترک همسر به دليل ازدواج مجدد


اين که برخي از مردان به واسطه ازدواج  مجدد، همسر اول را ترک مي‌کنند نيز توجيهي قانوني براي ترک منزل از سوي آن  ها نيست. بر اساس قانون و شرع، ازدواج مجدد فقط در شرايطي که مرد بتواند  عدالت را ميان همسران برقرار کند، مجاز است، که اين برقراري عدالت کاري  بسيار دشوار است، زيرا برقراري عدالت چيزي فراتر از پرداخت نفقه مساوي يا  اقدامات مادي است. به همين دليل شرع نيز محدوديت هايي براي ازدواج مجدد  تعيين کرده است. و اينطور نيست که مردان مجاز به انجام چندين ازدواج باشند و  خانه را ترک کنند و زن نيز چاره اي جز پذيرش اين تصميم نداشته باشد.


نحوه طرح دعوا در دادگاه


زن مي‎تواند با مراجعه به شوراي حل  اختلاف، تامين دليل بگيرد. (هرگاه شخصي احتمال دهد دلايلي موجود است و در  آينده دسترسي به آنها دشوار خواهد شد يا دسترسي به آنها به طور کلي از بين  خواهد رفت، مي‌تواند از دادگاه تامين آنها را بخواهد)، و زماني که مشخص شود  شوهر بدون دليل موجه او را رها کرده يا از عهده پرداخت مخارج قانوني زن بر  نمي‌آمده و يا با وجود داشتن توانايي مالي، از پرداخت آن امتناع مي‌کرده،  مي‌تواند به دادگاه خانواده مراجعه کند و تحت عنوان ترک نفقه، شکايتي کيفري  عليه او تنظيم کند که مجازات آن زندان است.


همچنين زن مي‌تواند عليه شوهر، با عنوان  ترک نفقه، دادخواست حقوقي نيز ارائه دهد که دادگاه متناسب با شان و شئون  مرد و توانايي مالي او، براي زن نفقه تعيين مي‌کند. در چنين شرايطي اگر مرد  به حکم دادگاه عمل نکند، حق طلاق براي زن ايجاد مي‌شود.‌ با اين حال زن  براي اثبات ادعاي ترک نفقه و ترک منزل،  راه سختي پيش رو دارد، زيرا بايد با دلايل قوي و محکمه پسند اين موارد را  ثابت کند يا بتواند چند شاهد که درستي و صحت گفته هاي وي را تاييد کنند  بياورد که از اقوام و نزديکان او نيز نباشند.


ترک منزل توسط همسر


ترک منزل توسط شوهر، و مجهول المکان بودن او


برخي از شوهران، مجهول المکان مي‌شوند و  امکان دسترسي به آنها از بين مي‌رود. طبق قانون، اگر مجهول المکان شدن مرد  طولاني شود و زن اين موضوع را در دادگاه اثبات کند نيز مي‌تواند از حق طلاق  استفاده و دعاوي عليه شوهر را به طور غيابي مطرح کند و بدون حضور مرد از  دادگاه راي بگيرد.


مهريه در صورت ترک منزل شوهر


در صورتي که مرد منزل را ترک يا از دادن  نفقه امتناع کند و زن از اين بابت در عسر و حرج (سختي و مشقت) قرار گيرد،  حق دارد با استفاده از اختياراتي که به عنوان حق توکيل و بر اساس عقدنامه  به او داده شده، به دادگاه مراجعه کرده و با اعمال وکالت، هم درخواست طلاق  دهد و هم مهريه اش را مطالبه کند. زن براي دريافت مهريه بايد اموال شوهر را  به دادگاه معرفي و چنانچه شوهر مالي نداشت، او را ممنوع الخروج يا هر زمان  که اموالي از او پيدا کرد، آن را به دادگاه معرفي کند که در چنين شرايطي  اموال از سوي دادگاه توقيف و مهريه از روي آن پرداخت مي‌شود.


همچنين بخوانيد:


تقسيط مهريه و نحوه پرداخت آن 


در چه مواردي مي توان از کار کردن زن جلوگيري کرد؟ 


اعسار مهريه و تعديل مهريه چه فرقي دارند ؟ 


طلاق توافقي طبق قانون جديد 


آنچه بايد در باره مهريه و نفقه بدانيد 


ديه مجازاتي است که در جنايات  عمدي و غير عمدي که در آن‌ ها قصاص به هر دليل قابل اجرا نباشد، اعمال  مي‌شود. گاهي مقدار ديه مشخص است و گاهي مشخص نيست.


مجازات


 


مجازات هاي مقرر براي اشخاص حقيقي  به چهار بخش حدود، قصاص، ديات و تعزيرات تقسيم شده‌ اند و مجازات‌ هاي  بازدارنده که در کنار تعزيرات، دسته ‌اي از مجازات ‌ها را تشکيل مي‌دادند،  در قانون جديد به طور کلي از شمار مجازات‌ ‌ها خارج شده ‌اند. در مجله دلتا به بيان مجازات هاي چهارگانه در قانون مجازات اسلامي پرداخته شده است. در ادامه با ما همراه باشيد.


مجازات حدود چيست؟


حدود جمع حد است و طبق قانون، مجازاتي است  که علت، نوع، ميزان و کيفيت اجراي آن در شرع مقدس دين اسلام تعيين شده  است. انواع مجازات‌ هاي حدي پيش بيني شده در قانون عبارتند از: اعدام،  شلاق، قطع عضو، تبعيد، حبس ابد و تراشيدن سر.


جرايم مستوجب حد


در قانون مجازات اسلامي، تخلفاتي که موجب حدود مي‌شود، نام برده شده‌ اند:




  • لواط

  • مساحقه

  • قذف

  • ارتداد

  • شرب خمر (نوشيدن مشروبات الکل)

  • سرقت

  • قطع طريق (راهزني)




  • سرقت ؛ در صورتي که کليه شرايط سرقت را براي اجراي حدي دشته باشد. در زير به اين موارد اشاره شده است :


1. شيء مسروقه شرعاً ماليت داشته باشد.يعني قابل خريد و فروش باشد.


2. مال مسروقه در حرز باشد و سارق هتک حرز کند و نيز مال را  از حرز خارج کند.( حرز مکان متناسبي است که مال به طور عرفي در آن از  دستبرد محفوظ مي‎ماند.)


3. هتک حرز و سرقت مخفيانه باشد.


4. سارق، پدر يا جد پدري صاحب مال نباشد.


5. ارزش مال مسروقه در زمان خارج کردن از حرز، معادل چهار و نيم نخود طلاي مسکوک باشد.


6. مال مسروقه از اموال دولتي يا عمومي، وقف عام و يا وقف بر جهات عامه نباشد.


7. سرقت در زمان قحطي صورت نگيرد.


8. صاحب مال از سارق نزد مرجع قضائي شکايت کند.


9. صاحب مال قبل از اثبات سرقت سارق را نبخشد.


10. مال مسروقه قبل از اثبات سرقت تحت يد مالک قرار نگيرد.


11. مال مسروقه قبل از اثبات جرم به ملکيت سارق در نيايد.


12. مال مسروقه از اموال سرقت شده يا غصب شده نباشد.


مجازات قصاص


قصاص عبارت است از، مجازات اصلي جنايات عمدي بر نفس، اعضاء و منافع که طبق قوانين و مقررات اعمال مي‌شود.


انواع قصاص عبارتند از:



  • قصاص نفس در قتل عمدي

  • قصاص عضو در جنايات عمدي

  • دون نفس که همان ضرب و جرح و نقص عضو و منافع است


قانون مجازات


ديات


ديه مالي است که گاهي مقدار آن معين شده و  گاهي تعيين نشده است (اعم از مقدر و غير مقدر) که در شرع مقدس (دين اسلام)  براي جنايات غير عمدي بر نفس، اعضا و منافع يا جنايات عمدي در مواردي که  به هر دليل قصاص ندارد، به موجب قانون تعيين مي‌شود.


انواع ديات نيز ديه نفس و ديه اعضاء است  که در جنايات عمدي و غير عمدي که در آن‌ ها قصاص به هر دليل قابل اجرا  نباشد، اعمال مي‌شود. شايان ذکر است که ديه به صورت مقدر و غير مقدر در نظر  گرفته شده است. به بيان ساده تر گاهي مقدار ديه مشخص است و گاهي مشخص  نيست. بنابراين “ارش”، ديه غير مقدر دانسته شده است. در واقع زماني که  مقدار ديه مشخص نباشد و در اصطلاح غير مقدر باشد “ارش” در نظر گرفته شده که  قانون با توجه به شرايط تعيين مي‌کند.


تعزيرات


تعزير، مجازاتي است که مشمول عنوان حد،  قصاص يا ديه نيست و به موجب قانون در موارد ارتکاب محرمات شرعي يا نقض  مقررات حکومتي تعيين و اعمال مي‌شود. نوع، مقدار، کيفيت اجرا و مقررات  مربوط به تخفيف، تعليق، سقوط و ساير احکام تعزير توسط قانون تعيين خواهد  شد. دادگاه در صدور حکم تعزيري، مکلف است مقرراتي را رعايت کند از جمله:  انگيزه مرتکب، نحوه ارتکاب جرم، وضعيت خانوادگي و اجتماعي مجرم و …  که اين  موارد نشان مي‌دهد مجازات تعزير به موضوعات جامعه شناختي و جرم شناسي در  اعمال کيفر توجه دارد.


همچنين بخوانيد:


فرار از صحنه تصادف چه مجازاتي دارد؟ 


تمديد قرارداد اجاره و چگونگي انجام آن 


تخليه ملک اجاره‎اي 


واريز اشتباه پول به حساب ديگري ؛ راهکار قانوني چيست؟ 


طلاق خلع ؛ زن پول مي دهد تا شوهر طلاقش دهد! 


سازمان بهزيستي کشور پس از اينکه  فرزندي را به خانواده‌ اي واگذار مي‌کند مکلف است در يک دوره آزمايشي 6  ماهه بر نحوه رفتار و ارتباط خانواده با فرزند خوانده نظارت مستمر داشته  باشد. 


شرايط فرزند خواندگي


 


برخي خانواده ها به دلايلي تمايل به داشتن فرزند خوانده دارند و اقدامات لازم در اين راستا را انجام مي‌دهند. به گزارش مجله دلتا در قانون جديد حمايت از کودکان و نوجوانان بي‌ سرپرست و بد سرپرست که در  شهريور ماه سال 1392 به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيد تدابيري در جهت تسهيل  شرايط فرزند خواندگي انديشيده شده است. براي بررسي بيشتر پيرامون موضوع  فرزند خواندگي در ادامه با ما همراه باشيد.


تغييرات قانون جديد فرزند خواندگي


1. در قانون پيشين فقط زن و شوهري که فرزند نداشتند مي‌توانستند براي فرزند خواندگي اقدام کنند در حالي که در قانون جديد، دختران مجرد و ن بالاي 30 سال و  همچنين زوجيني که فرزند هم دارند مي‌توانند نسبت به پذيرش فرزند از بهزيستي  اقدام کنند.


2. در گذشته فقط زوجين مقيم ايران  مي‌توانستند درخواست فرزند خواندگي بدهند در حالي که بر اساس قانون جديد،  ايرانيان مقيم خارج از کشور نيز مي‌توانند فرزند خوانده بپذيرند و نيز  ايرانيان سراسر دنيا مي‌توانند در صورت دارا بودن شناسنامه ايراني با  مراجعه به دفاتر حافظ منافع سفارت خانه ‌ها درخواست فرزند خواندگي کنند و  بعد از دوره نظارتي سازمان بهزيستي که 6 ماه است و يا با دستور و موافقت  قاضي مي‌توانند فرزند خوانده خود را قبل از 6 ماه نيز از کشور خارج کنند.


درخواست فرزند خواندگي از بهزيستي


3. قبلا زن و شوهر براي براي تشکيل پرونده  بايد ابتدا به قوه قضاييه مراجعه مي‌کردند و پس از آن به سازمان بهزيستي  معرفي مي‌شدند در حالي که امروزه زوجين براي فرزند خواندگي ابتدا به  بهزيستي مراجعه کرده و پس از تشکيل پرونده، سازمان بهزيستي نسبت به استعلام  از دستگاه‌ هاي مختلف مواردي همچون عدم اعتياد، سلامت جسمي و رواني، عدم  سوء پيشنيه را بررسي مي‌کند و در صورت تاييد همه مراحل براي پذيرش فرزند به  مراجع قضايي معرفي مي‌شوند. لازم به ذکر است که با اين روش بسياري از  پرونده هاي وارده به قوع قضائيه کاهش يافته است زيرا فقط در صورتي که  خانواده‌ اي شرايط لازم را داشته باشد براي پذيرش فرزند معرفي مي‌شود.


 شرايط فرزند خواندگي


عدم محکوميت جزائي موثر، تمکن مالي، سلامتي  جسمي و روحي، عدم اعتياد به مواد مخدر و مشروبات الکلي و روانگردان ها،  عدم ابتلا به بيماري‌ هاي واگير يا صعب العلاج، صلاحيت اخلاقي، اعتقاد به  يکي از اديان مطروح در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و … از شرايط عمومي  و اصلي اخذ فرزند خواندگي است.


چه کساني مي‌توانند کودکان تحت پوشش بهزيستي را به فرزند خواندگي بپذيرند؟


افراد با توجه به الويت پذيرش فرزند از سازمان بهزيستي به ترتيب دسته بندي شده اند که در زير به ترتيب الويت ذکر شده است.


1. زن و شوهر بدون فرزند؛ زن و شوهري که  پنج سال از تاريخ ازدواج آن‌ ها گذشته باشد و از اين ازدواج صاحب فرزند  نشده باشند، مشروط به اين‌ که حداقل يکي از آن‌ ها بيش از سي سال سن داشته  باشد.


2. ن و دختران بدون شوهر فاقد فرزند؛ دختران و ن بدون شوهر، در صورتي‌ که حداقل سي سال سن داشته باشند. لازم به ذکر است که فقط مي‌توانند حق سرپرستي دختران را داشته باشند.


3. زن و شوهر داراي فرزند؛  به شرط اين‌ که حداقل يکي از آن‌ ها بيشتر از سي سال سن داشته باشد.


فرزند خواندگي دختران مجرد


چه کودکاني شرايط فرزند خواندگي دارند؟


بر طبق قانون کليه کودکان و نوجوانان  نابالغ و همچنين افراد بالغ زير 16 سال که دادگاه، عدم رشد و نياز آن‌ ها  به سرپرستي را تشخيص دهد مي‌توانند به فرزند خواندگي سپرده شوند. منتها  لازم است اين کودکان شرايطي داشته باشند. در زير به اين موارد اشاره شده  است:


1. امکان شناختن پدر، مادر و جد پدري آن‌  ها وجود نداشته باشد. و يا هيچ يک از پدر، مادر، جد پدري و وصي منصوب از  سوي ولي قهري آن‌ ها در قيد حيات نباشد.


2. افرادي که سرپرستي آن‌ ها به موجب حکم  مراجع صلاحيت‌ دار به سازمان بهزيستي سپرده شده است و تا 2 سال از تاريخ  سپردن آن‌ ها به سازمان، پدر، مادر، جد پدري يا وصي منصوب از سوي ولي قهري  براي سرپرستي آن‌ ها مراجعه نکرده باشند.


3. هيچ‌ کدام از پدر، مادر، جد پدري يا وصي منصوب از سوي ولي قهري صلاحيت سرپرستي را نداشته باشند.


آيا پس از پذيرش فرزند خواندگي نظارتي بر عملکرد والدين صورت مي‌گيرد؟


سازمان بهزيستي کشور پس از اينکه فرزندي را  به خانواده‌ اي واگذار مي‌کند مکلف است در يک دوره آزمايشي 6 ماهه بر نحوه  رفتار و ارتباط خانواده با فرزند خوانده نظارت مستمر داشته باشد. به اين  صورت که در ماه اول، هفته ‌اي يک‌ بار و در ماه ‌هاي بعد به‌ طور ماهانه بر  روند کار خانواده نظارت دارد. در مواردي که مددکار تشخيص دهد، اين زمان  حداکثر به مدت يک‌ سال قابل تمديد است. علاوه بر اين نماينده سازمان  بهزيستي انجام تعهدات مالي افرادي که اقدام به سرپرستي کرده اند، پيگيري  مي‌کند. اين تعهدات نظير انتقال يک‌ سوم اموال، افتتاح حساب پس‌انداز و  بيمه است.


همچنين بخوانيد:


پاسخ به چند پرسش حقوقي شما 


در چه جرائمي حق وکيل گرفتن نداريد؟+(ويدئو) 


چک مفقودي چگونه تعيين تکليف مي شود؟ 


حذف نام همسر از شناسنامه 


توهين در فضاي مجازي ، زندان و جريمه نقدي سنگين 


ازدواج يکي از مهم‌ ترين نهادهاي  حقوقي جوامع بشري است. بنابراين وم آمادگي و بلوغ جسماني و رشد عقلاني  افراد براي آغاز زندگي مشترک و اقدام به ازدواج، تا حدي مهم است که بسياري  از نظام ‌هاي حقوقي جهان، حداقلي از سن را براي آغاز اين مرحله از زندگي،  ضروري دانسته ‌اند. 


سن ازدواج


 


سن ازدواج يکي از مهمترين مسائلي است که در ازدواج دختر و پسر بايد در نظر گرفته  شود. ازدواج در طول تاريخ با تحـولات و شرايط فرهنگي، اقتصادي، اجـتـماعي،  سياسي، حقوقي و ارزش ‌هـاي هر جامعه، دستخوش تـغـيير شده است و نوع، زمان  شـکل‌ گيري و آثـار حقوقي آن متفاوت بـوده است؛ گاهي مبتني بر تصميم اعضاي  خانواده بوده و يا در برخي جوامع انتخاب آزاد هـمسر رواج داشته است. در هر  حال وم آمادگي و بلوغ جسماني و رشد عقلاني افراد براي آغاز زندگي مشترک و  اقدام به ازدواج، تا حدي مهم است که بسياري از نظام ‌هاي حقوقي جهان،  حداقلي از سن را براي آغاز اين مرحله از زندگي، ضروري دانسته ‌اند. به  گزارش مجله دلتا نظام حقوقي ايران از  ابتدا تاکنون در خصوص شرط حداقل سن براي ازدواج، دستخوش تحولات متعددي شده و  مقررات متنوعي را سپري کرده است. در اين مقاله به بررسي تحولات سن ازدواج  در نظام حقوقي ايران و نظر قانونگذار در اين خصوص پرداخته شده است.


ازدواج


سن ازدواج از ديدگاه قانوني


طبق قانون سن ازدواج براي دختران 13 سال تمام شمسي و براي پسران 15 سال تمام شمسي است. ازدواج قبل از اين سن نيز منوط به سه شرط است:


الف- اذن ولي؛ يعني بايد ولي اراده خود را  مبني بر موافقت با اين ازدواج اعلام کند. (منظور از ولي پدر يا جد پدري  است)، لازم به ذکر است که موافقت وي اگرچه لازم است، اما کافي نيست.


ب- رعايت مصلحت کودکان؛ مصلحت طفل يک امر  مهم و بسيار حساس است. در فقه اسلامي تحت عنوان غبطه بيان شده است که به  معناي مصالح و منافع عالي کودک است. منتها در هر حال تشخيص مصلحت کودک کار  واقعا بسيار سخت و حساس است.


ج‌- تأييد دادگاه صالح؛ مهم‌ ترين شرطي که  مي‌تواند حقوق کودک و نوجوان را در اين ازدواج ‌ها تأمين کند، تأييد دادگاه  است. به اين صورت که دادگاه به موضوع رسيدگي مي‌کند و فقط در صورتي که  مصلحت کودک احراز و شناسايي شود، اجازه ازدواج را مي‌دهد. در واقع بدون  تأييد دادگاه، چنين ازدواج‌ هايي ممکن است موجبات سوءاستفاده از کودکان را  فراهم کند.


مجازات ازدواج زير سن قانوني


مجازاتي که در قانون در نظر گرفته شده است؟


دادگاهي که به اين موضوع مي‌پردازد و  صلاحيت رسيدگي دارد، دادگاه خانواده است. البته لازم به ذکر است که مصلحت و  منافع کودک با توجه به مسايل مختلفي از‌ جمله وضعيت خانوادگي، شرايط  اجتماعي، تحصيلي، اقتصادي و حتي اامات قانوني تامين مي‌شود؛ به طور مثال  چنانچه ازدواج موجب ترک تحصيل است، قطعا اين موضوع به نفع کودک نيست.  بنابراين قاضي اين موارد را در نظر مي‌گيرد و بعد تصميم گيري مي‌شود. اگر  با دختري که به سن بلوغ رسيده باشد اما به سن 13 سال تمام شمسي نرسيده باشد  بدون اجازه پدر يا جد پدري ازدواج صورت بگير‌د و نيز شرط رعايت مصلحت که  با تشخيص دادگاه صالح است، رعايت نشود، قانون اين مورد را جرم دانسته و  براي آن مجازات حبس و جزاي نقدي در نظر گرفته است. اگر اين ازدواج منجر به  خسارت جاني اعم از نقص عضو و يا مرگ شود، قانونگذار مجازات شديدتري در نظر  گرفته است. کساني که در تسهيل اين ازدواج و ياري رساندن به زوجين ( زن و  شوهر ) براي انعقاد نکاح دخالت داشتند، معاونين جرم هستند، که کليه افرادي  که به نحوي در اين امر مشارکت داشتند از جمله عاقد، خواستگار يا خواستگاران  و حتي افرادي که از خانواده دختر هستند را نيز شامل مي‌شود. که در قانون  براي آن ها نيز مجازات در نظر گرفته شده است. يکي از مهمترين مشکلات اين  گونه ازدواج ‌ها عدم ثبت آن ها است. در واقع بسياري از اين افراد بدون  رعايت تشريفات و مراحل قانوني ازدواج مي‌کنند که اين ازدواج به لحاظ فقهي و  شرعي معتبر است ولي ثبت نمي‌شود و بنابراين رقم ‌هاي خاکستري و سياه در  اين زمينه فراوان است.


همچنين بخوانيد:


دانستني هاي حقوقي ؛ مختصر و مفيد+(ويدئو) 


مشکلات مردان براي ازدواج مجدد 


آيا بعد از ازدواج امکان افزايش مهريه وجود دارد؟ 


اجرت‎المثل چيست و نحوه مطالبه آن چگونه است؟ 


ازدواج با تدليس پايدار نيست! 


کليه اقداماتي که در اداره ثبت  اسناد و املاک قبل از ثبت نهايي ملک در دفتر املاک انجام مي‌شود، عمليات  ابتدايي ثبتي هستند. ممکن است در زمان اقداماتي که در ابتداي ثبت ملک انجام  مي‎شود، اعتراض هايي از سوي افراد ثالث به اين روند صورت گيرد. اين گونه  اعتراضات که اعتراض به عمليات ثبتي ناميده مي‌شود، از ادامه اقدامات ثبتي  جلوگيري مي‎کنند.


درخواست اعتراض به ثبت ملک


 


کليه اقداماتي که در اداره ثبت اسناد  و املاک قبل از ثبت نهايي ملک در دفتر املاک انجام مي‌شود، عمليات ابتدايي  ثبتي هستند. ممکن است در زمان اقداماتي که در ابتداي ثبت ملک انجام  مي‎شود، اعتراض هايي از سوي افراد ثالث به اين روند صورت گيرد. اين گونه  اعتراضات که اعتراض به عمليات ثبتي ناميده مي‌شود، از ادامه اقدامات ثبتي  جلوگيري مي‎کنند و تا تعيين تکليف نهايي و رسيدگي به اين اعتراض در دادگاه،  صدور سند مالکيت به تعويق خواهد افتاد. در مجله دلتا به بررسي مراحل و اقداماتي در خصوص درخواست اعتراض به ثبت ملک و اينکه چه اقداماتي لازم است.


اعتراض به ثبت ملک


اعتراض به عمليات ثبتي


اين اعتراض به دو گونه صورت مي‎گيرد که در ذيل بررسي شده است:



  • اعتراض به عمليات ثبت،  تحت عنوان اعتراض به اصل؛ شخص به مالکيت متقاضي ثبت ملک اعتراض مي‎کند و  به عبارت ديگر به اصل عمليات ثبتي اعتراض دارد. وي بايد با دلايل و مدارک  کافي، دلايل ذيحق نبودن متقاضي ثبت را به اثبات برساند. مهلت ثبت اعتراض به  اصل عمليات ثبتي 90 روز از تاريخ نخستين آگهي نوبتي است که بايد به اداره  ثبت اسناد و املاک محل با تقديم دادخواست صورت گيرد.

  • اعتراض به حدود و حقوق ارتفاقي؛ در اين  حالت اعتراض به عمليات ثبتي، ظرف 30 روز پس از تنظيم صورت مجلس تحديد حدود،  از سوي مجاورين و همسايگان ملک قابل پذيرش خواهد بود.


درخواست اعتراض به ثبت ملک


براي اعتراض به عمليات ثبتي ملک به دو شيوه عمل مي‌شود. در ذيل به آن ها اشاره شده است:


1.شخص دادخواست اعتراض به عمليات ثبتي را  به اداره ثبت تقديم مي‎کند. در اين حالت اعتراض اگر در مهلت مقرر باشد حتي  اگر در برگ هاي معمولي ذکر شود پذيرفته شده و به دادگاه ارسال مي‌شود.


2.دادخواست اعتراض به عمليات ثبتي را به  صورت گواهي طرح دعوا، تقديم دادگاه مي‎کند. در اين حالت اگر دعوايي درباره  مالکيت ملک در جريان باشد، گواهي جريان دعوا به اداره ثبت ارائه مي‌شود و  مانند اعتراض اصلي باعث توقف جريان ثبتي خواهد شد.


دادخواست اعتراض به ثبت ملک


اقدامات اداره ثبت اسناد پس از وصول دادخواست اعتراض


چنانچه اعتراض در مهلت قانوني باشد يک نسخه  از آن در بايگاني قرار مي‎گيرد و نسخه ديگر به دادگاه ارسال مي‎شود و اگر  اعتراض خارج از مهلت باشد، رئيس اداره ثبت محل، نظر خود را در خصوص خارج از  موعد قانوني بودن مي‌نويسد و از رئيس دادگاه تقاضا مي‌شود تا در خصوص اين  موضوع در اداره ثبت حاضر شود در هر حال نظر رئيس داده متبع است.



  1. ثبت اعتراض و ارائه رسيد به معترض با قيد تاريخ اعتراض

  2. درج مهر قرمز اعتراض به برگه اظهارنامه ثبتي براي هر اعتراض دريافتي

  3. ارسال يک برگ از اعتراض به دادگاه صالح در صورتي که اعتراض در مهلت مقرر باشد.

  4. اگر اعتراض به عمليات ثبتي خارج از مهلت  باشد رييس اداره ثبت، نظر خود را ذيل اعتراض ذکر مي‎کند و از رييس دادگاه  درخواست مي‎کند تا با حضور در اداره ثبت در خصوص اين موضوع، اظهارنظر کند.  نظر رييس دادگاه درباره پذيرش يا عدم پذيرش اعتراض در خارج از مهلت و يا  عذر موجه، لازم الاتباع است و بايد اجرا شود.


همچنين بخوانيد:


ثبت و انتقال سند ملک ؛ چه مراحلي دارد؟ 


اثبات مالکيت ملک چگونه صورت مي گيرد؟ 


نکات حقوقي در خريد و فروش ملک مشاع 


نحوه تبديل سند وکالتي به قطعي 


تفاوت اجاره نامه رسمي و عادي در چيست؟ 


حضانت فرزند قبل از طلاق زن و  شوهر بر عهده هر دو آن ها خواهد بود، مگر اينکه يکي از زن يا شوهر فوت کند و  يا از قبول مسئوليت شانه خالي کند. در اين مدت هيچ کدام از والدين که  حضانت فرزند به آن واگذار شده است، نمي‌توانند مسئوليت ‌هاي خود را در قبال  فرزند ترک کنند.


حق حضانت فرزند


 


حق حضانت فرزند به معناي نگهداري و  تربيت فرزند به صورت مادي و معنوي است که شامل هر اقدامي که لازمه ادامه  حيات و پرورش روح و جسم او باشد مي‎شود. حضانت حقي است که قانون به منظور  نگهداري و تربيت کودکان، به پدر و مادر اعطا کرده است. در حضانت علاوه بر  تامين سلامت جسمي کودک، مراقبت روحي و اخلاقي و تربيتي او نيز بايد در نظر  گرفته شود زيرا شخصيت افراد در دوران کودکي شکل مي‎گيرد. در مجله دلتا قوانين راجع به حضانت و سرپرستي کودک و شرايط و موانعي که موجب سلب حضانت از والدين مي‎شود بررسي شده است.


سن حضانت کودک


حضانت فرزند قبل از طلاق زن و شوهر بر عهده  هر دو آن ها خواهد بود، مگر اينکه يکي از زن يا شوهر فوت کند و يا از قبول  مسئوليت شانه خالي کند. بر طبق قانون، براي دختران 9 سالگي و براي پسران  15 سالگي به عنوان سن حضانت در نظر گرفته شده است. در اين مدت هيچ کدام از  والدين که حضانت فرزند به آن واگذار شده است، نمي‌توانند مسئوليت ‌هاي خود  را در قبال فرزند ترک کنند. به طور کلي حضانت فرزندان بر عهده پدر و مادر  خواهد بود. مگر در شرايط خاصي که صلاحيت يکي از آن ها و يا هر دو براي حضانت فرزند به طور قانوني تائيد نشود. مادر در نگهداري کودک (دختر يا پسر) تا سن هفت  سالگي نسبت به پدر اولويت دارد و علت آن هم اين است که در اين سن کودک  بيشتر به مادر وابسته بوده و مادر بهتر مي‎تواند از او نگهداري کند. اما پس  از 7 سالگي، حضانت قانوناً با پدر است تا به نگهداري و تربيت کودک  بپردازد.


حضانت بچه


در خصوص مدت حضانت قانون مدني در ماده 1169 مقرر نموده است:


«براي حضانت و نگهداري طفلي که ابوين (پدر و  مادر) او جدا از يکديگر زندگي مي‎کنند، مادر تا سن هفت سالگي اولويت دارد و  پس از آن با پدر است و مطابق تبصره ماده 1169، بعد از هفت سالگي در صورت  حدوث اختلاف (اختلاف نظر در مورد سرپرستي کودک)، حضانت طفل با رعايت مصلحت  کودک به تشخيص دادگاه مي‎باشد.»


حق حضانت فرزند در زمان طلاق و فوت والدين


حضانت کودک حق قانوني پدر و مادر است و تا  زماني که صلاحيت قانوني و شرعي دارند، هيچ کسي نمي‎تواند حضانت را از آن ها  سلب کند و يا ادعايي را در اين خصوص داشته باشد مگر در زمان بروز طلاق يا  فوت والدين و امثال آن.


ب. طلاق و جدايي زن و شوهر؛


اگر زن و شوهر طلاق گرفته باشند و يا طلاقي  صورت نگرفته منتها به دليل اختلافات، جدا از يکديگر زندگي مي‎کنند، حق  حضانت آن ها از بين نمي‎رود و مادر تا 7 سالگي کودک، طبق قانون مسئوليت و  حق حضانت را بر عهده دارد و اگر کودک نزد پدر يا خانواده پدري باشد زن  مي‎تواند از طريق دادگاه کودک را در اختيار بگيرد.


الف. فوت والدين؛


در صورت فوت يکي از والدين، حضانت بر عهده  ديگري است. ولي در صورت فوت هر دو آن ها، حضانت با جد پدري است و در صورت  نبودن جد پدري، اگر قبلا کسي توسط پدر يا جد پدري به عنوان وصي بعد از فوت  تعيين شده باشد، مسئوليت حضانت بر عهده وصي است که البته وصي مي‎تواند براي  حضانت درخواست اجرت کند که از دارايي هاي کودک به او پرداخت مي‎شود. در  شرايطي که وصي وجود نداشته باشد و يا اينکه پدر و مادر در دسترس نباشند،  قيم يا اميني از سوي دادگاه يا اداره سرپرستي پيشنهاد مي‎شود و در صورت  دارا بودن صلاحيت تعيين و منصوب مي‎شود.


شرايط سلب حضانت


موانعي که موجب سلب حق حضانت فرزند مي‎شود


اگر مادر در مدتي که حضانت طفل با اوست مبتلا به جنون شود يا به فرد ديگري بعد از طلاق شوهر کند، لازم به ذکر است که ازدواج مجدد مادر به تنهايي موجب سلب حضانت از وي نيست و در صورتي که سلامت روحي يا جسمي  کودک مورد ترديد باشد از وي سلب حضانت مي‎شود. به طور مثال شوهر مادر کودک  را آزار بدهد. از اين رو حضانت از مادر سلب مي‎شود و در اين حالت حضانت  کودک هر چند قبل از 7 سالگي باشد با پدر خواهد بود. بايد در نظر داشت که  جنون پدر نيز موجب سقوط حضانت وي خواهد شد.


مصاديق انحطاط اخلاقي و عدم مواظبت عبارتند از:



  • فساد اخلاقي و فحشاء

  • اعتياد به الکل و مواد مخدر

  • تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف

  • بيماري رواني با تشخيص پزشکي قانوني

  • وادار کردن کودک به فحشاء و تکدي گري


همچنين بخوانيد:


تفاوت حضانت و قيموميت و دريافت مجوز قيموميت 


حضانت فرزند بعد از ازدواج مجدد مادر 


استعلام هاي ضروري براي ثبت سند ؛ چرا و چگونه؟ 


تضمين معاملات ملکي چگونه انجام مي شود؟ 


ظهر نويسي چک و مسئوليت هاي قانوني آن 


سفته سندي است که به موجب آن  امضا کننده تعهد مي‌کند مبلغي را در زمان معين يا به صورت عندالمطالبه در  وجه حامل به اين معنا که هر موقع شخص درخواست کند بپردازد. در واقع سفته  وسيله اي است که فرد مي‎تواند با آن كسب اعتبار کند. يعني به عنوان يك  وثيقه مورد استفاده قرار مي‌گيرد. 


مطالبه وجه سفته


 


سفته سندي است که به موجب آن امضا  کننده تعهد مي‌کند مبلغي را در زمان معين يا به صورت عندالمطالبه در وجه  حامل به اين معنا که هر موقع شخص درخواست کند بپردازد. در واقع سفته وسيله  اي است که فرد مي‎تواند با آن کسب اعتبار کند. يعني به عنوان يک وثيقه مورد  استفاده قرار مي‌گيرد. به گزارش مجله دلتا در حال حاضر افراد از سفته به جاي پول يا چک استفاده نمي‌کنند. معمولا  موقعي که از بانک وام دريافت مي‌کنند يا از کسي پول يا مالي قرض مي‌گيرند،  براي تضمين در بازپرداخت آن، از سفته استفاده مي‌کنند. در اين نوشتار به  بررسي در خصوص اقدامات لازم در جهت مطالبه وجه سفته و دادگاه صالح براي طرح  دعوي پرداخته شده است.


مطالبه سفته


جهت مطالبه وجه سفته چه زماني بايد اقدام شود؟


سفته ها داراي دو نوع تاريخ هستند: تاريخ صدور و تاريخ سر رسيد. براي مطالبه وجه سفته تاريخ سر رسيد آن مهم است. اهميت تاريخ سر رسيد به اين دليل است که چنانچه  صادر کننده به تعهد خود عمل نکند، وقتي دارنده مي‌خواهد سفته را به اجرا  بگذارد، مي‌تواند ظرف ده روز از تاريخ سر رسيد سفته آن را واخواست کند. اگر  روز دهم تعطيل باشد روز بعد از آن عمل واخواست انجام خواهد شد. (واخواست،  اعتراض رسمي نسبت به سفته اي است که در زمان سر رسيد پرداخت نشده که عليه  صادر کننده سفته به عمل مي‌آيد و بايد رسماً به او ابلاغ شود). واخواست در  برگه هاي چاپي که از طرف وزارت دادگستري تهيه شده و نوشته مي‎شود. در صورتي  که سفته ظرف ده روز از تاريخ سر رسيد، واخواست نشود دارنده امکان استفاده از شرايط توقيف اموال (تأمين خواسته) را از دست  مي‌دهد، مگر اينکه حدود ده تا بيست درصد ارزش سفته را بعنوان خسارت  احتمالي به صندوق دادگستري واريز کند. بنابراين در مواردي که سفته قديمي  باشد فقط با پرداخت خسارت احتمالي توقيف اموال امکان پذير است. لازم به ذکر  است که اگر صادرکننده اموالي نداشته باشد، در اين صورت لازم نيست که سفته  واخواست شود چون که بايد 2/25 درصد مبلغ خواسته علاوه بر هزينه دادرسي،  بعنوان هزينه واخواست، پرداخت شود. و در نهايت بايد در نظر داشت که دارنده  سفته بايد ظرف يک سال از تاريخ سر رسيد عليه صادر کننده و ساير افرادي که  در سفته مسئوليت دارند اقامه دعوا کند.


دادگاه صالح در دعاوي سفته


بايد در هنگام تکميل سفته، محل انجام تعهد  نيز ذکر شود. در اين حالت در صورتي که صادر کننده سفته تعهد خود را انجام  ندهد، دارنده سفته براي مطالبه سفته مي‌تواند به دادگاه محل انجام تعهدي که  در سفته قيد شده رجوع کند. در مواردي که محل انجام تعهد در سفته ذکر نشده  باشد، دادگاه محل اقامت صادر کننده سفته صلاحيت رسيدگي به موضوع را دارد.  لازم به ذکر است، اگر دادخواست سفته کمتر از بيست ميليون تومان باشد بايد  در شوراي حل اختلاف محل اقامت خوانده (صادر کننده سفته) مطرح شود و سفته اي  که مبلغ آن بيشتر از بيست ميليون تومان است بايد در دادگاه محل اقامت  خوانده (صادر کننده) شود.


دادگاه صالح براي مطالبه سفته


 ظهر نويس در سفته چه مسئوليتي دارد؟


ظهرنويس و ضامن داراي مسئوليت متفاوتي از  يکديگر هستند. اين اشخاص دو شخص مستقل و جدا از هم هستند. ظهرنويس شخصي است  که سفته در وجه او صادر شده و يا به او انتقال يافته و او با ظهرنويسي آن  را به ديگري منتقل کرده است. ظهرنويس همراه با صادرکننده سفته و ساير  ظهرنويسان در مقابل دارنده سفته مسؤوليت تضامني دارد اما ضامن (شخص ثالثي  است غير از صادرکننده و دارنده) که پرداخت وجه سفته را ضمانت کرده است. در  واقع ضامن مسؤوليت تضامني با صادرکننده و ظهرنويسان ندارد بلکه فقط با کسي  که از او ضمانت کرده مسؤوليت تضامني دارد. بنابراين اين فرض که يک نفر هم  ظهرنويس باشد و هم ضامن، قانوناً امکان پذير نيست.


همچنين بخوانيد:


چند پرسش  مهم در ارائه سفته به شرکت ها 


هر آنچه درباره کاربردهاي سفته بايد بدانيم 


مطالبه سفته و مهلت قانوني واخواست آن 


سفته هاي جديد وارد بازار شد 


امضاء پشت سفته به معني ضمانت است يا انتقال ؟ 


در جهت حفظ شئون و حقوق اجتماعي  زن و کودک بي‌ سرپرست و از بين بردن آثار فقر از جامعه، ن و کودکان بي‌  سرپرستي که تحت پوشش قوانين حمايتي ديگري‌ نيستند از حمايت هاي مقرر در  قانون تأمين ن و کودکان بي سرپرست بهره‌ مند خواهند شد. 


ن سرپرست خانوار


 


امروزه در کنار معضلات اجتماعي و  جهاني، قشر جديدي از خانواده‌ ها شکل گرفته که تحت سرپرستي ني است که به  آن‌ ها «ن سرپرست خانوار» مي‎گويند. به گزارش مجله دلتا اين ن به‌ دليل مسئوليت اداره خود، فرزندان و گاه پدر و مادر و ساير  اعضاي خانواده در وضعيت دشواري به سر مي‌برند. نهادهاي حمايتي اجتماعي، از  قبيل کميته امداد و بهزيستي و نهادهاي حمايتي ديگر همچون تأمين اجتماعي  درصدد تأمين نيازهاي اين ن و فرزندان آن‌ ها هستند. بيکاري يکي از  بزرگترين معضلات اين افراد است و زمينه شکل‌ گيري بسياري از صدمات و آسيب‌  هاي اجتماعي را فراهم مي‌کند.


زن سرپرست خانوار کيست؟


ن سرپرست خانوار شرايط و خصوصياتي دارند که در زير توضيح داده شده است؛


 1. همسر زن فوت کرده و او ديگر ازدواج نکرده است.


2.از همسر خود طلاق گرفته و در حال حاضر سرپرستي ندارد.


3.مدتي است به علت اختلاف با همسرش جدا از او زندگي مي‌کند ولي طلاق نگرفته است.


زن سرپرست خانوار


4.زني که همسرش در زندان به سر مي‌برد.


5.شوهر وي از کار افتاده است.


6.هرگز ازدواج نکرده است و به تنهايي زندگي مي‌کند.


7.گاهي ني که همسران آن ها براي پيدا  کردن کار مدتي طولاني به مناطق ديگر مهاجرت مي‌کنند نيز جزء ن سرپرست  خانوار محسوب مى‌شوند.


حمايت هاي قانون تأمين ن و کودکان بي سرپرست


در جهت حفظ شئون و حقوق اجتماعي زن و کودک  بي‌ سرپرست و از بين بردن آثار فقر از جامعه، ن و کودکان بي‌ سرپرستي که  تحت پوشش قوانين حمايتي ديگري‌ نيستند از حمايت هاي مقرر در قانون تأمين  ن و کودکان بي سرپرست بهره‌ مند خواهند شد. در زير به اين موارد اشاره  شده است.


1 – حمايت هاي مالي شامل تهيه وسايل و امکانات خودکفايي يا مقرري نقدي و غير نقدي به صورت نوبتي يا مستمر.


2 – حمايت هاي فرهنگي، اجتماعي شامل ارائه  خدماتي نظير خدمات آموزشي و تحصيلي، تربيتي، کاريابي، آموزش حرفه و فن جهت  ايجاد ‌اشتغال، خدمات مشاوره‌ اي و مددکاري جهت رفع مسائل و مشکلات زندگي  مشمولان و به وجود آوردن زمينه ازدواج و تشکيل خانواده.


3 – نگهداري روزانه يا شبانه‌ روزي کودکان و  ن سالمند بي‌ سرپرست در واحدهاي بهزيستي يا واگذاري سرپرستي و نگهداري  اين گونه کودکان و‌ ن به افراد واجد شرايط.


‌لازم به ذکر است که کليه مشمولان واجد  شرايط که از سلامتي جسمي و رواني برخوردارند به تشخيص مددکاران ذيربط، براي  شرکت در دوره ‌هاي آموزش‌ حرفه ‌اي و کاريابي معرفي مي‌شوند.


کودکان بد سرپرست


در چه مواردي مقرري ن سرپرست خانوار قطع مي‌شود؟


‌بر اساس قانون تامين ن و کودکان بي سرپرست، در صورت وجود شرايطي مقرري مشمولان قطع خواهد شد. اين موارد عبارتند از :


1 – در صورت ازدواج، رجوع يا تحت تکفل قرار گرفتن.


2 – يافتن تمکن مالي.


3 – خودداري از شرکت در دوره‌ هاي آموزشي (‌تحصيلي) و آموزش بدون عذر موجه.


4 – خودداري و امتناع از قبول شغل مناسب پيشنهادي.


در صورت محکوميت کيفري که منجر به بازداشت و زندان شود، مقرري مربوط در مدت محکوميت قطع خواهد شد.


همچنين بخوانيد:


پارکينگ مزاحم را بهتر بشناسيد! 


مطالبه سفته و مهلت قانوني واخواست آن 


تمکين در قانون ايران به چه معنااست؟ 


110 سکه مهريه ، علت قانوني آن 


سند مالکيت تک برگ ؛ مزايا و محاسن 


در نقل و انتقال خودرو  مانند  ساير معاملات، فروشنده و خريدار بايد قرارداد داشته باشند که در آن طرف هاي  قرارداد، مشخصات کامل خودرو و زمان تنظيم سند به طور کامل و دقيق مشخص  شود. در اين قرارداد بايد کليه نکاتي که منافع هر دو نفر ايجاب مي‌کند و  نيز هر آنچه که ممکن است عدم درج آن در آينده باعث بروز اختلاف شود ذکر  گردد.


فک پلاک خودرو


 


فک پلاک خودرو يکي از مراحلي است که در انتقال خودرو انجام مي‌شود. و قوانين و ضوابط مخصوص به خود را دارد. به گزارش مجله دلتا يکي از مهم ترين و رايج ترين معاملاتي که بين مردم انجام مي‎شود نقل و  انتقال خودرو است. بنابراين لازم است که افراد جامعه از نکات حقوقي و  قوانين و مقررات مربوط به اين گونه معاملات آگاه باشند تا دچار مشکلات و  دردسر نشوند. در ادامه با ما همراه باشيد.


در خريد و فروش خودرو چه مراحلي طي مي‌شود؟


در خريد و فروش انواع خودرو و تنظيم سند آن، مراحل زير به ترتيب بايد اعمال شود:


1.قرارداد (مبايعه نامه)؛


در نقل و انتقال خودرو  مانند ساير  معاملات، فروشنده و خريدار بايد قرارداد داشته باشند که در آن طرف هاي  قرارداد، مشخصات کامل خودرو و زمان تنظيم سند به طور کامل و دقيق مشخص شود.  در اين قرارداد بايد کليه نکاتي که منافع هر دو نفر ايجاب مي‌کند و نيز هر  آنچه که ممکن است عدم درج آن در آينده باعث بروز اختلاف شود ذکر گردد.  برخي از اين موارد عبارتند از :



  • مشخصاتي از قبيل مدل، رنگ، وسايل موجود خودرو، تک سوخت يا دو گانه سوز بودن آن و …

  • تعهدات طرف هاي قرارداد مانند قيمت تمام شده و نحوه و مراحل پرداخت آن از سوي خريدار

  • زمان تحويل خودرو ( به همراه بيمه شخص ثالث و کارت سوخت و ابزار آن و …) از سوي فروشنده به خريدار

  • توافق بر زمان و نحوه تعويض پلاک خودرو

  • زمان حضور در دفتر خانه

  • تکليف فروشنده به پرداخت کليه بدهي‌ هاي خودرو اعم از عوارض سالانه  شهرداري (مخصوص سواري و وانت دوکابين) و ماليات (مخصوص کليه وانت‌ ها و  سواري‌ هاي کار)


فک پلاک


2.تعويض پلاک خودرو؛


پس از تنظيم قرارداد، فروشنده و خريدار  براي رسمي کردن معامله به مراکز تعويض پلاک مراجعه کرده و در آنجا ضمن  ارائه مدارک و مستندات، اقدام به فک پلاک قبلي خودرو و نصب پلاک جديد براي  خريدار کنند. مدارک لازم براي اين کار عبارتند از:



  • مدارک شناسائي فروشنده و خريدار

  • برگ سبز خودرو

  • بنچاق به نام فروشنده ( بنچاق قطعي منقول) و برگ کمپاني

  • معاينه فني

  • مدارک مربوط به احراز آدرس و محل ست خريدار (نظير سند منزل يا اجاره  نامه با کد رهگيري و قبوض برق و تلفن به نام خريدار يا بستگان درجه اول وي  البته در رويه موجود مراکز فک پلاک ، اگر خريدار براي اولين بار اقدام به  اخذ پلاک مي‌کند نيازي به موارد مذکور در احراز محل ست وي نيست).


لازم به ذکر است، در مواردي که فروشنده يا  خريدار يا هر دو، نتوانند و يا تمايل نداشته باشند براي فک پلاک حضور  يابند، مي‌توانند به دفتر خانه مراجعه و براي اين امر درخواست تنظيم وکالت  کنند.


وکالت فک پلاک خودرو به چند روش امکانپذير است؟


تقاضاي تنظيم وکالت براي فک پلاک خودرو که در دفترخانه صورت مي‌گيرد در دو حالت امکان پذير است؛


1.تنظيم وکالت کاري و فک پلاک؛


در اين حالت فروشنده به خريدار وکالت  مي‌دهد که به عنوان نماينده و وکيل وي (و بدون نياز به حضور فروشنده) به  مراکز تعويض پلاک مراجعه و مراحل قانوني را انجام داده و پس از فک پلاک  خودرو، مجددا به همراه فروشنده جهت تنظيم سند قطعي خودرو به دفترخانه  مراجعه مي‌کنند. در اين روش فروشنده براي امضاي سند قطعي مجددا بايد در  دفتر خانه حضور يابد.


2.تنظيم وکالت فروش خودرو؛


با امضاي فروشنده، ديگر نيازي به حضور وي  در مراکز فک پلاک و دفتر خانه نيست و کليه مراحل توسط خريدار ( که از طرف  او وکالت دارد) انجام مي‌شود. البته با تنظيم وکالت، عرفاً، فروشنده که جهت  حضور در مراکز تعويض پلاک عذري دارد، هزينه وکالت را بايد پرداخت کند.


برگ سبز خودرو


تنظيم سند قطعي در دفاتر اسناد رسمي


مطابق قانون، پس از فک پلاک خودرو،  فروشنده و خريدار بايد به دفاتر اسناد رسمي مراجعه و سند قطعي خودرو را  تنظيم و امضا کنند. زيرا برگ سبز خودرو به هيچ عنوان سند مالکيت خودرو  محسوب نمي‌شود.


مدارکي که جهت تنظيم سند قطعي مورد نياز است عبارت است از :



  • برگ سبز جديد (شناسنامه خودرو)

  • تائيديه نقل و انتقال خودرو (صادره در مراکز تعويض پلاک)

  • بنچاق قبلي و يا برگ کمپاني (به نام فروشنده)

  • اصل مدارک شناسايي فروشنده و خريدار

  • بيمه نامه شخص ثالث و کارت سوخت

  • برگ مفاصا حساب پرداختي عوارض سالانه شهرداري (تا پايان سال قبل، براي سواري‌ ها و وانت‌ هاي دوکابين)


همچنين بخوانيد:


وجه التزام در قراردادها 


خريد و فروش املاک قولنامه اي 


حق تعيين مسکن با مرد است يا زن؟ 


با وجود پارکينگ مزاحم در ساختمان چه بايد کرد؟ 


معامله قولنامه اي چه ويژگي هايي دارد؟ 


حد و تعزير مجازات هايي هستند که در قانون براي برخي جرائم در نظر گرفته شده است.


حد


 


حد و تعزير از جمله مجازات هايي  هستند که در قانون براي برخي از جرائم تعيين شده است. گاهي مردم با برخي از  موضوعات و مباحث حقوقي مواجه مي‌شوند که لغات و اصطلاحاتي تخصصي و بعضا  پيچيده که خاص مباحث حقوقي است در آن ها به کار برده شده است. معاني بعضي  از اين اصطلاحات به حدي غريب است که حتي معناي لغوي آن نيز براي شنونده  مشخص نيست، چه برسد به درک مفهوم و موضوع آن. دانستن اين اصطلاحات و درک  تفاوت بين آن‌ ها، مي‌تواند باعث ارتقاي سطح معلومات و دانش حقوقي ما شود.  لذا در مجله دلتا سعي داريم به بررسي دو  اصطلاح حقوقي حد و تعزير و تفاوت آن ها  بپردازيم. و همچنين بررسي اين که  در چه جرايمي دادگاه حکم به مجازات حد و تعزير خواهد داد.


مجازات


تعزير چيست؟


طبق ماده قانون مجازات اسلامي که مقرر مي‌دارد: «تعزير مجازاتي است که مشمول عنوان حد، قصاص يا ديه نيست  و به موجب قانون در موارد ارتکاب محرمات شرعي يا نقض مقررات حکومتي تعيين و  اعمال مي‎شود. نوع، مقدار، کيفيت اجراء و مقررات مربوط به تخفيف، تعليق،  سقوط و ساير احکام تعزير به موجب قانون تعيين مي شود.» بنابراين تعذير  مجازاتي است که  نوع و مقدار آن در شرع (دين اسلام) تعيين نشده و به نظر  قاضي واگذار شده است که با توجه به نوع جرم ارتکابي و ميزان تحمل مجرم‌  تعيين مي‌شود. مجازات هايي تعزيري حبس و شلاق هستند. دادگاه در صدور حکم  تعزيري، با رعايت مقررات قانوني، موارد زير را مورد توجه قرار مي‌دهد:


الف- انگيزه مرتکب و وضعيت ذهني و رواني وي حين ارتکاب جرم


ب- شيوه ارتکاب جرم و نتايج زيانبار آن


پ- اقدامات مرتکب پس از ارتکاب جرم


ت- سوابق و وضعيت فردي، خانوادگي و اجتماعي مرتکب و تاثير تعزير بر وي


حد چيست؟


بر طبق قانون، حد مجازاتي است که موجب، نوع، ميزان و کيفيت اجراي آن در شرع مقدس(دين اسلام)، تعيين شده است.


مجازات حبس


تفاوت حد و تعزير


حد و تعزير مجازات هايي هستند که در قانون  براي برخي جرايم در نظر گرفته شده است. در زير به تفاوت اين مجازات ها با  يکديگر اشاره شده است.


1. مقدار تعزير به نظر حاکم شرع بستگى  دارد و به اقتضاى زمان و مکان، نوع گناه و مرتکب شونده آن، تفاوت مي‌کند،  ولى همواره از بالاترين حد شرعى که صد ضربه شلاق تعيين در قانون شده کمتر  است.


قانونگذار ميزان مجازات حد را از متن صريح  قرآن اقتباس کرده و ميزان آن مطابق حدودي است که در قرآن ذکر شده است. به  طور مثال مجازات شرب خمر (مصرف مشروبات الکلي)، که مجازات‌ آن هشتاد ضربه  شلاق است و در هنگام رسيدگي به ارتکاب اين جرم قاضي نمي‌تواند در راي خود  ميزان آن را از هشتاد ضربه کمتر يا زيادتر کند و اين موضوع ربطي به نوع جرم  ارتکابي ندارد. در واقع ميزان شرب خمر، چه کم باشد و چه زياد شامل اين حد  مي‌شود. اين در حالي است که ميزان مجازات تعزيري را مجلس تصويب کرده و  ميزان حداقل و حداکثر اغلب مجازات‌ هاي تعزيري در قانون معين شده است. که  قاضي دادگاه مي‌تواند بين حداقل و حداکثر را بيان و تعيين کند البته بايستي  مجازات متناسب با جرم ارتکابي باشد.


2.نحوه اجراي مجازات حد با تعزيري متفاوت  است. به عنوان مثال اگر کسي که شلاق که يک مجازات حدي است را مي‌زند به  قسمتي از بدن مجرم برخورد کند(مثلا هنگام شلاق زدن، چشم مجرم هم صدمه  ببيند)، در اين مورد مامور اجراي حکم (شلاق زننده) مسئول نيست، ولي در  اجراي حکم شلاق در مجازات تعزيري در هنگام تازيانه زدن اگر شلاق به جاي  ديگري از بدن مجرم اصابت کرد و او صدمه ديد، شخصي که تازيانه مي‌زند مسئول  است و  ممکن است مم به پرداخت ديه به مجرم شود.


همچنين بخوانيد:


تقسيط ديه امکان پذير است؟ 


انواع مجازات در قانون جديد 


پلاک ثبتي و پلاک تفکيکي را بشناسيد 


چه زماني مرد مي تواند از تحصيل زن جلوگيري کند؟ 


فک پلاک خودرو ؛ چه شرايطي دارد؟ 


طلاق به هر دليلي هم که‌ رخ دهد آثار زيان بار آن خانواده و جامعه را تحت تاثير قرار مي‌دهد.


درخواست طلاق


 


طلاق يکي از بزرگترين معضلاتي است  که خانواده و اجتماع با آن درگير است و به دلايل مختلفي اتفاق مي‌افتد.  گاهي زن و شوهر به دليل نداشتن شناخت مناسب نسبت به يکديگر پيش از ازدواج،  با مشکل رو به رو مي‌شوند و تصميم به جدايي مي‌گيرند. و گاهي به دليل‌ نداشتن تفاهم و ناتواني در گفتگو با يکديگر است. يا در برخي مواقع دخالت هايي که از طرف  خانواده موجب طلاق مي‎شود. شايد بتوان علت اين دخالت را به وابستگي فرد به  خانواده اش دانست. در هرحال طلاق به هر دليلي هم که‌ رخ دهد آثار زيان بار  آن خانواده و جامعه را تحت تاثير قرار مي‌دهد. در مجله دلتا به روش هاي درخواست طلاق و قوانين و مقررات حاکم بر فرآيند آن پرداخته شده است.


درخواست طلاق از چه روش هايي امکان پذير است؟


• سريع ترين شکل وقوع طلاق زماني است که  زن و شوهر به جدايي و طلاق از يکديگر توافق داشته و ديگر تمايل به ادامه  زندگي مشترک نداشته باشند. به اين نوع جدايي در اصطلاح طلاق توافقي گفته  مي‌شود.
• نوع ديگر طلاق به خواست و اراده مرد است.
• در شرايطي که زن درخواست طلاق کند و طلاق از طرف زن باشد. اين نوع طلاق فقط در شرايط عسر و حرج (سختي و مشقت) زن است و يا يکي از شروط ضمن عقد وجود داشته باشد و زن در دادگاه آن را اثبات کند.


طلاق از طرف مرد


طلاق توافقي


در اين نوع از طلاق، مرد و زن پس از اينکه  در خصوص جدايي از يکديگر به تفاهم رسيدند و ادامه زندگي مشترک را به نفع  خود تشخيص ندادند، مي‌توانند در خصوص مهريه و نفقه و اجرت‌ المثل و حضانت فرزند به توافق برسند و براي طلاق توافقي اقدام کنند.


درخواست طلاق از طرف زن


زن در شرايطي که يکي از موارد زير را داشته باشد مي‌تواند درخواست طلاق و طبق قانون کليه حق و حقوق قانوني خود را دريافت کند.
• شروط 12 گانه ضمن عقد ازدواج از مواردي است که قانون به زن حق تقاضاي طلاق داده است.
• در حالتي که زن به صورت شرط ضمن عقد ازدواج يا عقد لازم ديگر وکالت بلاعزل براي طلاق گرفته باشد.


طلاق از طرف مرد


مرد حق طلاق دارد و مي‌تواند در هر زماني  براي طلاق همسرش اقدام کند ولي اين به آن معنا نيست که حق و حقوق زن ضايع  شود بلکه مرد زماني مي‌تواند زن را طلاق دهد که تکليف حق و حقوق وي را مشخص  و پرداخت کند که اين حق و حقوق عبارتند از: مهريه، نفقه، اجرات المثل و همچنين شرط تنصيف دارايي.  شايان ذکر است زماني که طلاق از طرف مرد صورت گرفته است اگر درخواست طلاق  مربوط به بد رفتاري و عدم تمکين زن نباشد در اين صورت مرد نصف اموالي را که  بعد از عقد ازدواج به دست آورده بايد طبق دستور دادگاه به زن پرداخت کند.


طلاق از طرف زن


شروط 12 گانه ضمن عقد ازدواج چيست؟


زن در صورت وجود يکي از شرايط 12 گانه در عقد نامه که به طور مفصل قيد و اثبات آن براي دادگاه  مشخص شده است مي‎تواند درخواست طلاق کند. اين موارد عبارتند از :
1- چنانچه شوهر به مدت 6 ماه نفقه زن را پرداخت نکند.
2- مرد داراي سوء رفتار باشد و زن بتواند آن را اثبات کند.
3- مرد بيماري خطرناکي داشته باشد که قابل درمان نباشد.
4- شوهر ديوانه باشد.
5- به کاري اشتغال دارد که مغاير و مخالف با آبروي زن باشد.
6- مرد به مجازات 5 سال حبس و يا بيشتر محکوم شده باشد.
7- شوهر به مواد مخدر يا مشروبات الکلي اعتياد داشته باشد. طوري که به زندگي خانوادگي آسيب وارد کند.
8- مرد غيبت و ترک منزل کند و به مدت شش ماه پشت سر هم نباشد.
9- شوهر به هر جرم و مجازات هاي تعزيري و حد محکوم شود.
10- مرد پس از گذشت پنج سال همچنان بچه دار نشود.
11- مرد مفقود الاثر شود و پس از شش ماه از مراجعه زن به دادگاه پيدا نشود.
12- مرد بدون اجازه همسر خود ازدواج مجدد کند.


همچنين بخوانيد:


اعسار مهريه و تعديل مهريه چه فرقي دارند ؟ 


چگونه زن در نصف دارايي شوهر شريک مي‎شود؟ 


با درخواست طلاق مرد در دوران عقد، تکليف مهريه چيست؟ 


طلاق همسر به دليل عسر و حرج! 


تکليف يارانه بعد از طلاق چه مي‎شود؟ 


عوارض خروج از کشور در سال 97  طبق نظر دولت، سه برابر شد و به مبلغ 220 هزار تومان براي نخستين سفر خارجي  در سال افزايش يافت. اين مبلغ براي سفرهاي دوم و سوم به ميزان 50 و 100  درصد افزايش مي‎يابد و به رقم 330 و 440 هزار تومان مي‌رسد. پس از آن تا  پايان سال هر سفر ديگري انجام شود مسافر بايد همچنان مبلغ 440 هزار تومان  را پرداخت کند.


عوارض خروج از کشور


 


دولت طبق قانون از هر مسافري که با  گذرنامه جمهوري اسلامي ايران از کشور خارج مي‌شود، عوارض خروج دريافت  مي‌کند اما برخي شهروندان از اين قانون معاف شده‌اند. قانون عوارض خروج در  سال 1364 در مجلس شوراي اسلامي مصوب شد. آن زمان جمعيتي که از پرداخت اين  عوارض معاف بودند، دامنه گسترده‌ تري داشت اما به تدريج گروه‌ هايي از اين  دايره خارج شدند و طيف معاف‌ شده‌ ها نيز کوچک‌ تر شد. در مجله دلتا به بررسي اين موضوع پرداخته شده است که چه افرادي بر طبق قانون از پرداخت  ماليات عوارض خروج معاف شده‌ اند، پس در ادامه با ما همراه باشيد.


عوارض خروج


افرادي که از پرداخت عوارض معاف شده اند


طبق قانون کساني که از پرداخت ماليات عوارض خروج معاف شده‌اند، شامل افراد و گروه‌ هايي مي‌شوند که در ادامه اشاره شده است:


1. خدمه وسايل نقليه عمومي سفر هاي زميني، دريايي و خطوط پروازي که در حين مأموريت يا انجام وظايف شغلي بايد از مرز گذر کنند.


2. دانشجويان شاغل به تحصيل در خارج از  کشور که مجوز تحصيل مرتبط داشته باشند. (با توجه به اين‌ که بيشتر اين  دانشجويان در بين تحصيل بارها به کشور باز مي‌گردند قوانين موجود متذکر شده  است که فاصله خروج دوم بايد بيش از 3 ماه باشد در غير اين صورت مشمول  معافيت نخواهند بود.)


3. بيماراني که با مجوز شوراي پزشکي براي درمان به خارج از کشور اعزام مي‌شوند.


4. جانبازان انقلاب اسلامي که براي معالجه به کشورهاي ديگر اعزام مي‌شوند.


5. ايراني‌ هاي مقيم خارج از کشور که داراي گذرنامه شغلي از وزارت کار و امور اجتماعي هستند.


6. دارندگان گذرنامه سياسي و خدمت.


7. نمايندگان مجلس از سال 1397 زائران  اربعين حسيني را که به صورت «زميني» در تاريخ مشخص شده‌ به خروج از کشور  اقدام مي‎کنند نيز از پرداخت عوارض معاف کره‌اند.


ماليات و عوارض خروج از کشور


عوارض خروج از کشور در سفر زيارتي چگونه است؟


شايان ذکر است که مرزنشينان و ايرانيان  مقيم سواحل و جزاير خليج فارس طبق قانون مصوب سال 1364 مجلس مي‌توانستند  بدون پرداخت عوارض خروج با پروانه گذر به خارج از کشور رفت و آمد کنند اما  در لايحه بودجه سال 1397 اين قانون اصلاح شد.


بر اساس مصوبه مجلس، عوارض خروج از کشور  براي زائران عتبات و مرزنشينان براي يک بار در طول سال بر اساس قانون بودجه  سال 96 اخذ مي‌شود. در متن اين قانون در تعريف مرزنشيني آمده است: «افراد  مرزنشين به کساني اتلاق مي‌شود که ساکن در روستا ها و شهرهاي مرزي هستند،  بررسي و تأييد اين موضوع با فرمانداران شهرستان‌ هاي مرزي است. »


هزينه عوارض خروج از کشور براي سفر زيارتي زميني در سال 96، 12,500 تومان و براي سفر زيارتي هوايي  37,500 تومان بود. همچنين عوارض خروج از کشور در سال 96 براي سفرهاي هوايي  75 هزار تومان و براي سفرهاي زميني و دريايي 25 هزار تومان بود.


اين عوارض در سال 97 طبق نظر دولت، سه  برابر شد و به مبلغ 220 هزار تومان براي نخستين سفر خارجي در سال افزايش  يافت. اين مبلغ براي سفرهاي دوم و سوم به ميزان 50 و 100 درصد افزايش  مي‌يابد و به رقم 330 و 440 هزار تومان مي‌رسد. پس از آن تا پايان سال هر  سفر ديگري انجام شود مسافر بايد همچنان مبلغ 440 هزار تومان را پرداخت کند.


اين افرايش پلکاني در لايحه عوارض خروج از  کشور سال 98 فقط شامل سفرهاي هوايي خارج از کشور و سفر هوايي به حج و  عتبات مي‌شود و شامل سفرهاي «زميني زيارتي» نشده است. هم اکنون کودکان  خردسال نيز از پرداخت عوارض معاف نبوده و و آن ها نيز مشمول پرداخت  عوارض  مي‎شوند. اين در حالي است که در مصوبه سال 1364 اطفال تا سن هفت‌ سالگي  تمام از پرداخت عوارض معاف شده بودند.


همچنين بخوانيد:


معاملات وکالتي ؛ نکات مهمي که بايد بدانيم 


عابر پياده مقصر در حادثه هم ديه مي‎گيرد! (ويدئو) 


مزاحمت در شبکه‎ هاي اجتماعي و مجازات آن 


چرا نبايد وکالتي معامله کنيم؟ 


حق داوري چيست و کدام دعاوي به داوري ارجاع مي شود؟ 


در مواردي که انسداد حساب جاري  به تقاضاي مشتري باشد، بايد وي بقيه چک هاي مصرف نشده را به شعبه مسترد  کند. در غير اين صورت شعبه بانک نمي‌تواند صرفا به درخواست مشتري مبني بر  به سرقت رفتن دسته چک و يا مفقود شدن آن، حساب جاري مشتري را مسدود کند.


مسدود کردن حساب بانکي


 


مسدود کردن حساب بانکي و يا به عبارتي بازداشت وجوه فقط در صورت رعايت قوانين و مقررات امکان پذير است. به گزارش مجله دلتا مسدود کردن حساب‌ هاي اشخاص صرفاً با دستور مراجع قضايي صورت مي گيرد.


شرايط مسدود کردن حساب بانکي


در مواردي که مسدود کردن حساب به دستور  مرجع قضائي صورت گرفته باشد، دستور رفع مسدودي نيز بايد از سوي مرجع قضايي  مسدود کننده حساب به بانک فرستاده شود. بانک ها نيز موظف هستند احکام صادره  از دادگاه را در اين خصوص اجرا کنند. گاهي افراد داراي حساب مشترک با  يکديگر هستند. شايان ذکر است که حساب مشترک نيز قوانين حساب انفرادي را  دارد و در واقع در صورت انسداد، کل حساب مسدود مي‌شود. البته سهم شريکي که  نام او در دستور انسداد ذکر نشده، بر طبق قانون محفوظ مي‌ماند و پرداخت به  وي بلامانع است.


انسداد حساب بانکي


چه اشخاص و مراجعي صلاحيت مسدود کردن دارند؟


طبق قانون، افراد و مراجعي که اختيار مسدود کردن يا کسب اطلاع از حساب جاري مشتريان را دارند در زير به ترتيب ذکر شده است :


1. دستور مراجع قضايي؛


از جمله اقدامات تاميني که براي حفظ حقوق  خواهان يا شاکي در مراجع قضايي اعم از دادسرا، دادگاه هاي بدوي و تجديد نظر  امکان آن وجود دارد صدور دستور مسدود کردن حساب بانکي افراد به ميزان مورد دعوا است. طبق قانون گاهي مراجع قضايي مکلف و يا مختار هستند که حکم به انسداد حساب بانکي بدهند.


الف) در دعاوي حقوقي:



  • مبلغ چک، سفته و برات با درخواست دارنده و در صورت وجود شرايط مقرر  قانوني قاضي را مکلف مي‎کند که قبل از رسيدگي به موضوع، حساب صادر کننده را  به ميزان مورد مطالبه مسدود کند.

  • در خصوص مطالبات عادي در صورت پرداخت خسارات احتمالي خوانده که از سوي  دادگاه تعيين مي‎شود امکان مسدود کردن حساب به ميزان مطالبه شده براي  خواهان وجود دارد.

  • در مواردي که متهم يا خوانده موظف به پرداخت وجه به خواهان است و وجه  را نمي‎پردازد، امکان توقيف مبلغ مذکور از حساب محکوم به نفع شاکي يا  خواهان وجود دارد.


ب) در دعاوي کيفري:


دادسرا مي‎تواند مبلغ شکايت شده را در  حساب محکوم توقيف کند. اين موضوع به ويژه در دادسراي جرايم رايانه‎اي زماني  که نقل و انتقالات اينترنتي مشکوکي رخ داده باشد و شاکي خصوصي موضوع را  پيگيري کند متداول است.


رفع مسدودي از حساب بانکي


الف) در دعاوي حقوي:



  • در صورتي که حساب متهم قبل از صدور راي قطعي مسدود شده است. وي  مي‎تواند با ارائه سريع دفاعيات موثر و قانع کردن قاضي براي رفع مسدودي  اقدام کند.

  • در صورتي که راي قطعي صادر شده و حساب متهم به دليل پرداخت مبلغ مذکور  مسدود شده است بايد در اسرع وقت براي پرداخت اقدامات لازم را به عمل آورد.


ب) در دعاوي کيفري:


در شکايات کيفري در صورت مسدودي حساب پس  از تحقيق از بانک مربوطه در مورد مرجع صادر کننده دستور مسدودي حساب، متهم  فورا بايد در دادسرا و شعبه مسدود کننده حاضر تا مانع از مسدودي حساب شود.


حساب بانکي


2. دستور مستقيم بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران ؛


در دو مورد شعبه بانک مجاز به مسدود کردن حساب نيست. که درزير اشاره شده است:


1. حساب مشتري فعال نبوده است.


2.داراي سابقه صدور چک بلامحل است.


در چنين ‌مواردي شعبه، حساب مشتري را راکد  و يا حسب مورد درگير تلقي مي‌کند. يکي از مواردي که بعضا اتفاق مي‌افتد،  مسدود شدن حساب به دليل چک بلامحل است که باعث محروميت از خدمات بانکي براي صادرکنندگان چک برگشتي به مدت 7 سال از آخرين چک صادر شده برگشتي خواهد بود.


3. درخواست مشتري


در مواردي که انسداد حساب جاري به تقاضاي  مشتري باشد، بايد وي بقيه چک هاي مصرف نشده را به شعبه مسترد کند. در غير  اين صورت شعبه بانک نمي‌تواند صرفا به درخواست مشتري مبني بر به سرقت رفتن  دسته چک و يا مفقود شدن آن، حساب جاري مشتري را مسدود کند.


همچنين بخوانيد:


چه کسي مسئول صدور چک بلا محل شرکت ها است ؟ 


طبق قانون حمايت از خانواده، در  مواردي که عقد ازدواج دائم ثبت نشود، جرم و مجازات آن، جزاي نقدي درجه پنج و  حبس تعزيري درجه هفت است. بنابراين اگر مردي ازدواج را در مراجع صلاحيت  دار ثبت نکند مرتکب جرم شده است.


دادخواست طلاق


 


طلاق به دليل ازدواج مجدد شوهر يکي  از معضلاتي است که دامن گير بسياري از خانواده ها شده است. ازدواج مجدد مرد  به دليل اجازه اي که قانون به او داده است صورت مي‎گيرد اما به آن معني  نيست که حقوق قانوني زن تضييع شود. چنانچه مردي اقدام به ازدواج مجدد کند  حتي اگر با اجازه دادگاه يا درصورت نشوز (عدم تمکين) زن باشد باز هم حق  طلاق براي وي محفوظ است. در مجله دلتا شرايط دادخواست طلاق به دليل ازدواج مجدد شوهر بررسي شده است.


دادخواست طلاق در صورت ازدواج مجدد شوهر


طبق ماده 16 قانون حمايت خانواده، مصوب 1353، مرد نمي‌تواند با داشتن زن، همسر دوم اختيار کند مگر با شروط زير:


دادخواست طلاق



  1. رضايت همسر اول

  2. عدم توان همسر اول به ايفاي وظايف شوئي

  3. عدم تمکين زن از شوهر

  4. ابتلاء زن به جنون با امراض صعب‌العلاج

  5. محکوميت زن وفق بند 8 ماده 8

  6. ابتلاء زن به هرگونه اعتياد مضر

  7. ترک زندگي خانوادگي از طرف زن

  8. غايب يا مفقودالاثر شدن زن


بنابراين اگر مرد به دلايل ياد شده از  دادگاه براي ازدواج اجازه بگيرد، زن اول مي‎تواند به استناد بند 12 عقد  نامه تقاضاي طلاق کند. در اجراي اين شرايط لازم نيست زن حقوق مالي خويش از  جمله مهريه و نفقه و… را بذل کند (ببخشد). بايد در نظر داشت چنانچه مردي با داشتن همسر،  مبادرت به ازدواج مجدد کند، عمل خلاف قانون و شرع انجام نداده است.


طلاق به دليل ازدواج موقت همسر


از آنجا که منظور از لفظ ‌ازدواج، جاري  کردن صيغه عقد ازدواج بين زن و مرد است و نيز روابط شوئي برقرار مي‎شود  بنابراين فرق نمي‌کند که اين رابطه دائم باشد يا موقت و نمي‎توان حق زن به  تحقق درخواست طلاق را فقط محدود به ازدواج مجدد شوهر به‌ طور دائم کرد. اين  امر خلاف موازين حقوقي و انصاف قضائي بوده و رويه قضائي موجود نيز هم  اکنون بر همين نظر استوار است.


ازدواج مجدد و درخواست طلاق


مجازات ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسر اول


نکته حائز اهميت اين است که ازدواج مجدد  شوهر، بدون اجازه دادگاه و همسر اول و همچنين عدم ثبت واقعه ازدواج موقت،  جرم نيست. حتي اگر مردي بدون اجازه همسر اول و دادگاه به هر شکلي ، ازدواج  دوم خود را ثبت کند، جرم عدم ثبت واقعه ازدواج را مرتکب نشده است.


زن اول با اثبات ازدواج مجدد شوهر بدون  اجازه وي، مي‎تواند به استناد شروط 12 گانه ضمن عقد، از دادگاه تقاضاي طلاق  کردن و نيز مي‎تواند مهريه و کليه حقوق خود را نيز از همسر مطالبه کند .شايان ذکر است که در مواردي  که شوهر شرايط 12 گانه مندرج در عقد نامه را امضا نکرده باشد، زن مي‎تواند  به دليل عسر و حرج (سختي  و مشقت)، به استناد بند 10 ماده 8 قانون حمايت از خانواده مصوب سال 1353 ،  از دادگاه تقاضاي طلاق کند. نکته مهم که بايد به آن توجه داشت اين است که  طبق قانون حمايت از خانواده، در مواردي که عقد ازدواج دائم ثبت نشود، جرم و  مجازات آن، جزاي نقدي درجه پنج و حبس تعزيري درجه هفت است. بنابراين اگر  مردي ازدواج را در مراجع صلاحيت دار ثبت نکند مرتکب جرم شده است.


همچنين بخوانيد:


اعسار مهريه و تعديل مهريه چه فرقي دارند ؟ 


دانستني هاي حقوقي ؛ مختصر و مفيد+(ويدئو) 


طلاق توافقي طبق قانون جديد 


مشکلات مردان براي ازدواج مجدد 


تکليف يارانه بعد از طلاق چه مي‎شود؟ 


طبق قانون هر رفتاري که در قانون  براي آن مجازات تعيين شده باشد جرم است. اين رفتار مي‌تواند ارتکاب عملي  مجرمانه باشد يا انجام ندادن وظيفه و کاري که به عهده شخص محول شده است.‌  بنابراين اگر رفتار يا عمل انجام شده مجازاتي داشته باشد، جرم است.


مجازات جايگزين حبس


 


مجازات جايگزين حبس يکي از تدابير حقوقي است و در صورتي که از کيفر ديگري غير از حبس در مواقع  مناسب استفاده شود قطعا مي‌تواند در کاهش جرم، موثر واقع شود. در واقع  مي‌توان گفت اين اقدام به نفع جامعه و مجرمان است زيرا باعث‌ کاهش هزينه  هاي نگهداري اين‌ افراد در زندان ‌ها مي‌شود و از طرف ديگر امکان آموختن  بزه و جرم از زندانيان با سابقه از بين مي‎رود و در عين حال احتمال متنبه  شدن افراد افزايش پيدا ‌کند. در مجله دلتا به بررسي اين مجازات ها که  ا توجه به جرم ارتکابي به جاي زندان تعيين مي‌شوند مي‌پردازيم. در ادامه با ما همراه باشيد.


جرم در اصطلاح حقوقي چيست؟


طبق قانون هر رفتاري که در قانون براي آن  مجازات تعيين شده باشد جرم است. اين رفتار مي‌تواند ارتکاب عملي باشد يا  انجام ندادن وظيفه و کاري که به عهده شخص محول شده است.‌ بنابراين اگر  رفتار يا عمل انجام شده مجازاتي داشته باشد، جرم است. در قانون انواع  مجازات ذکر شده است به اين ترتيب مجازات‌ هاي اصلي به 4 دسته تقسيم مي‎شوند  که عبارتند از:



  • حد

  • قصاص

  • ديه

  • تعزير


مجازات هاي جايگزين حبس


چه مجازات هايي جايگزين حبس مي‎شوند؟


در قانون اين مجازات‌ ها به 5 دسته تقسيم شده اند که در زير به آن ها اشاره شده است:



  1. دوره مراقبت

  2. خدمات عمومي رايگان

  3. جزاي نقدي

  4. جزاي نقدي روزانه

  5. محروميت از حقوق اجتماعي


اين مجازات‌ ها مشمول هر جرمي نمي‌شوند بلکه قاضي دادگاه براي اينکه يکي از اين مجازات‌ ها را براي مجرم در نظر بگيرد به مواردي همچون نوع جرم، سن مجرم، وضعيت ، سابقه محکويت و آثار جرم و… توجه و سپس راي صادر مي‌کند.


مجازات‌ هاي جايگزين حبس در خصوص چه جرائمي اعمال مي‎شود؟


طبق قانون با توجه به اين که جرم عمدي يا  غير عمدي باشد، نحوه تبديل آن به مجازات ديگر بر اساس ميزان و مقدار حبس  اصلي که در نظر گرفته شده متفاوت است.


الف) جرائم عمدي


1. در جرائم عمدي که مجازات اصلي آن‌ ها تا سه ماه حبس است، تبديل حبس به مجازات جايگزين اجباري است.


2. در جرائم عمدي که مجازات اصلي آن‌ ها  91 روز تا شش ماه حبس است، تبديل حبس به مجازات جايگزين در صورت نبود موانع  مندرج در قانون، اجباري است.


3. در جرائم عمدي که مجازات اصلي آن‌ ها  شش‌ ماه تا يک‌ سال حبس است، تبديل حبس به مجازات جايگزين در صورت نبود  موانع مندرج در قانون، اختياري است.


منظور از موانع تعيين مجازات ديگري به جاي حبس در بند‌هاي 2 و 3 عبارت است از :



  • داشتن بيش از يک مورد سابقه محکوميت قطعي به حبس تا شش ماه

  • جزاي نقدي بيش از ده ميليون ريال

  • شلاق تعزيري

  • يک مورد سابقه محکوميت قطعي به حبس بيش از شش ماه

  • حد يا قصاص

  • پرداخت بيش از يک پنجم ديه به‌ لحاظ ارتکاب جرم عمدي و سپري نشدن پنج سال از اجراي اين مجازات‌ ها است.


جزاي نقدي


4. در جرائم عمدي که مجازات اصلي آن‌ ها  بيش از يک سال حبس است، در صورتي که دادگاه حبس را به کمتر از يک سال تخفيف  دهد، ديگر تبديل حبس به مجازات جايگزين ممنوع است. ولي اگر مجازات مذکور  را تخفيف ندهد امکان تبديل به مجازات ديگري وجود دارد. شايان ذکر است که در  صورتي که شخصي مرتکب چندين جرم عمدي با مجازات بيش از شش ماه حبس شود،  تبديل حبس به مجازات جايگزين ممنوع است.


ب) در جرائم غير عمد


1. در جرائم غير عمد که مجازات اصلي آن‌ ها کمتر از دو سال حبس است، تبديل حبس به مجازات جايگزين اامي است.


2. در جرائم غير عمد که مجازات اصلي آن‌ ها بيش از دو سال حبس است، تبديل حبس به مجازات جايگزين اختياري است.


شايان ذکر است که قاضي در صورت صدور حکم به مجازات جايگزين حبس، ميزان  حبس اوليه را هم در حکم ذکر مي‌کند تا اگر اجراي مجازات جايگزين امکان‌  پذير نشود يا محکوم‌ عليه از دستور‌هاي دادگاه تبعيت نکند، مجازات اصلي  (حبس) اجرا شود.


همچنين بخوانيد:


فرار از صحنه تصادف چه مجازاتي دارد؟ 


جرائم غير قابل گذشت؛ گذشت شاکي تاثير دارد؟ 


منظور از قرار نهايي دادگاه چيست؟ 


جريمه قانوني ندادن حق شارژ آپارتمان 


شرايط فروش ملک مشاع 


در طرح ممنوعيت حيوان آزاري که  به امضاي 100 نماينده مجلس رسيده و به تازگي اعلام وصول شده است، ضرب و  شتم، شکنجه، مجروح کردن عمدي، جراحي‌ هاي غير ضروري و مثله کردن از مصاديق  حيوان آزاري عنوان شده و مجازات حبس بيش از شش ماه تا دو سال، جزاي نقدي  بيش از 20 ميليون ريال تا 80 ميليون ريال و شلاق از سي و يک تا هفتاد و  چهار ضربه براي مرتکبين پيش‌ بيني در نظر گرفته شده است.


حيوان آزاري


 


حيوان آزاري يکي از انواع بداخلاقي اجتماعي، بزهکاري يا اختلالات رواني است. به گزارش مجله دلتا در موارد متعددي آزار و اذيت حيوانات، موجب جريحه دار شدن افکار عمومي شده  است. در سال‌ هاي اخير فعاليت ‌هايي انجام شده که حيوان‌ آزاري، به عنوان  يک جرم تلقي مي‌شود و براي آن مجازات تعيين شده است. اسلام هم درباره  حيوانات و حمايت از آن ها احکامي دارد که اخلاق و حقوق و توجه به حيوانات  را مورد توجه قرار داده است.


مجازات حيوان آزاري در قانون چيست؟


ماده 679 قانون مجازات اسلامي درباره  مجازات حيوان آزاري است. بر اين اساس، «هر کس به عمد و بدون ضرورت حيوان  حلال گوشت متعلق به ديگري يا حيواني را که شکار آن‌ ها توسط دولت ممنوع  اعلام شده است بکشد يا مسموم يا تلف يا ناقص کند، به حبس از نود و يک روز  تا شش ماه يا جزاي نقدي از يک ميليون و پانصد هزار ريال تا سه ميليون ريال  محکوم خواهد شد.» همچنين طبق ماده 680 قانون مجازات اسلامي هر کس برخلاف  مقررات و بدون مجوز قانوني اقدام به شکار يا صيد حيوانات و جانوران وحشي  حفاظت شده کند، به حبس از دو تا ده سال محکوم خواهد شد. و نيز در بخش  تعزيرات قانون مجازات اسلامي تحت عنوان «احراق و تخريب و اتلاف اموال و  حيوانات» به تعيين مجازات حيوان‌ آزاري پرداخته شده است.


 


مصاديق حيوان آزاري


قانون مجازات حيوان آزاري تشديد مي‌شود


به نقل از ايسنا، در طرح ممنوعيت حيوان  آزاري که به امضاي 100 نماينده مجلس رسيده و به تازگي اعلام وصول شده است،  ضرب و شتم، شکنجه، مجروح کردن عمدي، جراحي‌ هاي غير ضروري و مثله کردن از  مصاديق حيوان آزاري عنوان شده و مجازات حبس بيش از شش ماه تا دو سال، جزاي  نقدي بيش از 20 ميليون ريال تا 80 ميليون ريال و شلاق از سي و يک تا هفتاد و  چهار ضربه براي مرتکبين در نظر گرفته شده است.


انواع حيوان آزاري


حيوان آزاري عملي شنيع و غير اخلاقي است که ريشه در مشکلات روحي و رواني افراد دارد. که غالبا در دو حالت ديده مي‌شود:


1.فعال ؛ در اين حالت فرد آگاهانه و عمدا حيوان را آزار مي‌دهد و باعث رنج و اذيت آن مي‌شود.


2.منفعل ؛ در اين مورد شخص با غفلت و عدم آگاهي خود موجب آزار و اذيت حيوان مي‌شود.


مواردي همچون احتکار حيوانات، آزار رساندن  به حيوان براي يادگيري ورزش‌ خاص، استفاده از حيوانت براي تحقيقات، کشتار  حيوانات براي استفاده از پوست آن ها براي تهيه چرم و خز و … از مصاديق حيوان‌ آزاري به شمار مي‌آيند زيرا در اصل و واقعيت همه اين اقدامات باعث آزار رساندن به اين موجودات هستند.


حيوان آزاري را به محيط زيست گزارش دهيد


سرهنگ جمشيد محبت‌ خاني در جلسه مشترک يگان  حفاظت سازمان محيط زيست با پليس فتا ضمن ابراز خرسندي از حساس شدن مردم به  محيط زيست و موضوعات مرتبط با آن گفت: شهروندان مي‌توانند موارد حيوان  آزاري يا مصاديق مجرمانه مرتبط با محيط زيست را به ما اطلاع دهند تا در  اسرع وقت با همکاري پليس فتا نسبت به شناسايي و برخورد با اين جرائم اقدام  شود.


جرم حيوان آزاري


حيوان آزاري از ديدگاه اسلام


در آيات و روايات اسلامي به محبت و کمک به  حيوانات اشاره شده و مجوز کشتار يا آزار آن داده نشده است. پيامبر اسلام  (ص) در حديثي فرموده اند: «لعنت خداوند بر کسي که حيوانات را زجر کش کند.»  (کنزالعمال)


در قرآن کريم بيش از 200 آيه وجود دارد که  به موضوع حيوانات پرداخته شده است. به اين دليل در روايت‌ هاي ديني هميشه  آزار و اذيت حيوانات به سبب اينکه مخلوق پروردگار هستند و تسبيح او را  مي‌گويند نهي شده است. اميرالمومنين درباره کشتن و مثله کردن حيوانات از  قول پيامبر در نهج البلاغه مي‌فرمايند: «مبادا چيزي را ـ گرچه سگ هار باشد ـ  مثله کنيد.»


همچنين بخوانيد:


آيا مسکن فرد بدهکار را مي‎توان توقيف کرد؟ 


قبل از خريد ملک براي اطمينان استعلام ثبتي بگيريد 


نصف دارايي و املاک مرد به همسرش داده مي شود! 


دستور تخليه ، راهکار قانوني براي هر صاحبخانه 


مال غير منقول فقط شامل املاک نمي شود 


طبق قانون، هرگاه زني جنين خود  را، در هر مرحله ‌اي که باشد، به عمد، شبه‌ عمد يا خطا از بين ببرد، ديه  جنين، حسب مورد توسط وي يا عاقله او پرداخت مي‌شود.» (عاقله عبارت از  بستگان مرد نسبي پدر و مادري يا پدري به ترتيب طبقات ارث است. منظور همه  افرادي که مي‌توانند ارث ببرند، که اين اشخاص به طور مساوي مسئول پرداخت  ديه خواهند بود).



 


سقط جنين يعني خارج کردن غير طبيعي  جنين از رحم زن باردار قبل از موعد طبيعي وضع حمل، که ممکن است به‌ وسيله‌  مادر يا هر کس ديگر، و با ‌قصد از بين بردن جنين انجام شود. در مجله دلتا مواردي که سقط جنين انجام مي‎شود و در قانون مجازات اسلامي جرم به حساب مي‎آيد  بررسي شده است.


روش هاي جرم سقط جنين


سقط جنين در سه حالت «جنايي»، «درماني» و «خود به‌ خودي» اتفاق مي‌افتد.



  1. سقط جنايي؛ سقط غير قانوني است که اغلب در مراکز غيرمجاز و مخفيانه انجام مي‌شود.

  2. سقط درماني؛ اين روش به موجب قانون مجاز شناخته مي‌شود و کليه شرايط و ضوابط رعايت مي‌شود.

  3. سقط خود به خودي؛ اين حالت ناشي از نوعي اختلال جسمي و ناتواني مادر  براي نگهداري جنين در رحم است که در واقع بدون هيچ اراده و اختياري و نيز  بدون دخالت پزشک يا خود مادر رخ مي‌دهد.


سقط جنين و مجازات آن


مجازات سقط عمدي جنين


در قانون براي سقط جنين حتي پس از دميده شدن روح در آن، قصاص در نظر گرفته نشده اما ديه و مجازات  تعزيري پيش‌ بيني شده است. همچنين در جاي ديگر قانون مقرر داشته است که :  «سقط جنين پس از پيدايش روح، مشمول حکم تغليظ است.» اين عبارت به اين  معناست که قانونگذار ديه سقط جنيني را که داراي روح است در ماه‌ هاي حرام،  مانند انساني که متولد‌ شده و بالغ است فرض کرده است. در واقع در قانون به  صورت جزيي و دقيق، ديه در هر مرحله از تکامل مقرر شده است. روش هاي سقط  جنين در زير ذکر شده  و مجازات هر يک را قانون مشخص کرده است.


1. سقط جنين توسط مادر


طبق قانون، هرگاه زني جنين خود را، در هر  مرحله ‌اي که باشد، به عمد، شبه‌ عمد يا خطا از بين ببرد، ديه جنين، حسب  مورد توسط وي يا عاقله او پرداخت مي‌شود.» (عاقله عبارت از بستگان مرد نسبي  پدر و مادري يا پدري به ترتيب طبقات ارث است. منظور همه افرادي که  مي‌توانند ارث ببرند، که اين اشخاص به طور مساوي مسئول پرداخت ديه خواهند  بود). البته شايان ذکر است که، هرگاه جنيني که بقاي آن براي مادر خطر جاني  داشته باشد‌، به منظور حفظ جان مادر سقط شود، ديه تعلق نمي‌گيرد.


2. سقط به دليل دادن ادويه و يا وسايل ديگر


چنانچه افرادي غير از پزشک، ماما، دارو  فروش يا اشخاصي که به عنوان طبابت، مامايي، جراحي يا دارو فروشي فعاليت  مي‌کنند، به دليل دادن ادويه يا وسايل ديگري موجب سقط شوند، به حبس از شش  ماه يا يک سال و پرداخت ديه محکوم مي‌شوند.


3 – راهنمايي زن حامله به استعمال ادويه يا ساير وسايل


چنانچه افرادي غير از شخصيت‌ هاي مندرج در  بند ياد شده، به طور عمد زن حامله را به استفاده از ادويه يا وسايل  ديگرراهنمايي کنند تا جنين وي سقط شود، به حبس از سه تا شش ماه و پرداخت  ديه محکوم خواهند شد، مگر اينکه ثابت شود اين اقدام براي حفظ حيات مادر  بوده که در اين صورت از مجازات معاف مي‌شوند.


سقط جنين عمدي


4. جرم سقط جنين توسط پزشک و ماما يا دارو فروش


هرگاه پزشک يا ماما يا دارو فروش و يا  اشخاصي که با اين عناوين فعاليت مي‌کنند، در صورتي که از نظر قانون مجاز به  مداخله در اين حرفه‌ ها نباشند و اقدام به سقط جنين کنند يا وسايل سقط را  فراهم آورند مجازات آنها حبس از دو تا پنج سال و پرداخت ديه است. در اين  صورت فرقي نمي‌کند که اين اشخاص خود مرتکب سقط شوند يا فقط وسايل آن را  فراهم کنند.


5. سقط به دليل ضرب يا اذيت و آزار زن حامله


هر کس با آگاهي و به عمد زن حامله را اذيت  و آزار کند و موجب سقط جنين وي شود علاوه بر پرداخت ديه يا قصاص حسب مورد  به حبس از يک تا سه سال محکوم خواهد شد. قانونگذار در اين حالت بر خلاف  ساير موارد سقط جنين، علاوه بر حبس و ديه، مجازات قصاص را نيز پيش‌ بيني  کرده است. بايد توجه داشت که منظور قانونگذار از قصاص، اشاره به ضرب و جرح  هايي دارد که بر اثر اذيت و آزار ممکن است به مادر وارد شود.


همچنين بخوانيد:


اجازه پدر در ازدواج دختر لازم است يا نه؟ 


شاکي و شرايط شکايت کردن 


کدپستي ده رقمي معتبر و دريافت سريع آن 


شهادت در دادگاه و شرايط آن 


ثبت ثنا ؛ روش سامانه ثنا پيگيري پرونده قضايي 


 


نحله مبلغي است که دادگاه مقدار  آن را با در نظر گرفتن شرايطي، تعيين مي‌کند تا مرد به زن بپردازد. در واقع  با توجه به سابقه زندگي مشترک و نوع کارهايي که زن در خانه شوهر انجام  داده و وضعيت مالي مرد، دادگاه مبلغي را‌ تحت عنوان نحله (بخشش) براي زن  تعيين مي‌کند.


نحله چيست


 


نحله چيست ؟ اين پرسش براي خيلي از  مردم اتفاق مي‎افتد خصوصا آن هاي که به دلايل مختلف به مراجع قضايي مراجعه  مي‎کنند. در واقع مي‎توان گفت نحله از جمله موضوعات و دعاوي مالي زن و شوهر  است. قانونگذار به منظور حفظ حقوق زن قوانين و مقرراتي وضع کرده و مرد  مم به رعايت و انجام اين ضوابط شده است. در مجله دلتا به اين مباحث مي‎پردازيم.



  1. نحله چيست ؟

  2. شرايط مطالبه نحله چگونه است؟

  3. تفاوت اجرت المثل و نحله چيست؟



شرايط مطالبه نحله چيست ؟


مبلغي است که دادگاه مقدار آن را با در نظر  گرفتن شرايطي، تعيين مي‌کند تا مرد به زن بپردازد. در واقع با توجه به  سابقه زندگي مشترک و نوع کارهايي که زن در خانه شوهر انجام داده و وضعيت  مالي مرد، دادگاه مبلغي را‌ تحت عنوان نحله (بخشش) براي زن تعيين مي‌کند.  شرايط دريافت نحله عبارت است از :


1- درخواست طلاق از سوي مرد باشد و همچنين اين درخواست نبايد به دليل تخلفات زن از وظايف شويي يا سوءرفتار وي باشد.


2- در طول زندگي مشترک و تا قبل از اقدام به دادخواست طلاق از جانب مرد، امکان مطالبه نحله وجود ندارد.


3- نحله با اجرت المثل متفاوت است و قابل  جمع نيست. بنابراين اگر اجرت المثل به هر دليلي به زن تعلق نگيرد دادگاه  مي‌تواند براي وي نحله تعيين کند. بنابراين زن نمي‌توان  هم اجرت المثل  بگيرد و هم نحله درخواست کند.


4.براي تعيين نحله بر خلاف اجرت المثل  نيازي به نظر کارشناسي نيست و مبلغ را قاضي دادگاه با توجه به سابقه زندگي  مشترک و کارهاي که زن انجام داده است و مخصوصا تمکن و استطاعت مالي مرد  تعيين مي‌کند.


تفاوت اجرت المثل و نحله چيست ؟


اجرت‌ المثل به معناي پرداختن مزد و اجرت کارهايي است که زن در خانه شوهر انجام داده  است در حالي که اين امور از وظايف شرعي زن نبوده و براي اين کار قصد تبرع  (مجاني بودن) نداشته باشد. در اين حالت، شوهر مکلف به پرداخت اجرت‌ المثل  اين کارها است. اين اجرت متناسب با کارهايي است که زن در خانه انجام داده و  پرداخت آن ارتباطي با تمکن مالي شوهر ندارد و در هر صورت بايد پرداخت شود.  اما نحله زماني به زن تعلق مي‌گيرد که وي نتواند اجرت‌ المثل کارهاي خود  را به‌ دست آورد. که در اين صورت با توجه به سابقه زندگي مشترک و نوع  کارهايي که در خانه شوهر انجام داده است و تمکن مالي شوهر، دادگاه مبلغي  تحت عنوان نحله براي زن تعيين ‌مي‌کند.


تفاوت نحله و اجرت المثل


زمان مطالبه اجرت و نحله


زن مي‌تواند قبل از وقوع طلاق، حق احمه  کارهايي را که انجام آن ها از نظر شرعي و ديني بر عهده وي نبوده است و به  درخواست شوهر و با قصد دريافت حق احمه انجام داده است با تعيين مبلغي به  عنوان نحله از دادگاه درخواست کند.


نحوه اقامه دعوي


طبق قانون زن مي‌تواند دادخواست نحله و اجرت  المثل را جداگانه و مستقل از دادخواست صدور گواهي عدم امکان سازش که در  واقع مقدمه اي بر طلاق است، به دادگاه تقديم کند. بنابراين لازم نيست که پس  از طلاق به اين امر اقدام شود. قبل از طلاق هم مطالبه نحله امکان دارد، که اين  موضوع از سوي مجمع تشخيص مصلحت نظام تاييد شده است. لازم به ذکر است که زن  در دعواي درخواست اجرت المثل و نحله بايد اثبات کند مرد از او درخواست کرده  است که به انجام کارهاي خارج از وظيفه شرعي مبادرت ورزد.


همچنين بخوانيد:


در چه مواردي مي توان از کار کردن زن جلوگيري کرد؟ 


چه زماني مرد مي تواند از تحصيل زن جلوگيري کند؟ 


دانستني هاي حقوقي ؛ مختصر و مفيد+(ويدئو) 


ملاقات فرزند ؛ حق طبيعي پدر و مادر(+ويدئو) 


مزاحمت و ممانعت از حق طبق قانون چه مجازاتي دارد؟ 


انتقال اموال به جاي مانده امري  لازم و واجب است. يعني وقتي شخصي فوت مي‌کند چه به صورت حقيقي يا يا به طور  فرضي انتقال ترکه (دارايي) صورت مي‎گيرد. 


تحرير ترکه


 


تحرير ترکه به معناي تعيين مقدار  ترکه (دارايي) و بدهي هاي متوفي است. زماني که شخص فوت مي‌کند، از وي ماترک  مثبت (دارائي) و منفي (بدهي و ديون) باقي مي­‎ماند، که ورثه يا نماينده  قانوني وي، مالک آن­ ها به حساب مي‌آيد. به گزارش مجله دلتا در انحصار وراثت به موجب قانون، درخواست تحرير ترکه از وارثان يا نماينده قانوني متوفي يا وصي براي اداره اموال پذيرفته مي­‎شود.


تحرير ترکه چيست؟


تحرير ترکه فهرست کردن کليه اموال و ديون متوفي در حضور وراث، نمايندگان قانوني آن ها، وصي و طلبکاران و ساير اشخاص ذينفع  است. طبق قانون، دادگاه صالح (دادگاه آخرين محل اقامت متوفي ) براي اين  امر مدت يک تا سه ماه از تاريخ نشر آگهي در يکي از رومه هاي  کثيرالانتشار اعلام مي‎کند که ورثه يا نمايندگان قانوني آن ها، طلبکاران و  بدهکاران متوفي و اشخاص ديگري که ذينفع در ارث هستند در ساعت و روز معين در  دادگاه براي تحرير ترکه حاضر شوند. شايان ذکر است که فقط وراث، نمايندگان  قانوني آنان و وصي مجاز به دادخواست تحرير ترکه هستند و طلبکاران، موصي­ له  (شخص ذينفع در وصيت ) و ساير اشخاص مجاز به اين اقدام نيستند و صرفا  مي‌توانند براي جلوگيري از اتلاف يا انتقال غير قانوني قبل از تحرير،  دادخواست مهر و موم ترکه را ارائه کنند. در مدت تحرير ترکه هر نوع تصرف يا  انتقال ارث ممنوع است مگر اينکه احتمال آسيب و اتلاف ترکه وجود داشته باشد.


کارشناسي ترکه


قانون ارث و انتقال ترکه به وارثان


انتقال اموال به جاي مانده امري لازم و  واجب است. يعني وقتي شخصي فوت مي‌کند چه به صورت حقيقي يا يا به طور فرضي  (فوت فرضي عموما در خصوص غائب مفقودالاثر اتفاق مي‌افتد) انتقال ترکه صورت  مي‎گيرد. بر اساس قانون، در مواردي که وارثان از پذيرفتن ارث امتناع و يا  بعضي از ورثه، ترکه را قبول کرده و بعضي رد کنند، وارثي که ترکه را قبول  کرده اند اقدامات لازم براي اداره­ ترکه و اداء بدهي و حقوق و وصول مطالبات  و غيره را انجام مي­‌دهد و وارثي که ترکه را رد کرده است حق هيچ­ گونه  اعتراضي به عمليات ندارد. ولي اگر پس از تصفيه ترکه چيزي از آن بماند سهم­  الارث وارثي که ترکه را رد کرده است به او داده خواهد شد.


کارشناسي تحرير ترکه


در مواردي که دادخواست تحرير ترکه ارائه  مي‎شود، دادگاه، کارشناسي را به منظور صورت برداري از کليه اموال و ديون  متوفي مأمور مي­‎کند. کارشناس ابتدا از کليه اموال متوفي فهرست تهيه  مي‌کند. همچنين به اين فهرست، طلب ها و بدهي هاي متوفي که به موجب آراي  قطعي دادگاه و اسناد رسمي يا دفاتر و برگ ­هاي مربوط به متوفي يا اقرار  بدهکاران و ورثه مشخص شده است اضافه مي­‎شود.


ترکه


پس از تحقق اين امر، صورت مجلسي به صورت زير تهيه و نوشته مي­‎شود:



  1. نام و سمت متصدي تحرير ترکه

  2. نام و مشخصات کساني که احضار شده ­ و کساني که حضور يافته اند.

  3. محلي که تحرير ترکه در آن­جا صورت مي­‎گيرد.

  4. اظهارات اشخاص راجع به بدهي يا دارايي و ترکه متوفي

  5. نام و مشخصات کسي که اسناد و اموال به او داده مي­‎شود.


طبق قانون شوراهاي حل اختلاف، تحرير ترکه ظرف 20 روز از تاريخ ابلاغ قابل تجديدنظر خواهي است. دادگاه عمومي حقوقي  يا کيفري 2 در آخرين محل اقامت متوفي، مرجع صالح براي تجديدنظر در آراي  قاضي شوراي حل اختلاف است. در اين مورد قانون امور حسبي مقرر مي‎کند،«  هرگاه در موقع تحرير ترکه اختلافاتي بين ورثه راجع به اداره ترکه به وجود  آيد، دادگاه سعي مي‌کند که اختلاف آن­ ها را به طريق مسالمت ­آميز برطرف  کند و گرنه به درخواست يکي از ورثه، کسي را از ورثه يا غير آن­ ها براي حفظ  ترکه به طور موقت معين مي­‎کند.»


همچنين بخوانيد:


نکات مهم راجع به انحصار وراثت 


ميزان ارث بردن زن و مرد از يکديگر 


فرزند خوانده بعد از فوت شخص ارث مي برد يا نه؟ 


انحصار وراثت ؛ بايد ها و نبايد ها 


جنين هم ارث مي برد ؛ شک نکنيد! 


در چند سال اخير مساله پيش‌ فروش  آپارتمان به صورت جدي رونق پيدا کرده، اما هميشه مشکلات و اختلافاتي ميان  فروشنده، خريدار و شرکت پيمانکار وجود داشته است که باعث شده پرونده‌ هاي  زيادي در دادگاه ها شکل بگيرد. براي جلوگيري از اين اختلافات و مشکلات  قانون پيش‌‌ فروش آپارتمان تصويب شده است.


قانون پيش فروش آپارتمان


 


پيش‌ فروش آپارتمان يکي از موضوعات  حقوقي مهم در معاملات به حساب مي‌آيد. افراد بايد در خريد و فروش دقت  بسياري داشته باشند به ويژه در خصوص پيش خريد و پيش فروش آپارتماني که هنوز  به طور کامل ساخته نشده است. در مجله دلتا به بررسي جامع در خصوص قانون پيش‌ فروش آپارتمان پرداخته ايم. در ادامه با ما همراه باشيد.


قانون پيش فروش آپارتمان


در چند سال اخير مساله پيش‌ فروش آپارتمان  به صورت جدي رونق پيدا کرده، اما هميشه مشکلات و اختلافاتي ميان فروشنده،  خريدار و شرکت پيمانکار وجود داشته است که باعث شده پرونده‌ هاي زيادي در  دادگاه ها تشکيل شود. براي جلوگيري از اين اختلافات و مشکلات قانون پيش‌‌ فروش آپارتمان تصويب شده است. يکي از مهمترين مواردي که باعث مشکلات و اختلاف بين طرف  هاي معامله مي‌شود عدم وجود ملک مورد نظر در زمان عقد قرارداد است، زيرا  هنگام عقد معامله بايد مورد خريد و فروش به صورت فيزيکي آماده و موجود باشد  ولي هنگام پيش‌ فروش آپارتمان، ملک مورد نظر هنوز آماده نشده است.


اولين و مهمترين اقدام قانوني اين است که فروشنده بعد از دريافت پروانه‌ ساختمان از شهرداري و تنظيم شناسنامه‌ فني مستقل براي هر واحد آپارتمان که مشخصات و  جزئيات کامل آن درج شده است، اقدام به درج آگهي و تبليغات مي‌کند. اگر  ‌فروشنده و سرمايه‌گذاران بدون تنظيم سند در دفاتر رسمي يا دريافت مجوز انتشار آگهي اقدامي انجام دهند، از 91 روز  تا يک سال حبس يا دو تا چهار برابر وجوه دريافتي جريمه خواهند شد.


پيش خريد آپارتمان


نکات مهمي که بايد خريدار بداند


1.مشخصات مالک؛


مانند هر قراردادي بايد مشخصات طرف هاي  معامله ذکر شود. بررسي مدارک پيش‌ فروشنده از اهميت ويژه‌ اي برخوردار است.  زيرا ممکن است فروشنده خود نيز ملک را پيش‌ خريد کرده باشد.


2.مشخصات و جزئيات آپارتمان


از آنجا که در پيش‌ فروش آپارتمان، مورد  معامله هنوز به صورت کامل وجود خارجي ندارد، بايد مشخصات و جزئيات کامل ملک  به طور کامل ذکر شود. اين مشخصات عبارتند از :



  • موقعيت مکاني

  • تعداد طبقات و واحدها

  • شماره طبقه و واحد

  • متراژ واحد و تعداد اتاق‌ها

  • نوع کاربري

  • پارکينگ و انباري

  • سيستم سرمايش و گرمايش

  • نماي ظاهري و بيروني ساختمان

  • مصالح به کار رفته

  • مشخصات و جزئيات دکوراسيون داخلي مانند کابينت

  • زمان تحويل


3.نحوه تسويه‌ حساب آپارتمان


در پيش‌ فروش آپارتمان، معمولا مبلغ  آپارتمان به صورت مرحله به مرحله و اقساطي پرداخت مي‎شود. زيرا تاريخ تحويل  بر اساس شرايط موجود و اعلام سازندگان و سرمايه ‌گذاران به صورت زماني در  آينده تعيين و به همين دليل بايد دقيقا مشخص شود که چه مبالغي به صورت نقد  يا چک، در چه تاريخ ‌هايي و در کدام مرحله از کار پرداخت خواهد شد. طبق  قانون، هنگام عقد قرارداد در دفاتر اسناد رسمي، بايد حداقل 10 درصد قيمت کل  پرداخت شود. بقيه مبلغ که قرار است به صورت اقساط از سوي ‌خريدار به  ‌فروشنده پرداخت شود بايد در تاريخ ‌هاي مشخص براساس ميزان پيشرفت کار  باشد. اگر پيشرفت کار مطابق با توافق و قرارداد نباشد، خريدار مي‌تواند  ديرتر از زمان مقرر اقساط خود را پرداخت کند. شايان ذکر است، اگر ‌خريدار  در زمان مقرر اقساط خود را نپردازد و ظرف يک ماه نيز آن را جبران نکند،  قرارداد مي‌تواند از سوي مالک فسخ شود.


خريد و فروش آپارتمان


4.زمان تحويل آپارتمان


سازندگان و سرمايه‌ گذاران آپارتمان‌ قطعا  زماني را براي پايان ساخت پروژه در نظر مي‌گيرند که بايد هنگام تنظيم  قرارداد در دفتر اسناد رسمي آن را درج کنند. زيرا طبق آن، تاريخ انتقال  قطعي سند نيز مشخص مي‎شود. اگر فروشنده نتواند آپارتمان مورد نظر را در  موعد مقرر تحويل پيش‌ خريدار دهد، بايد به خريدار خسارت بپردازد يا در  نهايت رضايت او را جلب کند.


5.متراژ آپارتمان


از موضوعات مهمي که غالبا باعث اختلاف بين  خريدار و فروشنده مي‌شود مساله متراژ و مساحت آپارتمان است. معمولا متراژ   نهايي به دلايل مختلف با آنچه در مرحله‌ اول پيش‌ فروش آپارتمان اعلام  مي‌شود، تفاوت دارد. بنابراين طبق قانون پيش فروش آپارتمان اگر ميزان  اختلاف مساحت، تا 5 متر باشد اشکالي ندارد و هيچ کدام از طرف هاي معامله  نمي‌توانند اعتراضي داشته باشند. اما در مواردي که اختلاف بيش از 5 متر  باشد، پيش‌ خريدار مي‌تواند درخواست فسخ معامله را بدهد يا اينکه براي  پرداخت مبلغ بيشتر توافق کنند. در نهايت پيش‌ فروشنده بايد خسارات وارده به  پيش‌ خريدار را جبران کرده يا با او توافق و رضايتش را جلب کند.


همچنين بخوانيد:


پارکينگ مزاحم را بهتر بشناسيد! 


آپارتمان نشينان به حقوق همسايگان احترام بگذارند 


ملک در رهن بانک را چطور معامله کنيم؟ 


انواع سند مالکيت و نکاتي درباره سند ملکي مشاع 


چه نوع خيانتي باعث طلاق مي شود؟ 


طبق آئين‌ نامه اجرايي مدارس  مدير مدرسه موظف است ممنوعيت تنبيه بدني را به اطلاع کليه همکاران خود  برساند و نيز بيان ‌کند که در صورت تخلف معلمان از اين مقررات گزارش آن به  اداره آموزش و پرورش ارائه خواهد شد. و در صورت سرپيچي از اين تکليف،  متناسب با اعمال و رفتار فرد متخلف حکم صادر مي‌شود.


تنبيه بدني


 


تنبيه بدني دانش آموزان از جمله جرائمي است که قانون در خصوص آن براي فرد متخلف مجازات در نظر گرفته است. به گزارش مجله دلتا در آئين نامه اجرايي مدارس، تأکيد بر تدبير و راهنمايي ‌هاي تربيتي شده و  مرقوم مي‌دارد در صورتي که اين اعمال مؤثر واقع نشد با رعايت تناسب، تنبيه  اعمال مي‌شود. پس بايد اين موضوع در نظر گرفته شود که بهترين روش براي  متنبه کردن دانش آموزان روش‌ هاي تربيتي است.


انواع تنبيه بدني و مجازات آن


تنبيه بدني در قوانين و مقررات به دو شکل مجاز و غير مجاز قابل بررسي شده است:


تنبيه بدني دانش آموز


1. تنبيه مجاز


طبق آئين‌ نامه اجرايي مدارس، هنگام ثبت  نام، بايد برخي از موارد وظايف دانش‌ آموزان در فرم ثبت نام ذکر شود. اگر  دانش‌ آموزان نسبت به وظايف خود کوتاهي کنند، تخلف کرده‌اند، بعد از اينکه  چاره جويي‌ ها و راهنمايي‌ هاي تربيتي مفيد و موثر واقع نشد با رعايت تناسب  به يکي از روش‌ هاي زير مورد تنبيه قرار مي‌گيرند:
1. تذکر شفاهي به طور خصوصي
2. تذکر و اخطار شفاهي دانش آموزان کلاس مربوط
3. تغيير کلاس، با اطلاع ولي دانش آموز
4. اخطار کتبي و اطلاع به ولي دانش آموز
5. اخراج موقت از مدرسه با اطلاع قبلي ولي دانش آموز، حداکثر براي مدت سه روز
6. انتقال به مدرسه‌ اي ديگر
شايان ذکر است که تنبيهات بند 1 و 2 بر عهده معلم و مربي است و بند 3 بر  عهده مدير و بند 4 و 5 پس از موافقت شوراي مدرسه با مدير است. ولي در مورد  بند 6 علاوه بر تأييد شوراي مدرسه، موافقت اداره آموزش و پرورش لازم و  ضروري است. و در آخر اگر دانش‌ آموزي از منطقه‌ اي به منطقه‌ اي ديگر منتقل  و تشخيص داده شد که موجب انحراف و گمراهي دانش آموزان ديگر مي‌شود با  تأييد شوراي مدرسه و موافقت اداره آموزش و پرورش در نوبت اول از حضور در  مدارس منطقه و براي نوبت دوم تا مدتي که اداره کل آموزش و پرورش تعيين کند  از حضور در کليه مدارس محروم و از اولياي او خواسته مي‌شود تعليم و تربيت  فرزند خود را بيرون از مدرسه بر عهده بگيرند. شايان ذکر است سوابق تنبيه و  تخلف دانش آموز در پايان هر سال تحصيلي از بين خواهد رفت تا سابقه نامناسبي  براي دانش آموز باقي نماند. البته نتيجه اقدامات در نمره انضباط منعکس  مي‌شود.
طبق آئين نامه مذکور مدير موظف است که با همکاري معلمان، مربيان و شوراي  دانش آموزي، وظايف دانش آموزان و تنبيهات و تشويقات مقرر در اين آئين‌ نامه  را به تناسب سن و فهم دانش آموز به او آموزش دهد. بنابراين تنبيه ‌هاي  مجاز در قانون عبارت است از تذکر و اخطار شفاهي به‌ طور خصوصي، تذکر و  اخطار شفاهي در حضور دانش آموزان کلاس مربوط؛ تغيير کلاس در صورت وجود  کلاس‌هاي متعدد در يک پايه با اطلاع ولي دانش آموز، اخطار کتبي و اطلاع به  دانش آموز، اخراج موقت از مدرسه با اطلاع قبلي ولي دانش آموز به مدت حداکثر  سه روز و بالاخره انتقال به مدرسه ديگر.


مجازات تنبيه بدني


2. تنبيه غير مجاز


تنبيهات غير مجاز عبارتند از تنبيه  بدني، اهانت و تعيين تکاليف درسي غير متعارف که به لحاظ تنبيه دانش آموز  صورت مي‎گيرد. در ماده 77 آئين نامه اجرايي مدارس در خصوص تنبيه بدني آمده  است: «اعمال هر گونه تنبيه از قبيل اهانت، تنبيه بدني و تعيين تکاليف درسي  به منظور تنبيه ممنوع است.» طبق آئين‌ نامه مذکور مدير مدرسه موظف است  ممنوعيت تنبيه بدني را به اطلاع همکاران خود برساند و نيز بيان ‌کند که در  صورت تخلف معلمان از اين تکليف گزارش آن به اداره آموزش و پرورش ارائه  خواهد شد. و در صورت سرپيچي از اين تکليف، متناسب با اعمال و رفتار فرد  متخلف حکم صادر مي‌شود.
علاوه بر مجازات ياد شده، طبق قانون مجازات اسلامي اهانت و هتک حيثيت و… افراد، مجازات کيفري نيز خواهد داشت. منظور از توهين به کار بردن الفاظي است که موجب تخفيف و تحقير طرف مقابل مي‌شود. و در  صورتي که تنبيه بدني موجب کبودي و شکستگي و هر گونه صدمه به دانش آموز شود،  بايد به وي ديه تعلق بگيرد.


همچنين بخوانيد:


شنود يا استراق سمع از نظر قانون چه مجازاتي دارد؟ 


فک رهن املاک به چه معنااست؟ 


وکيل معاضدتي هيچ حق الوکاله اي نمي گيرد 


تغيير سن در شناسنامه ؛ دليل افزايش تقاضا چيست؟ 


رشوه ؛ چه بدهي چه بگيري مجرمي 


مهمترين موضوعي که بايد در هر  مرحله از تحقيقات مقدماتي مورد توجه قرار گيرد احترام به آزادي افراد است.  در شرايطي که ثابت نشده است که متهم واقعا مجرم است يا خير، قرار بازداشت  موقت مي‌تواند باعث تضعيف حقوق قانوني افراد شود. به همين دليل براي  جلوگيري از سوء استفاده از اين قرار و تضعيف حقوق فرد در صورت صدور حکم  بازداشت موقت، متهم مي‌تواند به اين حکم اعتراض کند.


قرار بازداشت موقت


 


قرار بازداشت موقت براي دسترسي داشتن به متهم صورت مي‌گيرد، که در اين بازداشت آزادي وي به طور موقت سلب مي‌شود. به گزارش مجله دلتا در بازداشت موقت متهم به دليل جرمي که احتمالا انجام داده حداقل تا يک ماه  زنداني مي‌شود و با هيچ سند و ضمانتي نمي‌شود او را آزاد کرد و تا چند ماه  هم قابل تمديد است.


قرار بازداشت موقت و انواع آن


در مواردي که دلايل و مدارک مبني بر اتهام  به متهم وجود داشته باشد، قرار بازداشت موقت توسط قضات دادگاه صادر خواهد  شد. در زير به انواع قرارهاي بازداشت اشاره شده است:


قرار بازداشت متهم


1. بازداشت موقت اختياري


در برخي از جرائم قاضي مختار به صدور قرار بازداشت موقت است. و در واقع مکلف به صدور اين قرار براي متهم نيست و با  اختياراتي که طبق قانون به وي واگذار شده و با توجه به شرايط و قرائن تصميم  مقتضي را اتخاذ مي‎کند. اين جرائم در ذيل اشاره شده است.
• جرم‌ هايي که مجازات آن ها اعدام و قطع عضو باشد.
• جرم‌ هاي عمدي که مجازات آن ها سه سال حبس و يا بيشتر از سه سال باشد.
• در مواردي که آزاد بودن متهم موجب از بين رفتن آثار و دلايل جرم مي‌شود  يا موجب تباني با متهمان ديگر يا شهود شده و يا سبب شود که شهود از ترس  متهم حاضر به شهادت نباشند همچنين در مواردي که احتمال فرار يا مخفي شدن متهم باشد و نتوان از آن جلوگيري کرد.
• در قتل عمد با تقاضاي اولياء دم براي تهيه و اقامه دليل و مدرک حداکثر به مدت 6 روز بازداشت مي‎شود.
• در جرائم منافي عفت مثل در صورتي که جنبه عمومي داشته باشد و در  مواردي که قاضي تشخيص دهد آزادي متهم باعث فساد مي‌شود، مي‌توان قرار  بازداشت موقت صادر کرد.


2. بازداشت موقت اجباري


اما يک سري از جرائم وجود دارند که حتما بايد قرار بازداشت موقت صادر شود. و در واقع قاضي در خصوص اين گونه جرم ها مکلف به صدورقرار خواهد بود.
• در قتل عمد، آدم ربايي، اسيد پاشي، محاربه، فساد في الارض
• در جرائمي که مجازات قانوني آن اعدام يا حبس ابد باشد.
• در مواردي که حداقل يک بار سابقه محکوميت قطعي يا دو يا بيشتر از دو  مرتبه سابقه محکوميت غير قطعي به علت ارتکاب هر يک از جرائم سرقت، ي، اختلاس، ارتشاء، خيانت در امانت، جعل و استفاده از سند مجهول داشته باشد، و نيز در کليه جرائمي که به موجب قانون خاص قرار بازداشت موقت تعيين شده باشد.


بازداشت متهم


قرار بازداشت را چه کسي صادر مي‌کند؟


ممکن است توسط بازپرس يا داديار صادر شود.  اين قرار به متهم ابلاغ مي‎شود و متهم ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ حق  اعتراض دارد. در هر حال پرونده بايد ظرف 24 ساعت براي اظهار نظر دادستان  نسبت به اين قرار براي وي ارسال شود. در صورتي که دادستان با قرار بازداشت  موقت مخالفت کند بايد از نظر دادستان پيروي کرد و متهم آزاد مي‎شود و مقام  صادر کننده بايد قرار ديگري براي متهم در نظر بگيرد. در برخي موارد دادستان  مي تواند از بازپرس بخواهد که قرار بازداشت متهم را صادر کند.


اعتراض به قرار بازداشت موقت امکان پذير است؟


مهمترين موضوعي که بايد در هر مرحله از  تحقيقات مقدماتي مورد توجه قرار گيرد احترام به آزادي افراد است. در شرايطي  که ثابت نشده است که متهم واقعا مجرم است يا خير، قرار بازداشت موقت  مي‌تواند باعث تضعيف حقوق قانوني افراد شود. به همين دليل براي جلوگيري از  سوء استفاده از اين قرار و تضعيف حقوق فرد در صورت صدور حکم بازداشت موقت  متهم مي‌تواند به اين حکم اعتراض کند. مرجع اعتراض به قرار باز داشت موقت، دادگاه است و متهم از زمان ابلاغ اين قرار تا ده  روز مي‌تواند اعتراض خود را در دادگاه عمومي و انقلاب محل صدور قرار مطرح  کند


همچنين بخوانيد:


شنود يا استراق سمع از نظر قانون چه مجازاتي دارد؟ 


فک رهن املاک به چه معنااست؟ 


وکيل معاضدتي هيچ حق الوکاله اي نمي گيرد 


رشوه ؛ چه بدهي چه بگيري مجرمي 


مجازات خوردن مشروب طبق قانون جديد 


خانواده  در جوامع بشري مهم ترين  و مقدس ترين نهاد است که امروزه همه اصل وفاداري زن و شوهر به يکديگر را  پذيرفته اند. اين جمله اساسي و بنيادي است که نابودي خانواده موجب نابودي  اجتماع است.


خيانت به همسر


 


مهريه از جمله حقوق مالي زن است که  مرد همواره مکلف به پرداخت آن در هر شرايطي است. اما سوالي که مطرح مي‌شود  اين است که در صورت خيانت زن به مرد شرايط پرداخت مهريه چگونه است؟ و آيا  اصلا مهريه در صورت خيانت به همسر تعلق مي‌گيرد؟ در مجله دلتا به بررسي نظر قانونگذار در خصوص اين موضوع مي‌پردازيم.


مهريه در صورت خيانت به همسر


از ديدگاه قانون زن تحت هر شرايطي حتي ارتکاب جرم نسبت به همسر، مستحق دريافت مهريه است و شوهر نمي‌تواند به دليل موضوعاتي مانند خيانت از پرداخت مهريه به وي  خودداري کند. بنابراين نتيجه مي‌گيريم که حتي در شرايط نقض وفاداري از طرف  زن همچنان حق مهر محفوظ است و به وي تعلق مي‌گيرد.


نقض وفاداري زوج


رابطه اينترنتي از قبيل ايميل، چت و … خيانت شمرده شود؟


طبق قانون مدني، هر فردي که مدعي حقي باشد  بايد آن را در دادگاه ثابت کند، و متهم هرگاه براي دفاع‌ از خود، مدعي  موضوعي باشد بايد آن موضوع را به دليل و مدرک نياز داشته باشد اثبات امر بر  عهده او است‌. در واقع شخصي که مدعي خيانت همسر به خودش است بايد آن را در  دادگاه ثابت کند. موارد اثبات دعوا عبارتند از :
• اقرار
• اسناد کتبي
• شهادت
• امارات‌
• قسم‌
روش هاي اثبات امر کيفري در قانون مجازات اسلامي نيز عبارتند از :
• اقرار
• شهادت
• سوگند
• علم قاضي


خيانت زن


بنابراين ايميل، پيامک يا چت را مي‌توان  در زمره اسناد و مدارک در نظر گرفت. البته بايد به اين موضوع توجه داشت که  امکان دخالت در اين اسناد از طريق هک و … بسيار زياد است. به اين دليل  اطمينان از صحت اين مدارک نسبت به ساير اسناد کتبي کمتر است. بنابراين روش  هاي ارتباطي چون ايميل، چت، پيامک فقط مي‌توانند جزء موارد علم قاضي به  حساب آيند، که در کنار ساير شرايط براي قاضي محرز مي‌شود. بنابراين صرف  وجود چنين رابطه اي جرم به حساب نمي‌آيد و فقط در صورت بروز اين رابطه در  قالب هاي جرايم عمومي قابل پيگيري است.


سخن آخر


خانواده در جوامع بشري مهم ترين و مقدس  ترين نهاد است. امروزه همه اصل وفاداري زن و شوهر نسبت به يکديگر را  پذيرفته اند. اين جمله اساسي و بنيادي است که نابودي خانواده موجب نابودي  اجتماع است. خداوند کريم در سوره روم مي‎فرمايد : «از نشانه هاي خداوند اين  است که براي شما همسراني آفريد که با آنان آرامش يابيد و ميان شما عشق و  مهرباني برقرار ساخت». اين نشانه عشق  محبتي است که خداوند ميان زن و مرد  قرار داده است.


همچنين بخوانيد:


آنچه بايد در باره مهريه و نفقه بدانيد 


10 نکته مهم در تنظيم وکالتنامه خارج از کشور 


چالش هاي حقوقي اسناد مالکيت معارض 


استعلام سريع از حساب دارنده چک بلامحل 


شرايط و نحوه ابطال سند رسمي ملک 


اجاره به شرط تمليک عقدي است که  در آن شرط شود مستاجر در پايان مدت اجاره در صورت عمل به شرايط مندرج در  قرارداد مالک ملک مورد نظر شود. 



 


عقد اجاره به شرط تمليک يکي از  اقسام عقد اجاره است که امروزه رواج بسياري پيدا کرده است و به يکي از  انواع تسهيلات اعطايي توسط بانک ‌ها تبديل شده‌ است. در واقع بانک‌ ها براي  گسترش امور خدماتي، کشاورزي، صنعتي و … به عنوان موجر معاملات اجاره به  شرط تمليک را انجام مي‌دهند. يعني اموالي را خريداري مي‌کنند و در قالب  اجاره به شرط تمليک در اختيار متقاضيان قرار مي‌دهند. در مجله دلتا به بررسي شرايط و ضوابط عقد اجاره به شرط تمليک در خصوص ملک پرداخته شده است.


تعريف اجاره به شرط تمليک


اجاره به شرط تمليک عقدي است که در آن شرط  شود مستاجر در پايان مدت اجاره در صورت عمل به شرايط مندرج در قرارداد  مالک ملک مورد نظر شود. يکي از انواع اجاره به شرط تمليک، ليزينگ است که براي واگذاري خودرو انجام مي‎شود. يا به طور مثال در عقد اجاره اي  بين موجر (صاحب ملک) و مستاجر توافق مي‌شود که اگر مستأجر به کليه تعهداتي  که در قرارداد ذکر شده عمل کند، در پايان مدت اجاره، مالک ملک مورد اجاره  خواهد شد. شايان ذکر است که تعهدي که براي مستاجر تعيين مي‌شود بايد مورد  قبول و توافق هر دو طرف قرار بگيرد. به طور مثال موجر مي‌تواند منزل خود را  به مستأجر اجاره دهد و شرط کند که اگر مستأجر در هر ماه مبلغ معيني را  بپردازد در پايان مدت اجاره‌، ملک به تملک وي در خواهد آمد. بنابراين اگر  مستأجر به تعهدي که براي او ايجاد شده‌ است به‌ طور کامل عمل کند، ديگر  تعهدي براي تخليه‌ ملک نخواهد داشت و موجر موظف خواهد بود که مالکيت ملک  مورد نظر را بعد از اتمام مدت زماني که تعيين شده‌ است، به مستأجر انتقال  بدهد.


مستاجر و اجاره به شرط تمليک


انواع عقد اجاره به شرط تمليک


اين عقد که در آن براي مالکيت ملک به نفع  مستاجر در خاتمه مدت اجاره شروطي وجود دارد، از نظر ماهيت و چگونگي شرط يا  شرايطي که در قرارداد اجاره ذکر مي‌شود به دو دسته تقسيم مي‌شود:


1. شرط فعل؛


به اين معنا است که صاحب ملک در عقد اجاره  شرط يا شروطي را تعيين مي‌کند که در صورت محقق شدن آن‌ ها از سوي مستاجر،  وي مي‌تواند مالک شود. البته در اين حالت مستاجر مکلف است بعد از محقق شدن  شروط مذکور پول ملک را هم بدهد.


2. شرط نتيجه؛


در اين حالت در پايان مدت اجاره و با  پرداخت اقساط و عمل به ساير شرايط مندرج در عقد، ملک به مالکيت مستاجر در  مي‌آيد. در واقع اين شرط بيشتر به نفع مستأجر است. در اين نوع از اجاره به  شرط تمليک، نيازي به اقدام جديدي از طرف موجر يا مستاجر نيست و اگر هم  رعايت تشريفات اداري مانند تنظيم سند در اين مورد لازم باشد، اين اقدامات  تاثيري در مالکيت ندارد و فقط نقل‌ و انتقال انجام شده را محکم ‌تر مي‌کند.


موجر


انقضاي قرارداد اجاره به شرط تمليک


عقد اجاره به شرط تمليک به روش هاي مختلف خاتمه پيدا مي‌کند:
1. در مواردي که مدت زمان اجاره تمام شود؛ و مستاجر به کليه شروط مورد  توافق عمل کرده و اقساط را به موقع پرداخته باشد، با توجه به اين موضوع که  قرارداد اجاره به شرط تمليک از نوع شرط فعل باشد يا شرط نتيجه، ملک مذکور  به ملکيت درمي‌آيد و عقد خاتمه مي‎يابد.
2. در مواردي ­که مدت اجاره تمام شده؛ ولي مستاجر به شروط مورد توافق عمل نکرده باشد، که در اين شرايط موجر حق دارد ملک را پس بگيرد.
3. گاهي موجر يا مستاجر در طول مدت اجاره، قرارداد را فسخ مي‌کنند. اين حالت نيز يکي از موارد انقضاي قرارداد اجاره به شرط تمليک است.


همچنين بخوانيد:


ملکي که اجاره مي‎کنيد را دقيق تر بررسي کنيد 


اجاره خانه يا اجاره بها به چه صورت مشخص مي‎شود؟ 


10 نکته کليدي و مهم در اجاره ملک 


آنچه مستاجران هنگام قرارداد اجاره بايد بدانند 


3 اختلاف دردسرساز موجر و مستاجر 


مطابق قانون مدني، زن بايد در  منزلي که شوهر تعيين مي‌کند، ست داشته باشد. البته مواردي در نظر گرفته  شده که در اين موارد زن مي‎تواند بدون کسب اجازه شوهر، منزل را ترک کند،  بدون اين که مورد اتهام عدم تمکين قرار گيرد.


ترک منزل توسط زن


 


ترک منزل توسط زن يکي از رايج ترين موارد عدم تمکين است. هرگاه زن به وظايف شويي خود عمل نکند (که در اصطلاح به چنين زني ناشزه گفته مي‎شود)، شوهر مي‎تواند به دادگاه مراجعه کند، و اام زن را به تمکين بخواهد. در چنين شرايطي زن به دليل عدم تمکين نمي‎تواند مطالبه نفقه کند. بنابراين اگر زن دليل موجهي براي عدم تمکين  داشته باشد، حق او نسبت به نفقه از بين نخواهد رفت. به طور مثال اگر زن به  علت خطري که از جانب شوهر ممکن است براي او اتفاق بيفتد، از ماندن در خانه  همسر خودداري کند، اين امتناع باعث از بين رفتن حق نفقه وي نخواهد بود. در مجله دلتا به بررسي عواقب ترک منزل توسط زن از ديدگاه حقوقي و  قانوني پرداخته شده است.


ترک منزل توسط زن از مصاديق عدم تمکين


ترک منزل توسط زن،  از شايع ترين موارد عدم تمکين است. مطابق قانون مدني، زن بايد در منزلي که  شوهر تعيين مي‌کند، ست داشته باشد. مگر اينکه در شروط ضمن عقد ، اختيار  تعيين منزل به زن در عقد نامه داده شود. شايان ذکر است که قانون مواردي را  در نظر گرفته است که در اين موارد زن مي‎تواند بدون کسب اجازه شوهر، منزل  را ترک کند، بدون اين که مورد اتهام عدم تمکين قرار گيرد.


ترک منزل


استثنائات ترک منزل


قانون براي ترک خانه توسط زن استثنائاتي  در نظر گرفته است که در اين موارد، خروج زن از منزل، عدم تمکين محسوب  نمي‎شود و موجب محروميت زن از دريافت نفقه نخواهد شد. اين موارد عبارتند از  :



  • خروج از منزل براي مداوا به تشخيص پزشک

  •  خروج از منزل براي انجام امور شرعي و واجب مانند حج

  • ست در مکان ديگر به دليل ترس از ضرر و زيان مالي، جسمي يا آبرويي


طبق قانون، اگر زن و شوهري که در يک منزل  زندگي مي‎کنند اختلاف داشته باشند طوري که زن ترس از آزار و اذيت بدني يا  مالي يا آبرو داشته باشد، قانون به زن اين اجازه را مي‎دهد که مسکن جداگانه  اختيار کند. به عنوان مثال، در مواردي که زن به دليل خطري که از جانب  شوهر، او را تهديد مي کند، مجبور است منزل را ترک کند، يا به دليل اين‎ که  مرد مبتلا به بيماري هاي مقاربتي است، و ناچار به خودداري از رابطه جنسي با  او است. در صورت اثبات آزار و اذيت، دادگاه حکم بازگشت به منزل شوهر را  نخواهد داد.


شايان ذکر است، تا زماني که زن به دليل  ترس جاني و مالي، امکان بازگشت به منزل را ندارد، مرد مکلف است نفقه را به  او پرداخت کند. بنابراين محل ست زن با توافق هر دو طرف مشخص مي‎شود و در  صورت عدم موافقت، دادگاه با جلب نظر نزديکان دو طرف منزل زن را معين خواهد  کرد. و در صورتي‌ که زن اقوام و فاميل نداشته باشد، قاضي محلي مطمئن را  براي او تعيين خواهد کرد.


عدم تمکين زن


مجازات ترک منزل توسط زن


1. زن نمي‎تواند نفقه دريافت کند.


2. شوهر مي‎تواند از دادگاه اجازه ازدواج مجدد را دريافت کند.


3. مرد، امکان طرح دادخواست طلاق خواهد داشت


در مواردي که زن بدون اجازه همسر منزل را  ترک کند، از آنجا‎‎ که ترک منزل، يکي از مصاديق عدم تمکين به شمار مي‎رود،  بنابراين، شوهر مي‎تواند به دادگاه مراجعه کرده و اام زن را به تمکين  بخواهد. در شرايطي که دادگاه ادعاي عدم تمکين را درست تشخيص دهد و حکم قطعي  محکوميت زن صادر شود، نفقه به زن تعلق نخواهد گرفت. شايان ذکر است که مرد  مي‎تواند از اين حکم براي طرح دعاوي ديگر يعني، طلاق يا کسب اجازه ازدواج  مجدد استفاده کند. در اين شرايط اگر مرد بخواهد زنش را طلاق دهد بايد مهريه او را بپردازد، اما ساير حقوق مانند نفقه، نصف اموال مرد و … به زن تعلق نمي‎گيرد.


همچنين بخوانيد:


ترک منزل توسط شوهر؛ عواقب قانوني آن 


آنچه بايد در باره مهريه و نفقه بدانيد 


تقسيط مهريه و نحوه پرداخت آن 


چه زماني مرد مي تواند از تحصيل زن جلوگيري کند؟ 


شکايت کيفري ترک نفقه در دوران عقد 


يکي از اهداف زن و شوهر از  ازدواج تشکيل خانواده و زندگي در کنار يکديگر است. تهيه مسکن از جمله  مواردي است که در مبحث نفقه مطرح شده است. طبق قانون، نفقه عبارت است از  همه نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسکن، لباس، اثاث منزل،  هزينه هاي درماني و بهداشتي و خدمتکار در صورت عادت يا به دليل بيماري که  مرد مم به تامين آن ها است. در واقع به محض وقوع عقد ازدواج زن و شوهر  داراي حقوق و تکاليف نسبت به هم مي‎شوند که تهيه مسکن متناسب شان زن و اثاث  منزل مورد نياز نيز از مواردي است که بايد از جانب شوهر تهيه شود.


طلاق به دليل عدم تهيه مسکن


 


به محض وقوع عقد ازدواج زن و شوهر  داراي حقوق و تکاليف نسبت به هم مي‎شوند که تهيه مسکن متناسب شان زن و اثاث  منزل مورد نياز از مواردي است که بايد از جانب شوهر تهيه شود. عدم تهيه  مسکن از جانب شوهر يکي از مواردي است که مي‎تواند باعث بروز اختلاف بين زن و  شوهر ‎شود. در مجله دلتا به شرايط درخواست طلاق به دليل عدم تهيه مسکن توسط همسر پرداخته شده است.


دادخواست طلاق به دليل عدم تهيه مسکن


داشتن مسکن از مسائل ضروري شروع زندگي مشترک است. يکي از اهداف زن و شوهر از ازدواج تشکيل خانواده و زندگي در کنار يکديگر است. تهيه مسکن از جمله مواردي است که در مبحث نفقه مطرح شده است. طبق قانون، نفقه عبارت است از همه نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسکن،  لباس، اثاث منزل، هزينه هاي درماني و بهداشتي و خدمتکار در صورت عادت يا به  دليل بيماري که مرد مم به تامين آن ها است.


طلاق


بنابراين در صورتي که مرد نتواند مسکن  مناسب را براي همسر خود تهيه کند، زن مي‎تواند با دادن دادخواست به دادگاه  تقاضاي خود را مبني بر اام خوانده (همسر) به تهيه مسکن مستقل ارائه دهد و  شوهر موظف است که منزلي در شان زن که تشخيص آن با دادگاه خانواده است تهيه  کند. فرقي نمي‎کند که مسکن خريداري يا رهن و اجاره کند. در واقع اامي  نيست که منزل حتما خريداري شود. به طور مثال مرد مي‎تواند مدارکي به دادگاه  ارائه کند که منزل مورد نظر توسط پدر وي در اختيار او براي زندگي مشترک  قرار گرفته است. همچنين شايان ذکر است در صورت تقاضاي اام به تمکين زن که  توسط شوهر تقديم دادگاه مي‎شود، شوهر بايد مقدمات تمکين مثل تهيه مسکن و  اثاث منزل را تهيه کند. در چنين شرايطي دادگاه خانواده در مرحله رسيدگي يا  اجراي حکم به وسيله مددکاري، کلانتري و غيره …. دستور بازديد از مسکن تهيه  شده توسط مرد را صادر مي‎کند. بنابراين در فرض اين که زن دادخواست تهيه  مسکن مستقل ارائه کند يا شوهر دادخواست اام به تمکين وي بدهد در هر دو فرض شوهر مکلف به تهيه مسکن متناسب با شان همسر است.


ضمانت اجراي عدم تهيه مسکن


طبق قانون مدني زن بايد در منزلي که شوهر  تعيين مي‎کند ست کند مگر اينکه اختيار تعيين منزل به زن داده شده باشد.  در اين خصوص چند نکته حائز اهميت است:


الف) اختيار تعيين مسکن با شوهر است مگر  اينکه خلاف آن در عقدنامه يا در سند ديگري بعد از عقد شرط شده باشد که به  آن شرط حق مسکن زوجه گفته مي‎شود.


ب) اگر زن بدون دليل از ست در منزل تهيه شده توسط زوج خودداري کند و به وظيفه تمکين خود حق عمل نکند ناشزه محسوب مي‎شود و مستحق نفقه نخواهد بود.


درخواست طلاق


ج) طبق ماده 1107 قانون مدني در تهيه مسکن ملاک شان زن است نه توانايي مالي زوج و تشخيص اين امر با دادگاه است.


د) نکته مهم اينکه شوهر بايد در شهر محل ست خود منزل تهيه کند.


اگر شوهر به راي دادگاه عمل نکند زن  مي‎تواند به استناد راي دادگاه و اقدام نکردن شوهر به تهيه مسکن مطالبه  نفقه کند اما نکته مهم اين است اين موضوع از موجبات عسر و حرج زن ( سختي و مشقت) و طلاق نيز هست.


مراحل اام به تهيه مسکن


براي ثبت دادخواست اام به تهيه مسکن  بايد به دفتر خدمات الکترونيک قضايي مراجعه و مدارک لازم براي دادخواست  تهيه مسکن که عبارت است از عقدنامه يا رونوشت آن، شناسنامه و کارت ملي ارائه شود. هزينه دادرسي معادل دعاوي غير مالي در دفتر مذکور  دريافت و پرونده به دادگاه خانواده ارجاع و از طريق پيامک و ابلاغ  الکترونيک زمان و شعبه رسيدگي کننده به شما ابلاغ مي‎شود. البته شايان ذکر  است که قبل از ثبت دادخواست بايد در سامانه ثنا (ابلاغ الکترونيک قضايي)  ثبت نام شود. بعد از اين مرحله دادگاه با تعيين وقت و اخطار به شوهر جلسه  رسيدگي تشکيل مي‎دهد و به پرونده رسيدگي و در نهايت تصميم نهايي را خواهد  گرفت.


همچنين بخوانيد:


تقسيط مهريه و نحوه پرداخت آن 


با درخواست طلاق مرد در دوران عقد، تکليف مهريه چيست؟ 


طلاق همسر به دليل عسر و حرج! 


ترک منزل توسط زن جرم است؟ 


طلاق به دليل بيماري رواني همسر امکان پذير است؟ 


کليه اموال باقي مانده از متوفي  واقع در ايران و يا خارج از ايران اعم از منقول ( اموالي که قابليت جا به  جايي دارند مانند خودرو) و غير منقول و مطالبات قابل وصول و حقوق مالي، پس  از کم کردن هزينه هاي تدفين که بايد اين هزينه ها  متعارف باشد و نيز  واجبات مالي و بدهي هاي شخص فوت شده، مشمول قانون ماليات بر ارث مي‎شوند.


ماليات بر ارث


 


ماليات بر ارث يکي از انواع ماليات هاي مستقيمي است که دولت با توجه به قانون، دريافت  مي‎کند به اين صورت که  هر گاه فرد متوفي ورثه داشته باشد، وراث يا نماينده  قانوني او، بايد ابتدا به انحصار وراثت اقدام کنند تا به طور رسمي وراث  متوفي مشخص گردند. آنها همچنين مکلف اند ظرف حداکثر يک سال از تاريخ فوت،  به سازمان امور مالياتي محل ست متوفي مراجعه و در اظهارنامه اي  که به  شکل فرم هاي مخصوص و توسط سازمان امور مالياتي تهيه شده اطلاعات مربوط به  هويت، مکان متوفي، وراث حين فوت،  اموال و دارايي ها، بدهي ها، هزينه هاي  کفن و دفن و واجبات مالي و عبادي و ديون متوفي را مانند مهريه همسر وي ذکر  کنند. در مجله دلتا موارد معافيت از قانون ماليات بر ارث بررسي و به آن پرداخته شده است.


کدام اموال مشمول ماليات بر ارث مي‎شوند؟


در انحصار وراثت کليه اموال باقي مانده از  متوفي واقع در ايران و يا خارج از ايران اعم از منقول ( اموالي که قابليت  جا به جايي دارند مانند خودرو) و غير منقول و مطالبات قابل وصول و حقوق  مالي، پس از کم کردن هزينه هاي تدفين که بايد اين هزينه ها متعارف باشد و  نيز واجبات مالي و بدهي هاي شخص فوت شده، مشمول قانون ماليات بر ارث خواهند  بود. در زير اموالي که مشمول قانون ماليات بر ارث مي‎شوند ذکر شده است.


ارث




  • زمين و مغازه




در صورتي که تاريخ فوت از ابتداي سال 1395  باشد ماليات بر ارث مغازه 3 درصد قيمت توسط کارشناس اداره ماليات تعيين  شده است که در اين خصوص همچنين بايد گفت ماليات بر ارث انبار تجاري 50 درصد  ارزش مغازه در واحد متر مربع و همچنين بالکن يک سوم (1/3) از هر متر مربع  تجاري است. اجناس داخل مغازه نيز ارزيابي و 10 درصد ارزش اجناس، ماليات بر  ارث اجناس داخل مغازه مي‎شود.



  • ملک مسي


ماليات ملک مسي، هفت و نيم درصد قيمت  منطقه اي است. منظور از قيمت منطقه اي قيمتي است که توسط کارشناسان اداره  ماليات طبق قوانين و مقرات خاصي محاسبه مي‎شود و با قيمت واقعي ملک متفاوت  است وگاهي بالاتر و يا پايين تر از قيمت واقعي ملک است.


موارد معافيت ماليات بر ارث:


1. از سهم الارث هريک از وراث طبقه اول مبلغ سي ميليون 30?000?000 ريال  به عنوان معافيت کسر مي‎شود و مبلغ باقي مانده به نرخ هاي مذکور مشمول  ماليات مي‎شود. معافيت مذکور براي هريک از وراث طبقه اول که کمتر از بيست  سال سن داشته يا محجور (شخصي که ناتوان در اداره امور مربوط به خود باشد)  يا معلول و يا از کار افتاده باشد مبلغ پنجاه ميليون 50?000?000 ريال خواهد  بود.


2. وراث طبقات اول و دوم نسبت به اموال شهداي انقلاب اسلامي مشمول ماليات بر ارث موضوع اين فصل نخواهند بود.


سهم الارث


ماليات پول نقد چه ميزان است؟


منظور از پول نقد مي‎تواند سپرده و حساب  هاي بانکي متوفي باشد و يا پول هاي نقدي که متوفي در منزل شخصي خود و يا  دوستان دارد و يا نزد اشخاص ثالث به امانت گذاشته است. در زير به اين موارد  تونضيح داده شده است.


الف) سپرده بانکي متوفي


ماليات حساب هاي بانکي متوفي از سال 95 به  بعد 3 درصد محاسبه مي‎شود يعني 3 درصد کل حساب بانکي به نحوي که بايد گفت  که حساب ها و سپرده هاي بانکي از سال 95 تا کنون از هيچ معافيت مالياتي  بهره مند نشده اند و از کل سپرده، اين 3 درصد لحاظ مي‎شود .


ب) پول نقد متوفي


طبق قانون ارث در اين موارد با توجه به  اينکه امکان شناسايي چنين اموالي براي دولت عملا وجود ندارد ورثه به راحتي  مي‎توانند از معرفي چنين اموالي خودداري کرده و از اين لحاظ مالياتي پرداخت  نکنند. شايان ذکر است که اگر پول نقد در صندوق هاي امانات اعم از دولتي و  يا خصوصي باشد در اين صورت وراث بايد 10% اين مبالغ را به عنوان ماليات بر  ارث به دولت پرداخت کنند.


همچنين بخوانيد:


نکات مهم راجع به انحصار وراثت 


تحرير ترکه چيست و قوانين آن چگونه است؟ 


ميزان ارث بردن زن و مرد از يکديگر 


فرزند خوانده بعد از فوت شخص ارث مي برد يا نه؟ 


انحصار وراثت ؛ بايد ها و نبايد ها 


يکي از مواردي که ممکن است باعث  ايجاد تنش در زندگي شويي شود بيماري رواني زن يا مرد است. اين سوال ممکن  است پيش آيد که در صورت بيماري رواني زوج ها قانون چه راهکاري در نظر  گرفته است؟ آيا در چنين شرايطي به زن مهريه تعلق مي‎گيرد يا خير؟


طلاق به دليل بيماري رواني همسر


 


طلاق به دليل بيماري رواني همسر از حقوق قانوني و شرعي است که در صورت بروز اختلافات لاينحل در زندگي  شويي براي زوج هايي که تصميم بر جدايي گرفته اند در نظر گرفته شده است.  هر چند که هميشه تلاش بر پايداري خانواده و ايجاد صلح و سازش بين زن و شوهر  است اما گاهي اين تلاش ها در تصميمي که زوج ها گرفته اند نتيجه اي ندارد و  طلاق صورت مي‎گيرد. يکي از مواردي که ممکن است باعث ايجاد تنش در زندگي  شويي شود بيماري رواني زن يا مرد است. در مجله دلتا به بررسي شرايط طلاق در صورت وجود چنين بيماري پرداخته  و نيز به اين پرسش  پاسخ داده شده است که آيا به زن به دليل بيماري رواني مهريه تعلق مي‎گيرد  يا خير؟ پس در ادامه با ما همراه باشيد.


طلاق


طلاق به دليل بيماري رواني همسر


طبق قانون اگر زن در دادگاه ثابت کند که  همسر وي دچار بيماري صعب العلاج شده و يا درگير بيماري است که موجب سوء  رفتار و سوء معاشرت او شده است مي‎تواند از دادگاه درخواست طلاق کند حتي در صورتي که شوهر وي مخالف طلاق باشد. در چنين شرايطي زن به دو طريق مي‎تواند شکايت کند.



  1. بايد اثبات کند يکي از شروط دوازده گانه عقد نامه محقق شده است ( البته اين در مواردي است که مرد شروط عقدنامه را امضاء کرده باشد.)

  2. بايد به دادگاه عسر و حرج را ثابت کند. در واقع رنج و مشقتي را که در اثر بيماري مرد براي وي ايجاد شده است بتواند در دادگاه ثابت کند.


بنابراين بر اساس قانون مدني، مبتلا شدن  مرد به بيماري هاي صعب العلاج رواني يا مسري يا هر عارضه ديگري که زندگي  مشترک را با مشکل مواجه کند از موجبات عسر و حرج (سختي و مشقت) زن بوده و  دادگاهي که به درخواست طلاق رسيدگي مي‎کند حکم به طلاق صادر مي‎کند. موارد  مندرج در شروط دوازده گانه عقد نامه از مواردي است که در صدور حکم طلاق  مي‎تواند تاثير گذار باشد. در زير به اين موارد اشاره شده است:



  • سوء رفتار يا سوء معاشرت شوهر به حدي که ادامه زندگي مشترک براي زن غيرقابل تحمل باشد.

  •  ابتلا شوهر به بيماري هاي صعب العلاج به طوري که ادامه و دوام زندگي مشترک براي زن مخاطره آميز باشد.

  •  جنون شوهر در مواردي که فسخ نکاح از نظر شرعي ممکن نباشد.


درخواست طلاق


اثبات بيماري شوهر چگونه امکان پذير است؟


زن با ارائه مدارک و دلايل لازم به دادگاه نظير سوابق پزشکي، اقرار صريح يا تلويحي شوهر، شهادت شهود،  معاينه پزشکي قانوني، تحقيقات محلي و… مي‎تواند به اثبات ادعاي خود مبني  بر بيماري همسر و قانع کردن قاضي رسيدگي کننده به پرونده کمک کند. شايان  ذکر است اگر زوج بعد از عقد دچار جنون و بيماري رواني شود طبق قانون مدني  اين امر موجب فسخ نکاح خواهد شد. و همچنين اگر هر کدام از زوج ها در زمان  عقد مجنون بوده باشند، طبق قانون مدني عقد ازدواج فسخ مي‎شود. در واقع با  استناد به ماده 1121 قانون مدني، بيماري رواني هر يک از زن و شوهر، اعم از  اينکه دائمي يا دوره اي باشد، براي طرف مقابل موجب حق فسخ خواهد بود.


مهريه و نفقه در طلاق به دليل بيماري رواني همسر


در خصوص تکليف مهريه و نفقه پس از جنون شوهر قانون مقرر مي‎دارد؛ چنانچه فسخ عقد به دليل جنون، قبل از  رابطه جنسي باشد، مهريه به زن تعلق نمي‌گيرد اما اگر پس از رابطه جنسي  باشد و يکي از طرف ها بخواهد عقد را فسخ کند، تمام مهريه به زن تعلق  مي‌گيرد. در واقع از آن جا که در بيشتر موارد فسخ پيش از رابطه مذکور صورت  مي‌گيرد، بهتر است که زن به جاي فسخ، درپي طلاق باشد تا حداقل نفقه دوران  شويي و نيمي از مهريه به وي تعلق گيرد.


همچنين بخوانيد:


ترک منزل توسط شوهر؛ عواقب قانوني آن 


ترک منزل توسط زن جرم است؟ 


آنچه بايد در باره مهريه و نفقه بدانيد 


تقسيط مهريه و نحوه پرداخت آن 


طلاق به دليل عدم تهيه مسکن امکانپذير است؟ 




در قانون، استفاده از بادي‌ گارد يا همان محافظ شخصي مطرح نشده است و مي توان گفت وجاهت قانوني ندارد.










دفاع مشروع از جمله مواردي است که در قانون به آن پرداخته شده است. هر کسي براي محافظت از خود از شيوه و روش خاصي استفاده مي‎کند، اين روش محافظت از خود به شيوه هاي مختلف صورت مي گيرد. در مجله دلتا به بررسي قوانين  و مقررات استفاده از بادي گارد يا محافظ شخصي به عنوان يکي از شيوه هاي محافظت از خود پرداخته شده است.



دفاع مشروع چيست؟



طبق قانون، اگر فرد براي دفاع از خود در مقابل فرد ضارب ايستادگي کرده و فرد ضارب زخمي يا حتي کشته شود، دفاع مشروع محسوب مي‌شود و دفاع‌ کننده مجازات نمي‌شود، البته براي اين مساله شرايطي خاصي وجود دارد که در قانون، جزء به جزء آن درج شده است از جمله اين شرايط اين است که:




  1. دفاع با نوع حمله متناسب باشد.



  2. امکان فرار از صحنه جرم وجود نداشته باشد.



  3. به قصد دفاع، عمل انجام شده است.








به عنوان مثال اگر در درگيري فرد براي دفاع از خود سلاح فرد مهاجم را در اختيار بگيرد و با همان سلاح به مهاجم ضربه و صدمه‌ اي وارد کند، ديگر دفاع مشروع در مورد او صدق نخواهد کرد زيرا با به دست آوردن سلاح مهاجم، خطر رفع شده است و عمل وي ديگر دفاع محسوب نمي‌شود. در قوانين کشور ما در همين اندازه به دفاع پرداخته شده است و بيش از آن را که شامل استفاده از محافظ شخصي يا ساير وسايل دفاعي مي‌شود بايد با توجه مواد متعدد قانوني استخراج و استنباط کرد.



مجازات خريد و فروش سلاح



شخصي که براي خود محافظ شخصي استخدام مي‌کند نياز دارد تا کسي از وي بنا به دلائلي بيشتر محافظت کند، اين فرد نيز علاوه بر اين‌ که بايد به انواع و اقسام هنرهاي رزمي مجهز باشد، به يک سري از وسايل دفاعي نيز که در قوانين کشور ما حکم اسلحه سرد و گرم را دارد و داشتن آن براي افراد عادي ممنوع است، نياز دارد. اما شايان ذکر است که در قانون داشتن هر گونه سلاح اعم از گرم و سرد جرم است و براي آن مجازات تعيين شده است. خريد و فروش اسلحه جنگي و شکاري تحت هر عنواني، مجازات حبس بيش از 3 سال دارد. بنابراين اگر در يک درگيري فرد محافظ از اين اسلحه ‌ها استفاده کند دفاع مشروع محسوب نخواهد شد و همچنين ديه و قصاص در انتظار فرد خواهد بود.







محافظ شخصي از نظر قانوني مجاز است؟



در قانون، استفاده از بادي‌ گارد يا همان محافظ شخصي مطرح نشده است و مي‎توان گفت وجاهت قانوني ندارد. البته مراکزي هستند که زير نظر موسسات خدمات حفاظتي و مراقبتي پليس پيشگيري فعاليت مي‌کنند اما در اين مراکز هم محافظ شخصي به معناي خاص در اختيار کسي قرار نمي‌گيرد. چنانچه منظور از گرفتن محافظ شخصي، گرفتن اسکورت و نگهداري از اشياي گران‌ قيمت و اوراق بهادار باشد که در اين زمينه نيز موسسات خدمات محافظتي و مراقبتي پليس خدمات ارائه و افرادي را معرفي مي‌کنند. بنابراين هر کس نياز به خدماتي در اين حوزه داشته باشد مي‌تواند با انعقاد قرارداد با اين موسسات، خواسته ‌ها و نيازهاي امنيتي و مراقبتي خود را تامين کند.



در کل هيچ يک از ارگان ‌ها و مراکز و حتي افرادي که تحت عنوان موسسات خدمات حفاظتي و مراقبتي فعاليت مي‌کنند به جز مرکز انتظامي ناجا، صلاحيت صدور مجوز براي حمل تجهيزات پليسي را ندارند.



همچنين بخوانيد:








يکي از اهداف زن و شوهر از  ازدواج تشکيل خانواده و زندگي در کنار يکديگر است. تهيه مسکن از جمله  مواردي است که در مبحث نفقه مطرح شده است. طبق قانون، نفقه عبارت است از  همه نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسکن، لباس، اثاث منزل،  هزينه هاي درماني و بهداشتي و خدمتکار در صورت عادت يا به دليل بيماري که  مرد مم به تامين آن ها است. در واقع به محض وقوع عقد ازدواج زن و شوهر  داراي حقوق و تکاليف نسبت به هم مي‎شوند که تهيه مسکن متناسب شان زن و اثاث  منزل مورد نياز نيز از مواردي است که بايد از جانب شوهر تهيه شود.


طلاق به دليل عدم تهيه مسکن


 


به محض وقوع عقد ازدواج زن و شوهر  داراي حقوق و تکاليف نسبت به هم مي‎شوند که تهيه مسکن متناسب شان زن و اثاث  منزل مورد نياز از مواردي است که بايد از جانب شوهر تهيه شود. عدم تهيه  مسکن از جانب شوهر يکي از مواردي است که مي‎تواند باعث بروز اختلاف بين زن و  شوهر ‎شود. در مجله دلتا به شرايط درخواست طلاق به دليل عدم تهيه مسکن توسط همسر پرداخته شده است.


دادخواست طلاق به دليل عدم تهيه مسکن


داشتن مسکن از مسائل ضروري شروع زندگي مشترک است. يکي از اهداف زن و شوهر از ازدواج تشکيل خانواده و زندگي در کنار يکديگر است. تهيه مسکن از جمله مواردي است که در مبحث نفقه مطرح شده است. طبق قانون، نفقه عبارت است از همه نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسکن،  لباس، اثاث منزل، هزينه هاي درماني و بهداشتي و خدمتکار در صورت عادت يا به  دليل بيماري که مرد مم به تامين آن ها است.


طلاق


بنابراين در صورتي که مرد نتواند مسکن  مناسب را براي همسر خود تهيه کند، زن مي‎تواند با دادن دادخواست به دادگاه  تقاضاي خود را مبني بر اام خوانده (همسر) به تهيه مسکن مستقل ارائه دهد و  شوهر موظف است که منزلي در شان زن که تشخيص آن با دادگاه خانواده است تهيه  کند. فرقي نمي‎کند که مسکن خريداري يا رهن و اجاره کند. در واقع اامي  نيست که منزل حتما خريداري شود. به طور مثال مرد مي‎تواند مدارکي به دادگاه  ارائه کند که منزل مورد نظر توسط پدر وي در اختيار او براي زندگي مشترک  قرار گرفته است. همچنين شايان ذکر است در صورت تقاضاي اام به تمکين زن که  توسط شوهر تقديم دادگاه مي‎شود، شوهر بايد مقدمات تمکين مثل تهيه مسکن و  اثاث منزل را تهيه کند. در چنين شرايطي دادگاه خانواده در مرحله رسيدگي يا  اجراي حکم به وسيله مددکاري، کلانتري و غيره …. دستور بازديد از مسکن تهيه  شده توسط مرد را صادر مي‎کند. بنابراين در فرض اين که زن دادخواست تهيه  مسکن مستقل ارائه کند يا شوهر دادخواست اام به تمکين وي بدهد در هر دو فرض شوهر مکلف به تهيه مسکن متناسب با شان همسر است.


ضمانت اجراي عدم تهيه مسکن


طبق قانون مدني زن بايد در منزلي که شوهر  تعيين مي‎کند ست کند مگر اينکه اختيار تعيين منزل به زن داده شده باشد.  در اين خصوص چند نکته حائز اهميت است:


الف) اختيار تعيين مسکن با شوهر است مگر  اينکه خلاف آن در عقدنامه يا در سند ديگري بعد از عقد شرط شده باشد که به  آن شرط حق مسکن زوجه گفته مي‎شود.


ب) اگر زن بدون دليل از ست در منزل تهيه شده توسط زوج خودداري کند و به وظيفه تمکين خود حق عمل نکند ناشزه محسوب مي‎شود و مستحق نفقه نخواهد بود.


درخواست طلاق


ج) طبق ماده 1107 قانون مدني در تهيه مسکن ملاک شان زن است نه توانايي مالي زوج و تشخيص اين امر با دادگاه است.


د) نکته مهم اينکه شوهر بايد در شهر محل ست خود منزل تهيه کند.


اگر شوهر به راي دادگاه عمل نکند زن  مي‎تواند به استناد راي دادگاه و اقدام نکردن شوهر به تهيه مسکن مطالبه  نفقه کند اما نکته مهم اين است اين موضوع از موجبات عسر و حرج زن ( سختي و مشقت) و طلاق نيز هست.


مراحل اام به تهيه مسکن


براي ثبت دادخواست اام به تهيه مسکن  بايد به دفتر خدمات الکترونيک قضايي مراجعه و مدارک لازم براي دادخواست  تهيه مسکن که عبارت است از عقدنامه يا رونوشت آن، شناسنامه و کارت ملي ارائه شود. هزينه دادرسي معادل دعاوي غير مالي در دفتر مذکور  دريافت و پرونده به دادگاه خانواده ارجاع و از طريق پيامک و ابلاغ  الکترونيک زمان و شعبه رسيدگي کننده به شما ابلاغ مي‎شود. البته شايان ذکر  است که قبل از ثبت دادخواست بايد در سامانه ثنا (ابلاغ الکترونيک قضايي)  ثبت نام شود. بعد از اين مرحله دادگاه با تعيين وقت و اخطار به شوهر جلسه  رسيدگي تشکيل مي‎دهد و به پرونده رسيدگي و در نهايت تصميم نهايي را خواهد  گرفت.


همچنين بخوانيد:


تقسيط مهريه و نحوه پرداخت آن 


با درخواست طلاق مرد در دوران عقد، تکليف مهريه چيست؟ 


طلاق همسر به دليل عسر و حرج! 


ترک منزل توسط زن جرم است؟ 


طلاق به دليل بيماري رواني همسر امکان پذير است؟ 


گاهي به علت تخلفاتي که برخي از  رانندگان مرتکب مي‌شوند، ماموران و ضابطان قضايي اقدام به حمل خودرو با  جرثقيل و انتقال خورو به پارکينگ مي‌کنند.


حمل خودرو به پارکينگ


 


درباره حمل خودرو به پارکينگ  مي‎توان بيان داشت روزانه تعداد بسياري از خودرو ها به دلايل مختلف و  تخلفاتي که که رانندگان آن ها مرتکب مي‎شوند، از طرف ماموران اداره  راهنمايي و رانندگي به پارکينگ منتقل مي‌شوند. شايد بتوان گفت مهم ترين  دلايل حمل اتومبيل با جرثقيل توسط ماموران راهنمايي و رانندگي مواردي  مانند؛ توقف در محل هاي پارک ممنوع، پارک دوبل و … است. مجله دلتا به بررسي ابعاد حقوقي حمل خودرو با جرثقيل در حضور مالک يا در نبود وي و همچنين حقوق قانوني رانندگان در اين زمينه از پرداخته است


قانون حمل خودرو به پارکينگ


گاهي به علت تخلفاتي که برخي از رانندگان  مرتکب مي‌شوند، ماموران و ضابطان قضايي اقدام به حمل و انتقال خودرو با  جرثقيل به پارکينگ مي‌کنند. طبق قانون رسيدگي به تخلفات راهنمايي و  رانندگي؛ « در کليه موارد قبل از حمل يا در حين حمل خودرو اگر مالک آن حاضر  شود و تقاضا کند تا خودرو را به او تحويل داده شود ماموران مکلف اند ضمن  صدور قبض جريمه، خودرو را به وي تحويل دهند.» پس در مواقعي که صاحب خودرو  قبل از حمل و يا در حين حمل خودرو با جرثقيل در محل حاضر شود، ضابطان قضايي  و ماموران راهنمايي و رانندگي حق انتقال خودرو به پارکينگ را ندارند و  قانون تکليف کرده است که ماموران بايد با رعايت اقدامات قانوني از قبيل  دريافت مدارک شناسايي و مالکيت خودرو و جريمه متخلف، خودرو را به مالک  تحويل دهند. اما سوالي که مطرح که مطرح مي‌شود اين است که آيا در همه  مواردي که مالک در حين انتقال خودرو حاضر شود، ماموران موظف اند خودرو را  به وي تحويل دهند؟


توقيف خودرو توسط مامور


شايان ذکر است که طبق متن ماده 13 قانون  رسيدگي به تخلفات راهنمايي و رانندگي، به اين معنا نيست که اگر صرفا مالک  در زمان حمل خودرو با جرثقيل حضور داشته باشد، ماموران را موظف به تحويل  خورو به مالک مي‌سازد. در واقع در برخي از موارد و تخلفات، حضور يا عدم  حضور مالک در زمان انتقال خودرو تفاوتي در اين موضوع نمي‌کند. به طور مثال  اگر راننده متخلف به دلايلي از جمله سرعت غير مجاز، سبقت خطر ساز و … توسط  پليس راهنمايي و رانندگي متوقف شود حتي اگر مالک در زمان انتقال خودرو با  جرثقيل حضور داشته باشد باز هم انتقال خودور به پارکينگ صورت مي‌گيرد. در  واقع در بسياري از موارد قانون با پيش بيني تخلفات و جرائم رانندگان در  حوزه هاي مختلف مقرر کرده است که خودرو متوقف و به پارکينگ منتقل شود. به  عنوان مثال شخصي مبادرت به حمل مواد مخدر مي‌کند، طبعا ماموران شخص را  بازداشت و خودرو وي را به پارکينگ منتقل مي‌کنند. در واقع محرز بودن تخلف  انجام شده، اين اجازه را به مامور مي‌دهد که خودرو را به پارکينگ منتقل کند  و حضور راننده در محل هيچ تاثيري نخواهد داشت. بنابراين نبايد چنين برداشت  شود که در تمام موارد مامور راهنمايي و رانندگي، اجازه حمل خودروي خاطي را  به پارکينگ نخواهد داشت.


حمل خودرو با جرثقيل توسط پليس


در موضوع حمل خودرو به پارکينگ، راننده جرثقيل بدون حضور مامور راهنمايي و رانندگي، حق انتقال و حمل خودرو به پارکينگ را ندارد. بنابراين انتقال خودرو با جرثقيل بدون حضور مامور و به صرف تماس  تلفني يا هماهنگي هاي قبلي تخلف است و براي راننده جرثقيل مسئوليت قانوني  ايجاد مي‎‌کند.


توقيف خودرو


استعلام خودرو هاي منتقل شده به پارکينگ


رانندگان محترم مي‌توانند با ارسال پيامک  به سامانه 30005353، از پارکينگ محل انتقال خودرو اطلاع کسب کنند. به اين  صورت که راننده با ارسال شماره پلاک خودرو خود بدون حروف به سامانه مذکور،  در خصوص انتقال خودرو به پارکينگ مطلع مي‌شود. در صورتي که خودرو با جرثقيل  به پارکينگ هاي زير مجموعه اداره راهنمايي و رانندگي منتقل نشده باشد،  پيامکي مبني بر عدم انتقال خودرو مربوطه به پارکينگ براي شخص صادر مي‌شود. و  در صورت انتقال خودرو به پارکينگ توسط ماموران راهنمايي و رانندگي، نشاني و  نام پارکينگ مربوطه براي فرد ارسال خواهد شد. مراحل ترخيص خودرو از  پارکينگ نيز با مراجعه مالک خودرو و تحويل مدارک شناسايي خودرو و نيز  پرداخت جريمه هايي که از قبل ثبت شده طي مراحل اداري و قانوني صورت  مي‌گيرد.


همچنين بخوانيد:


شنود يا استراق سمع از نظر قانون چه مجازاتي دارد؟ 


فک رهن املاک به چه معنااست؟ 


وکيل معاضدتي هيچ حق الوکاله اي نمي گيرد 


رشوه ؛ چه بدهي چه بگيري مجرمي 


مجازات خوردن مشروب طبق قانون جديد 


در مواردي که هر کدام از پدر يا  مادر بدون کسب اجازه و رضايت طرف ديگر تصميم به خروج فرزند از کشور گرفته  باشد طرف ديگر مي‌تواند با تقديم دادخواست به دادگاه، مانع از خروج فرزند  شود.


خروج فرزند از کشور


 


خروج فرزند از کشور از جمله مباحثي است که زماني که زن و شوهر تصميم به طلاق و جدايي از يکديگر مي‎گيرند مطرح مي‎شود. به گزارش مجله دلتا در برخي موارد پدر يا مادر بدون رضايت ديگري تصميم به خروج فرزند از کشور  مي‎گيرد،  در چنين مواردي قانونگذار قوانين و مقررات خاص و مشخصي را مقرر  کرده است که افراد نمي‎توانند از آن ها تخطي کنند. در اين نوشتار در خصوص  خروج فرزند بدون رضايت پدر يا  مادر مورد بررسي قرار مي گيرد.


جلوگيري از خروج فرزند از کشور 


در مواردي که هر کدام از پدر يا مادر بدون  کسب اجازه و رضايت طرف ديگر تصميم به خارج کردن فرزند از کشور گرفته باشد  طرف ديگر مي‎تواند با تقديم دادخواست به دادگاه، مانع از اين اقدام شود. در  اين خصوص قانون حمايت خانواده بيان کرده است؛ صغير و مجنون را نمي‌توان  بدون کسب رضايت از ولي، قيم، مادر يا شخصي که حضانت و نگهداري آن ها طبق  قانون به او واگذار شده است از محلي که بين دو طرف مقرر شده و يا محل اقامت  فرزند قبل از طلاق به محل ديگر يا خارج از کشور فرستاد، مگر اينکه دادگاه آن را به مصلحت  صغير و مجنون بداند و با در نظر گرفتن حق ملاقات اشخاص ذي‌ حق اين امر را  اجازه دهـد.


دادگاه در صـورت موافقت با خـارج کردن  صغيـر و مجنون از کشور، بنابر درخواست افراد داراي حق، براي تضمين باز  گرداندن صغير و مجنون قرارتأمين مناسبي صادرمي‌کند. در مواردي که حضانت با  مادر است بديهي است که طبق قانون گذرنامه براي اشخاص زير سال تمام،  اجازه پدر براي خروج از کشور نياز است و داشتن حضانت فرزند براي مادر به  اين معنا نيست که او مي تواند فرزند را از کشور خارج کند. اگر حضانت با پدر  باشد اگر چه مي‎تواند براي فرزند گذرنامه بگيرد ولي مادر مي‎تواند با  درخواست از اداره گذرنامه، مانع  خروج فرزند از کشور شود.


ممانعت از خروج فرزند از کشور


مدارک مورد نياز طرح دعواي ممانعت از خروج فرزند از کشور :



  1. کارت ملي و کارت عابر بانک براي پرداخت هزينه دادرسي (اجباري)

  2. کپي برابر اصل شناسنامه خواهان و فرزند/ فرزندان (اجباري)

  3. کپي برابر اصل سند ازدواج (اختياري)

  4. کپي برابر اصل سند طلاق (اختياري)

  5. دادخواست حق حضانت (اختياري)


افراد در صورت عدم وجود مدارک اختياري ياد شده مي­‎توانند مدارکي از جمله درخواست استعلام، تحقيقات محلي، شماره پرونده استنادي، شهادت شهود و مطلعين و…  را ارائه کنند.


حضانت


شرايط خروج از کشور فرزند


همان طور که پيش تر ذکر شد هر کدام از پدر و مادر که حضانت را بر عهده دارند نمي‎تواند فرزند را بدون رضايت ديگري حتي به شهر ديگري  ببرد چه برسد به اين که از کشور خارج کند. اما موضوعي که بسيار پرسيده  مي‎شود اين است که در مواردي که اشخاص بالاتر از سن بلوغ يا تا سالگي  باشند و پدر قصد خروج فرزند از کشور را داشته باشد تکليف چيست؟ آيا مادر يا ساير اشخاصي که طبق قانون، حضانت  به آن ها واگذار شده حق ممنوع ‌الخروج کردن طفل از کشور را دارند يا خير؟  در پاسخ به اين پرسش بايد اذعان داشت که اجازه پدر براي خروج از کشور نياز  است و همچنين داشتن حضانت به مادر اين اجازه را نمي‎دهد که فرزند را بدون  رضايت پدر به خارج از کشور ببرد. و راه ديگر اين است که مادر يا شخص ديگري  که به حکم دادگاه عهده‌ دار حضانت فرزند است، مي‎تواند نسبت به ممنوع  ‌الخروجي فرزند اقدام کند تا پدر نتواند بدون رضايت ايشان، هيچ گونه اقدامي  در اين زمينه انجام دهد.


همچنين بخوانيد:


تفاوت حضانت و قيموميت و دريافت مجوز قيموميت 


حضانت فرزند بعد از ازدواج مجدد مادر 


حضانت فرزند و نکات قانوني آن 


فک رهن املاک به چه معنااست؟ 


وکيل معاضدتي هيچ حق الوکاله اي نمي گيرد 


طرف هاي قرارداد در صورت يک روز  بي ‌توجهي به قرارداد، مم به پرداخت خسارت قرارداد خواهند شد. در معاملات  ملکي، بيشترين توجه افراد به قيمت ملک است و چندان توجهي به مبلغ خسارت  قرارداد که تعيين شده ندارند. مواردي همچون کمبود وقت، بي توجهي و عدم  آگاهي به قوانين و مقررات قرارداد ها از موارد اصلي در بروز مشکلات افراد  در پرداخت خسارت به شمار مي‌روند. خسارت قرارداد به دو روش خسارت هاي  روزانه (روز شمار) و ثابت تعيين مي‎شود.


تعيين خسارت قرارداد


 


در زمان انعقاد قرارداد هاي ملکي  مبلغي تحت عنوان خسارت قرارداد در نظر گرفته مي‌شود. هدف از اين کار اين  است که هر يک از طرف ها در مورد صحت و سلامت قرارداد اطمينان داشته باشند.  در واقع قيد خسارت قرارداد ملکي به نوعي تضمين کننده انجام تعهدات ذکر شده  در قرارداد به حساب مي‌آيد و بنابراين اگر هر يک از طرف ها به تعهدات قيد  شده در قرارداد هاي ملکي در زمان مشخص شده عمل نکنند، موظف خواهند بود تا مبلغي را به عنوان ضرر و زيان به طرف مقابل پرداخت کنند. به گزارش مجله دلتا جز در شرايط خاص که از سوي قانون تعيين مي‌شود، نمي‌توان  قرارداد معاملات را بدون پرداخت خسارت فسخ کرد.


تعيين خسارت قرارداد ملکي


طرف هاي قرارداد در صورت بي ‌توجهي به متن  قرارداد و در پي بروز خسارت احتمالي، مم به پرداخت خسارت قرارداد خواهند  شد. در معاملات ملکي، بيشترين توجه افراد به قيمت ملک است و چندان توجهي به  مبلغ خسارت قرارداد که تعيين شده ندارند. مواردي همچون کمبود وقت، بي  توجهي و عدم آگاهي به قوانين و مقررات قرارداد ها از موارد اصلي در بروز  مشکلات افراد در پرداخت خسارت به شمار مي‌روند. خسارت قرارداد به دو روش  خسارت هاي روزانه (روز شمار) و ثابت تعيين مي‎شود. و نحوه پرداخت در  خسارت‌هاي روزانه و ثابت با هم متفاوت است.


قرارداد


خسارت هاي روزانه؛


براي تعيين خسارت ‌هاي روزانه بايد 4 صفر  را از قيمت کل مبلغ معامله کسر و مبلغي که باقي مي‌ماند را به عنوان خسارت  روزانه اعلام کرد. به عنوان مثال اگر ملکي که قصد معامله آن را داريم ارزشي  500 ميليون توماني داشته باشد، براي تعيين خسارت روزانه آن بايد 4 صفر اين  قيمت را حذف کنيم. بدين ترتيب مبلغ باقي مانده 50 هزار تومان خواهد شد که  اين مبلغ همان قيمت خسارت روزانه خواهد بود.


خسارت هاي ثابت ؛


براي تعيين مبلغ اين نوع از خسارت بايد ده درصد از قيمت کل مبلغ معامله را در نظر گرفت. به عنوان مثال براي تعيين خسارت ثابت همان خانه 500 ميليون توماني، بايد 10 درصد از مبلغ کل را محاسبه  کرد. 10 درصد ارزش کل خانه، 50 ميليون تومان خواهد بود که اين مبلغ به  عنوان خسارت ثابت در نظر گرفته مي‌شود.


خسارت قرارداد


مزايا و معايب تعيين خسارت


الف) در خسارت ثابت؛ اگر طرف هاي معامله  حتي يک روز هم در انجام تعهدات خود سهل انگاري کنند، مکلف به پرداخت جريمه  اي سنگين خواهند شد. اين ويژگي را مي‌توان به عنوان اصلي ترين معايب خسارت  ثابت دانست. اما از طرف ديگر، اين مبلغ در يک روز تا چندين سال هيچ گونه  تغيير و افزايشي نخواهد داشت. يعني در صورت سرباز زدن هر يک از افراد  معامله در انجام تعهدات خود از يک روز تا چند سال هيچ فرقي در پرداخت خسارت  ثابت تعيين شده به وجود نخواهد آمد که اين ويژگي را مي‌توان از مزاياي  اصلي خسارت ثابت دانست.


ب) خسارت روز شمار (روزانه)؛ شايد بتوان  گفت مهم ترين عيب خسارت روز شمار اين باشد که ميزان خسارتي که براي اين کار  در نظر گرفته مي‌شود نسبت به مبلغ کل ناچيز باشد، بنابراين هيچ تاثير  مثبتي به منظور پايبندي به قرارداد در هر يک از طرف هاي معامله ايجاد نخواهد کرد و اامي براي انجام تعهدات آن ها به وجود نمي‎آورد. و  جنبه مثبت اين گونه تعيين خسارت اين است که در صورتي که هر يک از طرف هاي  معامله به تعهدات خود عمل نکنند، با گذشت زمان موظف به پرداخت هزينه هاي  بالاتري خواهند شد. زيرا با هر روز دير کرد در انجام تعهدات ضمن قرارداد،  مبلغ اين خسارت افزايش مي يابد. مخصوصا در مواقعي که براي خسارت روز شمار  مبلغ بالايي در نظر گرفته شده باشد.


همچنين بخوانيد:


نکات حقوقي در خريد و فروش ملک مشاع 


آنچه درباره عقد ضمان بايد بدانيم 


تفاوت اجاره نامه رسمي و عادي در چيست؟ 


ثبت و انتقال سند ملک ؛ چه مراحلي دارد؟ 


پاسخ به چند پرسش رايج حقوقي 


علم قاضي يکي از دلايل اثبات جرم  است و  زماني رخ مي‎دهد که قاضي با توجه به مستندات و مدارکي که نزد وي  مطرح مي‎شود به يقين برسد. در مواردي که رأي صادره بر اساس علم قاضي است وي  موظف است دلايل و مدارکي که در حکم و تصميم وي موثر بوده و بر طبق آن ها  رأي صادر کرده به طور صريح و واضح در حکم ذکر کند.


اثبات جرم


 


يکي از مهم ترين دلايلي که باعث  طولاني تر شدن روند رسيدگي به پرونده ها در دادگاه ها مي‎شود عدم اطلاع  افراد از قوانين و مقررات است. اين امر از يک طرف منجر به طرح شکايت هاي بي  اساس و از سوي ديگر منجر به افزايش بي رويه پرونده هاي دادگستري و  نيتي مردم از قوه قضاييه مي‎شود. به گزارش مجله دلتا طبق قانون، دلايلي براي اثبات جرم وجود دارد که افراد با توسل به آنها مي‎توانند شکايت خود را در دادگاه به اثبات برسانند.


ادله اثبات کيفري


ادله در لغت به معني دلايل است. و در قانون  مجازات اسلامي ادله اثبات جرم مشخص شده که عبارتند از اقرار، شهادت، سوگند  و علم قاضي. در ادامه به بررسي هر يک از ادله اثبات دعوا مي‎پردازيم؛


جرائم کيفري


شرايط اقرار در اثبات جرم ؛


مي‎توان گفت اقرار يکي از مهم ترين دلايل  قانوني اثبات جرم است. زيرا زماني که شخصي مرتکب جرم مي‎شود و شخصا به جرم  خود اقرار مي‎کند نوبت به ادله ديگر نمي‎رسد. زيرا اقرار وي نافذ و معتبر  است. مگر اينکه در بررسي هاي قاضي، دلايل و مدارکي بر  خلاف اقرار متهم  باشد. که در اين موارد دادگاه تحقيق و بررسي لازم را انجام مي‎دهد. و قرائن  و شوهد مخالف اقرار را در رأي ذکر مي‎کند. طبق قانون، اقرار بايد به صورت  شفاهي يا کتبي باشد و يا در شرايط خاص به صورت فعل از قبيل اشاره واقع  مي‎شود. و در هر صورت بايد روشن و بدون ابهام باشد. اقرار در صورتي نافذ  است که اقرار کننده در حين اقرار عاقل، بالغ و مختار باشد. و اقراري که تحت  اکراه، اجبار، شکنجه يا اذيت و آزار روحي يا جسمي گرفته شود، فاقد ارزش و  اعتبار است و دادگاه مکلف است از متهم تحقيق مجدد به عمل آورد. براي اثبات  جنبه غير کيفري کليه جرائم، يک بار اقرار کفايت مي‎کند.


شهادت؛


به اخباري که فردي غير از طرف هاي دعوا از  وقوع جرم به مقام قضايي بيان مي‎کند، شهادت گفته مي‎شود. طبق قانون، شاهد  در زمان اداي شهادت بايد داراي شرايطي از جمله بلوغ، عقل، ايمان، عدالت،  طهارت مولد، ذينفع نبودن در موضوع، نداشتن خصموت با طرفين يا يکي از آن ها،  گدايي نکردن، ولگرد نبودن باشد. اگر شاهد اين شرايط که شرايط شهادت شرعي  گفته مي‎شود را نداشته باشد، اظهارات او شنيده مي‎شود، اما تشخيص ميزان  تاثير و ارزش اين اظهارات در علم قاضي با دادگاه است. اگر شاهد نزد مقام  قضايي حاضر نشود، قاضي عذر وي را مي‎پذيرد. و در اين خصوص قانون مقرر کرده،  چنانچه حضور شاهد در دادگاه غير ممکن باشد، گواهي به صورت مکتوب، صوتي،  تصويري به طور زنده يا ضبط شده با احراز شرايط و صحت شهادت، معتبراست.  شايان ذکر است رجوع از شهادت، قبل از اجراي مجازات موجب از بين رفتن اعتبار  شهادت مي‎شود و پس از انکار شهادت، ديگر شهادت وي تاثير گذار نيست.


ادله اثبات کيفري


سوگند در اثبات جرم ؛


عبارت است از گواه داد خداوند بر درستي  گفتار ادا کننده سوگند است. سوگند داراي شرايط قانوني است و ادا کننده  سوگند بايد عاقل، بالغ و مختار باشد. طبق قانون، در اداي سوگند بين مسلمان و  غير مسلمان در گفتن سوگند به نام خداوند متعال تفاوتي وجود ندارد. سوگند  بايد به طور صريح قصد و نيت را بيان کند و بدون هر گونه ابهام و از روي قطع  و يقين ادا شود.


علم قاضي؛


آخرين مورد در ادله اثبات براي امور کيفري،  علم قاضي است. و زماني رخ مي دهد که قاضي با توجه به مستندات و مدارکي که  نزد وي مطرح مي‎شود به يقين برسد. و در مواردي که رأي صادره بر اساس علم  قاضي است وي موظف است دلايل و مدارکي که در حکم و تصميم وي موثر بوده و بر  طبق آن ها رأي صادر کرده به طور صريح و واضح در حکم ذکر کند. مواردي از  جمله نظريه کارشناس، معاينه محل، تحقيقات محلي، اظهارات شاهدان، گزارش  ماموران و ساير مواردي که مي‎تواند موجب علم و آگاهي قاضي پرونده شود،  مستند علم قاضي گفته مي‎شود. گاهي در يک پرونده علم قاضي با دلايل قانوني  ديگر در تعارض است که بايد متذکر شد در صورتي که علم قاضي با ادله قانوني  ديگر در اختلاف و تعارض است، اگر علم محکم و قوي باقي بماند آن ادله براي  قاضي معتبر نيست و قاضي با ذکر مستندات علم خود و نيز مواردي که موجب رد  دلايل ديگر مي‎شوند، رأي صادر مي‎کند و چنانچه براي قاضي علم و آگاهي نسبت  به موضوع پرونده ايجاد نشود، ادله قانوني معتبر است و بر اساس آن ها رأي  صادر مي‎شود.


همچنين بخوانيد:


شنود يا استراق سمع از نظر قانون چه مجازاتي دارد؟ 


فک رهن املاک به چه معنااست؟ 


وکيل معاضدتي هيچ حق الوکاله اي نمي گيرد 


تغيير سن در شناسنامه ؛ دليل افزايش تقاضا چيست؟ 


مهريه فقط سکه طلا نيست! 


در صورتي که يکي از مالکان در  آپارتمان ست نداشته و ديگري بدون اجازه از پارکينگ آپارتمان متعلق به او  استفاده کند و با درخواست مالک، اتومبيل خود را از پارکينگ خارج نکند، به  عنوان مجرم و متصرف عدواني شناخته شده  و بر اساس قانون ضمن رفع تصرف و  پرداخت خسارت به مالک پارکينگ، به حبس و جزاي نقدي محکوم خواهد شد. همچنين  مالک ميتواند از استفاده کننده اجاره بگيرد.


پارکينگ آپارتمان


 


پارکينگ مجتمع هاي آپارتماني به دو  صورت اختصاصي و مشاعي است. پارکينگ اختصاصي مکاني خاص با مساحت مشخص است  که‎ در سند مالکيت به ‎عنوان پارکينگ قيد شده و جز ملک اختصاصي مالک محسوب  مي‎شود. منظور از پارکينگ مشاع در مجتمع هاي آپارتماني آن است که مالک و ساکنان ذينفع با توافق يکديگر،  يکي از مکان‎ ها را براي استفاده به عنوان پارکينگ در اختيار مي‎گيرند.  هريک از ساکنان مجتمع هاي آپارتماني مي‎توانند در محدوده اي که توافق کرده  اند، اتومبيل خود را پارک کنند و ديگران حق استفاده از اين پارکينگ را  ندارند. البته ممکن است در برخي از مجتمع ‎هاي آپارتماني بين ساکنان در  نحوه‎ استفاده از پارکينگ مشاع توافق نشود، در چنين شرايطي هر کس مي تواند  اتومبيل خود را در هر جا که بخواهد پارک کند. هر چند در اين حالت رعايت حق  تقدم و انضباط براي ساکنان دشوار مي‎شود. در مجله دلتا در خصوص قوانين و مقررات مربوط پارکينگ مجتمع هاي آپارتماني بررسي شده است.


مجتمع آپارتماني


پارک اتومبيل بدون اجازه مالک


در صورتي که يکي از مالکان در آپارتمان  ست نداشته و ديگري بدون اجازه از پارکينگ آپارتمان متعلق به او استفاده  کند و با در‎خواست مالک، اتومبيل خود را از پارکينگ خارج نکند، به عنوان  مجرم و متصرف عدواني شناخته شده  و بر اساس قانون ضمن رفع تصرف و پرداخت  خسارت به مالک پارکينگ، به حبس و جزاي نقدي محکوم خواهد شد. همچنين مالک  مي‎تواند از استفاده کننده اجاره بگيرد.


خريد پارکينگ


در برخي از مجتمع ‎هاي آپارتماني با توجه  به تعداد خودروها امکان تخصيص پارکينگ به همه‎ي واحد‎ها وجود ندارد. گاهي  مالک يک واحد ساختماني دو پارکينگ در اختيار دارد يا مالکي به دليل نداشتن  اتومبيل يا ساکن نبودن در اين مجتمع آپارتماني از پارکينگ خود استفاده  نمي‎کند که مي‎تواند پارکينگ خود را بفروشد يا اجاره دهد، در اين صورت دو  حالت پيش مي‎آيد:


حالت اول: خريد پارکينگ آپارتمان  توسط يکي  از مالکان همان ساختمان، مالک مي تواند با در دست داشتن اسناد مالکيت خود  نسبت به انتقال پارکينگ در دفاتر اسناد رسمي اقدام کند.


حالت دوم: در اين حالت مالک آپارتمان خود  در آن مجتمع ساختماني ست نداشته و قصد دارد پارکينگ خود را به فردي غير  از ساکنان آن مجتمع واگذار کند، اين امر خلاف قانون بوده و جرم محسوب مي  شود زيرا هيچ ‎يک از مالکان حق فروش جداگانه قسمتي از ملک خود را ندارد.


آپاراتمان نشيني


فروشنده تعهد خود را انجام ندهد


گاهي پيش مي‎آيد، خانه ‎اي خريداري شده و  طبق سند عادي يا همان مبايعه نامه  فروشنده متعهد به واگذاري ملک همراه با  پارکينگ و انباري به خريدار شده اما در زمان تحويل، خانه را بدون پارکينگ  واگذار مي‎کند. در چنين شرايطي مي توان عليه فروشنده اقامه‎ دعوا کرد. براي  اين کار بايد با حضور در مراجع قانوني و ارائه دادخواست فروشنده را مجبور  به انجام تعهداتي کرد که در مبايعه نامه قيد شده است، حتي اگر فروشنده فضاي  پارکينگ را در ساختمان پيش بيني نکرده باشد بايد مبلغ آن را به خريدار  بپردازد که ميزان آن را کارشناس رسمي دادگستري  با توجه به ارزش منطقه اي  ملک تعيين مي کند.


همچنين بخوانيد:


شنود يا استراق سمع از نظر قانون چه مجازاتي دارد؟ 


فک رهن املاک به چه معنااست؟ 


وکيل معاضدتي هيچ حق الوکاله اي نمي گيرد 


مجازات سقط جنين چيست؟ 


تنبيه بدني دانش آموزان چه مجازاتي دارد؟ 


اعاده در لغت به معناي باز گرداندن است و اعاده حيثيت، يعني باز گرداندن وضعيت و حالت افرادي که به دليل مطرح کردن شکايت واهي و خلاف حقيقتي که نسبت به آن ‌ها رخ داده و باعث شده موقعيت اجتماعي و حيثيت آن ‌ها در جامعه پايين بيايد يا از بين برود، به حالت سابق خود برگردد.

اعاده حيثيت

گاهي افراد به دلايل مختلف و با طرح ادعاي واهي و با سوء نيت نسبت به افراد ديگر اقدام به طرح شکايت مي‌کنند و با تهمت و افترا عليه ديگران حيثيت و آبروي اشخاص را زير سوال مي‌برند. به گزارش مجله دلتا در چنين مواردي افرادي که مورد تهمت و افترا قرار گرفته اند مي‌توانند ادعاي شرف کنند که در واقع همان اعاده حيثيت است که قانونگذار بيان کرده است.


اعاده حيثيت چيست؟


اعاده در لغت به معناي باز گرداندن است و اعاده حيثيت، يعني باز گرداندن وضعيت و حالت افرادي که به دليل مطرح کردن شکايت واهي و خلاف حقيقتي که نسبت به آن ‌ها رخ داده و باعث شده موقعيت اجتماعي و حيثيت آن ‌ها در جامعه پايين بيايد يا از بين برود، به حالت سابق خود برگردد. زيرا علاوه بر اينکه جان و اموال مردم مورد حمايت قانونگذار قرار گرفته است، حيثيت و آبروي آن ‌ها نيز در نظر قانونگذار مورد حمايت است، و به همين دليل تعرض و تعدي به آن موجب برخورد قانوني است؛ بنابراين فردي که در اثر تهمت دروغين و ادعاي خلاف واقع ديگري آبروي خود را از دست بدهد، تلاش مي‌کند تا در افکار عمومي يا در جمع خاصي اين آبرو مجدداً احيا شود و با اثبات بي گناهي خود، موقعيت اجتماعي خود را تا حد امکان به حالت قبل برگرداند.


ادعاي شرف


نحوه طرح شکايت اعاده حيثيت


اعاده حيثيت مربوط به باز گرداندن اعتبار معنوي اشخاص است که از طريق اقدام به تعقيب کيفري شخص مفتري (شخصي است که با مطرح کردن شکايت غير واقعي باعث هتک حيثيت و از بين رفتن آبروي ديگري شده است) حاصل مي‌شود. به عنوان مثال فردي به همسايه خود اتهام سرقت از منزل مي‌زند، ولي بعد از رسيدگي قضايي معلوم مي‌شود همسايه بي گناه است و سارق شخص ديگري است. در چنين شرايطي همسايه بعد از اثبات بي گناهي خود مي‌تواند مطابق ماده قانون، تحت عنوان مفتري شخص شاکي را تعقيب کند. در بيشتر موارد در اين خصوص شخص با طرح شکايت افترا در دادسرا تقاضاي تحقيق، تعقيب و محکوميت مفتري را مي‌کند. در پي شکايت همسايه، مفتري (افترا زننده) به دادگاه احضار شده و چنانچه دفاعي داشته باشد بيان مي‌کند، و در نهايت در صورتي که شاکي (زيان ديده) بتواند سوء نيت مفتري را اثبات کند، قرار مجرميت و بعد از آن کيفر خواست صادر و پرونده براي رسيدگي به اتهام، به دادگاه جزائي ارسال مي‌شود.


مجازات افترا زننده


مجازات مفتري (افترا زننده) در قانون


با اثبات سوء نيت شاکي و مشخص شدن اين امر که افترا زننده، قصد ضرر رساندن به ديگري را داشته است، جرم افترا محقق شده و مفتري به مجازات آن که يک ماه تا يک سال حبس و تا 74 ضربه شلاق يا يکي از آن‌ ها حسب مورد و با توجه به موضوع پرونده، محکوم خواهد شد.


بايد توجه داشت که صرف اين که فردي عليه ديگري اقدام به طرح شکايت کيفري کند، موجب نمي‌شود تا در صورت عدم پيروزي در دعوا، طرف مقابل بتواند وي را به عنوان مفتري تحت تعقيب قرار دهد؛ زيرا در اين صورت بايد بعد از هر شکايت کيفري که منجر به نتيجه نشود، منتظر طرح شکايت افترا باشيم. بنابراين صرفا فردي را مي‌توان به جرم مفتري تحت تعقيب قرار داد که وي با سوء نيت و به قصد هتک حرمت و شخصيت ديگري امري را که جرم محسوب مي‌شود  به وي نسبت داده باشد.



افراد براي خريد املاک و مستغلات بهتر است که با قوانين و ضوابط آن آشنا باشند تا با اطلاع و آگاهي کافي معامله کنند و از مشکلات بعدي پيش گيري شود.

ثبت اسناد و املاک

ثبت اسناد و املاک داراي قوانين و مقررات خاصي است که قانون به منظور حفظ مالکيت مالکان و صاحبان حق مقرر کرده است تا از و تعدي  محفوظ بماند و مالکيت افراد از امنيت کامل بهره مند شود. بنابراين بهتر است افراد براي خريد املاک و مستغلات با اين قوانين و ضوابط آشنا باشند تا از مشکلات بعدي پيش گيري شود. به همين دليل در مجله دلتا سعي شده است تا مهم ترين اصطلاحات حقوقي در رابطه با ثبت اسناد و املاک بررسي و توضيح داده شود.




  • املاک مجهول المالک در ثبت اسناد و املاک




در قانون ثبت، به املاکي گفته مي‎شود که در دفتر توزيع اظهارنامه به نام اشخاص معرفي شده، ولي از طرف مالک براي ثبت آن درخواست نشده است. متصرفان اينگونه املاک مي‎توانند با توجه به دفاتر توزيع اظهارنامه که در ادارات ثبت موجود است و همچنين مدارک عادي خريداري (قولنامه) نسبت به درخواست ثبت آن ها اقدام کنند.


املاک




  • آگهي نوبتي چيست؟




پس از قبول ثبت املاک مجهول المالک به منظور جلوگيري از تضييع حقوق افراد، شماره و مشخصات املاک در چهار نوبت در سال ( اول مرداد، اول آبان، اول بهمن و اول ارديبهشت سال بعد ) براي اطلاع عموم آگهي مي‎شود. در اين صورت اشخاص صاحب حق  بايد تا 90 روز پس از انتشار آگهي نوبتي، اعتراض خود را به اداره ثبت محل تسليم و تا يک ماه پس از تسليم اعتراض نيز در دادگاهي که صلاحيت رسيدگي به موضوع را دارد، دادخواست خود را مطرح کنند.




  • آگهي تحديد (تثبيت) حدود به چه معنا است؟




املاک پس از آگهي نوبتي به منظور تثبيت حد و حدود آگهي مي‎شوند. چنانچه مالکان مجاور و يا صاحبان حقوق ارتفاقي (حقوقي که املاک ديگر به ملک مورد ثبتي مانند حق عبور و يا باز کردن در و پنجره) داشته باشند، مي‎توانند از تاريخ تنظيم صورتجلسه تحديد حدود، به مدت 30 روز اعتراص خود را به اداره ثبت محل تسليم و پس از آن نيز ظرف مدت يک ماه در دادگاه صالح اقامه دعوي کنند.




  • املاک جاري به چه املاکي گفته مي‌شود؟




به املاکي گفته مي‎شود که سابقه ثبتي در دفتر املاک نداشته باشند. بديهي است صدور سند مالکيت نسبت به املاک جاري وقتي امکان پذير است که تحديد حدود آنها انجام شده و زمان واخواهي نسبت به اصل و تحديد بلامعارض سپري شده باشد.




  • سند مالکيت المثني در ثبت اسناد و املاک




وقتي که سند مالکيت از بين برود مثلا دچار آتش سوزي شود و ديگر اثري از آن باقي نماند يا گم شود، مالک مي‎تواند از اداره ثبت محل وقوع ملک صدور سند مالکيت المثني را درخواست کند.




  • تبديل اسناد مالکيت مشاعي به يک جلد




چنانچه سهام مشاعي ملکي از طرف مالکان متعدد به يک نفر انتقال يابد،  خريدار مي‎تواند با مراجعه به اداره ثبت محل وقوع ملک و ارائه اسناد مالکيت مشاعي، صدور سند مالکيت واحد به نام خود را درخواست کند.


اسناد و املاک




  • تجميع حدود املاکي که داراي سند مالکيت هستند




در مواردي که دو يا چند ملک به صورت واحد در آمده يا قطعاتي که متصل به هم باشند، مالک يا مالکان با تسليم اسناد مالکيت خود مي‎توانند از اداره ثبت محل وقوع ملک تجميع املاک خود را درخواست کنند. اين موضوع به خصوص در يکپارچه سازي قطعات کوچک زمين در بافت فرسوده شهري کاربرد دارد.



چنانچه دو يا چند نفر نسبت به ملکي به طور مشاع مالکيت دارند هر يک از آن ها مي‎توانند نسبت به تفکيک و جداسازي سهم خود از ساير مالکان ديگر اقدام کند.




  • تفکيک املاک در ثبت اسناد و املاک




در صورتي که ملکي به قطعاتي کوچک تر تقسيم شود (خصوصاً در اراضي بزرگ کشاورزي) به اين عمل تفکيک گفته مي‎شود. در اين حالت، ملک ممکن است يک و يا چند نفر مالک داشته باشد که در صورت تعدد مالکان همه آن ها بايد با تفکيک موافقت کنند. بديهي است متراژ هر مالک در هر يک از قطعات تفکيکي با سهام وي در ملک اوليه برابر است .



انتقال تا نصف دارايي شوهر، يکي از شروط مندرج در عقد نامه هاي رسمي ازدواج است و مربوط به انتقال بخشي از اموال و دارايي مرد به زن در صورت وقوع طلاق و طبق شرايطي است که در قانون تعيين شده است.

شرط تنصيف

زماني که زن و مرد تصميم به ازدواج مي‌گيرند در واقع تصميم دارند که در کليه امور با هم شريک شوند. يکي از اين موارد شريک شدن در مسائل مالي است که البته قوانين و ضوابط خاص خود را دارد. به اين صورت که در روز تنظيم سند ازدواج، سردفتر مکلف است کليه شروطي را که در قباله ازدواج ذکر شده براي زن و شوهر توضيح دهد. يکي از مواردي که در قباله ازدواج قيد مي‌شود و زن و شوهر آن را امضا مي‌کنند شرط انتقال دارايي شوهر تا نصف به زن است که به آن تنصيف دارايي گفته مي‌شود. زن و شوهر با امضا زير اين شرط توافق مي‌کنند که زن در اموالي که شوهر بعد از ازدواج به دست مي‌آورد سهيم باشد. در مجله دلتا شرايط اجراي تنصيف دارايي که سهيم شدن زن در نصف دارايي شوهر است بررسي شده است.


طلاق و شرط تنصيف دارايي


تنصيف دارايي چيست و شرايط آن چگونه است؟


تنصيف يکي از شروط مندرج در عقد نامه ‎هاي رسمي ازدواج است و مربوط به انتقال بخشي از اموال و دارايي مرد به زن در صورت وقوع طلاق و طبق شرايطي است که در قانون تعيين شده است. يک وکيل دادگستري در خصوص بررسي شروطي که براي تحقق واگذاري تا نصف اموال شوهر به همسر بايد محقق شود معتقد است طبق قانون، پنج شرط براي تحقق واگذاري تا نصف اموال شوهر به همسر وجود دارد:



  1. درخواست طلاق بايد از طرف مرد مطرح شده باشد.

  2. اين تقاضا ناشي ازسوء اخلاق يا سوء رفتار زن نباشد. در واقع اگر مرد بتواند عدم تمکين همسر را در دادگاه ثابت کند، زن نمي‌تواند از اين شرط استفاده کند.

  3. مرد در طول زندگي مشترک اموالي به ‌دست آورده باشد. با توجه به اين شرط، اموالي که قبل از ازدواج به ‌دست مي‌آيد مشمول انتقال تا نصف دارايي نخواهد شد.

  4. اين شرط مشمول اموال موروثي نمي‎شود، زيرا اموال ناشي از ارث، اموال به ‌دست‌آمده قبل از زندگي شويي محسوب مي‎شود.

  5. موجود بودن دارايي مرد در حين طلاق ؛ بنابراين اموال از بين رفته مرد شامل اين شرط نمي‎شود. در اين موارد بايد بدهي ‎هاي شوهر نيز مد نظر قرار گيرد. به‌عنوان مثال اگر مرد نسبت به مهريه زني که مي‌خواهد او را طلاق دهد يا زن ديگر خود، تعهد را به جاي نياورده و دين خود را نپرداخته باشد و مشغول ‌الذمه باشد، پرداخت مهريه زن از دارايي مرد، نسبت به اعمال شرط واگذاري تا نصف اموال شوهر مقدم است و ابتدا بايد مهريه زن پرداخت شود.


وقتي دادگاه اين شرايط را احراز و شناسايي کند نصف اموال مرد را به زن واگذار مي‌کند.


انتقال تا نصف دارايي شوهر


ادعاي اعسار در موضوع شرط تا نصف دارايي


اين وکيل دادگستري همچنين در پاسخ به اين سوال که آيا شوهر مي‌تواند نسبت به موضوع شرط تا نصف دارايي مدعي اعسار شود؟ بيان مي‌کند: چنانچه دادگاه انتقال درصد مشترکي از اموال را مورد حکم قرار دهد، به طور مثال ملک يا خانه ‎اي که ميان زن و شوهر مشترک باشد و سهم جداگانه هر يک معين نشده باشد، تنصيف منتفي است. زيرا با وجود اموالي که وجود دارند، ادعاي اعسار بي ‎مورد است و اين ادعا صرفا نسبت به بدهي، قابل پذيرش است نه زمانيکه اموال و دارايي موجود است.


شرط تنصيف و اجرت المثل


منظور از اجرت المثل حقي است که به نسبت مدت زندگي مشترک و ميزان کارهاي انجام شده توسط زن در منزل، کارشناسي و تعيين مي‎شود. اجرت المثل و شرط تنصيف هر دو از حقوق مالي زن است اما منشا مطالبه آن ها و ملاک محاسبه هر يک متفاوت است. اجرت المثل حقي است که بر اساس قانون معين مي‌شود و تنصيف حقي است ناشي از شرطي که ضمن عقد شده است. دادگاه ها به موجب قانون، امکان مطالبه هر دو را منتفي مي‌دانند. يعني زن بايد بين آن ها يکي را انتخاب کند تا مرد به پرداخت آن محکوم شود.



سود مضاربه، منفعتي است که در اثر فعاليت تجاري به دست مي‌آيد. اين قرارداد از ديدگاه دين اسلام مجاز است و سودي که از آن به دست مي‌آيد کاملا حلال است.

مضاربه

قرارداد مضاربه يکي از قراردادهايي است که براي تشکيل آن اشخاص بايد به يک توافق برسند. اين قرارداد از ديدگاه دين اسلام مجاز است و سودي که از آن به دست مي‌آيد کاملا حلال است. به گزارش مجله دلتا افراد در عقد مضاربه در کنار هم قرار مي‌گيرند و براي رسيدن به هدفي مشترک متحد مي‌شوند و در واقع هدف بر مشارکت و همکاري است که به يک سود و منفعت براي دو طرف برسند ولي منفعتي که احتمالي و نامعلوم است و در آينده به ‌دست مي‌آيد و حاصل کار و سرمايه‌ طرف هاي قرارداد است. هر گاه يکي از طرف هاي عقد سرمايه گذار باشد و طرف ديگر با آن سرمايه تجارت کند و در سود آن شريک بشود، چنين عقدي را عقد مضاربه مي‌گويند.


در چه شرايطي قرارداد مضاربه قانوني است؟



  • سرمايه بايد وجه نقد باشد.

  • سهم هريک از طرف ها بايد جزء اي از کل باشد. يعني نصف يا يک سوم و يا يک چهارم از کل سهام باشد.

  • در هنگام انعقاد اين قرارداد، بايد سهم هر يک از طرف ها معين باشد.


شايان ذکر است که سرمايه گذار نمي‌تواند طلبي که دارد را به عنوان سرمايه مضاربه قرار دهد و همچنين نمي‌تواند با دادن چک مدت دار و مانند آن صرفا با بر عهده گرفتن مبلغ سرمايه، قرارداد مضاربه را منعقد کند.


قرارداد مضاربه


لازم به ذکر است که مضاربه با ربا تفاوت دارد(به سود ظالمانه و زياد در معامله يا تجارت ربا گفته مي‌شود). سود مضاربه، منفعتي است که در اثر فعاليت تجاري به دست مي‌آيد. اما ربا در نتيجه کوشش و فعاليت نيست، همچنين ربا مقدار ثابت و معيني است که در قرض يا معامله تعيين مي‌شود، در حالي که فايده و سود مضاربه، غير معين و احتمالي است و به کوشش و تلاش اشخاص بستگي دارد. از سوي ديگر در ربا هيچ خطر يا ضرر و زياني متوجه شخص رباخوار نيست در حالي که تاجر ممکن است به جاي سود، متحمل ضرر و زيان گردد. آنچه در اسلام حرام دانسته شده ربا يعني سود غير منصفانه است نه سود متعارف مضاربه. و بر اساس همين نگرش قانون عمليات بانکي بدون ربا تشکيل شده است.


مضاربه‌ مطلق ؛


مضاربه‌ مطلق، مضاربه‌ اي است که در آن تجارت خاصي شرط نشده باشد. که در اين صورت فرد هر نوع تجارتي را لازم و صلاح بداند مي‌تواند انجام بدهد البته بايد قوانين و مقررات متعارف رعايت شود.


مضاربه‌ مقيد ؛


مضاربه ‌اي است که در آن تجارت خاصي شرط شده باشد که در اين صورت فرد نمي‌تواند با سرمايه ‌اي که مالک در اختيار او قرار داده، فعاليت تجاري غير از مواردي که در قرارداد شرط شده را انجام دهد. مثلا اگر در قرارداد شرط شود که مضارب سرمايه را فقط در تجارت زعفران مورد استفاده قرار دهد، وي نمي‌تواند آن را در تجارت ديگري غير از تجارت زعفران به ‌کار گيرد.


مضاربه و ربا


مضاربه با قيد مدت و بدون مدت ؛


با توجه به اينکه شخص در اين عقد موظف و مم به انجام تعهدات معاملات تجاري است، مدت زمان و فرصتي که مضارب اختيار چنين عملي را پيدا مي‌کند، قابل توجه است. بنابراين عقد مضاربه از جهت مدت و زمان، به دو نوع تقسيم مي‌شود. بنابراين يا در مضاربه مدت معين مي‌شود يا مدت تعيين نشده است. لازم به ذکر است عقد مضاربه با قيد مدت، عقدي جايز است و هر يک از طرف ها هر موقع که بخواهد مي‌تواند آن را فسخ کند و  هرگاه طرف هاي قرارداد بخواهند عقد مضاربه را فسخ کنند، تعيين مدت مانع از فسخ مضاربه نيست. بنابراين تنها اثري که براي تعيين مدت در مضاربه مي‌توان در نظر گرفت اين است که با انقضاي مدت، مضاربه خود به خود منتفي گرديده و از بين مي‌رود و در نتيجه شخص بعد از انقضاي مدت حق تصرف در سرمايه را نداشته و نمي‌تواند به تجارت خود ادامه بدهد در حالي که اگر در مضاربه مدت معين نشده باشد، اين قرارداد به  اعتبار خود باقي خواهد بود مگر اينکه به موجب يکي از دلايلي که عقود و قراردادها را باطل مي‌کنند مانند فوت، جنون و … رخ بدهد يا يکي از طرف ها، قرارداد مضاربه را فسخ کند.



عفو عمومي که از طريق قوه مقننه اعطا مي‌شود يکي از مواردي است که باعث لغو مجازات مي‌شود. طبق قانون، دراين نوع از عفو، رسيدگي به پرونده و يا اجراي حکم، متوقف مي‌شود و آثار حکم قطعي و سوء پيشينه کيفري محکوم از بين مي‌رود.

عفو

عفو از خصوصيات زيباي انساني و مورد تاکيد اسلام است و آثار و نتايج بي شماري در پي دارد که بر زندگي فردي و اجتماعي، دنيوي و اخروي تاثير دارد و در لغت به معناي گذشت و بخشش است. در حقوق کيفري، با بخشش، تعقيب کيفري و اجراي حکم متوقف مي‌شود. به گزارش مجله دلتا عفو با تصويب  رهبري يا مجلس شوراي اسلامي به منظور توقف تعقيب متهم و يا بخشيدن تمام يا قسمتي از مجازات محکوم صادر مي‌شود.


اقسام بخشودگي در حقوق کيفري  


عفو در قانون به دو نوع عفو عمومي و عفو خصوصي تقسيم مي‌شود :


شرايط عفو عمومي


عفو عمومي از طريق قوه مقننه اعطا و يکي از مواردي است که باعث لغو مجازات مي‌شود. طبق قانون، در اين نوع از بخشش، رسيدگي به پرونده و يا اجراي حکم، متوقف مي‌شود و آثار حکم قطعي و سوء پيشينه کيفري محکوم از بين مي‌رود. البته شايان ذکر است که اگر بخشودگي نسبت به قسمتي از مجازات صورت بگيرد، آثار کيفري حکم باقي مي‌ماند.


عفو عمومي


شرايط عفو خصوصي


عفو خصوصي از سوي رئيس قوه قضاييه پيشنهاد و با موافقت بالاترين مقام اجرايي کشور، يعني مقام رهبري تاييد مي‌شود. که به موجب آن تمام يا قسمتي از مجازات محکومان بخشيده و يا به مجازات خفيف تري تبديل مي‌شود. عفو خصوصي داراي شرايطي است که در زير اشاره شده است:


الف) اثبات جرم با اقرار: يکي از شرايط بخشودگي اين است که جرم با اقرار مرتکب ثابت شده باشد.شايان ذکر است جرم در صورتي با اقرار به اثبات مي‌رسد که اقرار داراي شرايط زير باشد:



  1. اقرار کننده داراي شرايط عمومي بلوغ، عقل، قصد و اختيار را داشته باشد. در صورتي که شخص فاقد هر کدام از شرايط فوق باشد، اقرار وي نافذ و قابل قبول نيست.

  2. اقرار به مقدار نصاب باشد. نصاب اقرار در جرايم حدي مختلف، متفاوت است. به اين معنا که در هر جرمي تعداد تکرار اقرار محکوم به جرم، از سوي قانونگذار مشخص شده است. به طور مثال محاربه و فساد في الارض با يک با اقرار ثابت مي‌شود. يا شخصي که مرتکب جرم شرب خمر يا سرقت شده، هر يک با دو بار اقرار نزد قاضي قابل اثبات هستند. بنابراين در صورتي که طريق اثبات جرم شهادت شهود يا علم قاضي باشد، عفو شامل حال محکوم نمي‌شود.


عفو خصوصي


ب) توبه مجرم : در مواردي زماني شخص محکوم در مجازات حدي بخشيده مي‌شود که محکوم توبه کرده باشد. بنابراين صرف اينکه شخص اقرار به جرم کند، شامل عفو نمي‌شود. ماهيت توبه، احراز توبه و زمان پذيرش توبه در بخشيدن مجرم از نظر قانونگذار اهميت ويژه اي دارد.


ج) پيشنهاد عفو: پيشنهاد بخشودگي به مقام رهبري فقط از طريق رئيس قوه قضائيه امکان پذير است. که به اين امر عفو رهبري گفته مي‌شود. بنابراين درخواست کنندگان بايد از طريق رئيس قوه قضائيه تقاضاي بخشودگي کنند. رئيس قوه قضائيه مي‌تواند نهادي را براي اين امر ايجاد کند. هم اکنون کميسيون عفو و بخشودگي قوه قضائيه مسئول دريافت و رسيدگي به تقاضاي بخشش و تخفيف مجازات است.شايان ذکر است که اين درخواست از طريق کميسيون مذکور و در نهايت رئيس قوه قضائيه به رهبري ارائه مي‌شود.


شرايط تقاضاي عفو


درخواست بخشيدن بايد به واحد عفو و بخشودگي معاونت اجراي احکام کيفري ارائه شود. اعلام نظر درباره زندانيان واجد شرايط بخشش و آزادي مشروط مطابق قوانين و مقررات از وظايف قاضي اجراي احکام کيفري است. در مواردي ممکن است، محکوم از تقاضاي بخشودگي محروم شود. اين محروميت از پيشنهاد بخشودگي که حداکثر تا شش ماه است به دليل يکي از تنبيهات انضباطي پيش‌ بيني شده در قانون است که در صورت ارتکاب تخلف انضباطي از سوي زنداني در قانون براي او در نظر گرفته مي شود.



يکي از اختلافات موجر و مستاجر، عدم پرداخت اجاره بها از سوي مستاجر در موعد مقرر و توافق شده است. که به آن اجور معوقه گفته مي‌شود.

مطالبه اجور معوقه

گاهي موجر و مستاجر در عقد اجاره و رهن با اختلاف و مشکلات مواجه‌ مي‌شوند. يکي از اين اختلافات عدم پرداخت اجاره بها از سوي مستاجر در موعد مقرر و توافق شده است. در برخي موارد به دلايلي اجاره بها چندين ماه پرداخت نمي‌شود و به اين دليل موجر به دادگاه دادخواست مطالبه اجور معوقه را ارائه مي‌کند. در مجله دلتا شرايط دادخواست و نحوه مطالبه اجور معوقه در قانون مورد بررسي قرار گرفته است.


شرايط مطالبه اجور معوقه


مطالبه اجور معوقه بايد با دادخواست حقوقي به دادگاهي که صلاحيت رسيدگي به پرونده را دارد، ارائه شود. موجر ضمن ارائه دادخواست، بايد مدارکي را که نشان دهنده عدم پرداخت اجاره بها هستند و همچنين کپي برابر اصل اجاره نامه تنظيم شده را که به امضاء مؤجر و مستأجر رسيده است به پيوست دادخواست تقديم دادگاه کند. شايان ذکر است که دعواي مطالبه اجاره بها و مطالبه اجرت المثل با يکديگر فرق دارند. زيرا مطالبه اجور معوقه در زماني مطرح مي‌شود که قرارداد اجاره بين مؤجر و مستأجر تنظيم شده و مستأجر اجاره بهاي مقرر در اجاره نامه را پرداخت نکرده باشد ولي دعواي مطالبه اجرت المثل زماني مطرح مي‌شود که قرارداد اجاره موجود نباشد يا مدت آن منقضي شده و يا تصرفات به صورت غصبي و بدون اجازه يا موافقت مالک باشد.


اجاره بهاي مانده


نحوه شکايت در مطالبه اجور معوقه


نمونه دادخواست مطالبه اجاره بهاي مانده، به صورت دادخواست هاي چاپي توسط قوه قضائيه بوده در اختيار عموم قرار داده مي‌شود. مشخصات خواهان و خوانده در آن ثبت مي‌شود و خواسته خواهان بايد در ستون خواسته و شرح خواسته در متن دادخواست بايد تنظيم و به دادگاه صالح  تقديم شود. مدارکي که براي دعواي مطالبه اجور معوقه لازم است به شرح زير ضميمه دادخواست و به دادگاه تقديم شود.



  1. تنظيم دادخواست و ذکر در خواست موجر در ستون دادخواست و شرح خواسته در متن

  2. کپي مصدق (کپي برابر اصل) اوراق شناسايي و هويتي

  3. کپي مصدق اجاره نامه

  4. کپي مصدق اسناد مالکيت


شايان ذکر است که دادخواست تخليه نيز مانند دادخواست مطالبه اجاره بهاي مانده در فرم هاي چاپي و به همان ترتيب که در بالا ذکر شد ارائه مي‌شوند.


پس از تنظيم دادخواست توسط خواهان و ابلاغ وقت دادرسي به خوانده و بررسي دلايل ارائه شده خواهان و توضيحات و دفاعيات خوانده در صورت ثابت شدن حق، دادگاه به نفع خواهان رأي صادر مي‌کند و ميزان اجاره بهاي عقب افتاده که خوانده بايد به خواهان پرداخت کند با ذکر مدت زمان اجاره بهاي پرداخت نشده در آن اعلام مي‌شود. در مواردي که رأي غيابي باشد قابليت واخواهي و سپس تجديدنظر از طرف خوانده وجود دارد و اگر خواهان نيز به آن اعتراض داشته باشد مي‌تواند در مهلت مقرر که در رأي قيد مي‌شود، به آن اعتراض کند.


اجاره بها


آيا دعاوي مطالبه اجور معوقه هزينه دادرسي دارد؟


دعاوي اجاره بها هزينه دادرسي دارد و بايد براساس ميزان اجاره بهايي که مطالبه مي‌شود هزينه دادرسي آن توسط مؤجر طبق تعرفه به دادگستري پرداخت شود. پس از صدور رأي به نفع مؤجر و محکوميت مستأجر، موجر مي‌تواند اين هزينه را از مستأجر بگيرد. همچنين مؤجر مي‌تواند قبل از اينکه دادخواست مطالبه اجور معوقه را به دادگاه تقديم کند، براي اجاره بهاي مانده، يک اظهارنامه به طرفيت مستأجر و شرح آنچه را که از وي مطالبه دارد ارسال و به مستأجر ابلاغ کند. در چنين شرايطي مستأجر مي‌تواند به اظهارنامه پاسخ دهد و يا اينکه آن را بدون پاسخ گذارد. به همين دليل مي‌توان گفت در اصل اظهارنامه به معني اعلام خواسته مؤجر به مستأجر است و به معناي طرح دعوي بابت مطالبه اجور معوقه نيست.



رابطه نامشروع از جمله روابطي است که ميان زن و مردي که عقد ازدواج بين آن ها صورت نگرفته باشد و مرتکب عمل منافي عفت مي‌شوند رخ مي‌دهد. روابط نامشروع همان طور که از نام آن مشخص است در قانون جرم تلقي مي‌شود. افراد در صورت ارتکاب به اين جرم به 99 ضربه شلاق محکوم مي‌شوند.

رابطه نامشروع

گاهي افراد خواسته يا ناخواسته درگير روابطي مي‌شوند که نه فقط آن ها را از نظر روحي و جسمي تحليل مي‌برد که از نظر اجتماع و عرف و قانون جامعه نيز امري پسنديده نيست و قانونگذار نيز براي آن کيفر در نظر گرفته است. اين روابط در اسلام و قانون کشور ما تحت عنوان رابطه نامشروع بيان شده است. فارغ از هر گونه بحث و نظري شايد براي محافظت شخص از روح و روان و جسم خود نيز لازم است که تا جاي ممکن، به خود آگاه بود و از روابطي اين چنين اجتناب کرد. اما در ادامه ابعاد حقوقي اين جرم از منظر قانونگذار و مجازاتي که در قانون براي آن مقرر شده بررسي شده است. با مجله دلتا همراه باشيد.


رابطه نامشروع چيست؟


رابطه نامشروع از جمله روابطي است که ميان زن و مردي که عقد ازدواج بين آن ها صورت نگرفته باشد و مرتکب عمل منافي عفت مي‌شوند رخ مي‌دهد. روابط نامشروع همان طور که از نام آن مشخص است در قانون جرم تلقي مي‌شود. افراد در صورت ارتکاب به اين جرم به 99 ضربه شلاق محکوم مي‌شوند و اگر عمل با اکراه باشد فقط اکراه کننده مجازات تعزيري مي‌شود. (مجازات شلاق تعزيري معمولا 75 ضربه شلاق است) جرم رابطه نامشروع ، مجازات عمومي نيز دارد به اين معنا که دادستان بدون شکايت شاکي نيز مي‌تواند به پرونده رسيدگي کند. رابطه نامشروع و از جهت نحوه ارتباط برقرار کردن و ميزان مجازات با يکديگر تفاوت دارند.


روابط نامشروع


رابطه نامشروع به اعمال منافي اخلاق و عفت که بين زن و مردي که ازدواج نکرده اند و تماس فيزيکي نيز با يکديگر ندارند، گفته مي‎‎شود. ولي جرم زماني محقق مي‌شود که زن و مردي که ازدواج نکرده اند با يکديگر تماس فيزيکي دارند. تفاوت ديگر در نحوه مجازات است. مجازات رابطه نامشروع 99 ضربه شلاق است و در حالي که مجازات در مواردي اعدام و گاهي رجم (سنگسار) و در مواردي 100 ضربه شلاق است.


مجازات جرم روابط نامشروع چيست؟


در قانون براي رابطه نامشروع 99 ضربه شلاق تعيين شده است. البته اگر يکي از طرف هاي رابطه، مکَره (اکراه داشته باشد) باشد، مجازات نمي‎شود و فقط اکراه کننده مجازات مي‌گردد. با توجه به اينکه از نظر قانون اين رابطه بدون تماس فيزيکي بين زن و مرد، رابطه نامشروع تشخيص داده مي‌شود، بنابراين مرتکب چنين جرمي به 99 ضربه شلاق محکوم مي‎شود.
شايان ذکر است در مباني اسلامي بسيار تاکيد شده است که درخصوص مسائل اخلاقي و جنسي خيلي تحقيق انجام نشود، بنابراين زماني که اين جرم شکل علني و آشکار داشته باشد و با ارتکاب اين جرم، عفت جامعه جريحه دار شود و نيز فقط زماني که کسي از وقوع اين جرم اطمينان حاصل کرده باشد حق دارد آن را مطرح کند. در اين مورد مي‌توان به آيه اي از سوره مبارکه نور اشاره کرد که بيان مي‌دارد؛ « کساني که ن عفيف را به متهم مي‌نمايند و 4 شاهد نمي‌آورند 80 ضربه تازيانه (شلاق) بزنيد و آن پس هرگز شهادتشان را نپذيريد که مردمي فاسق اند».


اعمال منافي عفت


نحوه اثبات روابط نامشروع


اين جرم را مي‌توان با اقرار، شهادت شهود و علم قاضي اثبات کرد. ولي گاهي مدارکي از قبيل پرينت مکالمات، پيامک ها و نيز تصوير، فيلم و صوت روابط بين زن و مردي که ازدواج  نکرده‌اند و نيز بيانگر رابطه عاشقانه و يا جنسي باشد، در مواردي که از طريق رسانه هاي جمعي مانند تلفن، موبايل هاي هوشمند، کامپيوترها و شبکه هاي مجازي مانند؛ تلگرام، اينستاگرام و…. واقع گردد نيز قابل اثبات است. لازم به ذکر است که اگر مرتکبين در رابطه نامشروع، متهم شدند ولي دفاعياتي موجه و قانوني داشته باشند. به طور مثال ادعا کنند که قصد انجام جرم را نداشته اند، محکوم نخواهند شد.



در طلاق به دليل اعتياد، زن ابتدا بايد در دادگاه اثبات کند که مرد معتاد است. اين امر توسط پزشکي قانوني انجام مي‌شود و دادگاه مرد مضنون را به آنجا مي‌فرستد تا آزمايش بدهد.

طلاق به دليل اعتياد

طلاق به دليل اعتياد شوهر از جمله مهم ترين مسائلى است که باعث مى‌شود آمار پرونده هاي طلاق در دادگاه ها بالا برود. در مجله دلتا به اين سؤال پاسخ داده شده است که حق طلاق به علت اعتياد همسر وجود دارد؟


طلاق به دليل اعتياد همسر


طبق قانون حق طلاق با مرد است، اما در عقدنامه 12 تبصره وجود دارد که اصطلاحاً به آن ها شروط ضمن عقد گفته مي‌شود که در صورت امضاي عقدنامه در زمان ازدواج و پذيرفتن آن ها از طرف زوج ها حق طلاق براي زن به وجود مي‌آيد. شايان ذکر است که، صرف اعتياد مرد به مواد مخدر باعث طلاق نمي‌شود و اين موضوع در صورتي باعث ايجاد اين حق براي زن مي‌شود که طبق بند 6 عقدنامه، اعتياد همسر زندگي شويي را تحت تاثير قرار دهد و باعث عسر و حرج (سختي و مشقت) براي خانواده شود. بنابراين در صورتي که اين امر توسط دادگاه تاييد و اعتياد مرد اثبات شود، ابتدا دادگاه خانواده مهلتي تعيين مي‌کند که مرد طي آن مدت با مراجعه به کمپ ترک کند.


طلاق


شرايط طلاق از مرد معتاد چگونه است؟


در صورتي که مرد پس از چندين دفعه رفتن به کمپ تلاشي براي ترک اعتياد خود نکند، زن مي‌تواند با استفاده از بند عسر و حرج که در عقدنامه قيد شده، دادخواست طلاق را به دادگاه ارائه کند. بنابراين براي طلاق ابتدا بايد در دادگاه اثبات شود که مرد معتاد است. اين امر توسط پزشکي قانوني انجام مي‌شود و دادگاه مرد را به آنجا مي‌فرستد تا آزمايش بدهد. البته افراد معتاد با استفاده از راهکارهايي سعي مي‌کنند جواب آزمايش منفي شود. به همين دليل سازمان ها سعي بر اين دارند که امکان استفاده از اين ترفندها را به حداقل برسانند. يکي ديگر از روش هايي که زن با استفاده از آن مي‌تواند اعتياد مرد را در دادگاه ثابت کند شهادت شهود است. به اين معني که افرادي که فرد را کاملا مي‌شناسند و از وضعيت وي آگاهي دارند در دادگاه به اين موضوع شهادت بدهند. در اين صورت هياتي توسط دادگاه براي پيگيري و تحقيق در اين زمينه منصوب مي‌شوند تا صحت و درستي اين امر را تاييد کنند.


شرايط پذيرفتن اعتياد مرد به عنوان دليل طلاق


بر اساس قانون مدني، دادگاه در مواردي که شوهر به يکي از انواع مواد مخدر يا مشروبات الکلي اعتياد داشته باشد، با توجه به شرايطي که در ادامه ذکر شده است اقدام به صدور رأي طلاق براي زن مي‎کند. اين شرايط عبارتند از ؛
• اعتياد مرد به‌ بنيان و کانون خانواده آسيب وارد کند.
• مرد از ترک کردن اعتياد خودداري کند.
• امکان اام مرد به ترک مواد مخدر و … در مدتي‌ که به تشخيص پزشک براي ترک اعتياد لازم است، وجود نداشته باشد.
• ‌در مواردي که مرد به تعهد خود عمل نکند يا پس از ترک، مجدداً به مصرف‌ مواد روي آورد.


طلاق از طرف زن


بنابراين، با وجود يکي از شرايط فوق و با توجه به درخواست زن، طلاق انجام خواهد شد. شايان ذکر است، به صرف اثبات اعتياد شوهر توسط زن، امکان استفاده از اين دليل براي گرفتن طلاق کافي نيست و بايد حتماً اعتياد به تشخيص دادگاه، براي زن مضر باشد و به زندگي شويي خلل وارد کند. نکته اي که لازم است ذکر شود اين است که، در شروط ضمن عقد در سند ازدواج، موضوع اعتياد مشخص نشده است. اين شرط اين گونه مطرح شده است؛ “ابتلاي شوهر به هر گونه اعتياد مضري که به تشخيص دادگاه براي زندگي خانوادگي خلل آور بوده و ادامه زندگي براي زن دشوار باشد.” با توجه به اين عبارت، مي‌توان نتيجه گرفت که منظور قانونگذار از اعتياد نوع خاصي از آن نيست و بر هر نوع اعتيادي، به شرط اثبات آن در دادگاه دلالت دارد. مواردي همچون اعتياد به مواد مخدر يا مشروبات الکلي، بازي هاي کامپيوتري، شبکه ‎هاي اجتماعي و… . در واقع نکته مشترک همه اين اعتيادها، آسيب رساندن آن ‎ها به زندگي شويي و کانون خانواده است.



در مواردي که افراد مورد حمله قرار بگيرند و براي دفاع از خود يا افراد ديگر به ناچار مرتکب جرمي شوند، در اين حالت ديگر اعمال آن ها مرجرمانه نيست و به آن رفتار، دفاع مشروع گفته مي‌شود.

دفاع مشروع

دفاع مشروع يا دفاع قانوني از جمله حقوقى است که در قانون براى افراد در نظر گرفته شده است. در واقع حمايت از شهروندان در برابر انواع خطراتي که ممکن است آن ها را تهديد کند، بر عهده‌ دولت است. و دولت ها نيز بر اساس قانون به اين وظيفه عمل مي‌کنند. اما گاهي در برخي از موقعيت ها، اشخاص در معرض خطراتي قرار مي‌گيرند که ممکن است در آن زمان هيچ دسترسي به نهادهاي دولتي وجود نداشته باشد يا مراجعه‌ به آن ها زمان بر باشد و موجب ضرر و زيان بيشتري شود. در چنين شرايطي قانون‌ به اشخاص اين اجازه را مي‌دهد که در برابر صدمات از خود و اطرافيان خويش محافظت کنند. در ادامه با شرايط تحقق و ابعاد حقوقى اين گونه از دفاع با توجه به نظر قانونگذار آشنا مى‌شويم. در ادامه با مجله دلتا همراه باشيد.


دفاع قانوني


دفاع مشروع چيست؟


طبق ماده‌ 156 قانون مجازات اسلامي که مقرر کرده است:
«هرگاه فردي در مقام دفاع از نفس، عِرض (آبرو)، ناموس،‌ مال يا آزادي تن خود يا ديگري در برابر هرگونه يا خطر فعلي يا قريب ‌الوقوع با رعايت مراحل دفاع، مرتکب رفتاري شود، طبق قانون جرم محسوب نمي‌شود.» بنابراين در مواردي که افراد مورد حمله قرار بگيرند و براي دفاع از خود يا افراد ديگر به ناچار مرتکب جرمي شوند، در اين حالت وصف مجرمانه از اعمال آن ها برداشته مي‌شود و به آن رفتار، دفاع مشروع گفته مي‌شود. در اين صورت شخص دفاع کننده، تعقيب و مجازات نمي‌شود و در خصوص ضرر و زيان و خساراتي که اتفاق افتاده مسئول نيست. همين شرايط در مورد دفاع از افراد ديگر نيز صدق مي‌کند البته به‌ شرطي که آن‌ ها ناتوان از دفاع بوده يا نياز به کمک داشته باشند.


شرايط دفاع مشروع


گاهي شخص در موقعيت هاي خاص و استثنايي مرتکب رفتاري مي‌شود که در شرايط عادي از نظر قانون جرم است، ولي چون در آن موقعيت خاص مرتکب شده، ديگر عمل وي، جرم تلقي نمي‌شود و لذا براي آن مجازات هم تعيين نمي‌شود. به اين عوامل که باعث از بين رفتن وصف مجرمانه رفتاري مي‌شوند علل موجهه جرم گفته مي‌شود. در کليه کشورها و از جمله کشور ما، دفاع مشروع جزء عوامل موجهه جرم محسوب مي‌شود. به‌ عنوان مثال، قتل جرم است و براي مرتکب قتل، مجازات قصاص يا پرداخت ديه به‌ همراه مجازات حبس در نظر گرفته شده است. اما اگر شخصي در حين دفاع مشروع از خود يا ديگري، اعمالي انجام دهد که باعث مرگ شخص مهاجم شود، نمي‌توان او را به‌ خاطر ارتکاب قتل به مجازات قصاص، ديه يا حبس محکوم کرد، حتي اگر اين قتل به‌ صورت عمدي واقع شده باشد. طبق قانون، اين دفاع در موقعيت هاي خاص و استثنايي مجاز است، بنابراين بايد شرايطي که قانون‌گذار براي آن تعيين کرده است، وجود داشته باشد. به اين معنا که رفتار فرد طوري باشد که بتوان آن را دفاع مشروع ناميد. اين دفاع چند شرط کلي دارد که در زير به آن ها اشاره شده است؛
1. شخص بايد در برابر يک حمله فوري و جدي باشد.
2. جان، مال و آبروي يک نفر مورد لطمه قرار گيرد.
3. راه ديگري براي دفع اين حمله وجود نداشته باشد.


دفاع از خود


شرايط دفاع از ديگران


گاهي ممکن است شخصي براي دفاع از ديگران مرتکب جرم شود. در چنين حالتي، زماني مي‌توان اين دفاع را مشروع دانست که علاوه ‌بر شروطي که در بالا ذکر شد، يکي از عوامل زير نيز وجود داشته باشد:
• دفاع شونده از نزديکان دفاع‌ کننده باشد.
• مسئوليت دفاع از دفاع‌ شونده بر عهده‌ دفاع ‌کننده باشد.
• دفاع ‌شونده نتواند از خود دفاع کند.
• دفاع‌ شونده از ديگران تقاضاي کمک کند يا در وضعيتي باشد که امکان کمک گرفتن از ديگران را نداشته باشد.



با اينکه قوانين و مقررات کشورهاي مختلف در خصوص اعتبار گذرنامه متفاوت است، اما گذرنامه ها معمولا بايد حداقل 6 يا 7 ماه اعتبار داشته باشند. در واقع قوانين کشورها در اين خصوص متفاوت است و افراد براي سفر به خارج از کشور مم به رعايت اين قوانين هستند.

پاسپورت

گذرنامه يا پاسپورت يکي از مهم ترين مدارک هويتي رسمي افراد است که هر کشوري براي شهروندان خود صادر مي‌کند. در واقع گذرنامه براي ورود به کشورهاي ديگر لازم است. در تمام پاسپورت ها در کل دنيا قوانين و مقررات يکسان است. به طور مثال مشخصاتي مانند نام و نام خانوادگي، تاريخ تولد، محل تولد، جنسيت، تاريخ پاسپورت، شماره پاسپورت و تاريخ انقضا در همه آن ها ذکر مي‌شود. در مجله دلتا به بررسي نکاتي درباره گذرنامه پرداخته شده که دانستن آن ها مفيد و کاربردي خواهد بود.


حداقل اعتبار گذرنامه براي ورود به کشور


يکي از سوالاتي که گاهي پرسيده مي‌شود اين است که چرا بايد گذرنامه اعتبار داشته باشد؟ يا چرا مانند شناسنامه مدت اعتبار آن براي تمام عمر نيست؟ در زير مهم ترين دلايل دائمي نبودن اعتبار گذرنامه توضيح داده شده است:



  1. عکس روي گذرنامه بايد شبيه زمان حال افراد باشد زيرا به دليل گذر زمان و افزايش سن، چهره افراد تغيير مي‌کند بنابراين بايد عکس روي پاسپورت عوض شود.

  2. ممکن است پاسپورت افراد در زمان کودکي روي پاسپورت مادر يا پدر آن ها وجود داشته باشد، ولي در بزرگسالي لازم است که پاسپورت مخصوص به خود را داشته باشند.

  3. زماني که وضعيت تاهل اشخاص تغيير مي‌کند، اين تغييرات بايد در پاسپورت ذکر شود.

  4. وقتي کسي به خارج از کشور سفر مي‌کند، در صفحات گذرنامه وي مهر خروج و ورود خورده مي‌شود. و اين امر به مرور زمان باعث مي‌شود که صفحات تمام شوند و به همين دليل پاسپورت جديد لازم مي‌شود.


گذرنامه


تمديد پاسپورت


با اينکه قوانين و مقررات کشورهاي مختلف در مورد اعتبار گذرنامه متفاوت است، اما گذرنامه ها معمولا بايد حداقل 6 يا 7 ماه اعتبار داشته باشند. در هر حال همانطور که ذکر شد قوانين کشورها در اين خصوص متفاوت است و افراد براي سفر به خارج از کشور مم به رعايت اين قوانين هستند. پس بهتر است افراد پيش از اقدام به خريد بليط، ابتدا از اعتبار گذرنامه‌ خود مطمئن شوند. مدارک لازم براي تمديد گذرنامه در خارج از کشور عبارتند از:



  • تکميل فرم صدور گذرنامه

  • ارائه اصل گذرنامه فعلي

  • فتوکپي صفحه‌ هاي دو، سه و نيز صفحه داراي آخرين مهر خروج

  • ارائه اصل شناسنامه جمهوري اسلامي ايران و يک سري فتوکپي از کليه صفحات (شناسنامه افراد بالاي 15 سال بايد عکس‌دار باشد.)

  • عکس بيومتريک


مراحل دريافت گذرنامه موقت


افراد براي دريافت گذرنامه موقت بايد به پليس + 10 مراجعه کنند و گواهي مربوط به تقاضاي خود را ارائه دهند و مبلغي به عنوان وثيقه بگذارند. به عنوان مثال دانشجويان مي‌توانند با ارائه مدرک اشتغال به تحصيل، براي مدت زماني که در سفر هستند، پاسپورت موقت دريافت کنند. اگر شخص دانشجو نباشد و يا گواهي مبني بر اينکه از نظر قانوني مجاز به خروج از کشور و سفر است، نداشته باشد نمي‌تواند از پاسپورت موقت استفاده کند.


تمديد پاسپورت


رضايتنامه براي خروج همسر و فرزند از ايران


فرزندان زير  سال و ني که قصد دارند گذرنامه جداگانه دريافت کنند، براي خروج از ايران نياز به رضايتنامه پدر يا شوهر خود را دارند. براي اين کار بايد مدارکي از جمله اصل گذرنامه با امضاي پدر، اصل شناسنامه يا گذرنامه همسر و قبض پرداخت هزينه آن را در اختيار داشته باشند. زماني که اين مدارک تکميل شد، اين افراد مي‌توانند با گذرنامه صادر شده هر زمان که بخواهند از کشور خارج شوند.


ممنوع الخروج بودن


يکي از اقداماتي که افراد قبل از تهيه گذرنامه بايد از آن آگاهي پيدا کنند موضوع ممنوع الخروجي است. افراد در شرايطي  مانند داشتن بدهي، متهم شدن به جرم و … ممکن است که از کشور ممنوع الخروج شوند. به همين دليل زماني که شخصي تصميم به سفر و خروج از کشور مي‌گيرد اولين اقدام اين است که بداند ممنوع الخروج است يا خير.



قرار دادن تابلوي پارک ممنوع جرم است؟ مجازات دستکاري کردن کيلومتر شمار خودرو چيست؟ کنجکاوي در تلفن همراه ديگران جرم است؟ سه سؤال حقوقي که در مجله دلتا به آن ها با توجه به قانون پاسخ داده شده است.

سه سؤال حقوقي

گاهي به طور روزمره با مسائلي مواجه شويم که اين پرسش در ذهن ايجاد مي‌شود که راهکار حقوقي اين قضيه چيست و اصلا قانونگذار در اين خصوص چه نظري دارد. ما در مجله دلتا سعي کرديم که به برخي از اين موضوعات از منظر حقوقي بپردازيم. پس در ادامه با سه سؤال حقوقي که در اين نوشتار پاسخ داده شده است با ما همراه باشيد.


پاسخ به سه سؤال حقوقي ؛


1. قرار دادن تابلوي پارک ممنوع جرم است؟


بعضي از افراد گمان مي‌کنند که جلوي درب مغازه يا خانه آن‌ ها ملک خصوصي‌ است و به همين دليل با نصب تابلوي پارک ممنوع اجازه نمي‌دهند که کسي بتواند در آن محل پارک کند. اما قرار دادن موانع در کوچه و خيابان و بستن راه پارک خودرو‌ها توسط ساکنان آن منطقه از نظر قانون جرم به حساب مي‌آيد و مجازات دارد. در واقع شخص مي‌تواند تابلوي پارک ممنوع يا تهديد به پنچري چرخ خودرو را فقط روي درب پارکينگ خانه يا محل کار خود، قرار دهد. در غير اين صورت مجرم است و مي‌توان عليه او در دادسرا شکايت کرد. و در قانون براي آن مجازات حبس در نظر گرفته شده است.


پارک ممنوع


طبق قانون مدني هيچ‌ کس نمي‌تواند کوچه و خيابان‌ هايي که بن‌ بست يا مسدود نيست را تحت تملک و اختيار خود قرار دهد. همان طور که عنوان شد مسدود کردن کوچه و خيابان جرم و در قانون براي آن مجازات تعيين شده است. در نتيجه، قرار دادن موانع از سوي افراد در کنار کوچه و خيابان و به طور کلي جلوگيري از پارک خودروهاي ديگر، نقض حقوق شهروندي است اما بايد دانست که اين ممنوعيت دو استثناء دارد:



  1. پارک کردن خودرو مقابل پارکينگ چه خانه باشد و چه مغازه ممنوع است.

  2. کليه فضاي داخل کوچه متعلق به ساکنان کوچه است. بنابراين پارک کردن خودروي افرادي که ساکن آن کوچه نيستند از نظر قانوني ايراد دارد.


2. کم کردن کيلومتر شمار خودرو چه مجازاتي دارد؟


برخي از افراد به دليل جرمي که مرتکب شده اند کيلومتر شمار خودرو خود را دستکاري مي‌کنند. اين افراد گمان مي‌کنند که با اين کار مي‌توانند پليس را فريب دهند، اما توجه به اين نکته ضروري است که دستکاري کردن کيلومتر شمار جرم محسوب مي‌شود و در مواردي حتي براي فرد مجازات حبس در نظر گرفته شده است. لازم به ذکر است اگر راننده‌ وسيله نقليه، به عمد کيلومتر شمار خودرو خود را تغيير دهد به دليل اين که موجب مي‌شود که حرکت ماشين کمتر از سرعت واقعي آن باشد، لذا در قانون براي فرد متخلف مجازات در نظر گرفته شده است.
فردي متخلف براي بار اول به حبس از 10 روز تا 2 ماه يا جزاي نقدي از 50 تا 500 هزار ريال يا هر دو مجازات محکوم مي‌شود و در صورت تکرار حبس او به 2 تا 6 ماه مي‌رسد.


کنجکاوي در تلفن همراه


3. کنجکاوي در تلفن همراه ديگران جرم است؟


يکي از سه سؤال حقوقي ، در ارتباط با کنجکاوي کردن در تلفن همراه ديگران است. اين عمل علاوه بر اينکه ناپسند است، مجازات‌ هاي قانوني هم براي فرد در پي دارد. بر اساس قانون جرائم رايانه‌ اي، مجازات کنجکاوي کردن در تلفن همراه ديگران جرم تلقي شده و عنوان شده که اگر فردي بدون اجازه صاحب تلفن همراه، در تلفن او کنجکاوي کند، به حبس از 91 روز تا 1 سال يا جزاي نقدي از 5 ميليون ريال تا 20 ميليون ريال يا هر دو مجازات محکوم خواهد شد. قانون‌گذار نسبت به حفظ اطلاعات شخصي افراد بسيار حساس و سخت‌ گير است. به همين دليل دسترسي بدون اجازه به اطلاعات شخصي افراد صريحا جرم محسوب مي‌شود. البته در صورتي که فردي شخصا اجازه دهد تا ديگري از تلفن همراه او استفاده کند، جرمي اتفاق نيافتاده است، اما اگر فرد خاطي از طريق هک کردن بخواهد به اطلاعات ديگري دسترسي پيدا کند، مجازات مقرر را بايد طي کند. البته اين مجازات فقط براي کنجکاوي و پايش در تلفن‌ هاي همراه نيست و در صورت ورود در سيستم رايانه‌ اي افراد و خارج کردن اطلاعات از آن بدون کسب اجازه، باز هم فرد خاطي مشمول مجازات مذکور خواهد شد.



ورشکستگي بايد به موجب حکم دادگاه اعلام شود و تا زماني که دادگاه حکم ورشکستگي را صادر نکرده، ورشکستگي تاجر ثابت نمي‌شود. براي تقسيم اموال و دارايي ‌هاي تاجر ورشکسته، طلبکاران نسبت به هم حق تقدم ندارند.

ورشکستگي در حقوق تجارت

ورشکستگي در حقوق تجارت مطرح شده است و زماني اتفاق مي‌افتد که تاجر توان پرداخت بدهي ها را نداشته باشد و نتواند تعهدات خود را عملي کند. در اصطلاح به چنين افرادي ورشکسته گفته مي‌شود. ورشکستگي و مقررات آن فقط شامل تجار و بازرگانان مي‌شود و چنانچه اشخاص عادي قادر به پرداخت بدهي هاي خود نباشند اصطلاحاً به آن ها معسر گفته مي‌شود. به گزارش مجله دلتا شرکت‌ هاي تجارتي چون بازرگان شناخته مي‌شوند مشمول قوانين و مقررات ورشکستگي هستند ولي شريکان و مديران آن‌ ها چون تاجر نيستند مشمول اين مقررات نخواهند شد.


تقسيم دارايي ورشکسته


براي تقسيم اموال و دارايي ‌هاي تاجر ورشکسته، طلبکاران نسبت به هم حق تقدم ندارند. شايان ذکر است که ورشکستگي بايد به موجب حکم دادگاه اعلام شود و تا زماني که دادگاه حکم ورشکستگي را صادر نکرده، ورشکستگي تاجر ثابت نمي‌شود. دادگاه محل اقامت تاجر صلاحيت رسيدگي به اين موضوع را دارد. اعلام ورشکستگي بر حسب تقاضاي يک يا چند نفر از طلبکاران يا به تقاضاي دادستان يا حتي اظهار و تقاضاي خود تاجر صورت مي‌گيرد. حکم ورشکستگي تاجري که فوت شده را تا يک سال بعد از مرگ او نيز مي‌توان صادر کرد.


ورشکستگي


انواع ورشکستگي در حقوق تجارت


1. ورشکستگي عادي
2. ورشکستگي به تقصير
3. ورشکستگي به تقلب


مجازات ورشکستگي به تقصير ؛


تاجر در موارد زير ورشکسته به تقصير اعلان مي‌شود:
1. در مواردي که ثابت شود مخارج شخصي يا مخارج خانه و خانواده تاجر در زمان هايي که اوضاع مالي عادي بوده، بيشتر از حد معمول و متعارف درآمد وي بوده است.
2. در صورتي که معلوم شود که تاجر نسبت به سرمايه خود مبالغ عمده صرف معاملاتي کرده است که در عرف تجارت نامشخص است يا نفع آن منوط به اتفاق خاصي است.
3. اگر به قصد تاخير انداختن ورشکستگي خود خريدي بالاتر يا فروشي کمتر از قيمت روز کرده باشد.
4. اگر يکي از طلبکارها را پس از تاريخ توقف ( تاريخ صدور حکم ورشکستگي) بر سايرين ترجيح دهد و طلب او را بپردازد از موارد ورشکستگي به تقصير به حساب مي‌آيد.
5. اگر به حساب شخص ديگري و بدون آن که در مقابل آن مبلغي دريافت کند تعهداتي کرده باشد که با توجه به وضعيت مالي وي در حين انجام آن ها، تعهدات مذبور زياد باشد و باعث ورشکستگي شود.
6. اگر دفتر مخصو تجار نداشته يا دفاتر او ناقص يا بي ترتيب باشند يا در صورت دارا بودن دفاتر تجاري وضعيت خود را اعم از بدهي ها و مطالبات به طور صريح معين نکرده باشد.


لازم به ذکر است که طبق قانون، مجازات تاجر ورشکسته به تقصير از 6 ماه تا سه سال حبس است.


حکم ورشکستگي


حکم ورشکستگي به تقلب ؛


بر اساس قانون تجارت، در موارد زير تاجر ورشکسته به تقلب به شمار مي‌آيد؛
1. تاجر ورشکسته اي که دفاتر خود را مفقود کند يا قسمتي از دارايي خود را مخفي کرده و يا از طريق معاملات صوري از ميان ببرد.
2. هر تاجر ورشکسته اي که خود را به وسيله اسناد و مدارک تقلبي خود را بدهکار قلمداد کند در حالي که در حقيقت به آن ميزان بدهکار نيست.
کساني که به عنوان ورشکستگي به تقلب محکوم مي‌شوند به مجازات حبس از يک تا پنج سال محکوم خواهند شد.


سوالي که بسيار پرسيده مي‌شود اين است که چرا بيشتر کسب و کارهاي جوان و کارآفرينان با ورشکستگي روبرو مي‌شوند؟


در اين خصوص بايد اذعان داشت که مجموعه اي از دلايل و عوامل باعث رخ دادن اين اتفاق مي‌شوند که در ادامه به مواردي از آن ها اشاره شده است. عمواملي همچون نداشتن سرمايه کافي، بازاريابي ضعيف، برنامه‌ريزي نامناسب و ناکافي، در نظر نگرفتن رقابت در بازار کسب و کار، نداشتن انعطاف‌پذيري لازم، ناديده گرفتن قدم بعدي، سعي در انجام دادن تمام امور به‌طور کامل و بي عيب و نقص را مي توان از جمله موارد مهم در ناکامي و ورشکستگي کسب و کارهاي جوان به شمار آورد.



در بيمه مهريه، مرد با شرکت بيمه قراردادي مي‌بندد تا ماهانه مبلغي را به حساب بيمه واريز کند و در عوض شرکت مذکور مکلف است در صورت از کار افتادگي و يا فوت مرد، مهريه همسر وي را بپردازد.

بيمه مهريه

بيمه مهريه از جمله تدابيري است که براي حفظ حق و حقوق ن انديشيده شده است. اين روزها شاهد اين هستيم که مهريه از ماهيت اصلي خود که گره‌ گشايي در کار خانواده و به خصوص زن بوده، فاصله گرفته و به يکي از بزرگترين معضلات مردان و بالطبع خانواده ها تبديل شده است. زيرا با توجه به افزايش قيمت سکه حتي کمترين مهريه ها نيز مبلغ قابل توجهي پيدا کرده اند و در نتبيجه اغلب مردان توانايي پرداخت مهر را ندارند. به گزارش مجله دلتا براي کاهش اين معضلات بيمه اي تحت عنوان بيمه مهر توسط شرکت هاي بيمه گر ارائه شده است.


بيمه مهريه چيست؟


اين طرح تضميني مطمئن براي پرداخت تمام يا قسمتي از مهريه و پشتيباني مالي مناسب است که زن مي‌تواند از آن بهره مند شود. در بيمه مهريه، مرد با شرکت بيمه قراردادي مي‌بندد تا ماهانه مبلغي را به حساب بيمه واريز کند و در عوض شرکت مذکور مکلف است در صورت از کار افتادگي و يا فوت مرد، مهريه همسر وي را بپردازد. در صورتي که مدت قرارداد تمام شود و مرد در قيد حيات باشد يا دچار از کار افتادگي نشود، بيمه تمام مبلغي را که مرد در اين سال ها پرداخت کرده، به همسر او برمي‌گرداند. ولي در صورت فوت يا از کار افتادگي مرد، ديگر پرداخت اقساط بيمه ضروري نيست و بيمه گر (شرکت بيمه) کل مبلغ مهريه زن را به قيمت روز به او مي‌پردازد.


طلاق


سقف بيمه مهريه


سقف پوشش اين بيمه 20 ميليون تومان است. به اين معني که اگر ارزش مهريه بيش از 20 ميليون تومان باشد، فقط بخشي از آن تحت پوشش قرار مي گيرد. مرد بر اساس سن، ارزش ريالي مهريه و مدت زمان قرارداد، مبلغ معين شده را به شرکت بيمه‌ گر پرداخت مي کند تا تمام و يا بخشي از مهريه همسر خود را بپردازد. لازم به ذکر است که مدت قرارداد مذکور، 5، 10 و 15 سال هستند. در اين قرارداد شوهر مي‌تواند حق بيمه خود را به صورت ماهانه، سه ماهه، شش ماهه و سالانه پرداخت کند.


بيمه طلاق


در بيمه طلاق مبلغي که مرد براي بيمه مي‌پردازد، بر اساس سن او و مدت زمان قرارداد با بيمه، متفاوت است. به عنوان مثال يک مرد 20 ساله به ازاي هر يک ميليون تومان از مهريه همسر، بايد ماهانه 12 هزار و 160 تومان در مدت 5 سال بپردازد. يعني اگر مهريه همسرش در مدت قرارداد 10 ميليون تومان محاسبه شود، بايد در مدت 5 سال، هر ماه  121هزار و 600 تومان حق بيمه بپردازد. شايان ذکر است يکي از مواردي که شرکت هاي بيمه گر را دچار مشکل مي‌کند، امکان سوءاستفاده از اين طرح است. به اين معني که زن و شوهر با تباني از يکديگر طلاق بگيرند و پس از دريافت مهريه، رجوع کنند.


مهريه


بيمه مهريه چه مواردي را پوشش مي‌دهد؟


کارکردهاي اصلي بيمه مهر به عنوان تضميني براي پرداخت حق و حقوق قانوني زن به شرح زير است:
• در صورت فوت بيمه گزار (مرد) به طور طبيعي‌ يا بر اثر حادثه در طول مدت قرارداد، دو برابر سرمايه اصلي بيمه (ميزان مهريه بيمه شده) به زن پرداخت خواهد شد.
• در صورت از کار افتادگي دائم و کامل شوهر در طول قرارداد، بيمه گزار (مرد) از پرداخت مابقي حق بيمه معاف مي‌شود.
• زن مي‌تواند پس از گذشت 2 سال از شروع قرارداد و يا اولين حق بيمه، در صورتي که تمام اقساط پرداخت شده باشد، با موافقت بيمه گزار (شوهر) از محل ذخيره رياضي بيمه نامه ( نام ديگر آن ذخيره حق است) وام بگيرد.
• اگر زوج ها بعد از گذشت 6 ماه از ابتداي قرارداد و يا اولين حق بيمه از هم طلاق بگيرند، ذخيره رياضي بيمه نامه تا تاريخ پرداخت حق بيمه به زن پرداخت خواهد شد.
• در صورتي که زن در طول مدت قرارداد بيمه نامه (حداقل 6 ماه پس از شروع بيمه نامه و يا پرداخت اولين حق بيمه) فوت کند، ارزش بازخريد بيمه نامه به بيمه گزار (مرد) پرداخت خواهد شد.
• مرد نمي‌تواند بيمه نامه را در طول مدت قرارداد بدون اطلاع زن فسخ کند و اقساط پيشين را دريافت کند.



عده طلاق در ازدواج دائم سه ماه و در عقد موقت 45 روز است. اگر در زمان طلاق زن باردار باشد عده او با زايمان حتي اگر چند لحظه بعد از طلاق باشد پايان مي‌يابد.

مدت عده طلاق

عده يا عدت در لغت به معني شمار و گروه است. و در اصطلاح فقه به مدتي گفته مي‌شود که زن بايد براي ازدواج مجدد صبر کند. عده در کليه مذاهب اسلامي به عنوان يک اصل پذيرفته شده و فقط در احکام آن اختلافاتي جزئي وجود دارد. در مجله دلتا به بررسي انواع عده و قوانين و مقررات در خصوص مدت عده در طلاق پرداخته شده است.


مدت عده در طلاق توافقي چقدر است؟


مدت عده طلاق در ازدواج دائم سه ماه و در عقد موقت 45 روز است. اگر در زمان طلاق زن باردار باشد عده او با زايمان پايان مي‌يابد. حتي اگر چند لحظه بعد از طلاق وضع حمل کند. بنابراين عده زني که باردار است، چه در ازدواج دائم و چه در عقد موقت و نيز در طلاق، فسخ يا مرگ همسر تا زمان زايمان است. عده در صورت سقط شدن بچه قبل از زايمان با مرگ جنين به پايان مي‌رسد.


عده در طلاق


عده وفات شوهر


عده مرگ شوهر چهار ماه و 10 روز است. اگر زن باردار باشد عده او تا وضع حمل وي است. يعني حداقل بايد مدت چهار ماه و ده روز و گاهي بيش‌تر رعايت کند. شايان ذکر است که عده وفات عام است. به اين معني که هم شامل ازدواج دائم و هم ازدواج موقت مي‌شود. حتي زن يائسه يا زني که بين او و شوهر روابط شويي واقع نشده، عده وفات دارند. از نظر فقهي در طول اين مدت زينت و زيور آلات براي زن ممنوع است. در قرآن کريم به اصل نگه داشتن مدت عده براي زن پس از طلاق يا فوت شوهر تصريح شده است. اما در اين که چرا مدت عده در طلاق با مدت آن در فوت شوهر متفاوت است، به صراحت مطلبي بيان نشده است. از نظر برخي از فقها به دليل حرمت و ارج نهادن به شوهر فوت شده لازم است که زن مدت عده را نگه دارد.


طلاق


عده در کشورهاي غير اسلامي وجود دارد؟


سؤالي که مطرح مي‌شود اين است که آيا مساله عده در کشورهاي غير اسلامي مانند کشورهاي اروپايي و آمريکايي وجود دارد؟ در پاسخ بايد اذعان داشت که اصل بر عدم وجود مبحثي به نام عده است، اما براي پيشگيري از مشکلات ناشي از اختلاط نسب در کشورهاي مذکور، راهکار هايي در نظر گرفته شده است. از جمله اطاله دادرسي (طولاني تر کردن روند رسيدگي به پرونده طلاق توسط دادگاه ها)، منع روابط شويي در خلال رسيدگي به پرونده طلاق و منع زن و شوهر از ازدواج مجدد به مدت تعيين شده در حکم طلاق است. مي‌توان گفت اين روش ها تا حدودي اهداف عده را به گونه‌ اي غير مستقيم محقق مي‌سازد. در واقع مدتي که مرد يا زن پس از فوت همسر، قبل از ازدواج مجدد صبر مي‌‌کند، در کشورهاي مختلف به تناسب اصول اخلاقي، اعتقادي و اجتماعي حاکم بر آن جوامع متفاوت است، اما عموما اين امر از امور شخصي و فردي محسوب شده و به احساسات افراد مختلف بستگي دارد.



هرگاه تهديد به ‌قدري قوي باشد که علاوه بر سلب رضايت، اراده نيز از تهديدشونده گرفته شود، وي هيچ مسئوليتي نخواهد داشت و مسئوليت کيفري متوجه اجبار کننده خواهد بود.

تهديد

تهديد يعني ترساندن ديگري به ‌قصد وادار کردن وي به انجام دادن خلاف و جرمي که بر خلاف ميل آن شخص است به‌ طوري که تهديدشونده از ترس، مجبور به اطاعت از تهديدکننده باشد. تهديد در کليه کشورها از جمله ايران جرم تلقي شده و براي آن مجازات در نظر گرفته شده است. ما در اين نوشتار به بررسي اقسام تهديد و مجازات آن در قانون مي‌پردازيم. در ادامه با مجله دلتا همراه باشيد.


اقسام تهديد و مجازات آن ها


تهديد انواع و اقسام مختلفي دارد که در ادامه آن ها را بررسي مي‌کنيم .


1. تهديد به ‌منظور گرفتن نوشته، سند، مدرک و…


طبق ماده‌ 668 قانون مجازات اسلامي «هر کس با جبر و قهر (اجبار) يا با اکراه و تهديد، ديگري را مم به دادن نوشته، سند، امضا يا مهر کند و يا سند و نوشته‌ اي که متعلق به او يا سپرده به او است را از وي بگيرد، به حبس از سه ماه تا دو سال و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد.» اين جرم، از جرائم قابل گذشت است که رسيدگي به آن، فقط با شکايت شاکي خصوصي آغاز مي‌شود و در صورت رضايت و اعلام گذشت شاکي، تعقيب متهم فوراً متوقف مي‌شود.


مجازات تهديد


2– تهديد به ضرر‌هاي جسماني، مالي و


بر اساس قانون، هر کس ديگري را به قتل، ضرر‌هاي نفسي (جسمي) ، شرافتي، مالي يا به افشاي اسرار وي يا بستگان او تهديد کند، اعم از اين‌ که به اين واسطه، تقاضاي تهديدکننده انجام شده باشد يا خير، وي به مجازات شلاق تا 74 ضربه يا حبس از دو ماه تا دو سال محکوم خواهد شد. براي مثال اگر شخصي ديگري را به شکستن دست و يا چاقو زدن تهديد کند، عمل او مصداق تهديد به ضرر‌هاي نفسي (جسمي) است، و اگر آن فرد را تهديد به بردن آبرو و ناموس يا تهديد به افشاي اسرار او يا بستگان وي کند، اين عمل، تهديد به ضرر‌هاي شرفي محسوب مي‌شود. شايان ذکر است که ملاک تشخيص اين‌ که چه اموري براي چه کساني جزء اسرار محسوب مي‌شود، به طور عرفي مشخص مي‌شود. در واقع مي‌توان گفت اموري که از افشاي آن ضرر و زيان مادي يا معنوي متوجه شخص خواهد شد، به موجب قانون، جزء اسرار محسوب شده و تهديد به افشاي آن جرم است. اين تهديد، از جرائم قابل گذشت است.


3– اجبار با استفاده از سلاح


به‌ موجب ماده‌ 617 قانون مجازات اسلامي «هر کس به ‌وسيله‌ چاقو و يا هر نوع سلاح تظاهر يا قدرت‌ نمايي کند يا آن را وسيله‌ مزاحمت اشخاص يا اخاذي يا تهديد قرار دهد يا با کسي گلاويز شود، در صورتي که از مصاديق محارب (شخصي که با حکومت در ستيز و جنگ است) نباشد، به حبس از شش ماه تا دو سال و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد». شايان ذکر است که منظور از اسلحه، سلاح سرد مانند چاقو و سلاح گرم مانند کلت کمري است. اين تهديد، از جمله جرائم غيرقابل گذشت است به اين معنا که رسيدگي به آن نيازمند طرح شکايت از سوي شاکي خصوصي نيست. و دادستان در صورت اطلاع از وقوع چنين جرمي بر عليه تهديدکننده، شکايت و طرح دعوا مي‌کند.


4– وادار کردن ديگران به ارتکاب جرم


گاهي اوقات مجرمان براي رسيدن به اهداف خود، فرد يا افرادي  را تهديد مي‌کنند و آن اشخاص از ترس، دست به عمل مجرمانه مي‌زنند و مرتکب جرم مورد نظر آن ها شود. در اين موارد بايد گفت که هرگاه تهديد به ‌قدري قوي باشد که علاوه بر سلب رضايت، اراده نيز از تهديدشونده گرفته شود، وي هيچ مسئوليتي نخواهد داشت و مسئوليت کيفري متوجه اجبار کننده خواهد بود. زيرا مسئوليت کيفري فقط زماني محقق مي‌شود که فرد حين ارتکاب جرم، عاقل، بالغ و مختار باشد. بنابراين هرگاه کسي بر اثر تهديد غير قابل تحمل، مرتکب رفتار مجرمانه شود، مجازات نمي‌شود و به‌ جاي او تهديدکننده به مجازات محکوم خواهد شد. البته به موجب قانون مجازات اسلامي؛ تهديدشونده نمي‌تواند به دليل تهديد، فردي را به قتل برساند زيرا تهديد هرگز مجوز قتل نيست و اگر کسي ديگري را ولو از روي اکراه به قتل برساند، قصاص و اکراه کننده نيز به حبس ابد محکوم مي‌شود. مگر آن که اکراه شونده طفل غيرمميز ( به صغيري گفته مي‌شود که داراي قوه درک و تشخيص نيست. خوب و بد را تشخيص نمي‌دهد و نمي‌تواند اراده اي براي انجام اعمال خلاف داشته باشد. کودک زير هفت سالگي را به عنوان صغير غير مميز مي‌شناسند) يا مجنون باشد که در اين صورت فقط اکراه‌ کننده محکوم به قصاص مي‌شود. شايان ذکر است که يکي ديگر از از انواع اين جرم، تهديد پيامکي است.


اقسام تهديد


شرايط تحقق تهديد در قانون ايران


تهديد در کليه مواردي که در بالا ذکر شد فقط در صورتي محقق مي‌شود که تمام شرايط زير را داشته باشد:



  1. بايد در ارتباط با موضوعي معين و مشخص باشد و تهديدکننده به طور واضح فرد را به قتل يا ضرر‌هاي مادي، معنوي، شرفي و افشاي اسرار خود يا بستگانش تهديد کند. مثلاً اگر شخصي به ديگري بگويد «حسابت را مي‌رسم» يا «کاري مي‌کنم که مرغان هوا به حالت گريه کنند» ، اين جملات به دليل مبهم بودن و معلوم نبودن نوع ضرر مادي يا معنوي تهديد محسوب نمي‌شود.

  2. تهديد بايد با ارتکاب اعمال غير قانوني و براي رسيدن به منفعت نامشروع صورت پذيرد. بنابراين اگر کسي براي رسيدن به حق خود، به ديگري هشدار دهد که عليه او نزد مراجع قانوني شکايت خواهد کرد، اين عمل جرم محسوب نمي‌شود.

  3. تهديدکننده توان انجام تهديد را داشته باشد و بايد نسبت به تهديدشونده مؤثر واقع شود. شناسايي مؤثر بودن اين موضوع، منوط به اوضاع و احوال تهديدکننده و تهديدشونده است. به طور مثال اگر شخصي ناتوان، فردي نيرومند را تهديد به کتک زدن و آسيب رساندن جسمي کند، از آن‌جا که اين نحو از ترساندن، وحشتي در فرد نيرومند ايجاد نمي‌کند، اين جرم محقق نمي‌شود.

  4. صرف ترس از کسي يا چيزي تهديد به شمار نمي‌آيد. بلکه ترس بايد از عمل تهديدکننده ناشي شده باشد.



آتش سوزي يکي از حوادثي است که ممکن است هر لحظه رخ بدهد بنابراين بيمه کردن ساختمان در برابر آتش سوزي از مهم‌ ترين وظايف مدير ساختمان است. مدير ساختمان بايد بر اساس متراژ هر واحد سهم هر واحد را در بيمه آتش سوزي مشخص کرده و ساختمان را در برابر اين حادثه بيمه کند.

وظايف مدير ساختمان

مدير ساختمان توسط هيئت مديره انتخاب شده و وظايف خود را به انجام مي‌رساند. او شخص مورد اعتماد و منتخب ساکنان ساختمان است. در اين نوشتار وظايف و اختيارات مدير ساختمان بر اساس قانون تملک آپارتمان ها بررسي شده است. با مجله دلتا همراه باشيد.


حقوق و مزاياي مدير ساختمان



  • اگر مدير ساختمان خارج از ساکنين باشد بايد طبق قرارداد حق احمه دريافت کند و اين قرارداد طبق قوانين کار کشور است. در اين صورت هيئت مديره ساختمان در نقش کارفرما و مدير در نقش کارگر است و حداقل حقوق پايه وزارت کار + بيمه و مزايا و دريافت مي‌کند.

  • اگر مدير ساختمان از داخل ساکنين باشد و قرارداد کار مانند يک شخص خارج از ساختمان که در فوق اشاره شد داشته باشد داراي حقوق و مزايا طبق قرارداد منعقده و تابع قوانين کار است.

  • اگر مدير ساختمان مستقيم از طرف ساکنين انتخاب شود و هيچ گونه قراردادي منوط به مزد و مزايا بين ايشان تنظيم نشود و فقط صورتجلسه انتخاب مدير تهيه شود مدير ساختمان به طور قانوني مجاز به برداشت هيچ گونه مبلغي  تحت هيچ عنواني نيست. ولي بين ساکنين ساختمان عرف شده است که مدير ساختمان در ساختمان هاي کم واحد فقط مي‌تواند حق شارژ ثابت پرداخت نکند. شايان ذکر است که اگر در صورتجلسه ساختمان حق احمه قيد شده باشد و پايين تر از حداقل حقوق وزارت کار باشد، اين اشاره به معناي قرارداد کار نيست و از قوانين کار پيروي نمي‌کند. بنابراين مدير، به عنوان مسئول ساختمان شناخته مي‌شود و کماکان در مقابل خطرات و حوادث در ساختمان  مسئول است.



وظايف مدير ساختمان


1.محاسبه مقدار شارژ ماهانه هر واحد؛


مدير يا مديران ساختمان بايد شارژ ماهانه هر واحد را محاسبه کرده و از مالکين درخواست کنند تا شارژ را در اولين فرصت پرداخت کنند. مقدار شارژ ماهانه هر واحد با روش‌ هاي مختلفي مانند محاسبه بر اساس نفرات، متراژ واحد، شارژ ثابت و شارژ متغير محاسبه مي‌شود و يا مي‌تواند با ترکيبي از اين روش ها شارژ ماهانه هر واحد را محاسبه و دريافت کند.


2.رسيدگي به اعتراض ساکنين؛


در صورتي که هر يک از ساکنين نسبت به روش اجرايي مدير يا هيئت مديره اعتراضي داشته باشد مي‌تواند به مدير مراجعه کند و مدير موظف است که به اعتراضات او توجه کرده و او را نسبت به روش اجرايي خود قانع کند. براي مثال يکي از قوانين ساختمان، دريافت شارژ ماهانه از ساکنين است. فرقي نمي‌کند ساکنان به طور دائم در ساختمان حضور داشته باشند يا حضور نداشته باشند. اما ممکن است که يکي از مالکان نسبت به اين قانون معترض باشد که چرا در صورت عدم حضور در منزل همچنان بايد شارژ ماهانه را پرداخت کند. در اين موارد مدير موظف است که به اعتراض مالک رسيدگي کند و در صورت صلاحديد وضعيت، بايد شارژ ماهانه خدمات عمومي ساختمان را از او دريافت کند.


3.بيمه کردن ساختمان در برابر آتش سوزي؛


آتش سوزي يکي از حوادثي است که ممکن است هر لحظه رخ بدهد بنابراين بيمه کردن ساختمان در برابر آتش سوزي از مهم‌ ترين وظايف مدير ساختمان است. مدير ساختمان بايد بر اساس متراژ هر واحد سهم هر واحد را در بيمه آتش سوزي مشخص کرده و ساختمان را در برابر اين حادثه بيمه کند. در صورت بروز آتش سوزي در يک ساختمان بيمه نشده، مدير ساختمان موظف به پرداخت خسارت به مالکين و ساکنين ساختمان است.


4.اطلاع رساني تصميمات صورت جلسات به افراد غايب در جلسه؛


مدير ساختمان موظف به ارسال فکس يا ايميل و … به ساکنين و مالکين ساختماني است تا در زمان و مکان مشخص شده در جلسه حضور داشته باشند ولي برخي از ساکنان و مالکان ممکن است که بنا به دلايلي در جلسه حضور پيدا نکنند. و چون همه ساکنان و مالکان بايد از تصميمات مجمع عمومي آگاه شوند بنابراين مدير يا مديران بايد تصميمات مجمع عمومي را به افراد غايب در جلسه اطلاع رساني کند. مدير موظف است که حداکثر 10 روز بعد از جلسه، تصميمات گرفته شده را به اعضايي که در جلسه حضور نداشتند اطلاع رساني کند.


اختيارات مدير ساختمان


5.ارائه رسيد تسويه حساب هزينه‌ هاي ساختمان؛


زماني که مالکي قصد انتقال واحد ساختماني خود را داشته باشد، بايد کليه اسناد تسويه هزينه‌ هاي ساختماني را به دفترخانه اسناد رسمي تسليم کند. و اين اسناد بايد به تاييد و امضاي مدير ساختمان نيز رسيده باشد. فقط در اين صورت اسناد معتبر بوده و صحت دارند.


اختيارات مدير ساختمان در صورت عدم پرداخت شارژ


در صورتي که مالکي حق شارژ ساختمان را پرداخت نکرده باشد، مدير ساختمان موظف است به او ابلاغيه‌ اي ارسال کند و وي را نسبت به بدهکاري خود مطلع کند. اظهار نامه بايد در فرم‌ هاي مخصوص دادگاهي و در سه نسخه تهيه و در دبيرخانه دادگاه به ثبت برسد و مامور دادگاه ابلاغيه را به مالک بدهکار ابلاغ کند. بنابراين اطلاع رساني بدهي مالک از طريق نامه يا معرفي او به سايرين در برد ساختمان اعتبار قانوني ندارد و در دادگاه قابل استناد نيست. در اين موارد  مالک بدهکار موظف است که در مدت 10 روز بعد از دريافت اظهارنامه، بدهي خود را پرداخت کند. در صورتي که مالک بدهکار بدهي خود را در مدت مذکور پرداخت نکند، مدير مي‌تواند خدمات تاسيساتي مربوط به واحد بدهکار را قطع کند. به طور مثال مي‌تواند آب، برق و گاز واحد بدهکار را قطع کند تا وي مبلغ بدهي خود را به مدير ساختمان پرداخت کند. البته لازم به ذکر است که مدير ابتدا بايد اظهارنامه را ابلاغ کند و در صورت عدم توجه مالک، خدمات تاسيساتي واحد او را قطع کند، زيرا در غير اين صورت مالک مي‌تواند نسبت به وضع پيش آمده معترض باشد.



به دليل آن که سند ملکي يک سند رسمي است بنابراين باطل کردن آن بايد مانند ديگر اسناد رسمي با حکم قطعي دادگاه و مراجع صالح قضايي صورت گيرد.

ابطال سند رسمي

اشخاص ذينفع مي‌توانند در خصوص اسناد رسمي مانند سند مالکيت، سند رسمي اجاره و … در صورت وجود دلايل قانوني مبني بر بي اعتباري آن ها، در دادگاهي که صلاحيت رسيدگي به موضوع را دارد، درخواست ابطال سند را ارائه کنند و دادگاه موظف است که به موضوع رسيدگي کند. به گزارش مجله دلتا سازمان ثبت اسناد و املاک، براي املاکي که به طور رسمي و قانوني ثبت مي‌شوند سند رسمي تنظيم و صادر مي‌کند. بنابراين سند رسمي ملک داراي اعتبار قانوني است. اما گاهي ممکن است به درخواست صاحب سند يا به دليل انتقال مالکيت و يا با حکم دادگاه سند رسمي ملک باطل شود.


سند رسمي


نحوه باطل کردن سند رسمي ملک


به دليل آن که سند ملکي يک سند رسمي است بنابراين باطل کردن آن بايد مانند ديگر اسناد رسمي با حکم قطعي دادگاه و مراجع صالح قضايي صورت گيرد. در اين موارد درخواست متقاضيان مبني بر ابطال اسناد رسمي پس از ثبت و رسيدگي در دادگاه براي اقدام به دفتر ثبت اسناد و املاک ارجاع داده مي‌شود. اين مدارک پس از بررسي، همراه ساير ضمائم به قسمت بايگاني ارسال مي‎شوند تا پرونده ثبتي به آن پيوست شود. در قسمت بايگاني، پرونده ابطال سند رسمي تشکيل مي‎شود تا مورد بررسي قرار گيرد. پس از اطمينان از نبود نقص و ايراد در پرونده، با ادامه مراحل ابطال ، پيش نويس سند رسمي تهيه مي‎شود. در اين پيش نويس، شماره نامه يا حکم يا سند انتقال نيز درج و سپس پيش نويس سند مالکيت رسمي جديد به متقاضي داده مي‎شود.


شرايط ابطال سند رسمي ملک


شخص براي باطل کردن سند رسمي ملک هنگام ثبت دادخواست به دادگاه بايد مواردي را رعايت کند. در واقع متقاضي بايد در درخواست خود کليه مشخصات کامل سند اعم از سند مالکيت يا غيره را به طور دقيق ذکر کند. اين مشخصات شامل؛ اطلاعات شخصي مالک قبلي و مالک جديد، مشخصات ملک، شماره پرونده ثبتي، نحوه باطل شدن سند مالکيت اوليه و شماره و تاريخ است. اگر سند رسمي قبلاً نيز باطل شده، بايد به پرونده ثبتي پيوست شود. درخواست متقاضي نيز پس از انجام تشريفات، بايد به دفاتر اسناد رسمي ارسال گردد تا سند رسمي اوليه باطل شود. هزينه صدور دفترچه سند رسمي را که دادگاه  تعيين کرده است، بايد متقاضي پرداخت کند. يکي از مراحل اصلي ابطال سند رسمي احراز هويت متقاضي است. در اين مرحله علاوه بر اينکه متقاضي بايد کپي برابر اصل تمام مدارک شناسايي را به دادگاه ارائه دهد، بررسي و تطبيق آن ها با مشخصات متقاضي نيز بايد توسط کارشناس انجام ‎شود. پس از طي اين مراحل، پرونده ابطال سند رسمي در دادگاه بايگاني و رسيد آن را به متقاضي ارائه مي‎شود.


باطل کردن سند رسمي


نکات حقوقي مهم در خصوص اسناد :



  • سند رسمي سندي است که نزد مراجع دولتي و يا مراجعي که قانونگذار براي تنظيم برخي اسناد در نظر گرفته مثل دفاتر اسناد رسمي يا دفاتر ازدواج يا دفاتر طلاق تنظيم مي‌شود.

  • بسياري از اسناد در قالب يک قرارداد تنظيم مي‌شوند ولي هميشه اين چنين نيست مثلا سند اقرارنامه رسمي بوده اما قرارداد نيست.

  • دادگاه صالح براي طرح دعواي ابطال سند، دادگاه محل تنظيم سند است.

  • دعواي ابطال سند، دعواي غير مالي است.

  • نتيجه ابطال سند و گاهي به طبع آن ابطال معامله اين مي‌شود که همه چيز و همه اجزاي رابطه به زمان قبل از تنظيم سند باز مي‌گردد.



يکي از مهم ترين مصاديق کفالت زماني است که دادگاه از متهم کفيل مي‌خواهد و وي متعهد مي‌شود که متهم را هرگاه که دادگاه احضار کند، براي محاکمه يا تحقيقات در دادگاه حاضر کند.